میراث ماندگارمان را دریابیم...

 

میراث ماندگارمان را دریابیم...

 عکس:عبدالرحیم عبدالکریمی

کوچه بازار ناصریه(محله شهر)

 

(پرورشگاه صنعتی)

 اینروز ها هرازگاهی شاهد تخریب مواریث فرهنگی وآثار ماندگار شهرمان به بهانه های مختلف هستیم. به طوریکه اگر کمی کنجکاو بوده و در کوچه پس کوچه ها وحتی برخی خیابانهای بافت قدیم کرمان قدم بزنیم این موارد براحتی قابل رویت می باشند.

در همین چند شماره پیش نشریه بود که نوشتیم: با تخریب غیر کارشناسانه فروشگاهی در مجاور مجموعه حاج آقا علی ، فروشگاه همسایه نیز فرو ریخت ،درحالی که خسارات جبران ناپذیری را به مسجد زیبا ومنحصر به فرد چهل ستون وارد آورده بود.اما افسوس ودریغ از یک اقدام کارشناسانه در این مورد و یا حتی دادن یک جوابیه به نشریه از سوی مسئولین ذیربط.

واین بدین معنی است که متاسفانه مسئولین ما علی رغم شعارهایی که در این مورد داده و واویلایی که در پیرامون خود براه می اندازند لیکن در عمل ترجیح میدهند تا با تسامح وتساهل این گونه موارد را به نوعی رفع ورجوع کنند و...

از این دست موارد بسیار است ، همین چند روز پیش بود که سقف راسته بازاری کوچک اما زیبا در یکی از کوچه بازارهای منتهی به  خیابان شهید ایرانمنش وشهید باهنر (ناصریه ) در حال تخریب بود که از بد حادثه مسئولین خبرنگار ما سر رسید واز این ماجرا عکسهایی را تهیه نمود. ویا اینکه دطی همین روزها بود که ساختمان پرورشگاه صنعتی کرمان که در پشت موزه صنعتی کرمان واقع است و دارای معماری زیبا و قابل توجه ای می باشد و قرار بود به مجموعه موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان اضافه به دستور مسئولین  مورد تخریب قرار گرفت اگرچه با  حضور نیروهای سازمان میراث فرهنگی در حالی که خسارات زیادی به این ساختمان وارد شده  و قسمت اصلی آن با بولدوزر خراب شده بود  از ادامه تخریب جلوگیری شد و... از این دست بسیار است.

ای کاش مسئولین عزیز درگیر با این موارد از جمله سازمان میراث فرهنگی ، شهرداری ،فرمانداری، استانداری و... با انجام اقدامات کارشناسانه ضمن شناسایی اینگونه مکانها که بعضا به جبر زمان فراموش هم شده اند ونیز تدوین قوانین وایین نامه های جدید ومرتبط با مسائل مطروحه ، نسبت به اعمال این قوانین وحفاظت از تاریخ وفرهنگ دیر پای دیار کریمان مدق بوده و ضمن شدت عمل برخورد با خاطیان ، خادمان وشهروندان دلسوز وخدوم را مورد حمایت وتشویق قرار دهند.

بهرصورت امیدواریم که مسئولین عزیز ضمن توضیح در مورد تخریب مواریث ماندگار کرمان در جای جای شهر خاطیان احتمالی را به مردم معرفی نموده وبرخوردی شایسته با آنها داشته باشند. انشا الله 

 

 

 

ساختمان پرورشگاه صنعتی کرمان تخریب شد

 

ساختمان پرورشگاه صنعتی کرمان که در پشت موزه صنعتی کرمان واقع است و دارای معماری زیبا و قابل توجه ای می باشد 

و قرار بود به مجموعه موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان اضافه گردد دوشنبه شب به دستور مسئولین  اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان بدون  اطلاع به میراث فرهنگی مورد تخریب قرار گرفت اما با  حضور نیروهای سازمان میراث فرهنگی در حالی که خسارات زیادی به این ساختمان وارد شده  و قسمت اصلی آن با بولدوزر خراب گردیده از ادامه تخریب جلوگیری شد . این درحالی است که مسئولین ارشاد کرمان اعلام داشته اند که  این ساختمان جزو مواریث فرهنگی نبوده  وبه دلیل قرارگرفتن روی قنات فاقد ارزش میباشد وهمچنین احداث فاز دوم موزه وتخریب این ساختمان جزو مصوبات دور اول سفر ریاست جمهوری بوده وباید اجرایی میشد

درهمین حال یکی دیگر از مسئولین اظهار داشت اگر میراث دلسوز این گونه مکانها بود چرا تاکنون هیچ اقدامی  در مورد آنها به انجام نرسانده بود بطوریکه این مکان بخاطر عدم رسیدگی خود در حال تخریب بود.

 

 

باز اين چه شورش است...

 

 

 -باز هم سال قمری نو شده است ومحرم ماه خون وغم،دوباره چتر خود را بر سر شیعیان

جهانگسترده است ،ماهی که تا آغاز میشود حزن وبغضی غریب وجودت را فرا میگیرد

،بیقراری ،تلواسه داری،شاید دائم در انتظار حادثه ای هستی که اصلا دوست نداری تا اتفاق

 بیافتد و...

-  کاروان مدینه مثل هر سال عزم سفر زیارت خانه خدا را کرده بود ، بار عام بود و جمع کثیری

 پا دررکاب امام ، از فرزند و عشیره گرفته تا عده ای که خود را شیعیانش می نامیدند اما امام

خوب میدانست که بسیاری از آنها تنها همسفرش هستند ونه هم دلش ، وامام ميخواست تا

در همين سفرآخر،تکلیف همه را روشن نماید ،مرد را از نامرد تمیز دهد و...

سفر آغاز شده  بود ، مکه و مکیان سرشار شور و غرور بودند، فرزند رسول ا... آمده، لیکن

 هنوز موسم حج نرسیده و هنوز حاجیان لباس احرام بر تن ننموده کاروان دوباره بار سفر

بست ، به کجا ؟ کسی نمی دانست ولی نینوا خوب می دانست، او می دانست که زمینی

برگزیده است ، که جایگاهی بس رفیع خواهد داشت، نينوا سرزميني بود كه ازآدم ابوالبشر تا

خاتم (ص) تمامی برگزیدگان را به سوی خود فرا خوانده بود وشرح این افسانه بی نهایت را

برای تمامیشان سروده بود وحالا دیگر زمان به حقیقت پیوستن آن افسانه شوم سررسیده بود

 وحالا نینوا هم خوب میدانست که چند روز دیگر پهنه اش آبستن حادثه ای خواهد بود که تا

قیام قیامت او را بر سر زبانها خواهد افکند.پس باید خود را آماده میکرد!

ـ حر که به کاروان امام رسید تشنه بود هم خود و هم سپاهیانش ، هم خدم و حشم و هم

اسبانش را ودست کرامت امام آنها را سیراب ساخت اما پاسخ حر چه بود شما نمی توانید

 به کوفه بروید ، راه خود را به سویی دیگر کج کنید . کاروان به دشت قادسیه رسید ،

سرزمینی میان دو رود جاری ، قلب امام جوری دیگر می تپید ، شوقی عجیب در چشمان مولا

پدیدار بود ، دیدار یار ، وصال ، کاروان به کربلا رسیده بود دشتی که سرزمین بلا می خواندندش

و امام می دانست که چه خواهد شد و چه بر او وخاندانش خواهد گذشت ، لیکن او امام بود ،

می توانست و اجازه داشت تا تقدیر را  به نوعی دیگر رقم بزند ، اما ...

اما ماموریت مولا چیز دیگری بود ، نهادینه کردن آزادی و آزادگی ، له کردن طاغوت ، مصاف با

ذلت و خودکامگی ، ستیز با جهل و نادانی ، نبرد با تحجر  و دین فروشی و ... و همه این مهم

 مسیر نمی گشت مگر باوقوع آن حادثه

ولی نه یک چیز دیگر هم بود یک هدف و اندیشه والاتر نیز ذهن امام را به خود مشغول کرده

بود گنهکاران امت جدش امام آگاه بود که این امت هر چه که باشند و در هر دوره ای که

زندگی خویش را سر کنند باز هم غرق گناه خواهند بود و روسیاه و ...

و او می خواست تا معنای ایثار را به مفهوم واقعی به شیعیانش نشان دهد ، شفیع یعنی

همین ، پس خود را « قتیل العبره » خواند و ...

- اکنون  دهم محرم فرا رسیده است ،همین دیشب خیل همسفرانی که به طمع ریاست

وسیاست با کاروان آل الله همراه شده بودند ،فرار را بر قرار ترجیح دادند وتنها کسانی مانده

اند که خاص تر وخالص تر از آنها کسی دیگر وجود ندارد ، تمامی کفر در برابر تمامی ایمان صف

 آرایی کرده است وزمان لحظه امتحان عظیم الهی را انتظار میکشد...

از اینجایش دیگر نوشتن ندارد ، آنقدر شنیده ایم و شنیده ایم که بند بندوجودمان هرحادثه اش

 را فریاد میزنند ، تنها تو تجسم کن ، تصور کن ودمی خودت را به آن صحرای سوزان  برسان

وآنوقت : تک تک آن حادثه ها ومصیبتها را تماشا کن ،سعی کن تا فقط یکی ازآنها را درخیالت

 بازسازی کنی وبعد... حالا میتوانی اشکهایت را از گوشه چشمت برچینی ، نه احتیاجی نیست

 که آنها را پنهان کنیع فقط سعی کن ، سعی کن که حسینی باشی...

- محرم که می رسد دل شیعیانی  که همیشه با شنیدن نام حسین (ع) و عباس (ع) بغض

گلویشان را می فشارد ، را حزن واندوهی غریب فرا میگیرد، محرم که می رسد اصلا زمانه

زمانه دیگری است ،پهنه  آسمان سرخ میشود ، تمام مخلوقات خداوند پریشانند ، حتی سنگها

 به زبان خودشان ، نوحه می سرایند و تو این را حس می کنی ،؛ با تمام وجودت ، حس میکنی

 که باید کاری بکنی ،میدانی که میخواهد اتفقاق ناگواری رخ بدهد اما نميتواني جلويش را

بگیري ، ،بند بند بدنت می خواهد از هم بگسلد ، قلبت جور دیگر می تپد ، اندوهی عظیم

همراه با غروری وصف ناپذیر بر حست چیره می شود ، تمام غمهای خود را به باد می سپاری

و دلت برای فرزند فاطمه (س) می شکند ، محرم که می رسد دوست داری فکر کنی ، تامل

کنی ، کمی عمیق تر از گذشته به پیرامونت می نگری ، به یاد هزار و سیصد و اندی سال

پیش می افتی ، آنچه را که خوانده ای و نسل به نسل و سینه به سینه شنیده ای مرور می

کنی تبی سرد بر بدنت مستولی می شود و دلت می خواهد تا خلوتی دنج را بیابی تا کمی

خود را سبک کنی ، بغضت می شکفد و بی اختیار هوای خلوتت ابری می شود و بعد می

باری ... نه برای اینکه از بار گناهت بکاهی ، که اشکت را تقدیم مولایی می کنی که همه

چیزش را برای تو ایثار کرد یا حسین (ع)

 

 

 

ما نیز مسلمانیم

 

محرم امسال  بازهم برای مسلمانان جهان با درد وخون وآتش آغاز شد ومسلمانانی دیگر درگوشه دیگری از این کره خاکی  دست به گریبان آتش وخون هستند

انگار که خداوند چنین مقدر کرده است که بندگانش  را همواره در معرض آزمایش وامتحان قرار دهد و...

غزه اینروزها باردیگر اندوهي نو را تجربه ميكند ودر اين بين جهانيان هركدام به نوعي ازمون خود را در پیشگاه خالقشان  پس میدهند.

عده ای از مردم بدون درنظر گرفتن دین ومرام ومسلک وتنها به خاطر انسان بودن مردمی دیگر ، فریاد وامصیبت سرداده وهرکدام به فراخور توان وهمت ومعرفتشان با غزه نشینان همدردی میکنند وجمعی دیگر که متاسفانه مسلمان نما نیز مینمایند جام به جام دشمنان بشریت زده وقهقهه یب بدبختیشان را سر میدهند

براستی برما چه شده است؟

امروز قومی که نام پیامبر بزرگ خود موسی را نیز لکه دار کرده اند بی پروا وبدون ترس از آینده شومی که خداوند بر آنها مقدر خواهد نمود هم نوعان خود را به جرم اینکه پیروان آیینی دیگر که ازقضا برترین وبهترین ایین بشریت هست به خاک وخون میکشند وجمعی نیز با سکوت خود ،خویشتن را در عقوبت وگناه آنان شریک میکنند.

وباز هم دست مریزاد به شیعیان علوی که فارغ ازتوجه به رنگ ونژاد وایین مردمان سرزمین اقصی ،تنها حامیان آنها در این عرصه خون الود هستند

آری دین وایین علوی اینگونه به ما آموخته که باید هماره به دفاع از مظلوم بپردازیم  ودر مقابل ظلم بیاستیم .

شیعه حسین را دارد،همو که فریاد بر اورد که اگر دین ندارید لا اقل ازاده باشید ، وشیعه آموخته است که باید به یاری انسانها بشتابد مهم نیست که شیعه اند یا سنی ، مسیحی اند یا یهودی ، دوست ما هستند یا .... تنها کافی است که مظلوم باشند  وانوقت است که وظیفه شان حکم میکند تا به فریاد هل من ناصر انها لبیک گویند با تمام توان وقدرت به یاریشان بپردازند.

محرم امسال بازهم با درد وخون واتش واندوه آغاز شده است ومردمانی دیگر در گوشه ای از جهان فریاد مظلومیت خویش را سرداده اند واین امتحانی دیگر برای افریدگان خداوند است، که یاریشان کنند ویا ...

به امید روزی که موعود ما منتظران واقعی اش را به آرزویشان برساند و با ظهور وحضور خود در پهنه گیتی داد تمامی مظلومان وبالاخص بزرگترین مظلوم جهان ـجد بزرگوارش ـ را از ظالمان باز ستاند که :

این طالب بدم المقتول بکربلا...

انشا الله

 

 

 

اساس نامه جدید تصویب نشد

 

 

مجمع عمومی سوم خانه مطبوعات کرمان عصریکشنبه در حالی برگزار شد که طی هفته های گذشته شایعات وبحث های زیادی در محافل مطبوعاتی وفرهنگی در مورد اساسنامه جدید پیشنهادی وزارت ارشاد مطرح بود اساسنامه ای که به خاطر وجود چند بند جدید علی الظاهر این تشکل صنفی غیردولتی را وابسته وتحت تسلط دولت مینمود

خانه هاي مطبوعات اولين بار درحدود 10 سال پیش وتوسط وزارت ارشاد دراستانها تشکیل شدند ورفته رفته وبراساس اصل 44 قانون اساسی به سمت غیردولتی شدن پیش رفتند تا اینکه در سالهای اخیر وبااراده دولتهای پیشین واصحاب رسانه وبا تغییراتی که دراساسنامه های آنها به وجود امد به نهادهایی کاملا غیردولتی مبدل گشتند که توسط خود اصحاب مطبوعات وبا قدرت به حیات خویش ادامه میدادند

به طوری که در دوره های اخیر کاملا این موضوع مشهود بوده و اکثریت فعالیت وحمایت خانه های مطبوعات برعکس گذشته معطوف به روزنامه نگاران وخبرنگاران ونه مصرفا مدیران مسئول معطوف بود

در این میان البته تعدادی از خانه های مطبوعات استانها از جمله خانه مطبوعات کرمان با حرارت وگرمی وتلاش بیشتری به اداره امور مشغول بوده وجایگاه بسیار رفیع وبزرگی را در جامعه پیدا کرده بودندودر برخی استانها نیز بالعکس از چندان رونقی برخوردار نبوده اند

اما طی ماههای اخیر وبنا به سیاستهای جدید وزارت خانه تصمیم براین شدتا این نهادهای غیردولتی باردیگرتحت سلطه ادارات ارشاد قرارگیرند واین مهم به این صورت به استانها ابلاغ شد که اگر خانه های مطبوعات میخواهند تا از امکانات اداره ارشاد استفاده نمایند اساسنامه جدید را تایید نموده واگر خواهان ادامه حیات با همان اساسنامه قبلی وبه صورت غیردولتی میباشند ارشاد هیچ حمایتی از انها نخواهد نمود

در اینجا قصد واشکافی این موضوع را ندارم چه اینکه دوگانگی سیاست ارشاد از حمایت این اداره از انجمنهای فرهنگی وهنری که انها هم به دستور ارشاد غیردولتی شده ومجددا به ثبت رسیده اند اما بودجه های کلانی از دولت دریافت میدارند کاملا مشهود است، واما بعد...

اساسنامه جدید چندماه پیش برای تصویب یا عدم تصویب به شورای مرکزی خانه مطبوعات سپرده شد وشورای مرکزی نیزبرای اینکه کاملا دموکراتیک عمل کند تصمیم گرفت تا تصویب یا عدم تصویب  این اساسنامه را به مجمع عمومی بسپارد و...

جالب اینکه دراین میان دوستان اصولگرایی که سعی در تصاحب کرسی های  خانه مطبوعات را داشته اما معمولا به دلیل کثرت روزنامه نگاران اصلاح طلب وعدم مقبولیت خودشان این مهم را دور از دسترس میدیدند  با دو به هم زنی وایجاد شایعه ونیز تاکید بر تشکیل خانه  مطبوعاتی دیگر عملا جو را متشنج کرده وحتی فرصت مطالعه وتعمق دوستان مطبوعاتی رادرمورد اساسنامه جدید گرفتند

وجالب اینکه این دوستان سعی داشتند تا با ترفندهای مختلف مدیر کل ارشاد را در مقابل خانه مطبوعات قرارداده  وازاین آب گل آلود ماهی خویش را صید کنند اما

به هرصورت عصریکشنبه مجمع عمومی سوم خانه مطبوعات تشکیل شد واعضای حاضر در این مجمع پس از استماع سخنان مخالفان وموافقان اساسنامه پیشنهادی ، رای به عدم تصویب این اساسنامه دادند وبدین ترتیب با رای اکثریت قریب به اتفاق روزنامه نگاران استان خانه مطبوعات کرمان کمافی السابق به کارخود ادامه خواهد دادو...

حال این سوال مطرح میشود که عکس العمل وواکنش مدیریت ارشاد استان در قبال جامعه مطبوعاتی چه خواهد بود؟

آیا وی خود را در برابرمطبوعات وجامعه مطبوعاتی قرارخواهدداد؟ویا اینکه سعی خواهدکرد تابا دوراندیشی ودرایت راهکاری را برای به دست آوردن به اصطلاح دل هردوطرف (مطبوعات استان و وزارت خانه ) پیدا نماید؟

به نظر میرسد عاقلانه ترین راه ارائه پیشنهادی به عزیزان مستقر دروزارت خانه است تا با اصلاح موارد وبندهایی از اساسنامه مذکور ،راه را بر سو استفاده های احتمالی در آینده از مفاد این اساسنامه ببندند

البته با توجه به اینکه مدیر کل محترم  ارشاد خود از اهالی مطبوعات بوده ودر گذشته خود ایشان از تاثیرگذاران افراد جامعه مطبوعات وعضو  شورای مرکزی این خانه بوده اند وهمچنین با توجه به اینکه خانه مطبوعات کرمان تاثیر گذارترین خانه دربین خانه های مطبوعات کشور میباشد ،انتظار میرود که مدیرکل محترم  تمامی تلاش خود را برای حفظ وادامه حیات این مجموعه به کار بندند ونگذارند برخی افراد کوته فکر ودون مایه با دست آویز قراردادن مسائل جناحی وتفکر سیاسی به جای دیدگاههای صنفی ،باعث ایجاد اختلاف شده وآب در آسیاب  دشمن بریزند

 

 

گنجعلی خانی آمد

 

و سرانجام خبر برکناری کمال جوانمرد از ریاست تربیت بدنی کرمان به حقیقت پیوست تا سه سال گمانه زنی در رابطه با برکناری او بالاخره به حقیقت تبدیل شود!

مطابق آخرین خبرها ظاهرا دستور برکناری جوانمرد از مدت ها پیش توسط دفتر علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی اعلام شده بود اما اختلافات در استانداری کرمان برای تعیین جانشین او سبب وقفه ای بلند مدت در اعلام این خبر شده بود که ظاهرا روز گذشته و با رایزنی مستقیم علی آبادی و دهمرده استاندار کرمان بر روی جانشین او توافق حاصل می شود تا بالاخره جوانمرد ساختمان شیشه ای تربیت بدنی کرمان را ترک کند. اما جانشین جوانمرد نامی است که سبب می شود مدیر کل سابق هرگز با رضایت این پست را ترک نکند چراکه صندلی او به یکی از مخالفان و در واقع مقاومان در برابر تصمیمات نادرست او می رسد! نصرالله گنجعلی خانی رییس هیات فوتبال کرمان و یکی از چهره هایی که جوانمرد با حضور او در عرصه ورزش کرمان به شدت مخالف بود و بارها درصدد تغییر او برآمد به عنوان مدیر کل جدید تربیت بدنی کرمان فعالیت خود را آغاز خواهد کرد! چندی پیش بود که جوانمرد بدون هماهنگی با فدراسیون فوتبال گنجعلی خانی را از سمت ریاست هیات فوتبال کرمان برکنار و حتی جانشین او را هم معرفی کرده بود که با قدرت رییس سابق کمیته امداد کرمان هرگز به این هدف خود نرسید تا امروز جای خود را در تربیت بدنی به او دهد! 

 مراسم تودیع و معارفه جوانمرد و گنجعلی خانی دوشنبه ساعت ۲.۳۰ عصردر تالار اجتماعات بانک ملی برگزار خواهد شد. در ابتدا باید دید که جوانمرد اصلا قصد شرکت در این مراسم را دارد و در ادامه باید شاهد روبوسی سرد او با گنجعلی خانی بود!