هراس در جبهه اصولگرایان
اینروزها هرچه که به پایان روزهای زمامداری دولت نهم و انتخابات دهم ریاست جمهوری نزدیک می شویم
هراسی محسوس در جبهه اصولگرایان خود را نمایان می کند. هراس از اینکه آیا با این نوع روش حکومت
داری و اداره کشور، که نتیجه و بازخوردی جزء یاس و ناامیدی در میان توده های مردم و به بن بست رسیدن
اکثریت برنامه های فرهنگی، هنری، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور نداشته است، آیا در انتخابات آتی
بازهم با اقبال مردم و حتی نزدیکان ومنسوبین خود روبرو خواهند شد یا... از سوی دیگر با مطرح شدن بحث
حضور دوباره سید محمد خاتمی و گمانه زنی هایی که در این مورد در مطبوعات و رسانه های مختلف کشور
مطرح می شود این هراس را صدچندان نموده هراسی که جبهه اصولگرایان را با چالشی جدی تامل برانگیز
روبرو کرده است به طوری که این بزرگواران بجای اینکه به اصلاح عملکرد خویش و جلوگیری از تکرار
اشتباهات بپردازند بیشتر در این اندیشه بسر می برند که چگونه از ورود چهره های شاخص اصلاح طلب به
انتخابات جلوگیری به عمل آورند. با نگاهی اجمالی به عملکرد دولتمردان نهم طی سه سال گذشته و بررسی
حوزه های مختلف کاری دولت و نتایجی که در پی داشته براحتی می توان استنباط کرد که هم اکنون کشور در
وضعیتی بسیار نابسامان و متلاطم بسر می برد و در این میان بیشترین ضربه و فشار به قشر متوسط و
ضعیف جامعه وارد شده و اساسا" زندگی مردم را از جنبه های اقتصادی اجتماعی وحتی فرهنگی با چالشهای
بسیار جدی روبرو کرده است بطوریکه اکثریت جامعه با فرار از سیاست زدگی و سیاست ورزی در
تنگناهای به وجود آمده چاره ای جز بی تفاوتی نسبت به وضعیت موجود و سپردن سکان زندگی خویش به این
دریای آشفته به امید رسیدن دستی از غیب برای نجاتشان متصور نیستند.
گسترش فقر در میان توده های مردم و افزایش فاصله طبقاتی میان اغنیا و فقرای جامعه به واسطه سیاستهای
غلط اقتصادی دولت، وضعیت نابسامان تولید داخلی و تعطیلی بسیاری از کارخانجات و موسسات تولیدی
خصوصی و نیمه خصوصی کشور و ورشکستگی بسیاری از تجار و سرمایه گذاران، خالی شدن صندوق
ذخیره ارزی کشور علی رغم افزایش روز افزون قیمت نفت،بالا رفتن نرخ تورم واقعی کشور و افزایش
30 درصدی آن نسبت به گذشته، بحران در بازار مسکن و افزایش 150 درصدی فروش و اجاره بهای مسکن
در کشور،شکست طرحهای زودبازده و انحراف منابع مالی این طرحها و تورم ناشی از آن ، کاهش منابع
بانکها و خطر ورشکستگی بانکهای دولتی و خصوصی کشور، افزایش نرخ بهره و تبعات ناشی از آن،
واردات بی رویه کالاهای اساسی و غیر اساسی و در مقابل کاهش بیش از پیش صادرات که نتیجه ای جز
افزایش بیکاری و ورشکستگی صنعتگران و نابودی کشاورزان کشور در پی نداشته است.
طرح سهمیه بندی بنزین و اجرای غلط آن، اجرای طرح تحول اقتصادی که در شرایط موجود به جز رئیس
جمهور و اطرافیان ایشان ،کلیه کارشناسان و اقتصاددانان اجرای آن را اشتباه بزرگ دولت و خرابتر شدن
وضعیت اقتصادی کشور عنوان می کنند، رواج خرافات و سوء استفاده از دین توسط برخی از مسئولین که
نتیجه ای جز دین گریزی جوانان در پی نداشته است، سیاست های غلط دولت در روابط خارجی و مشکلاتی
که در این میان گریبان گیر کشور گردیده، مدیریت اشتباه بحث انرژی هسته ای که این مسئله را با پیچیدگی
های متفاوتی روبرو کرد، برخورد با سیاسیون و برخی فعالان دانشجویی، سیاستهای غلط دولت در قبال
ورزش کشور که نتایج آن بازخوردی جز افت و سرشکستگی برای ایران عزیز در پی نداشته است، تفکر غلط
مدیران فرهنگی و سیاستهای اشتباه آنها در عرصه فرهنگ و هنر که نه تنها باعث اعتلای آن نگردیده بلکه
باعث افزایش نفوذ و تهاجم فرهنگی غرب در میان نسل جوان جامعه شده، گرانی بی رویه کالاهای اساسی و
مایحتاج عمومی مردم و فشار مضاعفی که بر جامعه تحمیل گردیده، افزایش نرخ بیکاری به واسطه عدم
کارآفرینی از یکسو و تعطیل و ورشکستگی صنایع موجود از سوی دیگر، و دهها و دهها مورد دیگر که
براحتی می توان برای اثبات هر کدام از آنها مقاله و مطلبی جداگانه را به تحریر درآورد کافی است تا بی
کفایتی مدیران دولت نهم را برای مردم آشکار سازد بطوریکه این وضعیت بسیاری از اصولگرایان را در
صف منتقدین دولت قرار داده و بسیاری از آنها نگران این موضوعند که مبادا به خاطر عملکرد اشتباه عده ای
قلیل، کل جریان و تفکر اصولگرایی زیر سوال برود در کنار اینهمه اتفاقاتی چون ماجراهایی که در مورد
اظهارات عجیب و غریب برخی از مسئولین و ادعاهای واهی آنها مطرح می شود، اظهارات رحیم مشایی
، ماجرای مسئولین وزارت علوم در دانشگاههای مختلف، ماجرای رسوایی وزیر کشور و عدم واکنش مسئولین
و بالاخص مجلس هشتم در این رابطه، اظهارات وزرای برکنار شده رئیس جمهور در مورد بی کفایتی دولت
از جمله دانش جعفری و یا نامه مظاهری رئیس بانک مرکزی و.... ماجراهایی که در مورد اختلاس و یا فساد
مالی و اخلاقی برخی مدیران که در محافل خصوصی و عمومی مطرح می گردد، فشارهای حساب شده ای که
از طریق کنترل آگهی هاو.... بررسانه ها وارد شده و در نهایت مرگ تدریجی آنها را در پی خواهد داشت،
رواج پدیده دروغگویی در میان برخی از مسئولین برای توجیه عملکردهای خویش در حوزه های
مختلف،استفاده ابزاری از تریبون های مذهبی برای تبلیغ خود و یا تخریب رقبا و... هر کدام به تنهایی
بحرانهای مختلفی را در ابعاد واندازه های مختلف در کشور ایجاد نموده که همه و همه در نهایت به ضرر
دولت تمام شده و اقبال عمومی مردم را نسبت به دولتمردان و تفکرات آنها با کاهش بسیار شدیدی روبرو نموده
است. و جالب اینکه همانگونه که قبل از این نیز ذکر شد بسیاری از این عزیزان بجای اینکه در صدد راه چاره
برآمده و برای جبران اشتباهات گذشته و نجات کشور تدبیری بیاندیشند، به فکر پاک کردن صورت مسئله
افتاده و حتی شنیده می شود که با تشکیل جلسات خصوصی نسبت به حتی حذف برخی از رسانه های مردمی
به طریق مختلف چاره اندیشی می نمایند! بهرصورت با توجه به موارد ذکر شده و فضایی که هم اکنون در
جامعه متصور است به نظر می آید که اقبال عمومی مردم به سمت شخصیت های اصلاح طلبی که متعهد به
نظام مقدس جمهوری اسلامی و دین مبین اسلام باشند بسیار بیشتر از گذشته می باشد و اگر چه اصلاح طلبان
در مقاطعی بخاطر انتخاب غلط برخی از مدیران و چهره های تندرو دچار اشتباه گردیدند و کشور را با
مشکلات دیگری روبرو نمودند اما در نهایت با مقایسه ای اجمالی می توان دریافت که سیاستها و تفکرات
اصلاح طلبان برای اداره کشور بسیار کارسازتر و موثرتر بوده و در نهایت حضور آنها در صحنه مدیریت
کشور میتواند کشور را از این وضعیت رهایی بخشد. و جان کلام اینکه اگر چه عملکرد دولت مردان نهم
فضائی از یاس و ناامیدی را در جامعه ایجاد نموده اما درک سیاسی و شعور بالای مردم این موضوع را
همواره در ذهن آنها متبادر میکند که این عملکرد را به کل نظام مقدس جمهوری اسلامی نسبت نداده و تنها
انتخاب غلط خود را نتیجه این حوادث بدانند و این مهم زمانی قابل درک است که حضور میلیونی مردم در
صحنه های مختلف از جمله راهپیمائی روز قدس و یا نماز عید سعید فطر مشاهده می شود، بدین معنا که مردم
فهیم ایران هرگز از نظام مقدس جمهوری اسلامی و دین مبین اسلام سرخورده نشده و فقط از نوع مدیریت
برخی از دولتمردان به ستوه آمده اند. اینروزها هرچه که به پایان روزهای زمامداری دولت نهم و انتخابات دهم
ریاست جمهوری نزدیک می شویم هراسی محسوس در جبهه اصولگرایان خودنمایی می کند هراسی که ناشی
از عملکرد بد و اشتباه آنها در قبال اداره کشور می باشد و دراین میان اصلاح طلبان می توانند تا با مطرح
کردن چهره ای شاخص که بتواند با طرحها و برنامه های خود و باتکیه بر خرد جمعی کشتی شکسته کشور را
از این اقیانوس پرتلاطم نجات بخشد، پیروز انتخابات آینده باشند. در پایان امیدواریم هر آنچه که به خیر و
صلاح مردم کشور عزیزمان از سوی خداوند متعال مقدر شده است به وقوع بپیوندد . انشاءالله