سلام به همگی
اینروزهارو ببخشید اگه کمتر هستم
چهاردهم روز قلم بود
چهادهم برای من روز خوبی بود
چهادهم دخترم قدم به این دنیا گذاشت
چهاردهم <<نرگس>>به جمع ما پیوست

سلام به همگی
اینروزهارو ببخشید اگه کمتر هستم
چهاردهم روز قلم بود
چهادهم برای من روز خوبی بود
چهادهم دخترم قدم به این دنیا گذاشت
چهاردهم <<نرگس>>به جمع ما پیوست

ببخشیدچندگاهی است که نیستم
یعنی نگذاشته اند که باشم و...
خداوند رحم کند
کاش یکی این دست را از روی دهانم برمی داشت!...
http://hanamid.blogfa.com/post-42.aspx
جشنواره عکس
" بهار در کوير"
برگزار شد

جشنواره عکس" بهار در کوير " ويژه عکس هاي سفر دور نخست و دوم رياست جمهوري به استان کرمان با معرفي عکس هاي برتر، شامگاه سه شنبه در تالار عماد شهر کرمان برگزار شد.
دبير اين جشنواره در حاشيه برگزاري اين آيين گفت:جشنواره "بهار در کوير" با هدف ارتقاي سطح آگاهي عکاسان استان و حضور بيشتر آنان در چنين برنامه هايي از اهداف مهم برگزاري جشنواره بوده است.
به گفته "فرزاد گوري"، اين جشنواره در بخش هاي دوربين هاي ديجيتال، آنالوگ و تلفن همراه برگزار شد.
وي با اشاره به ارسال 250 عکس به دبيرخانه اين جشنواره تصريح کرد: پس از بررسي هاي مقدماتي 200عکس ارسال شده وارد بخش مسابقه شدند.
وي اضافه کرد:50 عکس به عنوان عکس هاي نمايشگاهي انتخاب و از اين ميان 8 عکس در بخش دوربين هاي ديجيتال و سه عکس در بخش دوربين هاي تلفن همراه به عنوان برگزيده انتخاب شد.
گوري ادامه داد: "عباس نظري فرد آبادي"، "صالح نخعي"،"عبدالرحيم عبدالکريمي"،"امين جعفري"نفرات نخست تا چهارم ،"امير نصري زاده" و "ياسر خديشي"(به طور مشترک پنجم)، "محبوبه صنعتي جوان" و "الهه سادات رياضي" ساير نفرات برگزيده در بخش دوربين هاي ديجيتال و آنالوگ شدند.
وي اضافه کرد: "محمد رضايي"، "محمد صادق محمودي" و "حسين بهرامي" نفرات نخست تا سوم بخش دوربين هاي تلفن همراه شدند.
دبير اين جشنواره در پايان اظهار داشت: "حسن سربخشيان"، "ناصر جواهري" و "حميد صادقي" داوران جشنواره بهار در کوير بودند
در آرزوي سالي خوش ....

سال هشتاد و هفت نيز با تمام خوبي ها و بدي ها و فرازها و فرودهايش به آخر رسيد و تا چند روز ديگر سال هشتاد و هشت آغاز خواهد شد و بهاري ديگر را براي مردم صبور، سخت كوش و اميدوار كشورمان به ارمغان خواهد آورد ، مردمي كه طي سالها روزهاي سختي را تجربه كرده اند ليكن با اميد به آينده اي درخشان كه در انتظارشان خواهد بود، اين روزها را بسر برده اند با بررسي اجمالي مي توان دريافت كه سال هشتاد و هفت سالي به نسبت سالهاي گذشته سخت تر و رنج آورتر براي مردم بود چه اينكه مردم ايران طي 30 سال گذشته بواسطه بروز جنگ تحميلي و پس از آن محاصره هاي گوناگون اقتصادي و سياسي بدي را پشت سر گذاشته بودند ليكن با توجه به اينكه در سالهاي اخير تلاش دولتمردان و مسئولين رفاهي نسبي را براي ايرانيان به ارمغان آورده بود، امسال را با بحران هاي مختلف بالاخص بحران اقتصادي به پايان بردند.
متاسفانه طي سالهاي اخير بواسطه سياستهاي معمولا اشتباه دولتمردان نهم در عرصه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ... كشورمان با چالشهاي جدي روبرو گرديد و ثمره اين اشتباهات در اسل 87 بازخورد خويش را به صورت نمايان تر نشان داد، تاسف بارتر اينكه هيچكدام از مسئولين نخواهند تا از تجربه مديران گذشته بهره ببرند و البته استفاده از تجربه كشورهاي توسعه يافته و يا در حال توسعه ديگر هم گناهي نابخشودني محسوب مي گرديد در اين ميان در كنار بحرانهاي مختلف سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... بحران اقتصادي و وجود تورم بسيار بالا در كنار ركود اقتصادي و ورشكستگي بسياري از بنگاههاي اقتصادي، نمودي محسوس تر را رقم زد و متاسفانه همين عامل خود رشد بسياري از بحرانهاي ديگر گرديد، تعطيلي بسياري از شركتها و بنگاههاي اقتصادي باعث شد تا بنگاههاي فرهنگي نيز به ورشكستگي هدايت شوند و با التبع آن فقره بيكاري، فساد، فحشا و... جاي خود را بيش از گذشته در جامعه باز كرد و در اين بين بحران جهاني اقتصادي نيز مزيد برعلت شده و شرايطي سخت را براي مردم ايجاد نمود و البته كارشناسان اقتصادي كشورنيز طي يادداشتها و مقالات گوناگون ضمن گوشزد نمودن اين موارد سالهاي آينده را نيز سالهايي بحراني از لحاظ اقتصادي براي كشور پيش بيني كردند.
سال 87 به روزهاي پاياني خود نزديك شده است و بزودي سال 88 آغاز خواهد گرديد ما به نوبه خود اميدواريم كه دولتمردان و مسئولين عزيز جمهوري اسلامي ايران با بررسي عوامل بحران زا و با بهره گيري از اقتصاد دانان و سياستمداران با دانش و با تجربه راه حلي اساسي را براي خارج ساختن كشور از بحرانهاي موجود و بالاخص بحران اقتصادي بيابند و با حمايت از كارخانه ها و بنگاههاي مختلف اقتصادي و فرهنگي كه روزهاي بسيار سختي را پشت سر مي گذارند، در راه ايجاد اشتغال و مهار تورم و نيز ثبات نسبي قيمتها گامي موثر و كارا بردارند، تا لااقل مردم صبور ايران طعم شيرين عدالت و رفاه را كه شعار اصلي دولت نهم بود را در ماههاي پاياني دولت بچشند. از ديگر سو اميدواريم تا مردم فهيم، هوشيار و با درايت كشور عزيزمان در انتخابات آينده رياست جمهوري بدور از هرگونه خط بازي و سياست زدگي با انتخابي هوشمندانه و درست، آينده اي ميمون و شيرين را براي ايران رقم بزنند.
در پايان نيز از خداوند متعال مي خواهيم تا همه مردمان عزيز اسلامي را در پناه خود و اوليايش از تمامي گزندها و فتنه هاي آخرالزمان محفوظ دارد و اسلام و ايرانيان را همواره پيروز و سربلند ساخته و فتنه هاي دشمنان آل محمد را به خودشان بازگرداند.
به اين اميد كه رهبر ومقتدايمان سالم و سلامت بوده و تمامي خدمتگزاران محمد و آل محمد در پناه حضرت ولي عصر ارواحنافدا بيش از پيش در خدمت مردم باشند. و سال هشتاد و هشت سالي مبارك و ميمون براي مسلمانان و بالاخص گروه شيعيان باشد. انشاءالله
سال پر تنش ورزش
ورزش كرمان طي سال گذشته سالي پرالتهاب را پشت سر گذاشت و همين موضوع باعث ايجاد تغيير و تحولاتي اساسي در ساختار ورزش كرمان گرديد.
در اوايل آغاز به كار دولت نهم اگرچه زمزمه هاي فراواني مبني بر ابقاي نژادزماني مديركل اسبق تربيت بدني درسمت خود به گوش مي رسيد، ليكن با توجه به تغييرات مديريتي گسترده اي كه دولت در بخشهاي مختلف انجام داده بود، رفتن نژادزماني همواره محتمل بوده و وي طي يكسال و اندي كه بر هسته كار بود مديريتي متزلزل را پشت سر گذاشت تا اينكه سرانجام كمال جوانمرد، ورزشكار كرماني كه سالها دور از شهر و ديار خود به سر مي برد، برهسته مديريت سازمان تربيت بدني تكيه زد و از همين برهه بود كه روزگاري جديد براي ورزش كرمان رقم خورد.
در اين يادداشت اگر چه قصد نداريم تا به بررسي عملكرد مديركل سابق تربيت بدني بپردازيم اما فارغ از خدمت يا خيانت جوانمرد به ورزش استان،بزرگترين مشكل وي در ايجاد ارتباط با ورزشكاران، رسانه ها و جامعه هدف تربيت بدني بود. چه اينكه در همان اوان شروع به كار با ايجاد تغييرات گسترده در روساي هيات ها و معاونين و... مخالفان زيادي براي خود درست كرد، فقط ضعف ديگر آقاي مديركل انتخاب مشاوراني ناكارآمد بود كه با دادن مشاوره هاي اشتباه كار وي را سخت تر كردند و البته در اين ميان ساخت و پاخت آقاي مديركل با يك نشريه كه از كادري ضعيف و مبتدي و آماتور بهره مي بردند وي را به بحراني سخت و ناشدني هدايت نمودند و بدين ترتيب بود كه تنها چند ماه پس از آغاز به كار مديريت جوانمردبراريكه ورزش استان كرمان، موج مخالفتها با وي آغاز شد تا جايي كه پس از روي كار آمدن استاندار جديد، بالاخره سيد نصرالله گنجعلي خاني كه از مديران با سابقه و خوشنام استان در سياست و ورزش بود به مديركلي تربيت بدني استان منصوب گرديد و همين مسئله بود كه توانست ورزش استان را از ببحران بوجود آمده رهايي بخشيده و در اين ماههاي پاياني دولت نهم، لااقل خيال مديران ارشد استان و كشور از اين بخش آسوده باشد.
نكته جالب توجه اينكه كمال جوانمرد و نصرالله گنجعلي خاني طي ماههاي گذشته با آغاز يك جنگ قدرت روزهاي پرتنشي را پشت سرگذاشتند كه سرانجام سرو كهنه كار سياست كرمان پيروز اين ميدان نبرد بود. در اين ميان رده هاي پايينتر و مياني ورزش كرمان نيز از اين تب و تاب و التهاب مبري نبودند باشگاه فرهنگي ورزشي صنعت مس كه عنوان بزرگترين باشگاه را در جنوبشرق كشور يدك مي كشد با بحرانهاي متعددي روبرو بود، انتخاب اشتباه فرهاد كاظمي در سالهاي پيش تيم فوتبال اين باشگاه را مرحله نابودي پيش برد، تا جايي كه آقاي مديرعامل مجبور شد تا با هزينه اي گزاف امير قلعه نوعي را براي نجات تيم مس به كرمان بياورد و همين اقدام وي هزينه هاي بعدي كه به تيم تحميل گرديد باعث شد تا علي رغم عملكرد خوب نيك نفس در باشگاه در حمايت و هدايت بيش از 150 تيم ورزشي و محبوبيت و مقبوليت بيش از حدش در بين جامعه و ورزش و رسانه، اما مديران رده بالاي مس دست به تغيير وي بزنند، اگر چه تغييرات گسترده مديريتي در رده هاي بالاي هيات مديره صنايع ملي مس ايران و بالاتبع آن باشگاه مس در اين تغيير بي تاثير نبود.
جالب اينكه عبدارضا برهاني مديرعامل جوان و جديد اين تيم هنوز نتوانسته تا تعاملي مثبت را با اصحاب رسانه برقرار نمايد كه اميدواريم وي و كادر مديريتي باشگاه در سال جديد نسبت به اين مهم توجه بيشتري نشان دهند.
وضعيت ورزش ليكن در باشگاههاي شهرداري، صنعت ذغال، برق گل گهر سيرجان و.... نيز وضعيتي مشابه و بحران زا همانند ديگر باشگاهاي ورزشي كشور بود، گل گهري ها با كم كردن بودجه باشگاه و انحلال چند تيم مشان عملا ورزش سيرجان واستان را به سوي نابودي هدايت نمودند و هنوز كه هنوز است مديريت اين باشگاه نتوانسته تا ارتباط مفيد و سازنده اي با اصحاب ورزش و رسانه برقرار نمايد و نه اينكه كاري در خور را باري ورزش استان به انجام برساند باشگاه شهرداري كرمان نيز كه از قديميترين و خوش نام ترين باشگاههاي ايران به حساب مي آمد پس از انتصاب شهردار جديد كرمان با مشكلات متعددي روبرو شد انحلال تيم هندبال اين باشگاه كه پرافتخار ترين تيم هندبال كشور و استان بود در كنار كاهش شديد.بودجه تيمهاي ديگر باشگاه ،شهرداري را در امر باشگاه داري، ناموفق جلوه نمود و پرسابقه ترين باشگاه ورزشي كرمان رفته رفته به سمت خاموشي هدايت گرديد.
برق، صنعت زغال و ديگر باشگاههاي استان نيز از وضعيت مشابه سود مي جستند و با مشكلات متعددي در اين راستا دست و پنجه نرم مي كردند.
در اين ميان تهديد خبرنگاران و اصحاب رسانه از سوي گروههاي مختلف فشار حاضر در ورزش استان همچنان طي سال 87 به اوج خود رسيد و بيش از 10 خبرنگار مورد تهديد علني، تلفني .... قرار گرفتند كه البته تاكنون هيچ كدام از آنها عملي نشده و اصحاب رسانه با توجه به يك قرباني كه طي سالهاي گذشته داده اند، امسال را از اين قاعده مستثني بوده اند.
بهر صورت با بررسي اجمالي حوادث رخ داده ودر ورزش كرمان مي توان سال 87 را سالي پرتنش براي ورزش كرمان نام برد سالي كه با تمام خوبي ها و بدي هايش روبه پايان است و سال 88 تا چند روز ديگر پا به عرصه وجود خواهد گذاشت اميدواريم كه سال آينده با درايت و مديريت ورزش كرمان در همه رده ها شاهد شكوفايي بيش از پيش ورزش استان در عرصه مختلف كشوري و بين المللي باشيم . انشاء الله
نگذاريد بميرد جنگل

در آستانه روز و هفته درخت كاري هستيم، عمل نيكو وپسنديده اي كه در دين مبين اسلام نيزتوصيه هاي فراوان وموكدي در باره آن شده است واخبار واحاديث بسياري از قول پيامبر مكرم اسلام (ص) ونيز ائمه معصومين (ع) در باره اهميت ،جايگاه و فوايد درختكاري برجاي مانده است. دراديان ديگر نيز در مورد درخت ودرختكاري توصيه هاي فراواني شده است به طور مثال در اوستا صدمه به گیاهان و درختان گناه بزرگی است. زرتشت درختکاری و آبادانی زمین را کرداری نیک می دانسته است.زرتشت معتقد است هر کس درخت کهنسالی را قطع کند یکی از منسوبینش خواهد مرد.
در دین مسیح نیز درخت از قداست خاصی برخوردار بوده و ميباشد. در انجیل بارها از درخت حیات و درخت دانش و ... یاد شده است.
درخت ابراهیم در نزدیکی هبرون hebron فلسطین یاد اجداد گذشته را در اذهان زنده نگه میدارد. این درخت بلوطی است به نام Querqus calliprions که در حال حاضر فقط بخشی از آن باقی مانده است.
در ۱۲ آگوست مراسم درختکاری در shinto shrines و معبد بوداییان در حومه ی هیروشیما انجام می شود در این مراسم مذهبی درخت را به شیوه ی سنتی ژاپنیها میکارند. در اطراف نهال دو سنگ بزرگ فرو می کنند و معتقدند که این سنگها آب را مهار و جمع آوری می کنند.
میگویند بودا در زیر درخت انجیر معابد متولد شد و در زیر آن روانش از آفتاب حقیقت نیرو گرفت.
امروزه وپس از سالها يافته هاي علمي دانشمندان كشور هاي پيشرفته وتوسعه يافته نشان از اين واقعيت دارد كه درخت نقش بسيار مهمي را در زندگي زمين وموجودات ساكن در آن ايفا مينمايد و وجود درخت براي ايجاد تعادل در اكونوميسم طبيعت و آب وهواي كره زمين و نيز توليد اكسيژن و تبديل گازهاي مضر وسمي به گاز هاي قابل استفاده براي بشر لازم وضروري ميباشد.وبه همين دليل است كه امروزه درخت وجنگل حتي بعدي سياسي و حياتي پيدا كرده وكشورهايي كه داراي آب و هواي متنوع وپوشش گياهي وجنگلي متفاوتي مي باشند داراي اهميت وجايگاه والاتري در ميان كشور هاي جهان هستند و نگاههاي بيشتري به سوي آنها معطوف است.
در اين ميان شرايط ويژه خاور ميانه و خصوصا كشور ايران با داشتن آب وهوايي منحصر به فرد بسيار خاص تر مي باشد و جدا از ارزشهاي ديگري كه جهان امروز به واسطه آن توجه خود را معطوف كشور عزيزمان نموده ،اين مسئله نيز ارزش والاي ديگري را براي ايران ايجاد نموده است.
با كنكاشي در كشور ايران نيز درميابيم كه استان كرمان با توجه به وسعتش داراي شرايط آب وهوايي متنوع و متفاوتي نسبت به ساير استانهاي كشور مي باشد وبه قولي كافي است تا با محوريت شهر كرمان شعاعي به اندازه 50 كيلومتر ترسيم كنيم و آنگا ميبينيم تمامي شهرهايي كه در اطراف اين دايره قرار ميگيرند هركدام دارا ي آب وهواي خاص ، پوشش گياهي و جنگلي متفاوت و محصولات متنوعي هستند به طوري كه در هرزمان از سال شما ميتوانيد چهار فصل را در اطراف اين دايره مشاهده نماييد واز طبيعت زيبا ،بكر والبته در معرض خطر استان كرمان لذت ببريد.
اما آنچه كه در اين ميان بسيار مهم بوده و باعث تاسف دوستداران طبيعت شده است عدم توجه مسئولين به اين موقعيت استثنايي استان و بهره گيري صحيح از آن به منظور ايجاد موقعيت و ظرفيت براي جذب توريست و گردشگر داخلي و خارجي است ، كه البته نه تنها در اين مورد تدبيري انديشيده نشده است ،بلكه به خاطر بي توجهي مسئولين و نا آگاهي مردم روز به روز شاهد تخريب بيش از پيش جنگلها و پوشش گياهي كرمان هستيم والبته در اين بين خشكسالي هاي اخير نيز مزيد بر علت بوده و شرايط نامساعدي را ايجاد نموده اند جالب اينكه در اين ميان سازمانهاي مسئول در كنار بي توجهي و نجابت مردم كرمان! هيچ
عكس العملي را نشان نميدهند و بايد گفت كه متاسفانه طي چند سال آينده خطر زيست محيطي بسيار بزرگي استان كرمان را در معرض تهديد قرار خواهد داد.
نكته قابل توجه اينكه طي بازه هاي زماني مختلف در خود شهرها واز جمله كرمان نيز شاهد تخريب پوشش گياهي و درختهاي خيابانهاي شهر به بهانه تعريض و زيبا سازي و همگون سازي محيط و ... بوده ايم
به گونه اي كه هم اكنون خيابانهاي بسياري در شهر كرمان فاقد پوشش گياهي مي باشند . اين مسئله حتي به جنگل منحصر به فرد قائم نيز سرايت كرده و در اين مكان نيز به بهانه آماده سازي محيط و.... بسياري از درختان كهنسال و سربلند آن بر زمين افتاد تا به قولي هم ساخت ساز هاي مدرن ايجاد شده باشد وهم محيط هايي كه احتمالا جايگاه خلوتي براي مردم ايجاد مينمايد از بين رفته و همه چيز تحت كنترل دوستان باشد. غافل از اينكه با اين كار تنها منحصر به فرد ترين جنگل مصنوعي كشور در معرض نابودي قرار ميگيرد.
به هر صورت اميدواريم كه مسئولين عزيز كشوروبالاخص استان عزيزمان كرمان با توجه به شرايط ويژه استان تمامي تلاش خود را براي حفظ درخت و پوشش گياهي منطقه برداشته و با نگاهي آبادگرانه در افزودن پوشش گياهي و كاشتن درخت كوشش نمايند.
در پايان نيز توجه شما را به چند حديث ازاحاديث پيامبر مكرم اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) درمورد درخت ودرخت كاري جلب ميكنيم:
حضرت رسول (ص) فرمود:کشاورزي و درختکاري کنيد. بهخدا قسم آدميزاد هيچ عملي حلالتر و پاکيزهتر از آن انجام نميدهد.
حضرت رسول (ص) فرمود:خداوند درخت را براي انسان آفريد، از اينرو او بايد درخت را بکارد، آن را آبياري کند و در حفظ آن بکوشد.
حضرت رسول (ص) فرمود:هر کس درختي بکارد و از آن حفاظت نمايد تا ثمر دهد، خداوند به اندازه ثمره آن به وي پاداش خواهد داد.
حضرت رسول (ص) فرمود:هر که درختي غرس کند تا به ثمر برسد، خدا عوض آن در بهشت درختي براي اوغرص ميفرمايد.
رسول اکرم (ص): نزد من شکستن شاخهاي از درخت همچون شکستن بال فرشتگان است
امام صادق (ع):درخت بکاريد و کشاورزي کنيد که هيچ عملي از آن حلالتر و پاکيزهتر نيست. سوگند به خدا که هنگام ظهور حضرت وليعصر ارواحنا فداه بعد از خروج دجّال، کشاورزي و نخلکاري رونق بسزايي خواهد يافت.
امام صادق(ع) : شش چيز پس از مرگ مؤمن به وي رسد: فرزندي که براي او آمرزشخواهي کند و قرآني که از او بماند (قرائت شود) و نهالي که بکارد، چاهي که حفر کند و صدقه جاريه و سنت و روش پسنديدهاي که پس از وي بدان عمل شود.
امام موسي کاظم (ع):چهار (کار) از وسوسه (شيطان) باشد: خوردن گِل، ريز ريز کردن گِل، چيدن ناخنها با دندان و ريش جويدن و سه (چيز) به ديده روشني بخشد: نگريستن به سبزه و نگريستن به آب روان و نگريستن به روي زيبا.
آينده توسعه درگرو حفاظت از مواريث فرهنگي

طي شماره هاي گذشته درمطالب و يادداشت هاي متعدد حفظ ،نگهداري واحياي مواريث فرهنگي وآثار باستاني استان عزيزمان كرمان وضرورت توجه به آنها را يادآور شديم واز مسئولين ذيربط خواستيم تا نسبت به نهادينه كردن اين مهم تمامي تلاش وكوشش خود را مبذول دارند.

ليكن جالب توجه اينكه طي همين مدت در گوشه گوشه شهرمان وهمچنين استان عزيزمان شاهد تخريب بناهاي متعددي كه از نظر قدمت وزيبايي ميتوانستند جزو مفاخر استان محسوب شوند، بوديم واينهمه در حالي است كه بسياري از بناها ويادگارهاي باقيمانده از گذشته كه حتي بسياري از آنها جزو ميراث ثبت شده كرمان ميباشند ، بدون توجه ونگهداري ودر شرايط بسيار بددر دل كرمان خفته اند وهر لحظه نوبت تخريب ،ويراني ونابودي خود را انتظار ميكشند.

ازانبار وكاروانسراي منحصر به فرد حاج آقا علي كرمان گرفته تا آثار ماندگار خفته در دل كوههاي كوهبنان وآسياب هاي هفت گانه اش ، ازشاه فيروزسيرجان گرفته تا خانه اي تاريخي در بردسير، ازارگ ويران شهداد گرفته تا قلعه و آب انبار خفته در لنگر ماهان و... همه همه بدون هيچ توجهي اينروزها به حال خود رها شده اند.تاسف بار اينكه در همين شهر خودمان بسيارزيادند خانه ها، عمارات، ساختمانها ومكانهايي كه هركدام به تنهايي قابليت جذب مليونها توريست را دارا ميباشند امابجاي نگهداري ،رسيدگي،احيا وحفظشان ،اين تيغه هاي بولدزر برج سازان است كه مثلا توسعه را به ديار كهن سال كريمان تقديم ميكند.

چه فراوانند ساباط ها ،كوچه بازارها ،حمام ها ، قبرستانها ،خانه باغها و... كه هرروزه شاهد تخريبشان به وسيله حتي گاهي مسئولين مدعي مواريث فرهنگي هستيم وهمه اينها يعني اينكه خودمان به دست خويشتن هويت وشغل وپيشه و نان وزندگي آيندگانمان را نابود ميكنيم وبا بي فكري محض روزگاري ناميمون را براي آنها به يادگار ميگذاريم.

وبار ديگر روي سخنمان با مسئولين عزيز است كه ای کاش مسئولین درگیر با این موارد از جمله سازمان میراث فرهنگی ، شهرداری ،فرمانداری، استانداری و... با انجام اقدامات کارشناسانه ضمن شناسایی اینگونه مکانها که بعضا به جبر زمان فراموش هم شده اند ونیز تدوین قوانین وآیین نامه های جدید ومرتبط با مسائل مطروحه ، نسبت به اعمال این قوانین وحفاظت از تاریخ وفرهنگ دیر پای دیار کریمان مدق بوده و ضمن شدت عمل برخورد با خاطیان ، خادمان وشهروندان دلسوز وخدوم را مورد حمایت وتشویق قرار دهند. و به اين نكته توجه داشته باشند كه آينده توسعه استان عزيزمان كرمان درگرو حفاظت از مواريث فرهنگي وآثار باستانيمان مي باشد.

تصاوير روبرو نماهاي مختلفي از آب انيار وقلعه فراموش شده دهستان لنگر واقع در 30 كيلومتري كرمان را نشان ميدهد. كه روز به روز در حال نابودي بوده و به زباله دان ومكاني امن براي معتادان تبديل گشته است

جالب توجه اينكه اين دهستان زيبا در مسيرجاده توريستي هفت باغ و مكانهاي تاريخي باغ شاهزاده و شاه نعمت الله ولي قرار دارد اما بواسطه عدم توجه مسئولين بيشتر به روستايي ويران وفراموش شده تبديل گشته وتاسف بار تر اينكه بدليل خشكسالي سالهاي اخير ونبود صنايع مادر وحتي پايين دستي در اين روستا، بسياري از ساكنان آن هجرت را بر ماندن ترجيح داده وهمانند مردمان راين وگلباف و... جلاي وطن كرده اند. وآنان نيز كه مانده اند نااميد از همه جا با اهريمن اعتياد وفقر و نداري دست وپنجه نرم كرده وروز به روز بر تعداد افراد تحت پوشش نهادهاي حمايتي از جمله بهزيستي ،كميته امداد و... افزوده ميشود.

در حالي كه براحتي ميتوان با احياي همين آثار وميراث گذشتگان ونيز ساخت تفريح گاها و تفرجگاههاي گوناگون ونيز ايجادصنايع مختلف وحتي ايجاد دانشگاه ، ضمن رونق بخشيدن به صنعت توريسم ،مشاغل فرعي بسياري را در كنار آن ايجاد نموده ونه تنها ازهجرت جوانان اين سرزمين جلوگيري نموده وفقر واعتياد وبيكاري را در آنجا ريشه كن كرد ، بلكه ميتوان باعث هجرت مردمان بسياري از ديگر نقاط استان وخصوصا شهر كرمان به اين منطقه خوش آب وهوا وباستاني كه زادگاه وموطن مردان بزرگي نيز بوده است ، گرديد.

اميد كه مسئولين دولتي و سرمايه گذاران بخش خصوصي با كمي تعمق ،درايت ودورانديشينسبت به اين مهم تمامي تلاش وكوشش خود را به كار گيرند انشاالله

میراث ماندگارمان را دریابیم...

کوچه بازار ناصریه(محله شهر)

(پرورشگاه صنعتی)
اینروز ها هرازگاهی شاهد تخریب مواریث فرهنگی وآثار ماندگار شهرمان به بهانه های مختلف هستیم. به طوریکه اگر کمی کنجکاو بوده و در کوچه پس کوچه ها وحتی برخی خیابانهای بافت قدیم کرمان قدم بزنیم این موارد براحتی قابل رویت می باشند.
در همین چند شماره پیش نشریه بود که نوشتیم: با تخریب غیر کارشناسانه فروشگاهی در مجاور مجموعه حاج آقا علی ، فروشگاه همسایه نیز فرو ریخت ،درحالی که خسارات جبران ناپذیری را به مسجد زیبا ومنحصر به فرد چهل ستون وارد آورده بود.اما افسوس ودریغ از یک اقدام کارشناسانه در این مورد و یا حتی دادن یک جوابیه به نشریه از سوی مسئولین ذیربط.
واین بدین معنی است که متاسفانه مسئولین ما علی رغم شعارهایی که در این مورد داده و واویلایی که در پیرامون خود براه می اندازند لیکن در عمل ترجیح میدهند تا با تسامح وتساهل این گونه موارد را به نوعی رفع ورجوع کنند و...
از این دست موارد بسیار است ، همین چند روز پیش بود که سقف راسته بازاری کوچک اما زیبا در یکی از کوچه بازارهای منتهی به خیابان شهید ایرانمنش وشهید باهنر (ناصریه ) در حال تخریب بود که از بد حادثه مسئولین خبرنگار ما سر رسید واز این ماجرا عکسهایی را تهیه نمود. ویا اینکه دطی همین روزها بود که ساختمان پرورشگاه صنعتی کرمان که در پشت موزه صنعتی کرمان واقع است و دارای معماری زیبا و قابل توجه ای می باشد و قرار بود به مجموعه موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان اضافه به دستور مسئولین مورد تخریب قرار گرفت اگرچه با حضور نیروهای سازمان میراث فرهنگی در حالی که خسارات زیادی به این ساختمان وارد شده و قسمت اصلی آن با بولدوزر خراب شده بود از ادامه تخریب جلوگیری شد و... از این دست بسیار است.
ای کاش مسئولین عزیز درگیر با این موارد از جمله سازمان میراث فرهنگی ، شهرداری ،فرمانداری، استانداری و... با انجام اقدامات کارشناسانه ضمن شناسایی اینگونه مکانها که بعضا به جبر زمان فراموش هم شده اند ونیز تدوین قوانین وایین نامه های جدید ومرتبط با مسائل مطروحه ، نسبت به اعمال این قوانین وحفاظت از تاریخ وفرهنگ دیر پای دیار کریمان مدق بوده و ضمن شدت عمل برخورد با خاطیان ، خادمان وشهروندان دلسوز وخدوم را مورد حمایت وتشویق قرار دهند.
بهرصورت امیدواریم که مسئولین عزیز ضمن توضیح در مورد تخریب مواریث ماندگار کرمان در جای جای شهر خاطیان احتمالی را به مردم معرفی نموده وبرخوردی شایسته با آنها داشته باشند. انشا الله
باز اين چه شورش است...

-باز هم سال قمری نو شده است ومحرم ماه خون وغم،دوباره چتر خود را بر سر شیعیان
جهانگسترده است ،ماهی که تا آغاز میشود حزن وبغضی غریب وجودت را فرا میگیرد
،بیقراری ،تلواسه داری،شاید دائم در انتظار حادثه ای هستی که اصلا دوست نداری تا اتفاق
بیافتد و...
- کاروان مدینه مثل هر سال عزم سفر زیارت خانه خدا را کرده بود ، بار عام بود و جمع کثیری
پا دررکاب امام ، از فرزند و عشیره گرفته تا عده ای که خود را شیعیانش می نامیدند اما امام
خوب میدانست که بسیاری از آنها تنها همسفرش هستند ونه هم دلش ، وامام ميخواست تا
در همين سفرآخر،تکلیف همه را روشن نماید ،مرد را از نامرد تمیز دهد و...
سفر آغاز شده بود ، مکه و مکیان سرشار شور و غرور بودند، فرزند رسول ا... آمده، لیکن
هنوز موسم حج نرسیده و هنوز حاجیان لباس احرام بر تن ننموده کاروان دوباره بار سفر
بست ، به کجا ؟ کسی نمی دانست ولی نینوا خوب می دانست، او می دانست که زمینی
برگزیده است ، که جایگاهی بس رفیع خواهد داشت، نينوا سرزميني بود كه ازآدم ابوالبشر تا
خاتم (ص) تمامی برگزیدگان را به سوی خود فرا خوانده بود وشرح این افسانه بی نهایت را
برای تمامیشان سروده بود وحالا دیگر زمان به حقیقت پیوستن آن افسانه شوم سررسیده بود
وحالا نینوا هم خوب میدانست که چند روز دیگر پهنه اش آبستن حادثه ای خواهد بود که تا
قیام قیامت او را بر سر زبانها خواهد افکند.پس باید خود را آماده میکرد!
ـ حر که به کاروان امام رسید تشنه بود هم خود و هم سپاهیانش ، هم خدم و حشم و هم
اسبانش را ودست کرامت امام آنها را سیراب ساخت اما پاسخ حر چه بود – شما نمی توانید
به کوفه بروید ، راه خود را به سویی دیگر کج کنید . کاروان به دشت قادسیه رسید ،
سرزمینی میان دو رود جاری ، قلب امام جوری دیگر می تپید ، شوقی عجیب در چشمان مولا
پدیدار بود ، دیدار یار ، وصال ، کاروان به کربلا رسیده بود دشتی که سرزمین بلا می خواندندش
و امام می دانست که چه خواهد شد و چه بر او وخاندانش خواهد گذشت ، لیکن او امام بود ،
می توانست و اجازه داشت تا تقدیر را به نوعی دیگر رقم بزند ، اما ...
اما ماموریت مولا چیز دیگری بود ، نهادینه کردن آزادی و آزادگی ، له کردن طاغوت ، مصاف با
ذلت و خودکامگی ، ستیز با جهل و نادانی ، نبرد با تحجر و دین فروشی و ... و همه این مهم
مسیر نمی گشت مگر باوقوع آن حادثه
ولی نه یک چیز دیگر هم بود یک هدف و اندیشه والاتر نیز ذهن امام را به خود مشغول کرده
بود – گنهکاران امت جدش – امام آگاه بود که این امت هر چه که باشند و در هر دوره ای که
زندگی خویش را سر کنند باز هم غرق گناه خواهند بود و روسیاه و ...
و او می خواست تا معنای ایثار را به مفهوم واقعی به شیعیانش نشان دهد ، شفیع یعنی
همین ، پس خود را « قتیل العبره » خواند و ...
- اکنون دهم محرم فرا رسیده است ،همین دیشب خیل همسفرانی که به طمع ریاست
وسیاست با کاروان آل الله همراه شده بودند ،فرار را بر قرار ترجیح دادند وتنها کسانی مانده
اند که خاص تر وخالص تر از آنها کسی دیگر وجود ندارد ، تمامی کفر در برابر تمامی ایمان صف
آرایی کرده است وزمان لحظه امتحان عظیم الهی را انتظار میکشد...
از اینجایش دیگر نوشتن ندارد ، آنقدر شنیده ایم و شنیده ایم که بند بندوجودمان هرحادثه اش
را فریاد میزنند ، تنها تو تجسم کن ، تصور کن ودمی خودت را به آن صحرای سوزان برسان
وآنوقت : تک تک آن حادثه ها ومصیبتها را تماشا کن ،سعی کن تا فقط یکی ازآنها را درخیالت
بازسازی کنی وبعد... حالا میتوانی اشکهایت را از گوشه چشمت برچینی ، نه احتیاجی نیست
که آنها را پنهان کنیع فقط سعی کن ، سعی کن که حسینی باشی...
- محرم که می رسد دل شیعیانی که همیشه با شنیدن نام حسین (ع) و عباس (ع) بغض
گلویشان را می فشارد ، را حزن واندوهی غریب فرا میگیرد، محرم که می رسد اصلا زمانه
زمانه دیگری است ،پهنه آسمان سرخ میشود ، تمام مخلوقات خداوند پریشانند ، حتی سنگها
به زبان خودشان ، نوحه می سرایند و تو این را حس می کنی ،؛ با تمام وجودت ، حس میکنی
که باید کاری بکنی ،میدانی که میخواهد اتفقاق ناگواری رخ بدهد اما نميتواني جلويش را
بگیري ، ،بند بند بدنت می خواهد از هم بگسلد ، قلبت جور دیگر می تپد ، اندوهی عظیم
همراه با غروری وصف ناپذیر بر حست چیره می شود ، تمام غمهای خود را به باد می سپاری
و دلت برای فرزند فاطمه (س) می شکند ، محرم که می رسد دوست داری فکر کنی ، تامل
کنی ، کمی عمیق تر از گذشته به پیرامونت می نگری ، به یاد هزار و سیصد و اندی سال
پیش می افتی ، آنچه را که خوانده ای و نسل به نسل و سینه به سینه شنیده ای مرور می
کنی تبی سرد بر بدنت مستولی می شود و دلت می خواهد تا خلوتی دنج را بیابی تا کمی
خود را سبک کنی ، بغضت می شکفد و بی اختیار هوای خلوتت ابری می شود و بعد می
باری ... نه برای اینکه از بار گناهت بکاهی ، که اشکت را تقدیم مولایی می کنی که همه
چیزش را برای تو ایثار کرد – یا حسین (ع) –
ما نیز مسلمانیم
محرم امسال بازهم برای مسلمانان جهان با درد وخون وآتش آغاز شد ومسلمانانی دیگر درگوشه دیگری از این کره خاکی دست به گریبان آتش وخون هستند
انگار که خداوند چنین مقدر کرده است که بندگانش را همواره در معرض آزمایش وامتحان قرار دهد و...
غزه اینروزها باردیگر اندوهي نو را تجربه ميكند ودر اين بين جهانيان هركدام به نوعي ازمون خود را در پیشگاه خالقشان پس میدهند.
عده ای از مردم بدون درنظر گرفتن دین ومرام ومسلک وتنها به خاطر انسان بودن مردمی دیگر ، فریاد وامصیبت سرداده وهرکدام به فراخور توان وهمت ومعرفتشان با غزه نشینان همدردی میکنند وجمعی دیگر که متاسفانه مسلمان نما نیز مینمایند جام به جام دشمنان بشریت زده وقهقهه یب بدبختیشان را سر میدهند
براستی برما چه شده است؟
امروز قومی که نام پیامبر بزرگ خود موسی را نیز لکه دار کرده اند بی پروا وبدون ترس از آینده شومی که خداوند بر آنها مقدر خواهد نمود هم نوعان خود را به جرم اینکه پیروان آیینی دیگر که ازقضا برترین وبهترین ایین بشریت هست به خاک وخون میکشند وجمعی نیز با سکوت خود ،خویشتن را در عقوبت وگناه آنان شریک میکنند.
وباز هم دست مریزاد به شیعیان علوی که فارغ ازتوجه به رنگ ونژاد وایین مردمان سرزمین اقصی ،تنها حامیان آنها در این عرصه خون الود هستند
آری دین وایین علوی اینگونه به ما آموخته که باید هماره به دفاع از مظلوم بپردازیم ودر مقابل ظلم بیاستیم .
شیعه حسین را دارد،همو که فریاد بر اورد که اگر دین ندارید لا اقل ازاده باشید ، وشیعه آموخته است که باید به یاری انسانها بشتابد مهم نیست که شیعه اند یا سنی ، مسیحی اند یا یهودی ، دوست ما هستند یا .... تنها کافی است که مظلوم باشند وانوقت است که وظیفه شان حکم میکند تا به فریاد هل من ناصر انها لبیک گویند با تمام توان وقدرت به یاریشان بپردازند.
محرم امسال بازهم با درد وخون واتش واندوه آغاز شده است ومردمانی دیگر در گوشه ای از جهان فریاد مظلومیت خویش را سرداده اند واین امتحانی دیگر برای افریدگان خداوند است، که یاریشان کنند ویا ...
به امید روزی که موعود ما منتظران واقعی اش را به آرزویشان برساند و با ظهور وحضور خود در پهنه گیتی داد تمامی مظلومان وبالاخص بزرگترین مظلوم جهان ـجد بزرگوارش ـ را از ظالمان باز ستاند که :
این طالب بدم المقتول بکربلا...
انشا الله
اساس نامه جدید تصویب نشد

مجمع عمومی سوم خانه مطبوعات کرمان عصریکشنبه در حالی برگزار شد که طی هفته های گذشته شایعات وبحث های زیادی در محافل مطبوعاتی وفرهنگی در مورد اساسنامه جدید پیشنهادی وزارت ارشاد مطرح بود اساسنامه ای که به خاطر وجود چند بند جدید علی الظاهر این تشکل صنفی غیردولتی را وابسته وتحت تسلط دولت مینمود
خانه هاي مطبوعات اولين بار درحدود 10 سال پیش وتوسط وزارت ارشاد دراستانها تشکیل شدند ورفته رفته وبراساس اصل 44 قانون اساسی به سمت غیردولتی شدن پیش رفتند تا اینکه در سالهای اخیر وبااراده دولتهای پیشین واصحاب رسانه وبا تغییراتی که دراساسنامه های آنها به وجود امد به نهادهایی کاملا غیردولتی مبدل گشتند که توسط خود اصحاب مطبوعات وبا قدرت به حیات خویش ادامه میدادند
به طوری که در دوره های اخیر کاملا این موضوع مشهود بوده و اکثریت فعالیت وحمایت خانه های مطبوعات برعکس گذشته معطوف به روزنامه نگاران وخبرنگاران ونه مصرفا مدیران مسئول معطوف بود
در این میان البته تعدادی از خانه های مطبوعات استانها از جمله خانه مطبوعات کرمان با حرارت وگرمی وتلاش بیشتری به اداره امور مشغول بوده وجایگاه بسیار رفیع وبزرگی را در جامعه پیدا کرده بودندودر برخی استانها نیز بالعکس از چندان رونقی برخوردار نبوده اند
اما طی ماههای اخیر وبنا به سیاستهای جدید وزارت خانه تصمیم براین شدتا این نهادهای غیردولتی باردیگرتحت سلطه ادارات ارشاد قرارگیرند واین مهم به این صورت به استانها ابلاغ شد که اگر خانه های مطبوعات میخواهند تا از امکانات اداره ارشاد استفاده نمایند اساسنامه جدید را تایید نموده واگر خواهان ادامه حیات با همان اساسنامه قبلی وبه صورت غیردولتی میباشند ارشاد هیچ حمایتی از انها نخواهد نمود
در اینجا قصد واشکافی این موضوع را ندارم چه اینکه دوگانگی سیاست ارشاد از حمایت این اداره از انجمنهای فرهنگی وهنری که انها هم به دستور ارشاد غیردولتی شده ومجددا به ثبت رسیده اند اما بودجه های کلانی از دولت دریافت میدارند کاملا مشهود است، واما بعد...
اساسنامه جدید چندماه پیش برای تصویب یا عدم تصویب به شورای مرکزی خانه مطبوعات سپرده شد وشورای مرکزی نیزبرای اینکه کاملا دموکراتیک عمل کند تصمیم گرفت تا تصویب یا عدم تصویب این اساسنامه را به مجمع عمومی بسپارد و...
جالب اینکه دراین میان دوستان اصولگرایی که سعی در تصاحب کرسی های خانه مطبوعات را داشته اما معمولا به دلیل کثرت روزنامه نگاران اصلاح طلب وعدم مقبولیت خودشان این مهم را دور از دسترس میدیدند با دو به هم زنی وایجاد شایعه ونیز تاکید بر تشکیل خانه مطبوعاتی دیگر عملا جو را متشنج کرده وحتی فرصت مطالعه وتعمق دوستان مطبوعاتی رادرمورد اساسنامه جدید گرفتند
وجالب اینکه این دوستان سعی داشتند تا با ترفندهای مختلف مدیر کل ارشاد را در مقابل خانه مطبوعات قرارداده وازاین آب گل آلود ماهی خویش را صید کنند اما
به هرصورت عصریکشنبه مجمع عمومی سوم خانه مطبوعات تشکیل شد واعضای حاضر در این مجمع پس از استماع سخنان مخالفان وموافقان اساسنامه پیشنهادی ، رای به عدم تصویب این اساسنامه دادند وبدین ترتیب با رای اکثریت قریب به اتفاق روزنامه نگاران استان خانه مطبوعات کرمان کمافی السابق به کارخود ادامه خواهد دادو...
حال این سوال مطرح میشود که عکس العمل وواکنش مدیریت ارشاد استان در قبال جامعه مطبوعاتی چه خواهد بود؟
آیا وی خود را در برابرمطبوعات وجامعه مطبوعاتی قرارخواهدداد؟ویا اینکه سعی خواهدکرد تابا دوراندیشی ودرایت راهکاری را برای به دست آوردن به اصطلاح دل هردوطرف (مطبوعات استان و وزارت خانه ) پیدا نماید؟
به نظر میرسد عاقلانه ترین راه ارائه پیشنهادی به عزیزان مستقر دروزارت خانه است تا با اصلاح موارد وبندهایی از اساسنامه مذکور ،راه را بر سو استفاده های احتمالی در آینده از مفاد این اساسنامه ببندند
البته با توجه به اینکه مدیر کل محترم ارشاد خود از اهالی مطبوعات بوده ودر گذشته خود ایشان از تاثیرگذاران افراد جامعه مطبوعات وعضو شورای مرکزی این خانه بوده اند وهمچنین با توجه به اینکه خانه مطبوعات کرمان تاثیر گذارترین خانه دربین خانه های مطبوعات کشور میباشد ،انتظار میرود که مدیرکل محترم تمامی تلاش خود را برای حفظ وادامه حیات این مجموعه به کار بندند ونگذارند برخی افراد کوته فکر ودون مایه با دست آویز قراردادن مسائل جناحی وتفکر سیاسی به جای دیدگاههای صنفی ،باعث ایجاد اختلاف شده وآب در آسیاب دشمن بریزند
يك مصاحبه
با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنیم
اشاره:روزنامه نگاری وخبرنگاری از مشاغلی است که پیش از آنکه بتوان اسمش را شغل گذاشت بیشتر به یک هنرمقدس شبیه است که اکثرآنهایی که وارد این حیطه میشوند باید عاشقی تمام وکمال باشند تا بتوانند در این وادی جای خودرا پیدا کرده ودراین عرصه باقی بمانند چرا که علاوه برمشکلات ودغدغه های معمول مانند بسیاری از هنرهای دیگر در ایران تننها وتنها سودی معنوی عاید روزنامه نگاران وخبرنگاران خواهدشد واین خود معضلی بسیار بزرگ در شرایط کنونی کشور است
میلاد مقیمی زاده یکی از نوجوانانی است که چندسالی با شوق وعشق فراوان وارد عرصه روزنامه نگاری شده اولین بار حدود دوسال پیش بود که به همراه چند نوجوان 15-16 ساله دیگر جذب روزنامه همراه شد وبه واسطه علاقه ای که داشت خیلی زود توانست پله های پیشرفت را طی کند بطوری که هم اکنون باتوجه به سن کمش(حدود 17سال) جزو یکی از خبرنگاران وروزنامه نگاران خوب کرمان است که حالا بجز روزنامه همراه با دیگر نشریات استان هم همکاری دارد
میلاد در جشنواره مطبوعات امسال استان به عنوان جوان ترین روزنامه نگار شایسته تقدیر شد اما باتواضع وفروتنی خاص خودش هنوز خود را گم نکرده وهمین مسئله باعث میشود که همواره بیش از پیش پیشرفت داشته باشد
به همین بهانه گفتگوی کوتاهی را با وی انجام داده ایم که از نظر شما میگذرد به این امید که همه جوانانی که علاقمند این حرفه هستند با خواندن این گفتگو ،باعشق وارد این عرصه شده وامید به آینده را سرلوحه فعالیتشان قرار دهند
در اولین سوال می خواهم بدانم که چی شد روزنامه نگار شدی؟ روزنامه نگار شدنم داستان مفصلی دارد اما تنها این را بگویم که خیلی اتفاقی بود
چرا روزنامه نگاری رو انتخاب کردید؟ از 10- 11 سالگی با توجه به محیط خانوادگی ام زیاد روزنامه می خوندم و یه جورایی به روزنامه خوندن عادت کرده بودم به هر حال چه از روزنامه های سیاسی و ورزشی و اجتماعی و اقتصادی و ... رو می بایست مطالعه کنم و به نحوی که به روزنامه علاقمند شده بودم و زمانی هم که با پیشنهاد خبرگزاری پانا مواجه شدم تصمیم گرفتم که در این عرصه به صورت حرفه ای کاررو دنبال کنم.از طرفی دیگر هم روزنامه نگاری رو انتخاب کردم تا حرف قشرهای پائین جامعه رو به مسئولینی که در زمان مدیریت نمی شنوند برسانم.
جایگاه خودت را در مطبوعات کجا می بینی؟ روزنامه نگاری حرفه ای نیست که با چندتا گزارش و. یادداشت و مصاحبه حرفه ای بشوی و بر این امر ادعا کنی.فکر هم می کنم اگر بخواهم بگویم در جایگاه بالایی قرار دارم خودخواهی محض است به هر حال من دو سال ونیم است که حرفه ای کار می کنم اما در کل با برنامه های بلند مدت پا در این عرصه گذاشته ام و بر همین اساس می گویم که راه طولانی را پیش رو دارم وهنوزمبتدی هستم
روزنامه نگاری رو از کدام نشریه شروع کردی ؟ اول این را بگویم که از دیدگاه من روزنامه نگاری با خبرنگاری متفاوت است.من کار خبرنگاریم را در خبرگزاری پانا به مدت یک سال و نیم انجام دادم اما اولین نشریه ای که در آن فعالیت کردم همین نشریه همراه کرمان است. پایان هفته، مجله خط فاصله، استقامت، فردوس کویر هم از نشریاتی هستند که در آنها فعالیت کرده ام در حال حاضر هم دبیر سرویس ورزشی مجله ً خط فاصله هستم و به عنوان خبرنگار ورزشی در نشریه استقامت و همراه نیز فعالیت می کنم.
جو روزنامه نگاری کرمان را چطور می بینی؟ با تمام احترامی که برای روزنامه نگاران کرمان قائلم باید بگویم که متاسفانه جو بدی بر فضای لطیف مطبوعات حاکم است.نشریات محلی به جای اینکه دست به دست همدیگر بدهند و در راه آبادانی استانشان بکوشند برضد یکدیگر مطلب می نویسند و یکدیگر را میان مردم تخریب می کنند.از طرفی هم تعدادی که اسمشان را نمی شود خبرنگار یا روزنامه نگار گذاشت با سنگ اندازی هایی می خواهند جلوی پیشرفت همکارانشان را بگیرند اما در کل فکر می کنم جو روزنامه نگاری کرمان همانند جو سیاسی اش خراب است.
سطح روزنامه نگاری و روزنامه های کرمان را چطور می بینی؟ همانطور که گفتم کرمان جو سیاسی خیلی بدی را داراست و همین باعث شده روی روزنامه نگارها هم تاثیر بگذارد.یعنی روزنامه و یا روزنامه نگاران بیشتر از آنکه به فکر مردم و آبادانی شهر و استانشان باشند در خدمت جناح های سیاسی هستند که همین مسئله ضربه بزرگی را به روزنامه نگاری کرمان وارد کرده و از پیشرفتش جلوگیری می کند که جای تاسف است اما از نظر کیفی باید بگویم که کرمان از نویسندگان و خبرنگارانی برخوردار است که مایه افتخار مطبوعات کشور هستند و با مطالعاتی که داشتم سطح روزنامه نگاری های کرمان نسبت به خیلی از استانها در سطح بالایی قرار دارد که جای خوشحالی است
به عنوان یک روزنامه نگار حرفه ای در کرمان با چه مشکلاتی روبرو هستی؟ روزنامه نگاران کرمانی در اوج سربلندی در کشور با مشکلات زیادی روبرو هستند. علاوه بر بد بودن جو روزنامه نگاری فکر میکنم بزرگترین مشکل روزنامه نگاران کرمانی مشکل مالی است. متاسفانه خیلی از خبرنگاران و حتی روزنامه نگاران در کرمان حقوق دریافت نمیکنند و تعدادی هم که حقوق میگیرند در حد چرخاندن زندگی شان نیست و به اجبار میبایستی علاوه بر روزنامه نگاری به شغل دیگری هم روی بیاورند که همین باعث میشود کیفیت کار روزنامه نگاری در کرمان پایین بیاید از طرفی مشکل مالی نشریات است که میبینیم نشریه ای مجوز هفته نامه دارد اما چند ماه یک بار به خاطر انکه مجوزش باطل نشود چاپ میکند که امیدوارم با حمایت های ارشاد و نحوه ی درست تقسیم بندی آگهی ها این مشکلات برطرف شود.از طرفی هم امیدوارم مردم بیشتر مطالعه کنند و با این کار مطبوعات استانشان را حمایت کنند.
بهترین و بدترین خاطرات در روزنامه نگاری؟ در روزنامه نگاری خاطره خوب زیاد دارم اما بهترین خاطره ام برمی گردد به 4 تیر ماه 86 که اولین یادداشتم در نشریه نسل آفتاب به چاپ رسید(یادداشتی انتقاد آمیز از شهرداری و شرکت ایران خودرو) و بدترین خاطره ای که به ذهنم می رسد بر می گرده به زمانی که رضا عوض پور توسط ضاربان چاقو خورد وقتی خبر را شنیدم واقعا" ناراحت شدم.
آینده ات را در روزنامه نگاری چطور می بینی؟ زیاد اهل پیش بینی نیستم اما امیدوارم که به کمک خداوند بتونم پله های ترقی رو در این عرصه طی کنم و برای کرمان افتخار آفرینی کنم.
اگر صحبت خاصی داری بگو؟ دست پدر و مادرم که از مشوقهای اصلی من بودند رو می بوسم.از خانم فهیمه اماندادی،عبدالرحیم عبدالکریمی،حسین شهابی،محمود وهابی،روح ا... باقری،حسین سبزه صادقی، محمد لطیف کار, محمد علی مولازاده و همهً کسانی که اسمشان در حال حاضز در ذهنم نیست تشکر می کنم و در پایان هم از شما که به من ودوستان جوان فرصت ،شهامت واجازه فعالیت در این عرصه وهمچنین از روزنامه همراه به عنوان اولین نشریه ای که من در آن فعالیت کرده ام تشکر می کنم و از اینکه همیشه در این راه یار و یاورم بودید واقعا قدردانی میکنم .
کرمان؛ نیازمند سرمایه گذاری و توسعه

استان کرمان علی رغم برخورداری از سرمایه های عظیم بالقوه در بخش کشاورزی ودارا بودن پیشینه طولانی در این وادی، بواسطه خشکسالی های 8 ساله اخیر با بحرانی جدی در این بخش مواجه شده بطوریکه بسیاری از کشاورزان و باغداران استان بالاخص در نواحی مرکزی و جنوبی این استان با مشکلات جدی روبرو شده اند اکثر این افراد که بخش زیادی از سرمایه گذاری خود را از طریق وامهای بانکی مختلف تامین نموده اند بواسطه تواتر خشکسالی و در برهه ای از زمان سرمازدگی محصولاتشان با ضرر و زیان هنگفتی روبرو شده اند و روز به روز وضعیت آنها اسف بار تر از پیش گشته در کنار اینهمه بهره برداری غیر اصولی از منابع موجود از جمله زمین مناسب، آبهای اندک موجود در منطقه، استفاده نادرست از سموم و کودهای شیمیایی و... مشکلات آنها را دو چندان کرده است و این مسئله خود زنگ خطری دهشتناک را در منطقه به صدا در اورده است که کمترین تاثیر آن مهاجرت بسیاری از افراد و خصوصا" جوانان از شهرهای خود به سمت مرکز استان و یا استانهای مجاور بوده است.
با بررسی اجمالی در خصوص این موضوع حتی در شهرستانهایی که فاصله زیادی با مرکز استان ندارند از جمله راین، گلباف، شهداد و.... براحتی می توان دریافت که بخاطر خشکسالی های اخیر و مشکلات پیرامون آن از یکسو و نبود صنایع تاثیر گذار و ما در و نیز سرمایه گذاران منطقه ای در این شهرها، بسیاری از ساکنین این مناطق مهاجرت را بر ماندن ترجیح داده اند بطوریکه کاهش جمعیت این مناطق باعث شده تا زنگ خطری دیگر به گوش برسد که همانا نزول این مناطق از شهرستان به روستاو....است
آنها نیز که مانده اند یا به کوله کشی قاچاقچیان و ورود به باندهای قاچاق مواد مخدر و کالا وادار شده اند و یا اینکه با سختی و مرارت به گذران ایام مشغولند و اکثر آنها نیز تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفته اند که همین مسائل نیز باعث بالارفتن میزان افسردگی در مردم و افزایش آمار خودکشی و جرم و جنایت و نا امنی در این مناطق گردیده و متاسفانه تاکنون هیچ اقدام موثر و ریشه ای برای این مهم به انجام نرسیده است.
این ماجرا برای شهرستانهای دیگر استان نیز مصداق دارد راور، زرند، کهنوج، قلعه گنج، منوجان، رودبار وحتی جیرفت نیز با همین مشکلات و مسائل دست و پنجه نرم می کنند و اگر چه سعی دولتمردان بر این بوده تا رفاه نسبی را به این مناطق منتقل نمایند،اما همین مسائل ذکر شده در کنار گرانی و تورم بالای موجود در کشور باعث شده تا اخبار نگران کننده ای از این مناطق به گوش برسد و تاسف بارتر اینکه عدم بهره برداری اصولی و بهینه از اندک منابع موجود بالاخص در مناطق جنوبی این مشکلات را تشدید نموده است.
لذا به نظر می رسد کارشناسان دولتمردان و برنامه ریزان استان خصوصا عزیزان فعال در بخش اتاق جلب سرمایه گذاری و معرفی فرصتهای شغلی استان باید با توجه بیشتر به این مناطق با برنامه ریزی دقیق در کوتاه مدت و بلند مدت راه حلهای مناسب و کاربردی را برای فرار از بحران در ابتدای امر و سپس تثبیت موقعیت و امتداد رشد و توسعه در این بخشها پیدا نمایند بطور مثال می توان در مناطقی مانند گلباف و راین که به مراکز استان نیز نزدیک هستند و از لحاظ کشاورزی و صنعتی با مشکلات فراوانی روبرو هستند، با بردن صنایع مادر و بزرگ در این مناطق و سرمایه گذاری اصولی دراین بخش نه تنها مردم این شهر ها را از فقر و کوله کشی قاچاقچیان و مهاجرت نجات داد بلکه باعث شد تا بسیاری از مردم و مهاجران برای کار و زندگی به این شهرها بازگردند چرا که وجود صنایع مهم و مادر در این مناطق قطعا باعث ایجاد صنایع پایین دستی بسیاری خواهد شد و خیل عظیمی از جمعیت که شاید بالغ بر 10 هزار نفر باشند را دارای شغل و پیشه خواهد نمود.
همچنین در بسیاری از این مناطق سرمایه گذاری و جذب سرمایه در بخش میراث فرهنگی و گردشگری و ایجاد زیر ساختهای مناسب این بخش می تواند راه حل مناسب دیگری برای خروج از بحران باشد.
در مناطق جنوبی نیز با توجه به منایع عظیم کشاورزی و معدنی و همچنین جاذبه بالایی که از لحاظ گردشگری و میراث فرهنگی در این مناطق وجود دارد می توان با معرفی درست این بخشها و جذب سرمایه گذاران بزرگ و راهنمایی سرمایه گزاران و سرمایه داران محلی برای سرمایه گذاری اصولی در بخشهای مختلف از جمله صنایع تبدیلی بخش کشاورزی و معدنی و نیز سرمایه گذاری در بخشهای میراث فرهنگی و گردشگری، ضمن از بین بردن نا امنی و پایین آوردن آمار جرم و جنایت در این مناطق شادابی، نشاط فرهنگ اقتصاد و ثروت را به مردم این شهرها ارزانی داشت و به قولی بجای بردن ماهی به این مناطق ماهیگیری را به ساکنان آنها آموخت.
امید که مسئولین عزیز ما بدور از باند بازیها و جناح بندی های موجود و با تفکری فرا جناحی هرچه سریعتر به فکر از بین بردن فقر در استان باشند چرا که انسان فقیر، فقیر است چه درکپر زندگی کند و چه در ساختمانهای بتن آرمه مدرن!
برگزاری همایش معرفی فرصتهای شغلی و سرمایه گذاری استان طی روزهای گذشته اگرچه نقطه ی شروعی برای این مهم بود اما قطعا پیگیری و تلاش مسئولین ذیربط در این رابطه تاثیر گذار تر و موثرتر خواهد بود و نباید تنها به برگزاری همایش یکروزه و دو روزه اکتفا کرد بلکه تمامی کسانی که در این رایطه صاحب نظر و اندیشه هستند باید در تمامی ایام سال تلاش و همت خود را در این راستا به کار گیرند که مطمئنا" نتایج شیرین و مثبت آن در آینده ای نزدیک با قیات صالحات آنان خواهد بود.
خداحافظ طاهره ....

1-تمام قصه ها با یکی بود یکی و نیود دیگری آغاز می شود که یکی بود و یکی نبود، یکی رفته بود یکی مانده بود ، مانده بود و گریه کرده بود، طاهره هم رفت. مثل خیلی های دیگر مثل اطهری، مثل هاشمی مثل قهاری، مثل ارفع مثل فاخره، طاهره صفارزاده هم رفت تا تولدی دوباره را تجربه کند.
2- ابتدا فکر می کنی به همین سادگیست خودکارت را بر میداری،کلمات دهن کجی می کنند می خواهی چند سطری را بنویسی، باید بنویسی و بعد احساس می کنی که نوشته هایت مانند قلعه های فرو ریخته ایست که حتی جهانگردها هم می توانند به راحتی فتحش کنند. ذهنت می گوید بنویس،اما خودکارت تلاش می کند تا از لای انگشتانت فرار کند، مگر قبلا" ننوشته ای ،چه برای آنها که هستند و چه برای آنها که رفته اند مگر اثری کرد؟ مگر اتفاقی افتاده ، بزرگان و مفاخر شهرت دانه دانه بزرگ می شوند قد می کشند می رسند، بر زمین می افتند و بعد به راحتی زیر پاهای زمانه له می شوند، اما... اما باید بنویسی ، بنویس که طاهره هم رفت بدون آنکه ..... مثل خیلی های دیگر خیلی هایی که اگر چه شهره عالم و آدمند اما در دیار خودشان غریب ترند و بعد بازهم کلیشه زیبای شاعر همشهریت به خاطرمی آید که : گرت هواست که هرگز به عافیت نرسی / غریب پرور و خودکش چو اهل کرمان باش .
3- طاهره صفارزاده، شاعر، نویسنده، محقق و مترجم قرآن در سال 1315 در سیرجان و در خانوادهای متوسط با پیشینهای عرفانی متولد شد.
او نخستین شعرش را در 13 سالگی سرود و اولین جایزه شعر را نیز در سال چهارم دبیرستان به پیشنهاد استاد باستانی پاریزی كه دبیر دبیرستان بهمنیار بود، از رییس آموزش و پرورش استان دریافت كرد.
کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی را در ایران دریافت کرد و برای ادامه تحصیل به انگلستان و سپس به آمریكا مهاجرت نمود، در دانشگاه آیوا نیز در گروه نویسندگان بینالمللی پذیرفته شد.
تألیف كتاب «اصول و مبانی ترجمه» اثر این استاد به عنوان كتاب درسی، سرآغاز روال و نظم تدریس نقد ترجمه در رشته زبان و ادبیات خارجی در دانشگاههای كشور بود.
وی مركزی به نام «كانون فرهنگی نهضت اسلامی» را با همکاری نویسندگان دیگر تاسیس کرد و در سال 1355 به اتهام نوشتن شعر «مقاومت دینی» از دانشگاه اخراج شد.
صفارزاده پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی همكاران خود به عنوان رییس دانشگاه شهید بهشتی و نیز رییس دانشكده ادبیات این دانشگاه انتخاب شد.
صفارزاده در سال 1367 در فستیوال بینالمللی شعر «داكا» یكی از پنج عضو بنیانگذار كمیته ترجمه آسیا بود و در زمان همكاریاش با فرهنگستان زبان و ادب فارسی، طرح او در مورد تهیه فرهنگهای تخصصی كه با ضوابط علمی و پیشنهادات جدید تدوین شده بود به تصویب شورای فرهنگستان رسید.
وی در سال 2005 میلادی بهعنوان برترین زن مسلمان از سوی انجمن نویسندگان آفریقایی و آسیایی در مصر برگزیده شد.
فعالیتها و آثار صفارزاده
از این مترجم 12 مجموعه شعر منتشر شده است كه آخرین مجموعه شعر منتشر شده او «جلوههای جهانی» بود.
صفارزاده شعرهای دیگری نیز بعد از مجموعه جلوههای جهانی آماده كرده و به ناشر سپرده است. وی موفق نشد ترجمه نهجالبلاغه که تا این اواخر مشغول کار بر روی آن بود را در زمان حیاتش به پایان برد.
از او كتابهایی درباره نقد ترجمه در زمینههای ادبیات، علوم وعلوم قرآنی و ویراستاری 36 كتاب زبان تخصصی منتشر شده است.
از این شاعر مجموعههای شعر رهگذر مهتاب، طنین در دلتا، سد و بازوان، سفر پنجم، حرکت و دیروز، بیعت با بیداری، مردان منحنی، دیدار صبح، در پیشواز صلح، هفت سفر، روشنگران راه و جلوههای جهانی منتشر شده است.
فاطمه راکعی که خود خود از شاعران خوب معاصر ماست در مورد وی می گوید: از ویژگیهای مهم ایشان این بود كه در سالهای پیش از پیروزی انقلاب شعرهایی را عرضه كرد كه حاكی از گرایش شدید معنویش و دلبستگیهایش به قرآن بود. بعد از پیروزی انقلاب هم مجموعههای معنوی از ایشان منتشر شد كه آنها را به انقلاب اسلامی هدیه كرد.
دكتر طاهره صفّارزاده در ماه مارس 2006 همزمان با برپائي جشن روز جهاني زن، از سوي سازمان نويسندگان آفريقا و آسيا (Afro – Asian Writers' Organization) به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه و دانشمند مسلمان برگزيده شد.
در بخشی از نامه این سازمان آمده است: "از آنجا که دکتر طاهره صفارزاده ـ شاعر و نویسنده برجسته ایرانی ـ مبارزی بزرگ و نمونه والای یک زن دانشمند و افتخارآفرین مسلمان است، این سازمان ایشان را به پاس سابقه طولانی مبارزه و کوششهای علمی گسترده به عنوان شخصیت برگزیده سال جاری انتخاب کرده است."
4- طاهره صفارزاده هم رفت مثل خیلی های دیگر خیلی هایی که ما همشهریان بی معرفتش قدرشان را نداستیم و...
اما کاش، کاش از همین امروز همین لحظه به این فکر باشیم که نخبگانمان را شناسایی کنیم ، واز همه آنها تا وقتی که هستند تجلیل کنیم بدون اینکه حب وبغض های سیاسی را آلوده این کار کنیم ، بدون اینکه تفکر آنهارا زیر سوال ببریم ، بدون اینکه ...
صفارزاده اگرچه دردیار خود غریب بود اما جزو شهیرترین های زمان خود بود وچه بسیار عزیزانی هستند که ما نمیشناسیمشان وتنها پس از رفتنشان افسوس خواهیم خورد که...
کودک این / هرشب در حصار خانه ای تنهاست / پر نیاز از خواب اما / وحشتش از بستر آینده و فرداست / بانگ مادر خواهی اش / آویزه ای در گوش این دنیاست / گفته اند افسانه ما از مهربانی های مادر / غمگساری های مادر دربر گهواره ما / شب زنده داری های مادر / لیک ان کودک ندارد هیچ باور / شب چو خواب آید درونی دیده او / باز امشب مادرم کو / بانگ آرامی بر آید / چشم برهم نه کدامشب مادرت اینجاست / پشت یک میز / زیر پای دود های تلخ سربی رنگ / در میان شعله های خدعهو نیرنگ / در تلاش و جستجوی بخت / چهره اش لبریز از فکر برد / فکر باخت / فکر پوچ / فکر هیچ مانده در بن بست راهی تنگ.....
و طاهره خیلی خوب کودکان قرن خود را شناخته بود آنها که هویت خود را گم کرده اند و بدون آینده ، گذشتگان را فراموش کرده اند و....
5- باهم یکی از شعرهای کوتاه او را مرور میکنیم به این امید که .... بگذریم :
اين رد پای سياووش است
بر برگهای سپيدار باغ
در باغ كاغذی تاريخ اسفند دود كن
كه اين نكبت هزار ساله
ما را گرفته است
بعد از فساد اسكندر
توريست آمده
كه نقش ستونها را از بر كند
سالمندان؛ولی نعمتان جامعه
سالمندان ولی نعمتان جامعه ما هستند و حق بسیار بزرگی را بر گردن ما دارند،شاید این یکی از
زیباترین جملات کلیشه ای جامعه ما باشد که هیچگاه نه کهنه می شود، نه فراموش می گردد و نه
تبذیل به کلیشه ای تکراری و عذاب آور می گردد.
- جامعه امروز ایران علی رغم تمامی تبلیغات و صحبتهایی که پیرامون جوان بودن آن می شود اما
جامعه ایست که به سرعت به سمت سالخوردگی پیش می رود و این موضوع هنگامی دردناک است که
از سوی دیگر با توجه به مشکلات موجود در جامعه از جمله مشکلات اقتصادی و تبلیغاتی که د ر جامعه
مطرح می باشد،رشد جمعیت در کشور سیری نزولی را طی می نماید و طی سالهای نه چندان دور
جامعه ایران همانند جوامع غربی به جامعه ای پیر تبدیل خواهد شد.اما نکته ای که در این میان حائز
اهمیت است وجود سالمندان در جامعه ما و نحوه برخورد و رفتار جامعه با این عزیزان می باشد.مسئله
ای که متاسفانه و بر اثر عوامل مختلف روز به روز بغرنج تر می شود و از آنچه باید فاصله می گیرد. جامعه
اسلامی ایران جامعه ایست که براساس اخلاقیات و آموزه ها و آمیزه های باستانی و مذهبی پایه گذاری
شده و ایرانیان همواره در طول تاریخ انسانهایی بوده اند که دارای دین و مذهب بوده و بر همین اساس
عرف جامعه شان را تعریف و تشکیل داده اند و یکی از همین عرفهاي زیبا و پسندیده احترام به بزرگترها و
پیشکسوتان و سالخوردگان جامعه می باشد و بر همین اساس است که پدران و مادران وپدربزرگها و
مادر بزرگها و کلا" بزرگترهای خانواده در جامعه ما از جایگاهی والا و تاثیر گذار برخوردار هستند و البته این
مسئله در جامعه ای همانند جامعه سنتی کرمان بواسطه فضای خاص حاکم بر این شهر و استان و
ساختار سنتی و مذهبی که بر این شهر حاکم می باشد بسیار محسوس تر و قابل لمس تر می باشد و
شاید بر همین اساس است که سرای سالمندان کرمان خوشبختانه بسیار خلوت تر و کم رونق تر از
استانهای دیگر مي باشد.
- مسئله قابل تعمق لیکن در این میان این است که طی سالهای اخیر به دلایل مختلف شرایط جدیدی بر
جامعه حکم فرما شده شرایطی که زنگهای خطر را بیخ گوشهای تک تک ما به صدا در آورده است.
- مشکلات اقتصادی و فشارهای موجود در این رابطه،تهاجم فرهنگی غرب و استفاده و تقلید کورکورانه
نسل معاصر از فرهنگ آنها،کوتاهی مسئولین مربوطه،دور شدن از آموزه های اخلاقی و دینی و در نهایت
تغییر ساختار اجتماعی جامعه (که در شهرهای بزرگ تر بسیار محسوس تر می باشد) باعث شده تا
دیدگاه جوانان جامعه امروز نسبت به سالمندان تغییر کند و جمعی از آنها بدون توجه به اینکه این عزیزان
چه حق و حقوقی را بر گردن آنها و جامعه دارند به انحا و انواع مختلف نسبت به آنها بی احترامی کرده و
در شرایطی اسفناک تر شاهد آن هستیم که بعضی خانواده ها عزیزترین عزیزانشان را به سرای
سالمندان می سپارند و...
داد سخن دادن در این وادی چنان سخت،دردناک و اندوه آور است که نه قلم را یارای نوشتن می باشد و
نه زبان را یاری بیان،فقط و فقط این تقاضا را از تمامی مخاطبین عزیز داریم که تنها و تنها لحظه ای تعمق
کنند و به این بیاندیشند که این روزگار زمانی نیز برای آنها پیش خواهد آمد و آنوقت ایا فرزندان ما چه
رفتاری با ولی نعمتان خود خواهند داشت!
و سخن آخر اینکه بیاییم در این روزها که به هفته سالمندان و اسکان سالمندان مزین گردیده،احساس
مسئولیت بیشتری نسبت به بزرگترهایمان و ولی نعمت هایمان داشته باشیم،بیاییم با سرزدن به
سالخوردگان پیرامونمان برای لحظه ای که شده آنها را شاد و خوشحال نماییم،بیاییم با رفتن به سرای
سالمندان به عزیزانی که هیچ کس و کاری را ندارند دلگرمی ببخشیم و در نهایت اگر کمکی هرچند
کوچک از دستمان برمی آید برایشان انجام بدهیم. والسلام
عکسهایی از مسجد حاج آقا علی(مسجد چهل ستون) ،یادگار معماری اصیل کرمان زمین







(مطلبی از عبدالرضا قراری در مورد تخریب قبرستان سید حسین کرمان )
و از آن پس زمین مردگانش را به خود نپذیرفت !

- مسئله چیست ؟ ! مسئله این است که همیشه در مسیر توسعه نادرست ترین راه انتخاب می شود .
- مسئله این است که هزار راه منطقی وجود داشت تا مدفن تاریخی کرمانی ها گذرگاه ماشین ها نشود
،اما راهی انتخاب می شود که بیشترین خسارت را برای مردم در بردارد.
- اما این اعتراض به مردمی است که در حافظه ی تاریخیشان جايی برای اعتراض به تخریب هویتشان
وجود ندارد.
- چقدر تاریخ ثابت کند که آنکه گفت"" آهای آقایان شما را به خدا اینکار رانکنید "" درست گفته است و
البته مردم سرگرم امور ات جاری خود بودند ، صدایی شنیده نشد .
- یک آدم مطلع حرفی را میزند صداهايی میگویند "" ضد توسعه ، مُرده پرست ، دل بسته ی مشتی
استخوان ، ............"" و بعدها آگاه میشویم آنچه که از دست داده ایم کمتر از مجسمه ی بودا در
افغانستان نبود ؛ اما هیچ صدای داخلی در نقد یا بررسی این موضوع شنیده نشد .
- بدیهی است که عبور یک راه از قبرستان قدیمی کرمان موافقان و مخالفانی داشته باشد ، همانگونه
که دادن آب به شهرک پدر این چنین است ؛ اما امروز قاعده این است که کارنادرست ممکن تراست تا کار
درست .
مردم هویت دارند، شهر تاریخ دارد ، مردگان اسناد معتبری هستند در اصالت افراد و ایجاد ساختارهای
اجتماعی ؛ اشتباه درکجاست ؟! اشتباه دراین است
که هرچند دانش ما ناقص است نسبت به دانشی که خداوند در ظرفیت هستی به عنوان قوه تحقق
اندیشه به ودیعه گذاشته است ،اما ناقص ترین اندیشه ها برنامه توسعه را هدایت می کنند .
واما این همه تعصب وعصبیّت از کجاست ؟
- از انجا که ما مردم را رعایت نکردید ، احساسات ما مردم را درک نکردید ، ومنطق را رعایت نکردید . کی
و کجا ؟!
- وقتی که کرمان را ویرانه اي ساختیم نا متقارن وبد قواره از ساختمان ها به ظاهر زیبا که درنهایت، بی
سلیقگی و آشفتگی را به معماری شهر منتقل مي کنند و توسعه بیشتر شبیه شوخی است که در
فقدان مادر با کودکی صورت گیرد.
- امروز هویت اجتماعی ما در حال دگرگونی است واین اصلاً خوب نیست چراکه اولاً درمسیر توسعه
وپیشرفت نیست و ثانیاً برجای گذارندۀ ساختاری بیمار وافلیج خواهد بود برای آینده که در ذات خود
بزرگترین مانع توسعه فردای شهر خواهد شد.
- گورستان مستند ترین بخش تاریخ مابود و هست که تاریخ مکتوبمان به سفارش شاهان رقم می خورد
؛ وبخش عظیمی از آن به دست غارتگران تاریخ از بین رفته ونابودمی شد .
من به نیاکانم وصلم وآنها در گورستان شهر خفته اند .
- این همان قدر نادرست است که ویرانی بخش هایی از بافت قدیم شهر در گذشته .
اکنون برنامه ریزان شهری خود می دانند که خسارتی جبران ناپذیر بر پیکر شهر وارد شده است که برای
آبادانی وباز گرداندنش به وضعیت نیمه سامان یافته باید از ترکیه و ناکجا آباد کارشناس وسرمایه گذار
بیاوریم . - باور کنید خیلی کار نادرستی صورت گرفته که امروز هم به دلیل فقر آگاهي وفقر اطلاعاتي
تصویر درستی از فاجعه اي که رخ داد دراذهان مردم کرمان نقش نبسته ، اما همگی احساس می کنند
در شهری کم تحرک وبی روح زندگی می کنند که تنها جای آباد این شهر یعنی قبرستان ،به ویژه
قبرستان کهنی که مرز ساخت کنونی جامعه وگذشته ی زیبا ومتفاوتش؛ دارد از ذهن ها پاک می شود .
این امر خطر دارد، برای همه دارد ،برای خانواده ها، برای روابط اجتماعی وبرای اشغال سرزمینمان توسط
آدم فضایی هايی که درچشمانشان برق قرمز نیست و مثل ما بر روی دو پا راه می روند و با ما گفت
وگومی کنند .
- شما که دنیا دیده هستید یه تئوری تأ سیس شهر مدرن برزیلیا ومشکلات بعد از تأ سیس آن مراجعه
نمایید ، شما در قبال توسعه ی مالزی مرعوب شده اید چرا به آنچه در برنامه ریزی و طراحی فاقد آن
هستید پی نمبرید . فقدان احترام به مردم .
ما در نبود این گورستان پدرانمان ومادرانمان را فراموش می کنیم و روایت های شفاهی باقی مانده از
آنها را فراموش می کنیم ، ما آموزه های اخلاقی که عمدتاَ بعد از مرگ برای ما بازماندگان کارکرد دارند را
فراموش می کنیم و آنوقت می شویم شهروند پادر هوا که کمترین خسارتش آشغال ریختن در معابر
ونپرداختن عوارض خواهد بود . ما مردم چون وجود نداریم در شهر مشارکت نداریم و عوارض نمی
پردازیم .
مردم ؛ گدایان حق خود...
ماه مبارک رمضان را در حالی آغاز می کنیم که دولت نهم سال آخر تصدی خود بر امور زمامداری کشورمان را طی می کند سالی که هم مردم و هم مسئولین باید شاهد به ثمر نشستن و نتیجه گیری از طرحها، برنامه ها و عملکرد دولت باشند و سیاستهای دولت نهم در امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و ... طی روزهای اخیر نمودی محسوس داشته و خواهد داشت. اما آیا این سیاستها، طرحها، برنامه ها و نتیجتا" عملکرد دولت، روندی رو به رشد و مثبت داشته و یا اینکه بالعکس سیری قهقرایی را طی نموده است؟
برای دست یافتن به پاسخ این مهم یادآوری کوتاهی از گذشته خالی از لطف نیست
درست از آغازین روزهای کاری دولت نهم و پس از قلع و قمع فله ای مدیران کارآزموده و با تجربه و دلسوز در رده های مختلف مدیریتی دولت گذشته بود که کارشناسان مختلف حوزه های سیاسی , اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و.... کشور نسبت به آنچه که در کشور در حال رخ دادن بود هشدار دادند و از رئیس دولت نهم خواستند تا با تعمق، تفکر و بد ور از باند بازی و نگاه سیاسی و خطی و جناحی نسبت به انتخاب مدیران جدید کشور اقدام نماید آنها با تاکید بر اینکه دیگر زمان آزمون و خطا در کشور گذشته معتقد بودند ایران اسلامی نیاز به یک ثبات و آرامش برای توسعه و پپیشرفت و نیز رسیدن به چشم انداز توسعه 20 سال آینده دارد و روش دولت نهم و سیاستهایی که اتخاذ کرده نه تنها آینده ای روشن را برای کشور ترسیم نمی کند بلکه شرایط را به سمت کند شدن روند توسعه و در نهایت نابودی هر آنچه که تا کنون اندوخته شده پیش خواهد برد اما متاسفانه مدیران دولت نهم نه تنها به این مهم و قعی نگذاشتند بلکه چنان وانمود کردند که تمامی دولتمردان گذشته جیره خور استعمار بوده و اندیشه ای جز نابودی کشور عزیزمان نداشته اند و البته تنها خود آنها(یعنی مدیران و مسئولین دولت نهم) هستند که دلسوز نظام و انقلاب بوده و بهترین طرحها، برنامه ها و سیاستها را برای اداره کشور تدوین نموده اند و همگان را به دیدن نتایج این طرحها و برنامه ها در سالهای آتی دعوت کردند و....
هم اکنون در سال آخر تصدی دولت نهم بر امور کشور قرار داریم سالی که باید ثمره برنامه ها، طرحها و عملکرد دولت عدالت محور و مهر ورز را به تماشا نشست و با کارشناسی و البته منصفانه به بررسی آنها پرداخت. به زعم بسیاری از کارشناسان ایران اسلامی هم اکنون در سخت ترین و بحرانی ترین شرایط از لحاظ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، ورزشی و..... بسرمی برد و با نگاهی اجمالی و حتی بررسی سطحی براحتی می توان دریافت که طی سالهای اخیر سیاستهای دولت نهم نه تنها باعث توسعه و ایجاد رفاه و بسط و گسترش عدالت در کشور نشده بلکه ضمن متوقف شدن روند توسعه و پیشرفت، فاصله طبقاتی میان مردم جامعه را بیشتر کرده و در بسیاری از موارد طرحها وسیاستهای دولت باعث به بن بست رسیدن حوزه های مختلف در جامعه شده است. از لحاظ سیاسی و در سیاست داخل کشور امروزه بیش از پیش شکاف و فاصله در میان گروههای مختلف سیاسی ایجاد گردیده بطوریکه این شکاف را حتی می توان در لایه های سنتی و پر قدرت اصولگرایان نیز مشاهده نمود که این مسئله باعث سرخوردگی و سیاست زدگی مردم در کشور شده و بسیاری از آنها بالاخص قشر تحصیل کرده ,روشنفکروجوان جامعه را بانوعی افسردگی سیاسی وبی توجهی به آنچه که در حال رخ دادن است روبرو کرده است، در سیاست خارجی نیز و ضعیت چیزی به همین منوال می باشد و بجز چند کشور فقیر و غیر تاثیر گذار در روابط بین الملل، باقی کشورهای مهم و تاثیر گذار جهان یا در روابط خود با ایران تجدید نظر کرده و دوری و قطع رابطه را در دستور کار خود قرار داده اند و یا اینکه در روابط خود دچار تردید و شک گردیده اند. از لحاظ اجتماعی وضعیت بسیار اسفناک تر از آنچیزی است که به نظر می رسد، به خاطر گسترش فقر و مشکلات اقتصادی از یکسو و سیاستهای امپریالیسم جهانی برای مبارزه درونی با جمهوری اسلامی از سوی دیگر، فحشا، فساد، اعتیاد، ناامنی و.... در کشور بیداد می کند و مبارزاتی که در این راستا صورات می گبرد تنها به عنوان مسکنی کوتاه مدت بوده و پس از مدتی دوباره آش همان آش است و کاسه همان کاسه، از لحاظ فرهنگی و هنری نیز به زعم بسیاری از هنرمندان و کارشناسان امر سیری قهقرایی و نزولی در این مدت طی شده و با توجه به هجمه غرب در این رابطه، کشور به یک بن بست فرهنگی رهنمون شده است. و البته این مهم را می توان در بررسی عملکرد و برنامه های دولت در قبال مطبوعات، چاپ کتاب، موسیقی، تئاتر، شعر، سینما و حتی هنرهای تجسمی و .... مشاهده نمود، در حالیکه این بخش با توجه به تاکیدات رهبر معظم انقلاب مهمترین و تاثیرگذارترین بخش جامعه بوده
در رابطه با حوزه ورزش نیز علی رغم توصیه کارشناسان در اوایل آغاز به کار دولت نهم مبنی بر استفاده از کارشناسان اما بازهم مسئولین عزیز با تفکری کاملا" جناحی و سیاسی به اداره حوزه ورزش پرداختند و نتیجه آن شد که امروزه نتایج ضعیف کسب شده در المپیک مشتی نمونه این خروار می باشد، وضعیت کشتی که به عنوان ورزش مادر کشور ما محسوب می گردد، وضعیت تیم های وزنه برداری و فوتبال و..... همه وهمه بیانگر این مهم است که در ورزش نیز دولت نهم سیری نزولی را طی کرده است. در حوزه های دیگر نیز وضعیت چیزی به همین منوال می باشد و متاسفانه دولت نهم نتوانسته آنطور که باید انتظارات و خواسته های مردم را برآورده سازد. اما مهمترین و در عین حال تاثیر گذارترین حوزه در این میان، حوزه اقتصاد می باشد و جالب توجه اینکه علی رغم اینکه شعار اصلی دولت نهم تاکید بر اصلاح اقتصاد کشور و درست کردن اوضاع اقتصادی و گسترش عدالت و بهبود وضعیت اقتصادی مردم بود لیکن دولتمردان نهم ضعیف ترین عملکرد را در این حوزه داشتند بطوریکه تورم و گرانی خصوصا" در سال آخر کاری دولت نهم بیداد کرده و مردم را به ستوه آورده است. قابل توجه اینکه این گرانی و تورم در تمامی کالاها و اقلام ضروری و غیر ضروری (و حتی کالاهایی که بعضا" دولت بخاطر ثبات قیمتشان در سبد کالاهای شاخص قیمت قرار می دهد) تاثیر گذار بوده و بحرانی غیر قابل تصور را بوجود آورده است. که در این میان گرانی کالاهای اساسی و مورد احتیاج و ضروری مردم از جمله برنج ، روغن، گوشت، مرغ، تخم مرغ، چایی، لبنیات، نان و ...و نیز اقلام تاثیر گذاری چون لوازم خانگی ، تاسیساتی، مسکن ، زمین، آهن و ..... بیش از پیش کمر شکن بوده و مشکلات عدیده بسیاری را برای مردم و حتی عرضه کنندگان این کالا ها به وجود آورده است . و جالب توجه و قابل تاسف اینکه دولتمردان و مسئولین دولت نهم به جای آنکه به فکر چاره اندیشی و پیدا کردن راه حل برای برون رفتن از این وضعیت باشند و به جای اینکه به نقد عملکرد مدیران خویش و برنامه ها و اشتباهاتشان بپردازند، همواره دیگران را مقصر جلوه داده و تقصیر را بر گردن این و آن انداختند، بطوریکه در روزهای اول , اصلاح طلبانی که دیگر در قدرت نبوده و هیچ یک از اهرم های قدرت را در اختیار نداشتند مقصر اصلی گرانی ها شدند و در این روزها نیز تورم جهانی را باعث و بانی این بی ثباتی و گرانی در ایران ذکر نمودند و البته به این نکته توجه نداشتند که گرانی با تورم متفاوت می باشد و اشتباهات فاحش در سیاستهای اقتصادی و عملکرد ضعیف مدیران رده های مختلف مهمترین عامل گرانی های اخیر و نیز ورشکستگی بنگاههای اقتصادی و بالاخص بخش خصوصی کشور است.
نکته قابل توجه دیگر اینکه سیاستگذاران دولت نهم به جای اینکه با استفاده از کارشناسان و خبرگان و حتی بهره گیری از تجارب کشورهای دیگر راهکاری اساسی رابرای نجات اقتصاد ورشکسته ایران بیایند بازهم به دنبال مسکن برای تسکین کوتاه مدت این مهم می گردند. در این میان حتی طرح ازاد سازی یارانه ها و پرداخت یارانه نقدی و یا حتی حذف چند صفر از پول ملی (تغییر واحد پول) نه تنها باعث توقف گرانی ها و تورم نخواهد شد بلکه به پیش بینی کارشناسان اقتصادی تورم را از مرز 70 درصد خواهد گذراند و جامعه را با گرانی فزاینده ای روبرو خواهد نمود . بهرصورت با توجه به اینکه در آستانه ماه مبارک رمضان قرار داریم امیدواریم که مسئولین عزیز با در نظر گرفتن شرایط مردم و با توجه به اینکه در ماه میهمانی خداوند هستیم , با برنامه ریزی و بدست گرفتن تنظیم بازار نه تنها از روند رو به رشد تورم و گرانی جلوگیری نمایند بلکه بتوانند با تلاش و کوشش قیمتهای کالاهای اساسی و مورد احتیاج مردم را به قیمت های سال گذشته برگردانند و لااقل در این روزها قدری از آلام و مشکلات مردم را بکاهند. در پایان نیز این توضیح را ضروری می دانیم که دولتمردان ما نباید از نقد هراس داشته باشند و مطبوعات را متهم به سیاه نمایی کنند و البته در مورد موارد ذکر شده در این نوشته امیدواریم که بتوانیم در شماره های اینده بسیار جزئی تر و کارشناسانه تر به بررسی عملکرد دولت پرداخته و این مسائل و موارد را در معرض مردم فهیم و عزیز ایران به قضاوت بگذاریم . انشاءالله.
روز خبرنگار ؛ تمجید یا تحقیر
روز خبرنگار امسال درحالی برگزارگردید که شاید خبرنگاران استان کرمان در سخت ترین شرایط از لحاظ شغلی و اقتصادی بسر می برند. وبخاطر سیاستهای نادرست مسئولین امر وضعیت معیشتی واقتصادی آنان روز به روز بدتر می شود، مسئله ای که پیش از این دامن مدیران مسئول نشریات را گرفته و بالتبع آن به مراتب پایینتر رسوخ نمود.
در این میان اما برگزاری مراسم روز خبرنگار بدین شکل و شیوه که امسال برگزار گردید توهینی بالاتر و عمیق تر به خبرنگاران وروزنامه نگاران کرمان بود ، تحقيري كه زاییده مشكلات مالی واداری مسئولین فرهنگ وتنگ نظری برخی دیگر والبته عدم حمایت دیگر سازمانها و ارگانها بود وروزی نامیمون و تحقیر آمیز را برای جامعه مطبوعاتی کرمان رقم زد. که البته موجبات سو تفاهم بسیاری را نیز در میان اصحاب مطبوعات و مسئولین فرهنگی استان فراهم نمود،واعتراضات بحقی را نیز از سوی رییس خانه مطبوعات و روزنامه نگاران در پی داشت بطوریکه مطبوعات استان خواستار دخالت دکتر دهمرده استاندار جدید کرمان در این رابطه وحل وفصل مشکلات جامعه مطبوعات شدند .
این مسئله همچنین باعث ایجاد کنشهایی میان اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی وخانه مطبوعات گردید که در همین رابطه مدیر کل فرهنگ کرمان عدم حضور رییس خانه مطبوعات در مراسم روز خبرنگار را به دور از اخلاق خوانده و رییس خانه مطبوعات استان کرمان نيز در گفتگو یی علت غیبت خود را نشانه اعتراض خواند و گفت: انتظار می رود روز خبرنگار هر سال باشکوهتر برگزار شود و احساس من این بود که شرایط برگزاری این مراسم توسط اداره کل ارشاد در شان جامعه خبری استان کرمان نیست و من هم به عنوان رییس خانه مطبوعات از خبرنگاران احساس شرمندگی کردم و چون نتوانستم نگاه سرزنش آمیز همکارانم را تحمل کنم در جلسه حضور نیافتم. محمد لطیف کار توضیح داد: ما قبل از این روز برنامه ریزی های نسبتا خوبی پیش بینی کرده بودیم از جمله اعلام اسامی و تقدیر از رتبه های اول تا سوم جشنواره مطبوعات استان کرمان و برگزاری جلسه ای که بتوان از آن به عنوان مراسم جشن یاد کرد که فراتر از یک جلسه سخنرانی باشد .
وی ادامه داد: قرار بود با همکاری ارشاد و روابط عمومی سازمانهای دولتی و غیر دولتی به برگزیدگان جشنواره مطبوعات جوایزی اهدا گردد و مراسم در تالار فارابی و یا هتل پارس کرمان برگزار شود اما چند روز مانده به برگزاری جشن اداره کل ارشاد اعلام کرد توان مالی به اندازه برگزاری جشن نداریم و مراسم در تالار عماد تنها با چند سخنرانی صورت می گیرد و حتی در تامین جوایز برگزیدگان نیز بودجه ای تعیین نشده است!
اما مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان که در دو روز گذشته به صورت سرزده در خبرگزلری ها حضور می یابد و با اهدای لوح و جایزه از خبرنگاران آنها تقدیر کرده است گفت: بهتر این بود که رییس خانه مطبوعات در جلسه حضور می یافت و بعدا مسائل را با مذاکره حل می کرد. مهدی محبان ادامه داد: تاکنون بنا به شرایط و مصلحت و برای به وجود نیامدن فضای اختلاف سکوت کرده ام اما حرفهای بسیاری دارم و دیگر سکوت نخواهم کرد.
وی ادامه داد:ما به جامعه خبری احترام میگذاریم و خبرنگاران را مشتاقانه می پذیریم و با آنها مشکلی نداریم.او اضافه کرد: برگزیدگان جشنواره مطبوعات نیز می توانند با حضور در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان نسبت به دریافت جوایز خود اقدام کنند
اما نكته جالب در این ميان سو استفاده یکی از مدیران مطبوعات استانی از این مسئله و گرفتن ماهی خویش از این آب گل آلود بود .وی که طی ماههای اخیر با استفاده از رانتهای مختلف حساب خود را از دیگر مطبوعاتی های صادق و طاهر جدا کرده است با توهین وافترا به خانه مطبوعات، کل جامعه مطبوعاتی کرمان ، استاندار سابق كرمان و حتي استاندار جديد كرمان و تحقیر وی به خیال خویش خواسته تا جاده خویش را برای آینده صاف نموده و .... بگذریم
اگرچه سابقه ایشان در آموزش و پرورش و همچنین در انتخابات دور قبل خانه مطبوعات که تنها با یک رای موافق روبرو گردیدند بر همه مطبوعاتی ها وفرهنگی های استان روشن ومبرهن می باشد
به هر صورت امیدواریم که جامعه مطبوعاتی استان ، خانه مطبوعات کرمان ، استانداری کرمان وهمچنین استانداران سابق و کنونی استان کرمان در مقابل توهین های این نشریه ساکت ننشسته و راه را برای اظهار قدرت و خود نمایی اینچنین افرادی که جز تملق گویی وتخریب دیگران کاری بلد نیستند ببندند. انشا الله
18 نشریه نامه به استاندار کرمان را امضا کردند
نامه سرگشاده مدیران مطبوعاتی به استاندار کرمان با استقبال قابل توجه نشریات محلی موثر و با سابقه مواجه شد.
به گزارش کرمان ما تا کنون 18 نشریه محلی نامه به استاندار کرمان را امضا کرده اند که از جمله آنها می توان به روزنامه
حدیث کرمان و کرمان امروز و هفته نامه های بیداری،همراه،پایان هفته ،مهر کرمان،امید کرمان،آسمان کرمان،صبح
کرمان،رودبارزمین،سبزه واران،ندای وحدت،گلبانگ آزادی،فردوس کویر،استقامت،نگارستان،بانگ جرس،فراز کویر اشاره کرد.
آقای استاندار لطفا این مطلب را بخوانید
ورزش کرمان در بحران
- ورزش دیار کریمان اینروزها دستخوش بحران شده است بحرانهایی که قطعا تاثیرات سو آن طی روزها وسالهای آینده در تمامی ابعاد اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و ... جامعه نمودار خواهد گشت.
استان کرمان بدلیل شرایط خاص جغرافیایی واستراتژیکی همواره مورد هجوم هجمه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی است. قرار گرفتن بر سر راه ترانزیت مواد مخدر ، وجود افسردگی مزمن در میان جامعه کرمان و بعد مسافت کرمان از پایتخت مشکلات فراوانی را بر سر راه مردم این استان و بالاخص جوانان قرار داده است وهمین امر وظیفه مسئولین امر را دربرنامه ریزی و اجرای طرحهای کوتاه مدت و بلند مدت برای برون رفت از مشکلات موجود سنگینتر نموده است.
- در این میان یکی از راههای موثر وکم هزینه در این پروسه توسعه ورزش در تمامی ابعاد آن اعم از ورزش همگانی و حرفه ای و ایجاد زیر ساختهای آن در استان می باشد . مسئله ای که طی سالهای اخیر وبالاخص در دوران زمامداری دولت اصلاحات مورد توجه ویژه قرار گرفت وبا تلاش مسئولین نتایج آن تلاشها در دولت نهم نمودار گردید .دراوایلآغاز به کار دولت نهم نیز در پی همان روند ، توسعه ورزش خصوصا در امر زیر ساختها ادامه یافت ونتیجه آن شد که استان کرمان در بسیاری از رشته های ورزشی حرفی را برای گفتن داشته و در برخی از رشته ها نیز به عنوان یک مدعی حضور یابد. در این میان البته وجود صنایع بزرگی چون سنگ آهن گل گهر ، زغال سنگ و مجتمع مس سرچشمه فرصت مغتنم و بالقوه ای بود که مسئولین استان توانستند از آنها بهره گیری بسیار مناسب و شایسته ای را داشته باشند.حضور تیمهای والیبال و بسکتبال و هند بال و فوتبال استان در لیگهای مختلف کشور و در رده های سنی گوناگون به عنوان ورزشهای جمعی ( که همواره استان کرمان شاهد عملکردی ضعیف در گذشته بود ) در کنار ورزشهای انفرادی چون ورزشهای رزمی و...نوید روزهایی خوب را برای ورزش استان و در نهایت جامعه کرمان می داد اما...
- سال گذشته و پس از تغییرات مدیریتی که در مجموعه گل گهر سیرجان رخ داد شاهد فروپاشی و نابودی تیمهای مطرح این مجموعه ومتزلزل گشتن ورزش شهر سیرجان و در ابعادی وسیعتر بخشی از ورزش استان بودیم.بطوریکه والیبال گل گهر که جزو سه تیم مطرح اول کشور بود منحل شد و...
در پی آن متاسفانه بسکتبال کرمان نیز که نام تربیت بدنی استان را یدک می کشید منحل شد تا ضربه ای دیگر به پیکره ورزش استان وارد آید وجالب اینکه همه این اتفاقات در خاموشی مطلق صورت پذیرفت و به غیر از چند نشریه محلی هیچ یک از مسئولین استان اعم از استاندار ونمایندگان مجلس و... واکنشی را از خود نشان ندادند و...
تغییرات ساختاری در باشگاه ذغال سنگ کرمان ومحدود کردن تیم داری این باشگاه توسط مدیران آن ضربه ای دیگر بود که بر پیکره ورزش دیار کریمان وارد شد وبخش دیگری از ورزش استان را تحت تاثیر قرار داد.
با روی کار آمدن شهردار جدید وانحلال تیم هندبال شهرداری که داعیه دار هندبال کشور ونماد ورزش استان محسوب می شد و در پی آن محدود شدن تیم داری در این باشگاه پر سابقه تیشه ای نوولی کاری بر ریشه ورزش کرمان وارد آمد
ودرکنار اینهمه اختلافات مدیریتی که میان مدیرکل جدید تربیت بدنی و هیات های مختلف ورزشی ایجاد شده ودر نهایت باعث کند شدن و در برخی موارد متوقف شدن روند توسعه ورزش گردید بحرانی مضاعف را در ورزش کرمان مطرح ساخت. بطوریکه بالا گرفتن اختلافات میان هیات فوتبال و مجموعه تربیت بدنی طی روزهای گذشته ،عملا ورزش کرمان را وارد یک جنگ قدرت سیاسی میان سید نصرالله گنجعلی خانی مدیر پرسابقه کرمان وکمال جوانمرد مدیر جدید ورزش کرمان نمود.
وجالب اینکه در هیچ کدام از این موارد مطرح شده که هریک از آنها به تنهایی برای نابود کردن ورزش کرمان و به قهقرا کشیدن جامعه جوان استان کافی بود ، با عکس العمل و واکنش مسئولین روبرو نشد وهیچ کس تلاشی را برای خارج کردن ورزش کرمان از بحران صورت نداد.
- طی روزهای اخیر و در پی زمزمه های تلخی که پس از تغییر مدیریت در مجموعه صنایع ملی مس ایران در مورد باشگاه فرهنگی ورزشی مس شنیده میشد ، شاهد استعفای حمید نیک نفس مدیر فرهیخته ونیک سرشت این باشگاه بودیم ، اتفاقی که شوکی باورنکردنی را به ورزش و ورزش دوستان دیار کریمان وارد کرد وبار دیگر زنگ خطر را برای ورزش استان به صدا درآورد
با بررسی اجمالی در مورد حضور جدی و حرفه ای باشگاه فرهنگی ورزشی مس در عرصه ورزش کرمان در می یابیم که این باشگاه نقش یک مادر را برای ورزش کرمان بازی می کند (#) وهم اکنون دیگر نمی توان نقش این باشگاه را در همه ابعاد جامعه کرمان نادیده گرفت ، حضور این باشگاه در عرصه فرهنگ و ورزش استان وبرنامه ریزی مدونی که علی الخصوص پس از از حضور نیک نفس برای ورزش کرمان و خصوصا ورزش پایه طرح ریزی و اجرا شدنقش این باشگاه و پرورش یافتگان مکتب این مجموعه رادر آینده اجتماعی ، اقتصادی ،سیاسی و...جوانان این مرز وبوم پررنگ تر می کند. هم اکنون بیش از 127 تیم ورزشی در بیش از 54 رشته ورزشی از سنین نونهالی تا رده بزرگسالان وحتی پیشکسوتان مشغول فعالیت هستند،ساخت بیش از 4مجموعه ورزشی بزرگ در شهرهای مختلف استان نوید آینده ای شکوفا را برای ورزش دیارکریمان رقم زده است،تنها حضورتیم فوتبال این باشگاه در لیگ برتر کشور تاثیری به انداره میلیاردها تومان کارفرهنگی وارزشی را بر روی جوانان این مرز وبوم گذاشته است،هرروز ودراخبارهای مختلف داخلی وخارجی خبر موفقیت تیمهای این باشگاه راشاهد هستیم و همه اینها میسر نشده مگر با تلاشهای حمید نیک نفس ومجموعه افرادی که در این باشگاه مشغول فعالیت هستند و حالا...
وحالا خیلی راحت حمید نیک نفس تحت فشارهای مختلف کنارگذاشته می شودوپس از چندروز هم که سروصداهاخوابید فردی دیگر که بتواند تن به خواسته های نا معقول هیات مدیره بدهد جایگزین او خواهد شد، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشد ، اما...
اما توقع ما از مسئولان استان وبالاخص شخص استاندار این است که با در نظر گرفتن شرایط استان وبا توجه به هجمه های مختلف جهان بر علیه ایران وبا عنایت به تاکیدات رهبرانقلاب ضمن دخالت در این مسئله ونجات باشگاه مس از بحران،در مورد دیگر مسائل مطروحه در ورزش کرمان که ذکر نمونه ای از آنها در این مقال رفت، ورزش دئیار کریمان ودر نهایت جامعه وجوانان دیار کریمان را از بحران نجات بخشند.انشاالله
مرداني كه در سرزمين خود غريبه اند

*
اولين بار سال 77 بود كه ديدمش و يكي دوساعتي باهم گپ زديم. آمده بود كرمان، منزل استاد احمد اسدالهي، يكي از همكلاسي هاي دوران نوجواني اش كه حالا لااقل 50 سالي بود كه با هم رفاقت مي كردند. پنج شنبه صبح بود كه استاد زنگ زد، مي خواي ببينيش. آرزومه، پس عصر ساعت 6 بيا منزل ما.
سر از پا نمي شناختم، فقط خدا مي دونه كه چه حالي داشتم، داشتم لحظه شماري مي كردم تا زمان موعود برسه، ساعت 5 عصر بود كه آماده شدم، دور بين بابا رو برداشتم، يك فيلم 36 تايي هم انداختم روش و راهي منزل اسدالهي شدم.
وارد اتاق كه شدم چند دقيقه از 6 گذشته بود، و صداي داريوش رفيعي فضاي خاصي رو به اتاق استاد بخشيده بود (( شب به گلستان تنها منتظرت بودم)) سلام كردم. مثل اينكه سال ها منو مي شناسه جلو اومد، مي خواستم دستشو ببوسم اما نمي دونم چي شد كه روبوسي كرديم .
دو ساعتي بود كه با هم گپ مي زديم، از جواني هايش مي گفت، از اولين داستاني كه نوشته بود، از اولين كتابي كه ازش چاپ شده بود و اون كه چه بدبختي ها سر فروش كتاب نكشيده بود و ...
مي گفت وقتي كتابم چاپ شد همشون رو برداشتم و بردم خونمون...
يك اتاق كوچك وسط شهر تهران اجاره كرده بودم روزا كتاب ها رو برمي داشتم و مي بردم در كتابفروشي هاي دم ميدان انقلاب اما هيچ كس قبول نمي كرد كتاب من رو بفروشه بالاخره بعد از كلي دوندگي و التماس يكي قبول كرد چندتا از كتابها رو توي قفسه كتا بفروشيش جا بده.اما هر كاري كردم پشت ويترين نذاشت.خيلي دمغ بودم چند روز هم خودم مي آمدم وجلوي دانشگاه كتابها رو پهن مي كردم و مي فروختم.اما ....مجبور شدم براي انجام كاري چند روزي برگردم به كرمان.وقتي برگشتم ديدم صاحب خونه به خاطر عقب افتادن كرايه خونه تمام كتاب ها رو برداشته و به جاي ذغال توي بخاري انداخته و....
عجب آتشي هم به پا شده بود با كاغذ اون كتابها.
بالاخره وقت خداحافظي رسيد،شب داشت از نيمه مي گذشت و او پشت كتاب نوشت تقديم به نويسنده جوان ....
«بچه هاي قاليباف خانه» بود از خوشحالي تو پوست خودم نمي گنجيدم. آمدم خونه و تا نزديكي هاي صبح بيشتر كتاب را خوندم.عجب دلنشين بود.داستاني كه روايتي بود از زمان كودكي خودش و روزگار چند دهه قبل كرمان.
*
هوشنگ مرادي كرماني در سيرچ به دنيا آمد و بعدها براي ادامه تحصيل ناگزير به مهاجرت به مركز استان شد.و از همان روزهاي ورود به كرمان بود كه احساس مي كرد مي خواهد بنويسد چرا كه اكثر دوستان و همسايگان و دوستانش نيز اهل هنر و شعر بودند.استاد اسدالهي ،محمد علي ثاني،محمدعلي مصطفي زاده و...
بچه هاي آن روزها كارشان را با روزنامه ديواري مدرسه شان آغاز كردند و هوشنگ در نهانخانه وجودش استعداد و اشتياق نوشتن را يافته بود و در پي روشن كردن چراغ بود.چراغي كه بعدها روشنايي اش تمام عرصه گيتي را در نورديد و از وي نويسنده اي نامي و بزرگ ساخت.هوشنگ بعدها به توصيه عمويش و براي كار به تهران مي رود.و توسط مرحوم محسني هنرمند راديو وتلويزيون به راديو راه يافت ودر آنجا بود كه به توصيه راديو و براي برنامه نوروز شروع به نوشتن قصه هاي مجيد كرد.مجموعه قصه هايي كه بعدها به مشهورترين كتاب مرادي تبديل شد.اما شايد آنچه بيش از پيش باعث مطرح شدن هوشنگ مرادي كرماني در عرصه ادبيات و حتي سينماي ايران گرديد ساخت وپخش سريال قصه هاي مجيد بود.قصه هاي مجيد يكي از كتابهاي دنباله دار هوشنگ مرادي كرماني بود كه نويسنده با تاثير پذيرفتن از دوران كودكي خودش آن را آفريده بود و سال ها بعد كيومرث پور احمد آنرا به صورت فيلمنامه در آورد و سريالي با همين نام براي سيماي جمهوري اسلامي ساخت.قصه هاي مجيد به خاطر سادگي گفتار و صداقت نويسنده وسبك روان وگويايي كه ويژگي نوشته هاي هوشنگ مرادي كرماني است و البته با خوش ساختي و نوع بازي بازيگران فيلم،جاي خود را در ميان خانواده هاي ايراني باز كرد و باعث شد تا حتي نام هوشنگ مرادي كرماني مرزهاي سرزمين پر گهر را در نورديده و به زودي به 16 زبان زنده دنيا ترجمه شود.جالب اينكه قصه هاي مجيد پس چاپ در هلند جايزه هانس كريستين اندر سن را براي مرادي به ارمغان آورد و داستان هاي آن به كتابهاي درسي چند كشور اروپايي راه يافت.و البته چه دردناك بود وقتي مرادي در جايي اظهار داشت:روزگاري در كشور خودم مجوز چاپ براي اين كتاب را صادر نمي كردند ليكن در كشورهاي ديگر داستان هاي آن تدريس مي شد.
*
سال 78 بود.اسفند 78 .انجمن اهل قلم كرمان سالها بود كه در سيطره اساتيد دانشگاه و پيرمردهاي عينكي پشت ميز نشين قرار داشت و بودجه كلان انجمن هاي فرهنگي وهنري كه آن ايام به ابتكار مهاجراني وزير وقت و از محل حسابهاي حج عمره تامين مي گرديد خرج .....بگذريم بودجه اي كه از سال بعدش به سالي 300 هزار تومان كاهش پيدا كرد.اسفند 78 بود وانتخابات انجمن اهل قلم و اين بار ديگر جمعي جوان و دل سوخته فرهنگ و هنر انتخاب شدند و هيئت مديره اي كه به اذعان تمامي فعالان عرصه فرهنگ وهنر شكوفا ترين دوران كاري انجمن اهل قلم كرمان را رقم زدند.انجمن برنامه هاي بسياري داشت.و يكي از انها برگزاري جشن تولد 57 سالگي هوشنگ مرادي كرماني بود .استاد اسدالهي رئيس انجمن اهل قلم بود و من هم دبير آن .و آن روزها علي رغم تمامي مشكلات موجود و كارشكني هاي و تنگناها اولين جشن تولد هوشنگ مرادي كرماني را برگزار كرديم.جشن تولدي كه اشك شوق را از چشمان استاد جاري ساخت.وبه گفته ي خودش اين اولين جشن تولد زندگي اش بود و چه زيبا بود لحظه اي هايي كه مرادي به همراه سعيد پورصميمي بازيگر سينماي ايران در حلقه جوانان و پيشكسوتان اهل قلم كرمان كيك تولدش را مي بريد.
*
مرادي كرماني ديگر حالا به نويسنده اي بزرگ تبديل شده است.نويسنده اي كه نه مثل چخوف مي نويسد و نه مثل همينگوي.هوشنگ مرادي كرماني همانند خودش مي نويسد.رئاليسمي نرم وجذاب همراه با طنزي تلخ واجتماعي. از هوشنگ مرادي كرماني تا كنون بيش از 14 كتاب از جمله :قصه هاي مجيد –بچه هاي قاليباف خانه-نخل –مشت بر پوست –خمره-تنور-كبوتر توي كوزه-مهمان مامان-مرباي شيرين-لبخند انار-مثل ماه شب چارده-نه تر ونه خشك-پلو خورش و...به چاپ رسيده است و برخي كتاب هاي او به زبان هاي مختلف دنيا ترجمه شده است.مرادي همچنين بيش از 11 جايزه جهاني از جمله جايزه هانس كريستين آندرسن (هلند 1986) IBBV (1998-اتريش)كبراي آبي(سوئيس)لوح تقدير موسسه خوزه مارتي (كاستاريكا) و جايزه ويپ كتابخانه مونيخ (2000 آلمان )و... را از آن خود كرده است.
*
هوشنگ مرداي كرماني متولد 16 شهريور 1323 در روستاي سيرچ است.نويسنده اي كه پس از 40 سال نوشتن هنوز زادگاهش و دوستان دوران نوجواني اش را از ياد نبرده است و همواره در تمامي داستانهايش رد پايي از كودكي هايش دارد و خاطره هايش را مي توان يافت.مرادي كرماني يكي از صدها هنرمند و نخبه پرافتخار كرماني است كه نام كرمان را در تمامي جهان بلند آوازه كرده است.و هر كرماني به خاطر داشتن چنين فرزنداني كه از اين مرز و بوم به پا خاسته اند به خود مي بالد. اما...
خیلی از بزرگان ما حتی در دوره معاصر از دست رفتند،بسطامی ،صنعتی ، بهمنیار ،هاشمی و...
بدون آنکه مردم ومسئولین حتی به اندازه یک مراسم خشک وخالی بودنشان را پاس بدارند. واکنون من می ترسم ، می ترسم که باز هم دست به قلم ببرم وافسوس بخورم از اینکه دیگران را پاس نداشته ایم ،هوشنگ مرادی کرمانی، احمدرضا احمدی ، طاهره صفارزاده ، فردوس کاویانی ودهها نام پر آوازه دیگر،نامهایی که اگر چه شهرت ملی وجهانی دارند اما درزادگاه خودشان غریبه اند. آنروز مباد.
هفته پیش با بعضی از دوستان خبرنگار سفری به کیش داشتیم
سفری خوب و به یاد ماندنی با دوستانی خوب
این عکس را دوست خوب یاسر خدیشی گرفته و رو وبلاگش گذاشته
اگه خودم هم وقت کردم چند تا از عکس هام رو می گذارم
فعلن همین رو داشته باشین

هیات داوران جشنواره مطبوعات انتخاب شدند
در نشستی که با حضور بصیریان سرپرست اداره مطبوعات اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی , لطیف کار رییس خانه مطبوعات
وجمعی از مدیران ,سردبیران ونمایندگان مطبوعات محلی و سراسری در محل خانه مطبوعات تشکیل شد, حاظران در جلسه در
مورد چگونگی برگزاری جشنواره مطبوعات جهت انتخاب نفرات برتر برای اعزام به جشنواره مطبوعات استانهای کویری به
بحث وتبادل نظر پرداختند و سپس هیات داوران این جشنواره با رای مخفی انتخاب شدند که از میان آرای ماخوذه آقایان
لطیف کار, محبی,عبدالکریمی ,شهابی وسرکار خانم ایزدپناه به عنوان هیات داوران این جشنواره انتخاب شدند
نشاط برای جامعه
مردم کرمان بدلیل شرایط خاص آب و هوایی و ویژگی های خاص سنتی و مدنی این استان مردمانی هستند که نسبت به مردم استانهای دیگر اهمیت کمتری را به تفریح , گردش وحتی سرمایه گذاری در طرح های مفرحو شادی آور قایل هستند واین مسئله باعث شده تا کرمان در دید مردمان دیگر استانهای کشور به شهری دلمرده و کم تحرک و کم جنب و جوش مشهور شود واگر کمی به صحبتهای مسئولین این شهر نیز توجه شود این مسئله نمود بسیار محسوس تری خواهد داشت بطوریکه اگر یکی از همشهریان ما به یکی از استانهای شرقی ,مرکزی ,غربی وشمالی کشور مسافرت کرده باشد بدون شک پس از بازگشت به کرمان به این مسئله واقف خواهد شد و به اذعان بسیاری از مردم پس از این مسافرت احساس خواهد کرد که از یک شهر مدرن وپیشرفته به یک روستا با مختصات زندگی ده ها سال قبل بازگشته است .
گرچه ما در این مقال قصد واشکافی این موضوع وعلل وریشه تاریخی آن نداریم اما آنچه که در این میان مهم می نماید برنامه ریزی مسئولین استان وبالاخص مسئولین فرهنگی و منی کرمان در از بین بردن این معضل و مشکل می باشد بطوریکه بتوان در کوتاه مدت با اجرای برنامه های شادی آور و برقرار کردن تورهای مختلف گردشگری و اجرای برنامه های متعدد بیش از پیش مردم کرمان را به مشارکت طلبید والبته از دیگر سو با برنامه ریزی های کلان و حساب شده در دراز مدت دلمردگی و افسردگی مزمن را در این شهر و مردمان آن از بین برد.
اگر شهردار کرمان از کمبود بودجه هی شهری کرمان گلایه مند بوده وبودجه شهرداری کرمان را حتی یک پنجم بودجه شهرهای کوچک استانهای شمالی و غربی می داند واگر سرمایه گزاری ومشارکت مردم در طرحهای مدنی وفرهنگی و صنعتی و... در حد بسیار پایین و ناچیزی قرار دارد قطعا یکی از علل مهم آن همین روحیه افسرده ودلمرده مردم کرمان است.
براستی در چند سال اخیر چقدر برنامه شادفرهنگی وتفریحی اعم از کنسرت ها,جشنها و... در برابر صدها جلسه و نشست تخصصی و علمی ویا برنامه های مذهبی و...در شهر کرمان به اجرا گذاشته شده است؟امید که مسئولین عزیز ما را متهم به مخالفت با اینگونه برنامه ها نکنند بلکه به این نکته توجه داشته باشند که مردم ما در کنار عزاداری و نوحه سرایی و جلسات مذهبی و... به شادی و تفریح و برنامه هایی از این دست نیز نیاز دارند و یکی از توصیه های موکد دین مبین اسلام بر ایجاد نشاط وشادی در جامعه می باشد و یا اینکه مکان تفریحی و فرهنگی و ... که بتواند نیاز خانواده ها و جوانان کرمانی را تامین نماید در این شهر وجود دارد؟
البته در این میان باید به طور خاص از مسئولین شهرداری وبالاخص شهردار محترم در ریزی پروژه های کلان شهری که طی روز های اخیر در مطبوعات اعلام گردید تقدیر نمود اما قطعا این اقدامات به تنهایی کافی نبوده وعزمی جزم و همت تمامی مسئولین را در این رابطه به مدد می طلبد.
امید که همه دست اندر کاران عرصه فرهنگ وهنر ومسئولین ذیربط و در راس آنها استاندار کرمان با نگاهی ویژه به این معضل ؛ گامهایی اساسی را ( با توجه به اینکه در آستانه فصل تابستان قرار داریم) بردارند والبته در این میان بکارگیری بخش خصوصی ومشارکت خود مردم در برنامه ریزی و اجرای برنامه های مدون نقشی اساسی را ایفا خواهد نمود.
ودر پایان نیز جا دارد از یکی از مدیران بخش خصوصی آقای دهقانی مدیریت آژانس خدمات مسافرت هوایی جنوبشرق تقدیر نمود , برگزاری تورهای درون استانی و برون استانی از جمله تور راین , کویر , کیش و...با قیمتهای مناسب وتسهیلات ویژه یکی از راههای توسعه وترویج گردشگری و از بین بردن روحیه دلمردگی و افسردگی مزمن جامعه خواهد بودکه امیدواریم با حمایت مسئولین ومردم تداوم داشته والبته با مشارکت دیگرمدیران بخش خصوصی تاثیرات مثبت آن را در آینده نظاره گر باشیم . انشا ءالله
مبارزه با گرانفروشان؛ مهمترین وظیفه مسئولین
مسئله تورم و گرانی این روزها به مهمترین و اصلی ترین مشکل مردم بدل شده است بطوریکه عملا" اکثریت جامعه را نگران و افسرده کرده است و همانطور که بارها و بارها هشدار داده ایم ادامه این چرخه در نهایت خسارات جبران ناپذیری را به پیکره جامعه و نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد خواهد آورد
این موضوع تا بدان درجه اهمیت پیدا کرده که امام جمعه محترم کرمان در هفته گذشته با دادن اولتیماتوم به مسئولین ذیربط خواستار برخورد جدی آنها با مسئله گرانی و گرانفروشان و ارائه گزارش گردید این هفته نیز امام جمعه موقت کرمان بار دیگر با تاکید بر سخنان حجت الاسلام جعفری خواستار مبارزه جدی با گرانفروشی گردید و مجدانه ازمسئولین خواست تا مردم را از این مسئله و معضل نجات بخشند. جالب اینکه فرماندار کرمان نیز طی هفته های گذشته از برخورد جدی با گرانفروشان و محتکرین خبر داده بود.
از سویی با توجه به اینکه مسئولین و رسانه ها ی وابسته به دولت گرانیهای اخیر را بر اثر شایعه و سوء استفاده محتکرین خوانده اند اما مهمترین مسئله این است که هیچ کس هیچ توجهی به قیمتهای گذشته یعنی ( قبل از زمان شایعه) و اکنون(بعدازشایعه) نمی کند بطوریکه مثلا" اگر کالایی مانند شکر و قند با قیمت کیلویی 7000 ریال عرضه می شد پس از پایان دوران بحران و شایعه قیمتش روی 9000 ریال فیکس گردید و یا اگر قیمت چایی در گذشته 22000 ریال بود هم اکنون به 30000 هزار ریال افزایش پیدا کرده است و این در حالی است که مسئولین و مردم خوشحالند که قیمتهاا ارزانتر شده است ( البته از قیمت دوران بحران و شایععه )، از دیگر سو بسیار مشاهده شده است که علی رغم اعلام رسمی قیمت بسیاری از کالاها توسط نهادهای ذیربط از جمله اصناف ، بازرگانی و ..... اما بسیاری از کاسبکاران و مراکز خدمت رسانی خویش را پایبند به این قانون نمی دانند بگونه ای که حتی گاها" می توان یک کالا در بازار را با چند قیمت مختلف در بازار تهیه نمود این مسئله در مراکز خدمت رسانی نمود بیشتر و محسوس تری دارد و تاثیر سوء روانی آن بر مردم بسیار بیشتر خواهد بود مثلا" هم اکنون با توجه به اینکه نرخ قطعی کرایه تاکسی ها علی رغم مخالفت فرمانداری، توسط شورای شهر افزایش یافته و به مبلغ 100 تومان رسید اما بسیاری از رانندگان خودسرانه مبالغ بیشتری را از مردم اخذ می کنند جالب اینکه در این میان بخاطر نبود سکه های 50 ریالی و 100 ریالی مسیرهایی که مبالغ آنها 1400 ریال و1800 ریال و... اعلام شده توسط خود رانندگان روند شده و مبالغ بیشتری از مردم دریافت می گردد .
در بازار کالاهای اساسی و حتی مواد غذایی نیز گرانی و تورم و چند نرخه بودن تاثیر سوء خود را گذاشته است و کالاهایی مانند خیارشور، رب گوجه و حتی نمک نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند و قس علی هذا
در همه جا با چنین مواردی روبرو هستیم .
بهر صورت امیدواریم مسئولین عزیز و بالاخص مسئولین ذیربط مبارزه جدی با گرانفروشان و محتکرین را سرلوحه کار خود قرار داده و ضمن برخورد قاطعانه و قهریه با این افراد گزارش و آمار این برخوردها را به مطبوعات و مردم اراده نمایند و البته مهمترین بخش این مبارزه اثر بخشی و اثر گذاری آن در جامعه است که مسئولین امر باید با پی گیری جریانات نسبت به اثر گذاری این مبارزه در جامعه و ایجاد جو آرام روانی و آسودگی خاطر برای شهروندان و نجات جامعه از نگرانی و افسردگی تلاش وافری را به انجام رسانند . انشاالله
دفتر انجمن عكاسان حرفهاي استان كرمان افتتاح شد
دفتر انجمن عكاسان حرفهاي استان كرمان در كرمان افتتاح شد مدير عامل اين انجمن در آيين افتتاح اين دفتر كه در محل تالار عماد شهر كرمان برگزار شد طي سخناني با بيان اينكه انجمن عكاسان حرفهاي استان كرمان بيش از دو سال است كه فعاليت خود را آغاز كرده است، گفت: اين انجمن طي اين مدت فعاليتهاي مختلفي را انجام داده است كه برپايي نمايشگاه بينالمللي بام شكسته بم، نمايشگاه جوانههاي اميد و برپايي نمايشگاه عكس مطبوعات از جمله اين فعاليتها بوده است.
مهدي جعفري افزود: سايت انجمن عكاسان حرفهاي استان كرمان نيز از امروز در دو بخش فارسي و لاتين راهاندازي ميشود و رسما كار خود را آغاز ميكند.
وي همچنين به برنامههاي اين انجمن اشاره كرد و گفت: چاپ كتاب عكسهاي 10عكاس برتر استان كرمان، چاپ ماهنامه يا فصلنامه، ايجاد موزه عكس با همكاري شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي، ايجاد بانك عكس استان كرمان و برگزاري نشستهاي مختلف تخصصي و كارگاهي از جمله برنامههاي ما در انجمن عكاسان حرفهاي استان كرمان است.
جعفري همچنين تصريح كرد: ما در انجمن عكاسان حرفهاي همواره سعي ميكنيم از اعضاي انجمن دفاع كنيم و حمايتهاي حقوقي لازم را از آنها داشته باشيم.
قائم مقام مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كرمان نيز در اين مراسم ضمن ابراز خرسندي از افتتاح دفتر انجمن عكاسان حرفهاي استان كرمان، گفت: خالق متعال هستي هنرمندترين هنرمندان است و ما در حقيقت بدنبال اين هستيم كه نقطهاي از جلوههاي هنري او را به تصوير بكشيم.
احمد سعيدي با اشاره به اينكه شكرگذاري از هنري كه در اختيار انسان است به كار بردن اين هنر در راه رضاي خداي متعال است، گفت: در عرصه هنر بايد براي وهله اول اراده داشت و در گام بعدي نيز تلاش كرد كه هنر در مسير صحيحش مصرف شود.
وي با بيان اينكه استقلال عكاسان حرفهاي استان كرمان با افتتاح دفتر انجمن اين عكاسان در كرمان يك اقدام با اهميت است، گفت: هنر عكاسي هنري ماندگار و تأثيرگذار است و عكس نيز يك سند، تاريخ و فرهنگ ماندگار است.
سعيدي تصريح كرد: البته عكس يك هنر فردي است كه براي ارتقاي آن بايد از خرد جمعي مدد جست.
قائم مقام مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كرمان همچنين با اشاره به اينكه در شهر كرمان شايستگان زيادي در عرصه عكاسي فعاليت دارند، گفت: وظيفه ما مديران حمايت و پشتيباني از هنرمندان است.
وي افزود: عزم ما براي اين حمايت جزم است. پس از سخنان سعیدی وبا حضور مهندس کامران صنعتی نایب رییس شورای شهر،رحمتی شهردار منطقه چهار ، گنج کریمی معاونت فرهنگی وهنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، شریفی رییس انجمن سینمای جوان وجمع کثیری از هنرمندان و عکاسان استان دفتر انجمن عکاسان حرفه ای استان کرمان افتتاح گردید
لازم به ذکر است نمایش یک فیلم کوتاه و فیلم عکاس خبری جنگ (جورج نچوی ) از دیگر بخشهای این مراسم بود
داوری لیگ هفتم ، چیزی در حد افتضاح
گرچه نمی توان بازیهای ضعیف صنعت مس طی هفته های گذشته را نادیده گرفت و لب به انتقاد نگشود ،اما آنچه که در این کوتاه سخن قصد پرداختن به آن را داریم وضعیت داوری بازیهای فوتبال در لیگ اخیر می باشد .با بررسی اجمالی و مطالعه حتی سطحی در مورد تعدد اشتباهات داوری در سال فوتبالی که در آن قرار داریم می توان به این نتیجه دست یافت که به قول سرمربی تیم ملی علی دایی روند اشتباهات داوری صعودی بوده و روز به روز و بازی به بازی این اشتباهات بیشتر شده است اشتباهاتی که در بسیاری از مواقع تاثیر گذار بوده و باعث عوض شدن بسیاری ا زنتیجه ها شده است ،بطوریکه حتی تکلیف قهرمان این لیگ و همچنین تکلیف دو تیم سقوط کننده به دسته پایین تر را دچار تزلزل و شبه نموده است .
جدا از اشتباهات تاثیر گذار برخی دیگر از اشتباهات داوری در دادن کارتها باعث ضربه خوردن تیمها در بازی های آینده شان شده و غیر مستقیم تاثیرات خود را بر روی روند کاری یک تیم گذاشته است.
در این میان تیم مس کرمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و طی چند بازی گذشته ضربه های جبران نا پذیری و تاثیر گذاری را به خاطر اشتباهات داوری متحمل شده است که اگر جمع کردن امتیازات در بازیهای گذشته نبود قطعا" همین اشتباهات حتی می توانست زنگ خطر سقوط را برای صنعت مس به صدا در آورد،حتی در یکی از بازیهای گذشته اشتباهات داوری چنان فاحش بود که مسئولان باشگاه مس را مجبور به شکایت از رحیم رحیمی مقدم و کمکهای وی شدند .در بازی گذشته صنعت مس با ابومسلم نیز داور بازی قاسم واحدي اشتباهات فاحشی را مرتکب شد که مهمترین آنها نگرفتن دو پنالتی مسلم به نفع تیم مس بود که قطعا" با گرفتن این پنالتی ها نتیجه بازی جوری دیگر رقم می خورد.
نکته جالب توجه در این برهه اما قطعا می توانست این جایگزینی با درایت و برنامه ریزی دقیق تر و بیشتر باشد لیکن اینگونه به نظر می رسد که مسعود عنایت تنها به یک بعد این قضیه نگاهی افکنده است و به ابعاد دیگر این مسئله توجه نشده است و عجیب اینکه این سهل انگاری در کنترل و مدیریت داوری باعث شده تا داوران با مسابقه لیگ کشور نیز دقت و تیز بینی را کنار گذاشته و آنها نیز دچار اشتباها ت فاحشی در قضاوت بازیهای لیگ شوند.
حمایت گاها" بی جای رئیس کمیته داوران آقای عنایت از وضعیت داوری در ایران می باشد ،گرچه هدف ایشان پرورش دادن داوران جدید و جوان در لیگ بوده بهر صورت امیدواریم که از یک سو مدیران عامل باشگاههای کشور و بالاخص صنعت مس با برنامه ریزی نسبت به وضعیت داوری در لیگ اخیر واکنش مناسبی را انجام دهند تا لااقل لیگ آینده دستخوش چنین اشتباهات فاحش و تعیین کنندهای نگردد و از سوی دیگر کمیته داوران و در راس آنها مسعود عنایت نیز با بررسی عمیق تر داوری در لیگ 87-86 نسبت به بهتر شدن وضعیت داوری در ایران اقدامات لازم را معمول دارند .
و البته این وظیفه نیز بر مسئولین ورزش کشور و فدراسیون فوتبال مترتب است که با نظارت بیشتر بر عملکرد کمیته داوران نسبت به حتی برخی شایعات در قضاوت برخی داوران ،لااقل داوری ایران را به حدی برسانند که اشتباهات رخ داده در بازیها فقط اشتباه بوده و خدای نا کرده مسئله دیگری در میان نباشد و قطعا"این نظارت خواهد توانست که سطح داوری در ایران را ارتقا بخشد.
و سخن آخر اینکه موارد ذکر شده مواردی بود که در لیگ برتر فوتبال کشور رخ داده و بررسی وضعیت داوری در لیگهای دیگر ،نشان دهنده این واقعیت است که وضعیت داوری در ایران حداقل طی لیگ اخیر چیزی در حد افتضاح بوده است.
اقدامات دولت نهم ، عامل گرانی در بخش مسکن
مسکن در کنار معیشت وکار همواره جزو یکی از دغدغه های مهم مردم یک جامعه محسوب می شود وتهیه ان همیشه به عنوان یکی از مسائل حیاتی برای خانواده های ایرانی به شمارمی آید به گونه ای که امروزه حتی به ملاک تشخص وسربلندی یک فرد در مقام قیاس با دیگران تبدیل شده است
اما امروزه تهیه مسکن با چنان دشواریهایی همراه می باشد که اکثریت اقشار جامعه که جزو قشر آسیب پذیر محسوب می شوند هرگز نمی توانند به این مهم دست پیدا کنند ودر حقیقت به خاطر بازار آشفته ای که در این حیطه ایجاد گردیده تهیه یک مسکن با حداقل امکانات به کابوسی شوم وآرزویی دست نیافتنی بدل شده است
وبسیاری از جوانان جامعه ایران و زوجهای جدید در کنار والدین میان سال خود از داشتن نعمت مسکن محروم هستند واین مهم در حالی است که یکی از مسئولان ذیربط در استان تعداد منازل موجود در کرمان را بیش از تعداد نفوس دانسته که می توان اینگونه استنباط کرد که در جامعه بعضی از افراد دارای چند منزل مسکونی در برابر آنهایی که از این نعمت محرومند، می باشند وجالب اینکه برابر آمارها بسیاری از منازل کرمان خالی از سکنه هستند وبخاطر شرایط موجود وبحرانهای اقتصادی صاحبان آنها ترجیح میدهند منازلشان خالی از سکنه باقی بماند
اما چرا طی این سالها مقوله مسکن با چنین بحرانی روبرو شده است؟ وچگونه است که کنترل بازار مسکن اینگونه دچار تنش وبحران شده است؟ وچرا باید اصولا قیمت مسکن با چنین سیر صعودی وحشتناکی همراه باشد که بسیاری را از خریدن مسکن محروم سازد
بنابر اظهارنظر برخی از کارشناسان افزایش ۱۵ درصدی قیمت آهن طی ماههای گذشته و خروج سیمان از سبد حمایتی از احتمالات بحران در بازار مسکن و باعث افزایش ۴۰ درصدی قیمت مسکن در اواخر سال گذشته بوده است
والبته اینهمه در حالی است که آهن فروشان کرمان می گویند افزایش قیمت آهن آلات و فولاد نمی تواند در افزایش قیمت مسکن موثر باشد چرا که تنها ۱۵ تا ۱۶ درصد قیمت تمام شده مسکن مربوط به آهن است، اما تولید کنندگان مسکن نظر دیگری دارند.آنها معتقدند ادامه روند افزایش قیمت آهن آلات در بازار به دلیل تاثیر روانی گرانی، بازار مسکن افزایش قیمت مجددی را تجربه خواهد کرد.آنها اعتقاد دارند با افزایش قیمت عوامل تشکیل دهنده مسکن همچون آهن روند گرانی مسکن ادامه خواهد داشت. از سویی برخی از تحلیل گران تصمیمات اقتصادی دولت را در این میان مهم ارزیابی می کنند و اظهار می دارند : تصمیمات اقتصادی دولت تاثیر روانی بسیاری بر افزایش قیمت ها در بازار دارد به طوری که هم اکنون مشاهده می شود دولت با سیاست ها و تصمیمات غیر کارشناسانه و یک جانبه اقدام هایی را انجام می دهد که عواقب آن غیر قابل جبران است.رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس رشد نقدینگی که در مدت زمان مسئولیت دولت نهم پدید آمده را مهمترین عامل گرانی افسارگسیخته مسکن می داند.
وی در گفتگو با رسانه ها اظهار داشته گرانی مسکن در این مدت چند عامل داشت که مهمترین آن رشد نقدینگی فزاینده بود که میتوانست تأثیر خود را در بخشهای مختلف نشان دهد اما چون مسکن در ایران کالایی سرمایهای محسوب میشود و از امنیت بیشتری برای سرمایهگذاری برخوردار است، نقدینگی به این بخش هجوم آورد و تاثیر خود را نشان داد.
وی افزوده : در واقع برای اینکه بدانیم چرا قیمت مسکن افزایش غیر طبیعی داشته است باید عوامل رشد نقدینگی را در این مدت بررسی کنیم.
او همچنین اشاره داشته : دولت و مدیران آن باید برآوردهای خود را براساس واقعیتهای موجود صورت میدادند و به این نکته توجه میکردند که آیا با وجود عوامل مختلف از قبیل محدودیت مصالح و شرایط بازار امکان اجرای پروژههای عمرانی بدون پرداخت هزینههای بالایی چون افزایش قیمت مسکن وجود داشت؟
جالب توجه اینکه وزیر تعاون نیز دو برابر شدن نقدینگی در کشور را عامل افزایش قیمت مسکن طی سالهای اخیر دانسته. وگفته است : 22 برابر شدن قیمت مسکن و 11 برابر شدن قیمت آپارتمان از نتایج همین افزایش نقدینگی بودهاست البته در این میان نباید تحریمهای اتخاذ شده در مورد ایران را طی ماههای گذشته بی تاثیر دانست چرا که تاثیر روانی ای که اقدامات دولت و بازخورد آن در سطح ملی وبین المللی دارد بر روی بازار بسیار فراتر از حد تصور است.
ذکر این نکته ضروری است که اقدامات بانک مسکن و نیز سازمان های مسکن وشهرسازی وبنیاد مسکن هم در این مورد بی تاثیر نبوده ، دادن وعده های بدون کارشناسی به مردم که در عمل نتیجه وبازخوردی غیر از آنچه که انتظار می رفت ،داشت اما تاثیر روانی خود را بر بازار مسکن گذاشت وباعث افزایش بیش از پیش قیمت مسکن و اجاره بهای ساختمانها گردید.
افزایش قیمت حتی در بخش تاسیسات و وسایل وادوات الکترونیکی تاثیر خود رادر بازارهای دیگر از جمله بازار مسکن نمایان ساخته و باعث شده تا بهانه ای به دست مافیای مسکن بیافتد.
ونکته قابل توجه اینکه دولت نیز هیچ اقدام در خور وشایسته ای برای کنترل قیمتها در اين بخش به انجام نرسانيده و يا اگر اقدامی انجام شده نه تاثیری در بازار خرید و فروش مسکن و اجاره بها داشته و نه به اطلاع مردم و رسانه های عمومی رسانده شده است.
آنچه که از این نوشتار بر می آید این است که متاسفانه اقدامات غیر کارشناسی دولت نهم درابعاد مختلف تاثیر خود را در وضعیت اقتصادی کشور بیش از سایر بخشها گذاشته است و در این بین بازار مسکن نیز از این قاعده مستثنی نبوده وبحران گرانی و تورم این بخش را نیز در بر گرفته است
به هر صورت امیدواریم تا دولت نهم و مسئولین آن با در نظر گرفتن شرایط مردم وجامعه اقداماتی عملی و شایسته در این باب را به انجام برسانند تا مردم طعم مهرورزی وعدالت گستری دولت نهم را در این بخش نیز چشیده و قدردان خدمات مسئولین خود باشند.
بحران مسکن
قيمت مسکن در ايران به طرز کم سابقه ای افزايش يافته و متقاضيان خريد را شوکه کرده است. این گرانی کرمان را نیز در برگرفته به طوری که بر اساس برآوردها، در فاصله چند ماه گذشته قيمت مسکن نزديک به ۵۰ درصد بيشتر شده است. بگونه ای که برخی از کارگزاران وبنگاههای معاملاتی مسکن از مردم خواسته اند که برای خريد مسکن دست نگهدارند.
هم اکنون قيمت يک متر منزل در کرمان در نقاط مختلف شهر متفاوت است.
در بخشهای متمول شهر بسته به اینکه منزل ویلایی یا آپارتمانی باشد اين رقم گاه به چهار تا پنج ميليون تومان در هر متر می رسد. در مناطق حاشيه شهر قيمت متوسط هر متر مربع آپارتمان به طور ميانگين به رقم ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومان رسيده است و قیمت منازل ویلایی تا یک ملیون تومان در متر مربع رسیده. اما ميانگين قيمت در بخش های متوسط شهر در مرکز کرمان کمتر از يک ميليون و ۲۰۰ تا يک ميليون ۵۰۰ هزارتومان برای هر متر مربع نيست، در حالی که همين رقم در چهار پنج ماه پيش در حد ۸۰۰ هزار تومان تا يک ميليون تومان بوده است.
افزايش قيمت مسکن ريشه در عوامل اقتصادی مختلفی دارد اما کارشناسان افزايش نقدينگی، تورم دو رقمی، کسری بودجه و بالا رفتن قيمت مصالح ساختمانی نظير سيمان و آهن را از جمله عوامل اين رشد سريع می دانند. دو برابر شدن نرخ تورم و نگرانی های ناشی از احتمال تحريم های گسترده تر از سوی شورای امنيت می تواند اقتصاد ايران را در شرايط دشوارتری قرار دهد و قطعا این شرایط، بازار مسکن را نیز در کنار سایر بازار ها دچار بحران بیشتری نموده است.
گرانی هایی که در بخش مصالح اصلی و مورد نیاز ساختمان رخ داده باعث شده تا قیمت تمام شده ساختمانهای در حال احداث و نیمه کاره سیر صعودی داشته باشد وهمین مسئله بسیاری از فعالان بخش ساخت و ساز مسکن را دچار مشکل نموده است گرچه انبوه سازان مسکن نگرانی خود را ز این مسئله عنوان نموده اند اما آنها در نهایت با افزایش قیمت فروش بر مبنای قیمت تمام شده ساختمان ضرر وزیان خود را تا حدی جبران می نمایند اما مهمترین ضربه و آسیب به سازندگان محلي ، مردم عادي
و نیز تعاونی های مسکن وارد خواهد شد که در این میان نقش تعاونی های مسکن به خاطر حضور گسترده اقشار آسیب پذیر در مجموعه سهامداران آنها بسیار تاثیر گذار خواهد بود به طوریکه هم اکنون نیز بسیاری از تعاونی های تشکیل یافته مسکن که با اجاره زمین های 99 ساله از بخش دولتی و با مشارکت مردم سعی در خانه دار کردن اقشار آسیب پذیر داشتند قیمت تمام شده مسکن را در هر واحد حداقل 10 ملیون تومان بالاتر از قیمت قبل اعلام نموده اند که با توجه به چينش جمعیتی این گونه تعاونی ها عملا روند پیشرفت آنها را دچار خلل خواهد نمود و راهی جز به تعطیلی گراییدن این تعاونی ها در نهایت باقی نخواهد ماند.
جالب توجه انکه گرانی بازار خرید و فروش مسکن به بخش اجاره مسکن نیز سرایت نموده وصاحبان منازل استیجاری با بالا بردن بیش از 40 در صد اجاره بها در سال جاری بسیاری از خانواده ها و زوج های جوان را با مشکل مواجه نموده اند واین همه در حالی است که بسیاری از بنگاه داران توصیه می کنند تا پس از پایان اردیبهشت و اوایل خرداد نسبت به
اجاره ساختمان اقدام شود تا شاید بازار اجاره مسکن به ثبات تقریبی البته با بیش از چهل در صد افزایش اجاره بها نسبت به سال قبل برسد.حال سوال اینجاست که مسئولین استان اعم از انجمن های صنفی ، اداره بازرگانی ،فرمانداری ،مسکن و شهرسازی ،بنیاد مسکن وحتی مسئولین رده بالای استان همچون شخص استاندار چه تدابیری را برای کنترل وتنظیم بازار مسکن اندیشیده وچند درصد آنها را به کار بسته اند؟ چه تدابیری برای کنترل بازار مصالح وادوات ساختمانی اعم از آهن الات ، سیمان ،آجر، شیرآلات،لوازم تاسیساتی والکترونیکی و... اندیشیده شده ؟ چه راهکاری برای برون رفت از وضعیت فعلی این بازار توسط مسئولین و کارشناسان ذیربط ارائه گردیده و در نهایت اینکه چه برخوردهایی با عوامل این گرانی ها ومعرفی آنها به قانون صورت پذیرفته است.
امیدواریم که مسئولین عزیز استان ودر راس آنها استاندار کرمان با درایت و شجاعت نسبت به برخوردبا این پدیده و کنترل آن اقدامات لازم را انجام داده و مردم و جراید را نیز در جریان کارها و اقدامات صورت گرفته قرار دهند انشا الله .
باز هم گرانی
بازار بی ثبات
« امسال از ایامی است که افزایش درعوامل تولید نداریم و بازار کاملا قابل کنترل و تنظیم است » این جمله بخشی از سخنان مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم است که همانند بزرگان قوم تنها و تنها به وعده دادن و شعار بسنده کرده است .
بیش از چهل روز است که از آغاز سال جدید شمسی می گذرد و علی رغم تمام وعده هایی که توسط مسئولین مختلف کشور مبنی بر کنترل تورم وگرانی و تنظیم بازار داده شده اما در عمل هرگز چنین اتفاقی نیافتاده و مردم ایران طعم عدالت ورزی وعده داده شده طی دو سال و نیم گذشته را هرگز نچشیده اند به طوریکه طی همین مدت زمان اندک گذشته از سال 87 بی ثباتی در بازار بی داد میکند و به جای اینکه بازار تحت کنترل و تنظیم و تثبیت قیمتها باشد لحظه به لحظه و ساعت به ساعت با جابجایی و افزایش قیمتها روبرو بوده و جالب اینکه این افزایش قیمت و عدم ثبات در یک بعد نبوده بلکه در همه ابعاد و درتمامی کالاهایی که در بازارهای مختلف عرضه می شود تاثیرگذار بوده است از قیمت میوه و تره بار و مرکبات گرفته تا چایی و برنج و روغن، از آهن آلات و ابزار گرفته تا مصالح ساختمانی و سیمان ومسکن، از پوشاک و البسه گرفته تا لوازم یدکی خودرو و ...
و خلاصه هر آنچه که به عنوان یک کالا و یا جنس قابل عرضه شدن در بازار می باشد دچار بی ثباتی در قیمت گردیده و در این میان تنها مصرف کننده بخت برگشته بوده که چوب این ناهماهنگی وبی ثباتی بازار را خورده است.
کافی است تا به چند ماه پیش یعنی اوایل روی کارآمدن دولت نهم برگردیم.
همان روزهایی که شعار اصلی دولت مبارزه با گران فروشی و آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم بود به طوریکه حتی رسانه مکتوب اصولگرایان با تیتری درشت این بیان نفزریس دولت را به مردم ایران گوشزد نمود ( پول نفت سر سفره های مردم ) رئیس جمهور در آن روزها حتی وعده های دیگری را هم به مردم داد که از جمله آنها می توان به عدم افزایش قیمت کالاهایی چون نفت ، گاز ، بنزین ، آب ، برق و ... اشاره نمود احمدی نژاد همچنین این قول را به مردم داد تا قیمت مسکن و سکه را به نصف تقلیل داده و ضمن تک رقمی کردن نرخ تورم ، بیکاری را به صفر برساند و...
اما هم اکنون که بیش از دو سال و نیم از آغاز به کار دولت نهم می گذرد نه تنها هیچ کدام از وعده های دولت نهم حتی برای چند درصد به عمل تبدیل نشده است بلکه برعکس به خاطر سیاستهای غلط اقتصادی دولت نهم تورم و گرانی . بیش از هر زمان دیگر بر کالاهایی که جزو وعده های دولت نهم محسوب می شدند اثر گذاشته است افزایش 64 درصدی قیمت مسکن طی هر سال، بالا رفتن آبونمان کالاهای مصرفی ، افزایش شدید قیمت مایحتاج عمومی مردم اعم از گوشت ، تخم مرغ ، برنج و ... تنها نمونه هایی برای بیان مشت نشانه خروار است و حالا دیگر مبارزه با گران فروشی و تورم که روزگاری شعار اصلی اصولگرایان بود و مافیایی که سران دولت نهم همواره از آن یاد می کردند امروز به نقطه ضعف اصلی دولتمردان نهم تبدیل شده است و امروزه دغدغه اصلی مردم گرانی و تامین معیشت خود و خانواده هایشان می باشد و بیم آن می رود که اگر مسئولین عزیز و دولتمردان در سطح کلان ومسئولین استانها در سطوح پایین تر در جهت ایجاد ثبات در بازار و تثبیت قیمتها ونیز کنترل و تنظیم بازار گامی موثر را برندارند بحرانی عظیم سراسر جامعه را فرا بگیرد
و سخن آخر اینکه آقایان مسئولین، مردم ما هیچ کدام انتظار اینکه شما به وعده های خویش عمل کنید را ندارند بلکه تنها خواهش آنها این است که وضعیت اقتصادیk vآ کشور را به روزهای پایانی دولت خاتمی و آغاز به کار دولت نهم برگردانید تنها همین ....
باز هم گرانی
اعتراض زرد
موج گرانی ها همچنان ادامه دارد و روز به روز کمر مردم دیار کریمان در کنار سایر هموطنان در زیربار گرانی خم تر و خم تر می شود.
بخش حمل و نقل نیز از این قاعده مستثنی نبوده و دامنه گرانی ها به این بخش هم کشیده شده است به طوریکه در ایام تعطیلات سال نو شاهد افزایش بی رویه کرایه ماشین های حمل و نقل برون شهری و در کنار آنها وسایل نقلیه عمومی درون شهری اعم از تاکسی ها و آژانس های مسافربری و نیز تاکسی تلفنی ها بودیم که بسیاری از آنها با افزایش غیرقانونی نرخ حمل و نقل و جابجایی مسافر فشاری مضاعف را بر مردم جامعه وارد ساختند.
در این میان رانندگان تاکسی های درون شهری با افزایش 56 درصدی نرخ کرایه خود نسبت به سال گذشته بیشترین فشار را بر مردم وارد کردند.
اواخر فروردین ما ه گذشته بود که جمعی از رانندگان تاکسی با تجمع در مقابل ساختمان شورای شهر اعتراض خود را نسبت به مصوبه شورای شهر در مورد نرخ جابجایی حمل مسافر اعلام نمودند از قرار معلوم شورای شهر نرخ کرایه تاکسی را در سال گذشته با افزایش 20 درصدی نسبت به سال 85 هشتاد تومان تصویب کرده بود.
اما نکته قابل توجه در این میان این بود که علی رفم نرخ مصوب شورای شهر و وجود سازمانی در مجموعه شهرداری به نام سازمان تاکسیرانی که باید نظارت کاملی بر این جریان داشته باشند رانندگان در سال 85 مبلغ 75 تومان را از مسافران اخذ می کردند در حالیکه این نرخ 65 تومان تصویب شده بود وجالب تر اینکه طی سال گذشته نیر با اینکه نرخ مصوب شورای شهر 80 تومان اعلام شده بود اما باز هم رانندگان عزیز مبلغ 100تومان را از مردم اخذ می نمودند و البته این تنها مردم بودند که مدتی اعتراض کردند و چون جوابی و عکس العملی از هیچ سازمان و یا ارگانی ندیدند در نتیجه به همین وضع موجود عادت نمودند.
هم اکنون نیز رانندگان تاکسی با افزایش 56 درصدی نرخ کرایه تاکسی نسبت به سال گذشته مبلغ 125 تومان را از مسافران اخذ می کنند و این همه در حالی است که بنا به گفته نایب رئیس شورای شهر کرمان طی جلسات برگزار شده در این شورا و پس از بحث و جدلهای بسیار امسال نرخ کرایه تاکسی ها با افزایش 25 درصدی نسبت به سال گذشته 100 تومان اعلام شده، البته به شرطی که این نرخ در سال آینده با هیچ گونه افزایشی روبرو نشود. برای دیگرمسیر های خطی نیز شورای شهربا افزایش کلی 10 درصدی موافقت نموده اند
اما متاسفانه با اینکه هنوز هیچ ابلاغی به سازمان تاکسیرانی مبنی بر افزایش قیمت ها ارسال نشده است لیکن اکثریت قریب به اتفاق رانندگان به دلخواه خود هر مبلغی را که در خلوت خودشان توافق نموده اند از مسافران اخذ می نمایند وتاسف بار تر اینکه هیچ برخوردی از سوی مقامات ذیربط اعم از شورای شهر،سازمان تاکسیرانی ،فرمانداری و... با این موضوع وقانون شکنی علنی صورت نمی پذیرد
بهر صورت تا چند روز دیگر نرخ مصوب شورای شهر با موافقت فرمانداری به سازمان تاکسیرانی و سپس به کلیه تاکسیها ابلاغ می شود حال باید منتظر ماند تا ببینیم آیا همانند سالهای پیش رانندگان با قانون شکنی آشکار هرمبلغی را که دلخواه خودشان است از مردم اخذ خواهند نمود؟ آیا باز هم مسئولین عزیز استان در مقابل این خلاف ساکت خواهند ماند وهیچ عکس العملی را از خود نشان نمی دهند؟ آیا مردم نجیب دیار کریمان باز هم اجازه سو استفاده از نجابتشان را به دیگران خواهند داد و در مقابل این ظلم آشکار سر تعظیم فرو خواهند آورد؟ و دهها سوال و پرسش دیگر ، باید منتظر ماند ودید، آینده جواب تمامی این سوالها را به ما خواهد داد...
جهان پهلوان یا عروسک تبلیغاتی

- جهان پهلوان وارد می شود ، زنی در سمت راست او روی صندلی نشسته است و به احترام و اقتدار او برمی خیزد.
- مردی روبروی جهان پهلوان نشسته است و هر دو راجع به یک موضوع صحبت می کنند و بالاخره به تفاهم می رسند در حالی که نمایی از یک تابلوی تبلیغاتی یک مشاور املاک در پس زمینه صحنه قرار دارد.
- جهان پهلوان در حالی که رو به دوربین نشسته است از مردم ایران می خواهد تا همگی آنها ضمن سرمایه گذاری در یک کشور بیگانه حتما از این مشاور املاک خرید نمایند ...
- چند سالی است که به دلایل مختلف بازار سرمایه گذاری و تجارت در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس داغ داغ شده است و به دلیل امکانات فراوان و سهولت هایی که حکام این ممالک در قانون های بین المللی و داخلی این کشور قرار داده اند بسیاری از تجار و سرمایه گذاران جهان رغبت بسیاری برای حضور و رقابت در این بازار پیدا کرده اند در این میان اما میل و رغب تجار و بازرگانان ایرانی در وهله اول و سپس عموم مردم ایران برای حضور در این کشورها چه به دلیل تفریح و وقت گذرانی و چه به دلیل سرمایه گذاری و تجارت بیش از دیگران بوده است به طوریکه قطعا ادامه این روند کشور ما را با یک بحران اجتماعی ، اقتصادی و در نهایت سیاسی روبرو خواهد نمود.
اینکه چرا و به چه دلیلی میل و رغبت هم وطنانمان به حضور در یک کشور بیگانه آن هم با این حجم و اندازه و سرمایه گذاری در پروژه های تجاری ، مسکونی و .... آن کشورها ایجاد شده خود نوشتاری جداگانه را می طلبد تا با یک آسیب شناسی جدی به واشکافی این معضل پرداخت اما آنچه که در این میان نباید از آن غافل ماند فرار سرمایه های مادی و معنوی کشور ما به کشورهای حوزه خلیج فارس می باشد که در نهایت به جای اینکه در کشور عزیز خودمان به کار گرفته شوند ، باعث آبادانی و پیشرفت کشورهایی می شوند که تمامی سران آنها دشمن قسم خورده نظام عزیز جمهوری اسلامی و مردم فهمیم و غیور ایران هستند.
- روزگاری وقتی در جمع بزرگان و پیشکسوتان می نشستیم صحبت از پهلوانی ومنش تختی بود و با شنیدن هر قصه او که به افسانه های باستان می مانست بر خود و ایرانی بودنمان می بالیدیم و ریه هایمان سرشار از هوای غرور ملی و تعصب ایرانی می شد.
و در این میان هیچگاه از یاد نمی برم داستانی که می گفتند کارخانه ژیلت با پیشنهاد میلیونی آن هم سالها پیش از این که حقوق ماهیانه بهترین مشاغل در ایران به 2000 تومان هم نمی رسید به جهان پلهوان تحتی از وی خواسته بود تا برای تبلیغات یکی از محصولات این کارخانه جلوی دوربین برود اما پهلوان قصه ما با امتناع از این کار گفته بود که هرگزعزت و افتخارش را برای تبلیغ از یک محصول و در نهایت فریفتن هموطنانش نخواهد فروخت و برای تختی جهان پهلوان بودن برای مردم ایران بسیار با ارزش تر از پیشنهادات میلیونی بیگانگان بود.
- خیلی زود به یک الگو و اسوه برای مردم ایران تبدیل شد حسین رضا زاده را می گویم آن روزها ساده بود و بی شیله پیله از دیار سلحشوران اردبیل به پا خواسته بود و به خاطر نجابتش و زور و بازویش از یک سو و به دلیل شرایط ویژه ایران درجهان ومشکلاتی که در باب سیاست خارجی برایش وجود داشت از سوی دیگر و به مدد دوربین های متعدد صدا و سیما زودتر از آنچه که فکرش را می کرد به قهرمان ملی ایرانیان تبدیل شد و هنگامی که پیشنهاد ترکیه را برای حضور در آن کشور رد کرد لقب جهان پهلوان ایران را به او دادند و آن قدر برای مرم عزیز شد که حتی رهبر معظم انقلاب هم او را به حضور پذیرفتند و از او قدردانی نمودند .
صدا و سیما هم برای او سنگ تمام گذاشت و برای چندین سال پیاپی او را به عنوان قهرمان قهرمانان به مردم ایران معرفی نمود و در سالی که شایعات زیادی در مورد تهدید رضا زاده برای حضورش در صدا و سیما دهان به دهان نقل می شد این بار نشان پهلوانی را هم به او عطا کردند چرا که اگر این اتفاق نمی افتاد به گفته همان شایعه پردازان ( شما بخوانید شاهدان عینی ) به دستور رضا زاده اردبیل اعتصاب می نمود...
حالا دیگر ماهها و روزهای بسیاری سپری شده است و صدا و سیما هم برای اینکه دیگر حرف و حدیثی در این باره به وجود نیاید عطای انتخاب قهرمان قهرمانان را به لقایش بخشید و کلا این ماجرا را کان لم یکن تلقی نمود.
مدتها بود که از جهان پهلوان خبری نبود وحتی خبرهایی از افت ورزشی او به گوش می رسید حتی در آخرین مسابقه ای که برگزار شد وی گرچه قهرمانی را به دست آورده بود اما حتی موفق به زدن رکورد خودش نشده بود اما ...
اما از چند وقت پیش بیشتر مردم ایران که امکان استفاده از ماهواره و دیدن شبکه های رنگ و وارنگ آن را چه به صورت مجاز و چه به صورت غیرمجاز داشته اند بار دیگر چهره جهان پهلوان را بر صفحه جعبه جادویی مشاهده نمودند . جهان پهلوان اما این بار در حال وزنه زدن و افتخارآفرینی برای کشورش نبود جهان پهلوان این بار به نوعی وطن فروشی می کرد و اکثریت شبکه های ماهواره ای فارسی زبان که بیش از سی و چند شبکه می باشند و بیشتر آنها نیز جزو دشمنان نظام و این مردم بوده و کاری جز گمراه کردن و به بیراهه کشاندن مردم وخصوصا نسل جوان ما ندارند در حال پخش تصویر جهان پهلوان بودند حسین رضا زاده این بار خودش را فروخته بود آن هم خیلی ارزان ، ارزانتر از آنچه که خوشبین ترین هوادارانش فکرش را هم نمی کردند...
- حالا دیگر همه به تصویر جهان پهلوان عادت کرده اند چرا که شبکه های گوناگون ماهواره ای فارسی زبان روزانه دهها بار این کلیپ تلویزیونی را به مردم نشان می دهند و حسین رضا زاده مردم کشورش را تشویق می کند تا با سرمایه گذاری در یک کشور بیگانه که مهمترین مدافع تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب بوده از یک مشاور املاک وابسته به همان بیگانگان خرید نموده و ضمن فرار سرمایه از کشور باعث پیشرفت و آبادانی دشمن نشینان خلیج همیشه فارس شوند . حال بماند که آیا خود این مرکز سرمایه گذاری و مشاور املاک چقدر اعتبار خواهد داشت و آیا سر مردم کلاهی خواهد رفت یا خیر خود قضیه ای است که چند سال دیگر صدای آن به گوش همگان خواهد رسید و بدا به حال ما که حسین رضا زاده که روزگاری به عنوان الگو و نماد و پهلوانی ، غیرت ، همیت و دین داری جوانان این مرز و بوم تبدیل شده بود و پیران دیارمان به واسطه ظهور و حضور او اشک شوق می ریختند امروز به عروسک تبلیغاتی عرب نشین های حاشیه خلیج فارس تبدیل شده است به راستی او در ازای چند صد میلیون تومان همه این اعتبار و عزت را فروخت ؟
و سخن آخر اینکه حسین رضا زاده شاید هنوز قهرمان ایران باشد اما قطعا او دیگر جهان پهلوان ما نیست ...
اهمیت ورزش ، وظیفه مسئولین و تاثیرات آن در استان کرمان
ورزش همواره در جهان از جایگاه ویژه و والایی برخوردار است و در جامعه کنونی بسیاری از معادلات سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... به طور مستقیم و یا غیرمستقیم توسط ورزش تعیین می شود بالتبع آن کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بالاخص در سالهای اخیر ورزش توانسته است که خواسته و یا ناخواسته تاثیرات به سزایی را در عرصه های مختلف ذکر شده بگذارد به طوریکه با توجه به اثرات آن و بازخوردی که می توان از آن برداشت نمود امروزه توجه تمامی مسئولین ما را حتی تا بالاترین رده ها به خود جلب نموده است . از دیگر سو دین مبین اسلام نیز به مسئله ورزش وجایگاه آن در جامعه بسیار بها داده وحتی فراگیری ورزشهایی چون شنا ، تیراندازی و اسب دوانی به عنوان یکی از ارکان یا اهمیت در دین اسلام توصیه شده است.
جدا از نقشی که ورزش در سلامتی و تندرسی جسمی و روحی و روانی تک تک افراد و بالتبع آن در کل جامعه ایفا می کند امروزه به ورزش دیگر تنها به صرف یک بازی و یا سرگرمی دیده نمی شود بلکه ورزش امروز ، یک حرفه و یک شغل برای فرد ورزشکار و به عنوان یک حربه اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ،اجتماعی و ... به ترتیب اهمیت برای یک مجموعه اعم از باشگاه ، شهر ، استان و در نهایت کشور محسوب می گردد که برای نمونه می توان به بازخوردهایی که از قهرمانی حسین رضا زاده در وزنه برداری و یا مسائلی که حول و حوش فوتبال کشور ما اتفاق افتاده و می افتد اشاره نمود.
در استان کرمان نیز تاثیرات حضور تیمهای مختلف که اکثرا در رشته های فردی از جمله ورزشهای رزمی در سالهای گذشته را می تواند کاملا حس نمود ، در سالهای اخیر نیز حضور تیمهای گروهی ما از جمله هندبال ، بسکتبال ، والیبال ، فوتبال ، راگبی و ... در سطح ملی و بین المللی تاثیرات مثبت بسیاری را در همه ابعاد جامعه برای استان داشته است.

گرچه در این میان تاثیر ورزش فوتبال به دلیل اهمیت و جایگاهی که در سطح بین المللی دارد بسیار عمیق تر و گسترده تر بوده به طوریکه پس از صعود تیم صنعت مس به لیگ برتر فوتبال کشور شاهد بازخوردهای بسیار مثبتی در سطح مختلف و در ابعاد گوناگون فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و ... بوده ایم.
آنچه که در این میان قصد پرداختن به آن را داریم همین موضوع تاثیرات مثبت ورزش و بالاخص ورزشهای گروهی در مسائل مختلف جامعه و به ویژه در میان نسل جوان کرمان است.
استان عزیز ما به دلایل مختلف از یک عقب ماندگی اقتصادی و فرهنگی در سطح عام رنج می برد از سویی نیز به دلیل اینکه کرمان در مسیر ترانزیت مواد مخدر قرارگرفته هم شاهد بدنامی این خطه در میان استانهای دیگر هستیم و هم بسیاری از جوانان ما خواسته و ناخواسته درگیر این مسئله وماجراهای پیرامون آن می باشند در این میان آنچه که می تواند هم کرمان و هم مردان این دیار را از موارد ذکر شده نجات بخشیده و به سمت وسویی ارزشمند و در خور شان سوق دهد رواج بیش از پیش ورزش در این استان می باشد با یک بررسی اجمالی و مطالعه سطحی در این باره می توانیم به این مهم دست یابیم که گسترش ورزش طی سالهای اخیر در کرمان و شهرستانهای تابعه باعث شده تا نسل جدید ما به جای افتادن در دام اعتیاد به ورزش روی آورد. و البته این رویکرد قطعا تاثیرات خود را در عرصه اقتصاد و فرهنگ نیز گذاشته است . ایجاد شغل های جدیدی که در همین رابطه به وجود آمده و نیز تاثیرات مثبت فرهنگی که به همین دلیل واقع شده انکار ناپذیر است . ضمن اینکه گسترش ورزش باعث حضور ورزشکاران استانهای دیگر در کرمان و یا بالعکس شده و همین موضوعع دلیل برطرف شدن بدنامی کرمان تا حد بسیار زیادی شده است .
اشاره کلی به موارد ذکر شده تنها و تنها به این دلیل است که بتوانیم اهمیت ورزش و جایگاه و تاثیر آن را به مسئولین عزیز استان گوشزد کنیم چرا که خصوصا طی سالی که گذشت و بالاخص طی روزهای گذشته اتفاقاتی که پیرامون ورزش کرمان رخ داده چیزی جز ناامیدی یاس و رفتن به قهقرا را در اذهان مردمان دیار کریمان و بالاخص ورزشکاران و ورزش دوستان متواتر نمی سازد که شاید بتوان به عنوان نمونه به آخرین آنها یعنی انحلال تیم هندبال شهرداری کرمان با قدمت چند ده ساله و در مقیاس کلی تر باشگاه شهرداری اشاره نمود.
گر چه در این مقال قصد و اشکافی این اتفاقات را نداریم . اما این توقع را از مسئولین استان خصوصا جناب آقای جوانمرد مدیر کل تربیت بدنی و دکتر رئوفی نژاد استاندار ورزش دوست کرمان داریم تا در این باره با بررسی موشکافانه ورزش کرمان طی یک سال گذشته و نیز تاثیرات به سزایی که ورزش در سطوح مختلف استان داشته است . چاره ای کاربردی را برای این معضل بیایند.
مسئولین عزیز ، استان کرمان جدا از برنامه هایی که به واسطه مواد مخدر گریبانگیرش شده است وجدا از عقب ماندگی های فرهنگی و اقتصادی که با آن درگیر می باشد . دارای یک خمودگی و شاید بتوان گفت یک افسردگی مزمن در میان جامعه اش رنج می برد و همین موضوع باعث شده تا خسارت های جبران ناپذیر را متحمل شود.
از سویی قطعا تمامی ادارات دولتی و حتی خصوصی بنا به قوانین بودجه ای خاص را برای ورزش در ردیف بودجه های جاری خود دارا هستند . اما شاید بزرگترین مشکل در این میان عدم مدیریت و استفاده بهینه از این بودجه ها می باشد حتی مشاهده شده که برخی از مدیران گمان دارند که نباید بودجه را صرف مسائل ورزشی و فرهنگی نمود و این بودجه ها را به مصارف دیگر از جمله عمرانی می رسانند غافل از اینکه تاثیری که ورزش می تواند در بدنه سازمان آنها داشته باشد شگفت آورتر از هزینه کردن این بودجه در ردیف های دیگر است .
موضوع دیگر همین بحث عدم مدیریت صحیح و عدم استفاده از افراد متخصص در امر ورزش در ادارات دارای سازمان و باشگاه ورزشی است که به جای اینکه آنها بتوانند ضمن گسترش ورزش از منافع مادی آن نیز بهره مند شوند اما تنها و تنها ضرر و زیان است که نصیب باشگاه و در نهایت سازمان مربوطه می شود.
به هر صورت امیدواریم تمامی مسئولین که به نوعی با این مسئله درگیر می باشند با برنامه ریزی صحیح و استفاده از متخصصین و مشاوران اصلح و مدیریت صحیح در امر گسترش ورزش کوشا و سهیم باشند و البته بر مسئولین رده بالای استان از جمله مدیر کل تربیت بدنی ، استاندار و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی این وظیفه مترتب است تا با نظارت و هدایت ادارات و یا شاید حتی متمرکز نمودن بودجه های ورزشی ادارات مختلف در اداراتی که دارای باشگاه می باشند به گسترش این مهم همت گمارند چرا که قطعا گسترش و توسعه ورزش در استان کرمان جدا از تاثیرات معنوی که در میان جامعه دارد و بازخوردهای بسیار مثبتی را درمسائل اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی وحتی مناسبات سیاسی استان خواهد داشت.
نوروز را سر آغازی نو بدانیم
نوروز امسال را در حالی آغاز می کنیم که مردم ایران طی یکسال گذشته مشکلات وبحرانهای زیادی در باب مسایل اقتصادی پشت سر گذاشته اند ،بالا رفتن بی رویه قیمتها ،از جمله قیمت مایحتاج عمومی ،بحران در بازار مسکن ،تورم بیش از حد در بازار سکه وطلا ،افزایش نقدینگی در جامعه بدون در نظر گرفتن پشتوانه های مالی آن واردات بی رویه کالاهای مصرفی و ورشکستگی تولید کنندگان داخلی ،خالی شدن صندوق ارزی و...وجالب اینکه تمامی این مسایل در زمانی اتفاق افتاد که قیمت نفت که پشتوانه اصلی بودجه کشور را شامل میشود به بالاترین حد خود طی سی سال گذشته رسید واین اتفاقات هیچ نتیجه ای در بر نداشت جز افزایش بیکاری وفقر که خود عامل وسر منشاء بسیاری از معضلات جامعه ااز جمله فحشاء، فساد، دزدی ،قتل و...می باشد.
عملکرد ضعیف دولت در بخش اقتصادی که خود زمانی شعار اصلی اصولگرایان به دولت رسیده برای سر کوفت زدن به اصلاح طلبان بود از یک سو وعدم نظارت وباز خواست مجلس هفتم از سوی دیگر دو عامل مهم را رقم زد –عامل اول که بسیار مهم وخطر ناک می باشد قهر سیاسی بخشی از جامعه بود که با عدم مشارکت خود در انتخابات مختلف من جمله انتخابات اخیر به نوعی زنگ خطر را برای مسئولین نظام به صدا در آوردند که باید هر چه سریعتر برای آن چاره ای اندیشید وگرنه نتیجه آن در دراز مدت بسیار نا میمون وخطر ناک میباشد وعامل دوم اقبال دوباره مردم به سمت اصلاح طلبان بود این بخش از جامعه با بینش صحیح و نگرش درست و با توجه به اینکه قهر سیاسی نتیجه ای جز بدتر شدن اوضاع فعلی در پی نخواهد داشت والبته با مقایسه این دوران و ادوار گذشته، اصلاح طلبان و افکار آنها را راه گشای مشکلات کنونی کشور تشخیص دادند که این اقبال عمومی را می توان با بررسی انتخابات شوراها و نیز مجلس هشتم در اکثر حوزه های انتخابی کشور مشاهده نمود.
به هر صورت امیدواریم که در سال آینده دولت مردان عزیز ضمن درس گرفتن از اتفاقات جامعه و نتایج علمکردهای خود ضمن استفاده بیشتر از متخصصین و تکیه بر كار کارشناسی بتوانند باکاهش تورم ،فشار اقتصادی موجود بر جامعه را کاهش داده و با تکیه بر تولید داخلی و حمایت از سرمایه گذاران میهنی، وضعیت موجود جامعه را بهبود بخشند.
همچنین انتظار می رود اصلاح طلبان عزیز که با توجه به همه فشارها ،اعمال نظرها ، رد صلاحیتها و... توانسته اند به کرسی های مجلس هشتم دست پیدا کنند با تکیه بر رای مردم ، جواب اعتماد ملت عزیز و صبور را به خوبی داده و باعملکرد شجاعانه ضمن نظارت دقیق بر کارهای دولت نسبت به وضع قوانین کارآمد و اصلاح قوانین دارای اشکال ، سعی در برطرف نمودن مشکلات عدیده ای که امروز کشور عزیزمان به آنها دچار شده است داشته باشند . در پایان آرزو میکنیم نوروز 87 برای همه هموطنان عزیزمان اعم از مسئولین و مردم ، پیران و جوانان ، دانشجویان و معلمان ،کارمندان وکارگران و همه و همه مبارک و میمون بوده و سالی سرشار از شادی ، سرور و غرور را برای همه ایرانیان پاک نهاد آرزومندیم وامیدواریم تا همه ما نوروز را سرآغازی نو بدانیم برای بهتر شدن . انشاءا... حق نگهدارتان
باران با آن مرد مي آيد
همين هفت ، هشت روز پيش بود كه زمزمه آمدنش دهان به دهان در شهر پيچيد آن مرد مي آيد، آن مرد باراني ، آن سيد نوراني و آن پيام آور شور و عشق جواني.
خاتمي را مي گويم .
خبر كوتاه بود . از قول محمدعلي كريمي استاندار سابق كرمان ، مرد اصلاحات مي خواهد بار ديگر به ديار كريمان بيايد، پنجم دي ماه و در سالروز زلزله ي بم.
چه روزهايي بود ، روزهاي زلزله را مي گويم ، روزهاي غم مصيبت ، نوميدي و حرمان . ويادم مي آيد كه در آن روزها باز هم آن مرد آمد، با شولاي مهرباني، بارها آمد وهمراهمان اشك درد ريخت ، آمد از اميد گفت ، و پرنده اي كه يك روز پرواز خواهد كرد.آمد ودلداري مان داد ، آمد وگفت كه بم بايد ساخته شود ازنو ، بهتر از گذشته ؛
خاتمي را مي گويم.
سيد خيلي مظلوم است ، چه دوراني كه به عنوان مرد اول سياست و اجرايی كشور سعي در نهادينه كردن دموكراسي و اخلاق اسلامي در ايران بزرگ را داشت و چه در بعد از آن كه با کوله بار هزاران سال تمدن ايراني جنگ تمدن ها را به گفتگوي تمدن ها مبدل ساخت . چه آن زمان كه به قول خودش هر9 روز يك بحران در دولتش به وجود آوردند و چه امروز كه آماج تهمت ها وناسزاهاي ناروا شده است،
خاتمي را مي گويم.
هفت هشت روز است كه زمزمه آمدنش دهان به دهان شهر پيچيده و مردم كوچه و بازار شادمان از حضورش براي دمي هم كه شده فشار و رنج تورم و گراني وبيكاري را به فراموشي مي سپارند و با خاطره اش آرام
مي شوند اگر چه آنان كه چشم ديدنش را ندارند طي همين روزها چه ها نگفتند و چه ها كه نكردند تا هرچند اندك هم كه شده از محبوبيت و مقبوليتش بكاهند اما او در قلب هاي مردم جاي دارد، وبه اين راحتي ها از دل مردم بيرون نخواهد رفت ،
خاتمي را مي گويم.
چهارشنبه پنجم دي ماه روز ديگري است. ديگر نمي خواهم از تورم بنويسم، نمي خواهم در مورد گراني كه اين روزها كمر مردم را شكسته است حرفي بزنم بناي آن را ندارم تا از سياست داخلي و خارجي و... انتقاد كنم قصد بازگو كردن بسياري از حقايق را كه مردم خود مي دانند و مي بينند و متاسفانه كشور ما اين روزها به شدت دچارش شده را ندارم ، نمي خواهم از رانت خواري و پارتي بازي و ورشكستگي كارخانجات و نااميدي بخش خصوصي و مشكلات توليدكنندگان و تحريم و تحقيرو ... سخني بر زبان برانم، چرا كه ديگر زمان ، زمان این حرفها نيست .
چهارشنبه باز باران به كرمان خواهد آمد، آن مرد مي آيدو با خود باران را مي آورد همو كه به من آموخته كه بگويم زنده باد مخالف من !
هموكه من به من آموخته كه در كشوري كه دموكراسي اسلامي حاكم است . ديگر چماق معني ندارد و تكريم انسان ها جايگزين تحقير و توبيخ آنان شده است
چهارشنبه ی كرمان روز ديگري است روزي كه او دوباره پس از ماه ها به ديار كريمان مي آيد مردي كه از جنس باران است ؛
خاتمي را مي گويم .
یا امام رضا رضا بده
مریضمو شفا بده...
انجمن اهل قلم
انجمنی که دیگر نیست
تاریخچه
بیستم شهریور ماه هزار و سیصد وهفتاد بود که انجمن اهل قلم با کوشش تنی چند از پیشکسوتان اهل قلم کرمان از جمله حجت الاسلام فخرمهدوی ، دکتر رحیم نژاد سلیم ، دکتر منوچهراکبری ، دکتر یحیی طالبیان ، دکتر عبدالحسین کرباسی ، رضا کامیاب ، ابوالفضل کارآمد ، محمدصادق طاهری ، زهرا عباسی و ایران مشکی در قالب کانون هنر کرمان تاسیس شد و اولین دوره آن با حضور یحیی فتح نجات ، حجت الاسلام سازندگی ، دکتر امیری خراسانی ، دکتر جواد برومند ، محمد علی علومی و حمید مظهری تشکیل یافت . و در سالهای بعد با حضور صفیه حسینی نژاد ، معصومه شجاعی ، فاطمه جهانگرد ، زهرا میهن خواه ، علیرضا هاشمی ،داریوش کاظمی ، احمد اسدالهی و... تداوم یافت.
هدف این انجمن جمع کردن اهل قلم استان کرمان زیر یک سقف و ساماندهی وضعیت آنان و نیز شکوفایی و معرفی بزرگان قلم کرمان به ایران و جهان بود و در کنار این همه تربیت نسل جدیدی که جویای نام و ننگ بودند و در چنبره قهر زمان و جرم شهرستانی بودنشان یا به انزوا کشیده می شدند و یا ...
در طول مدت آغاز به کار انجمن اهل قلم تا سال 1378 این انجمن با فراز ونشیب فروانی همراه بود وهمیشه اختلافات درونی میان تحصیلگردگان دانشگاهی که شاید حتی تنی چند از آنان تنها دلخوش به مدرک خویش بودند ونه توانایی قلمشان از یک سو و نویسندگان و اهل قلمی که به واقع در این وادی استخوان خرد کرده بودند از سوی دیگر نگذاشت تا این انجمن آن طور که باید همانند دیگر انجمن های کانون هنر به جایگاه واقعی خود دست یازد و بتواند تا سرپناهی برای اهل قلم دیار کریمان باشد این اختلافات تا بدان حد محسوس و ملموس گردید تا در سال 1378 هیات مدیره قبلی انجمن که در سال 1377 تشکیل شده بود استعفا داد و در اسفند ماه سال 78 بود که هیات مدیره جدید انجمن اهل قلم با حضور جمع کثیری از اهل قلم استان انتخاب گردید و رویکردی نوین در حیات انجمن اهل قلم را آغاز نمود و این همه در حالی بود که طی سالهای گذشته تنها افتخار انجمن چاپ فصل نامه های فرهنگ و ادب به مدد بودجه های کلان آن سالها بود .
دوران شکوفایی
هیات مدیره جدید که متشکل از احمد اسدالهی ( شعله کرمانی ) ،مهدی ثانی ، دکتر سید علی هاشمی ، مهندس محمد علی فردوسی و مهندس عبدالرحیم عبدالکریمی بود از ابتدای سال هفتاد و نه کار خویش را آغاز نمودند که البته دکتر امیری خراسانی و حمید مظهری به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند در جلسه اول هیات مدیره استاد احمد اسداللهی به عنوان رئیس انجمن اهل قلم و مهندس عبدالرحیم عبدالکریمی به عنوان دبیر انجمن اهل قلم استان انتخاب گردیدند.
آغاز به کار دوره جدید انجمن مصادف بود با بسته شدن حساب ویژه وزارت ارشاد برای کمک به انجمن های فرهنگی و هنری و بدین سان بودجه انجمن اهل قلم نیز از رقم های میلیونی سال های قبل به دویست و هشتاد هزار تومان کاهش یافت که به قول رئیس انجمن حتی کفاف هزینه حقوق و مزایای منشی انجمن را نمی کرد.
اما با این حال هیات مدیره جدید با برنامه ریزی و تدوین برنامه های درازمدت و کوتاه مدت گامهای بسیار بزرگی را در این راه برداشتند به طوری که به زعم وگواهی بزرگان اهل قلم و مسئولین وقت فرهنگی و بنا به اسناد ومدارک مکتوب موجود در کتابها و نشریات متعدد طی سالهای 79 تا 81 شکوفاترین دوران حیات انجمن اهل قلم در این سالها بود .
تدوین شناسنامه اهل قلم استان از دیرباز تاکنون ، شناسایی و جذب بیش از 300 عضو جدید اعم از اعضای افتخاری ،اعضای اصلی ، هنرجویان و ... ، برگزاری بیش از 10 اردوی فرهنگی و تفریحی برای اعضا، برگزاری جشنواره قلم در حیطه امر به معروف و نهی از منکر ، برگزاری جشن تولد هوشنگ مرادی کرمانی ( که به گفته خود این نویسنده بزرگ اولین جشن تولد زندگیش بود )، برگزاری بیش از پنج مراسم تجلیل از بزرگان اهل قلم کرمان از جمله استاد محمدرضا هاشمی،دکتر باستانی پاریزی و....،برگزاری بیش از پنجاه بازدید از مراکز مختلف فرهنگی ،هنری، صنعتی برای درگیر کردن ذهن اعضای اهل قلم و یافتن سوژه های مناسب برای کار از جمله صنایع مس سرچشمه، زندان مرکزی کرمان ، کانون اصلاح و تربیت ، سرای سالمندان ، مراکز مختلف بهزیستی و ... برگزاری نشست های مختلف ادبی از جمله جلسات نقد داستان ، نقد متون ادبی ، نقد مقالات و ... برگزاری کلاسهای مختلف داستان نویسی ،مقاله نویسی ، روزنامه نگاری و ... پایه ریزی و تدوین برگزاری جشنواره های مختلف از جمله جشنواره داستان ، جشنواره متون ادبی ،مقاله نویسی و ... راه اندازی کتابخانه مجهز اهل قلم ، دهها برنامه فرهنگی و هنری مرتبط با اهل قلم استان ، بازرسی و راه اندازی انجمن های اهل قلم در شهرستانهای مختلف استان از جمله جیرفت ، سیرجان ، زرند ، بافت ،رفسنجان و ... همه و همه تنها بخشی از برنامه های اجرا شده در طول مدت فعالیت این دوره انجمن اهل قلم بود ، انجمنی که به مدد حضور جوانان ،کارآیی بالا و عملکرد خوب و نیز روابط عمومی منسجم و کارآمد بزودی بر سر زبانها افتاد و دارای شهرتی بی حد و وصف گردید به گونه ای که در آن دوران کمتر نشریه و رسانه ای را می توانستی بیابی که در آن نامی از انجمن اهل قلم کرمان برده نشده باشد.
آغاز حسادت و کارشکنی
دکتر احمد ناظر زاده کرمانی بیتی دارد به این مضمون :
گرت هواست که هرگز به عافیت نرسی
غریب پرور و خودکش چو اهل کرمان باش
و به راستی که این بیت پرمعنا ریشه ای تاریخی در فرهنگ کرمان دارد و بارها به شهادت تاریخ دیده ایم که تا یک کار و حرفه از هر نوع در کرمان به شکوفایی و اوج می رسید به جای اینکه با تشویق و یا حداقل رقابت سالم اطرافیان روبرو شود با حسادت و کارشکنی و تهمت مواجه شده و به قولی فواره چون بلند شود سرنگون شود ...
در اواخر دوره مدیریتی هیات مدیره مذکور بود که به تدریج کارشکنی ها آغاز گردید و حسادتها وکوته بینی های افرادی معلوم الحال که با طرح ریزی برنامه های از پیش تعیین شده به میدان آمده بودند باعث شد تا دلسردی خاصی میان اعضای هیات مدیره ایجاد شود چه اینکه یکی از محرکین اصلی جریانات واقع شده یکی از اعضای پیشکسوت هیات مدیره بود گرچه در این مقال قصد بازشکافی ماجراهای آن دوره نیست که باید آن را به تاریخ سپرد تا وقتی دیگر که ...
از سویی این جریانات مصادف بود با ظهور و حضور عده ای از هنرمندان که با داعیه پست مدرنیسم پا به عرصه هنر کرمان گذاشته بودند، کسانی که نه پیشینیان خود راشناخته بودند، نه معاصرین خود را و نه حتی چیزی در مورد آنچه که داعیه آن را داشتند می دانستند.
وحضور همین افراد ونیز حمایت ضمنی مسئولین فرهنگی وقت از آنان که می ترسیدند کانون هنر به گفته خودشان شانه به شانه اداره ارشاد بگذارد ، کودتای خزنده ای را در انجمنهای مختلف ترتیب داد به طوریکه با برگزاری انتخابات سوری و با حضور افرادی غیر از افراد عضو و ... انجمن ها برای مدتی به افرادی بی تجربه و با دانش و آگاهی اندک سپرده شدند و همین مهم بود که بازار کانون هنر کرمان را بی رونق نمود گرچه در سالهای بعد این افراد محکوم به حذف شدن گشتند و اوضاع روال عادی خود را پیش گرفت.
دوران رکود
دوران دو ساله مدیریتی انجمن که به پایان رسید پایه های انجمن را بیش ازپیش متزلزل کرد چرا که کارشکتی ها و حسادت های ایجاد شده و نیز دلسردی های هیات مدیره از یک سو و مصادف شدن این ایام با طرح دولت مبنی بر تغییر اساسنامه های مجموعه های فرهنگی و هنری و شرکتی شدن آنها و نیز اتفاقات حادث شده در انجمن های دیگر همه و همه منجر به تعطیلی انجمن اهل قلم برای مدت چند ماه گردید و البته شاید مسئولین فرهنگی وقت از این اوضاع بدشان نمی آمد چرا که در همان ایام و پس از درددلی که رئیس انجمن اهل قلم با معاون فرهنگی وقت ارشادکرده بود وی در جواب اظهار داشته بود : انگشت در سوراخ زنبور کرده اید و ...
در همین ایام و پس از چندی تعطیل جمعی از افرادی که به کارشکنی و ایجاد اختلاف در انجمن دامن زده بودند با برگزاری جلساتی با مسئولین، انتخاباتی سوری را برای انجمن اهل قلم برگزار کردند، انتخاباتی که نه تنها فراخوان عمومی نشد واز اعضای اصلی انجمن در آن دعوتی به عمل نیامد بلکه به گفته دوستان خود آن افراد ،جمعی از هنرجویان دبیرستان های کرمان به جلسه مذکور آورده شدند و هیات مدیره ای جدید انتخاب گردید.
اما جالب اینکه پس از مدتی اختلاف در میان همان افراد بالا گرفت به طوری که در یکی از همان روزها کار به برخورد فیزیکی و زنجیرکشی میان اعضا کشیده شده و البته پس از ایامی چند به علت عدم حضور فیزیکی رئیس انجمن در کرمان ،انجمن در رکود کامل فرو رفت چه اینکه باشروع فعالیت حوزه هنری در کرمان و نا امیدی اعضا از روند موجود، بسیاری از جوانان اهل قلم جذب فعالیتهای حوزه شدند و فعالیتهای انجمن هم تنها به برگزاری هفته ای یک جلسه نشست چند نفره خلاصه گردید.
انجمن محدود میشود
باآغاز به کار دولت نهم و تغییرات مدیریتی که در عرصه های مختلف واز جمله در حوزه فرهنگ ایجاد شد وضعیت انجمن اهل قلم نیز دستخوش تغییرات گسترده ای گردید و با نفوذ تنی چند از داستان نویسان که تعدادشان حتی به عدد انگشتهای دو دست نمی رسید انجمن اهل قلم به انجمن داستان محدود گردید و اساسنامه آن به طور کلی دچار تغییر شد و این در حالی بود که متاسفانه برای انجام این تصمیمات و تغییرات از هیچ کدام از اهالی قلم استان ومشاهیر این رشته و یا حداقل از افرادی که تجربه مدیریتی در این زمینه داشتند نظر سنجی نشد و بدون در نظر گرفتن خرد جمعی این مهم صورت پذیرفت .
انجمن داستان کرمان در سال 1385 تاسیس شد و رئیس آن به صورت انتصابی از سوی اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی تعیین گردید و طی این مدت با اختصاص بودجه ای قابل توجه از سوی مسئولین فرهنگی به برگزاری جشنواره داستان دست یازید،جشنواره ای که برنامه ریزی و تدوین آن در سالهای قبل صورت گرفته و جزو جشنواره های مصوب ارشاد مطرح بود ...
- طی چند هفته گذشته خبرهای دیگری در دنیای قلم مطرح گردید و آن هم استعفای رئیس انتصابی انجمن داستان کرمان بود رئیس انجمن داستان کرمان به دلیل آنچه که وی عدم تخصیص بودجه به این انجمن حتی برای رتق و فتق امور جاری از جمله حقوق منشی انجمن و هزینه آب و برق و تلفن و ... و نیز عدم تحقق و عده های مسئولین عنوان نموده از سمت خود استعفا داده است و هم اکنون انجمن داستان کرمان نیز در تعطیلی بسر می برد ..
انجمنی که دیگر نیست
پیشینه قلم و اهل قلم در استان کرمان به هزاران سال قبل برمی گردد و همواره اهل قلم و نویسندگان کرمان جزو بزرگان ومشاهیر ایران زمین ( وحتی با شهرت جهانی ) بوده اند و باکنکاشی در تاریخ می توان نام بزرگان بسیاری را در این عرصه پیدا نمود، در دوران معاصر نیز بزرگان بسیاری در عرصه قلم پا به عرصه وجود گذاشته اند که از جمله آنها می توان به عبدالحسین صنعتی زاده ، احمد ناظرزاده کرمانی ، سید محمد هاشمی، سید محمدرضا هاشمی ، هوشنگ مرادی کرمانی و دهها نام دیگر اشاره کرد اما ...
هم اکنون دیگر انجمن اهل قلمی وجود ندارد ،با استعفای رئیس انتصابی انجمن داستان این انجمن که شاید بخش بسیار کوچکی از انجمن اهل قلم بود به تعطیلی گراییده است . تمام جوانان اهل قلم که طی سالهای پیش از گوشه وکنار این مرز و بوم در زیر یک سقف جمع شده بودند پراکنده شده اند و شاید بسیاری از آنها به همین بهانه دیگر از نوشتن دست برداشتند ،جمعی نیز به این جرم که در شهرستانها مجال و امکان رشد و نمو و پیشرفت وجود ندارد جلای وطن نموده و راهی پایتخت شده اند ومعدود افراد باقیمانده نیر انزوا را پیشه خود کرده اند .
حالا دیگر انجمنی وجود ندارد تا پناه نویسندگان و اهل قلم استان کرمان باشد ، و هیچ نهاد وصنف دیگری نیز وجود ندارد تا از آنها حمایت نماید، اهل قلم کرمان به بهانه نداشتن صنف و مکان خاص حتی از اندک حقوق مادی و معنوی در نظر گرفته شده وزارت ارشاد از جمله عضویت در صندوق هنرمندان ،بیمه هنرمندان و نیز طرح معادل سازی مدارک درجه بندی شده فرهنگ و هنر محروم می باشند . هیچ تضمینی برای شکوفایی استعدادهای جدید و نو وجود ندارد و استعدادهای موجود نیز محکوم به فنا شدن هستند، هیچ جشنواره اختصاصی برای ارزیابی عملکرد این عزیزان برگزار نمی شود واصولا دیگر هیچ معیاری برای شناسایی این افراد وجود ندارد و ...
آیا به راستی زمان آن فرا نرسیده است تا مدیریت استان وخصوصا مسئولین فرهنگی کرمان برای این مهم چاره ای بیاندیشند؟ آیا بهتر آن نیست که با بهره گیری از تجربه گذشتگان و نو آوری و هم اندیشی بااصحاب قلم و اندیشه کرمان بار دیگر انجمن اهل قلم کرمان تاسیس و فعالیت خود را آغاز نماید؟! و آیا...
قضاوت و نتیجه را بر عهده مسئولین و خوانندگان عزیز می گذاریم و عاقبت کار را در محضر خداوند تبارک و تعالی انتظار میکشیم.
حلقه مفقوده هنر هفتم در کرمان
طی روزهای گذشته چند اتفاق میمون و مبارک در عرصه فرهنگ وهنر کرمان به وقوع پیوست برگزاری جشنواره شعر رضوی ،برگزاری جشنواره موسیقی نواحی،برگزاری نمایشگاه کتاب ،و.... ونیز بزرگداشت روز ملی سینما،بطوری ه دیگربار نام کرمان را به عنوان مهد فرهنگ وهنر وشهر یادواره ها و جشنواره ها بر سر زبانها انداخت افتخاری که در سالهای نه چندان دور به همت سید جواد جعفری مدیر کل اسبق ارشاد استان نصیب کرمان شد و در سالهای بعد نیز تداوم یافت. در این میان اما فارغ از تمام فعالیتهای هنری ،برگزای همایش بزرگداشت روزملی سینما که برای اولین بار در کرمان با این گستره و شیوه کاری نوین(گرچه این مراسم برای پنجمین سال متوالی برگزار می شود)تاثیر گذار وشایسته تقدیر بود ،همایشی که به همت انجمن صنفی موسسات ویدیویی سینمایی کرمان برگزار گردید واین نوید را می داد که در صورت فعالیتهای بیشتر و گروهی این موسسه ونیز حمایت مسئولین فرهنگ و هنر ،سینمای مهجور استان وهنرمندان بیشمار اما گمنام این وادی،در عرصه ملی و بین المللی مجالی برای ظهور و حضور بیابند،ضمن اینکه پاسداشت پیشکسوتان این عرصه غبار فراموشی و انزوا را از سر و روی این هنرمندان خواهد زدود
لیکن برگزاری این مراسم بهانه ای شد تا به کند وکاوی در هنر هفتم در کرمان بپردازیم
هنر هفتم در کرمان از پیشینه قابل قبولی برخوردار می باشد واز گذشته تا کنون هنرمندان زیادی در این عرصه در سطح ملی و بین المللی پدید آمده اند و همواره باعث افتخار دیار کریمان بوده اند بطوریکه هم اکنون نیز هنرمندانی چون فردوس کاویانی ،عبدالرضا اکبری ، عبدالرضا زهره کرمانی ، منوچهر عسکری نسب ،داریوش فرهنگ ،هادی مشکوه ،کوپال مشکوه ،بابک نوری ،رضا ایرانمنش ،بابک برزویه ودهها هنرمند دیگر در سطوح بالای این هنر مشغول فعالیت هستند حتی در بخشهای جنبی این هنر نیز از جمله موسیقی فیلم ،تدوین، عکاسی فیلم و... نیز نامهای بزرگی از فرزندان کرمان زمین به چشم می خورد اما چگونه است که این هنر در خود این شهر ودر گستره این استان پهناور حرف چندانی برای گفتن در عرصه های مختلف ندارد؟؟!
بطور کلی بررسی این مسئله به مشکل اصلی که گریبانگیر همه هنرها وهنرمندان کشور است برمی گردد وانهم متمرکز بودن امکانات در پایتخت و نبود امکانات و تجهیزات در شهرستانهاطی سالهای گذشته بوده است،بطوریکه اکثر هنرمندان پیشکسوت در این وادی بسته به زیر مجموعه فعالیتشان اعم از بازیگری ،فیلم سازی،فیلم نامه نویسی، تدوین،نور ،صدا،و...یا میبایست به صورت آموزش از راه دور ودر حقیقت تجربی به فعالیت و کار بپردازند ویا اینکه ترک وطن کرده و برای ارضای ذائقه هنری خود به پایتخت روی بیاورند.
حتی در سالهای بعد که امکانات آموزشی به انحا مختلف در شهرستانها ایجاد گردیداما بازهم برای ادامه فعالیت وکار حرفه ای، شهرستان مکان مناسبی برای کار نبود وپایتخت مدینه فاضله هنرمندان درگیر با هنر هفتم محسوب می شد.
با ایجاد سینمای جوان وآموزشهای پایه ای این مرکز هنرمندان بسیاری مجال حضور یافتند و جوانان زیادی در عرصه های مختلف این هنرکارآزموده شدنداما ادامه فعالیت این عزیزان نیز منوط به همان شرایط گذشته بود وبدین سبب بسیاری از آنها با سرکوب کردن ذوق و استعداد خود به کار دیگری روی آوردند واندکی نیز هجرت را پیشه خود کردند
در سالهای بعد و در دوران اصلاحات وتوجه ویِِژه ای که نسبت به فرهنگ وهنر ایجاد گردید این فرصت به وجود امد تاهنرمندان شهرستانی به فعالیتهای نیمه حرفه ای دست یازند ،از سویی نیز با گستردگی فعالیت صدا و سیما طی این سالها خود کمک بزرگی برای فعالیت هنرمندان در این وادی بود
اما مهمترین مسئله نبود یک صنف ،انجمن و یا تشکل برای گرد هم آوردن فعالان در حوزه سینما و بهره گیری از فعالیتهای گروهی بود ،طی سالهای 81و82 و با همت امور سینمایی وصمعی بصری ارشاد استان سنگ بنای انجمن موسسات ویدئویی سینمایی استان گذارده شد واین موسسه توانست با اجرای چند برنامه از جمله برگزاری همین بزرگداشتها فعالیتهایی را در این عرصه انجام دهد جالب اینکه برگزاری بزرگداشت روز ملی سینما پس از تهران منحصر به استان کرمان است واز مزایای مهم آن در کنار تجلیل از پیشکسوتان و جوانان فعال در عرصه سینما، تجلیل از تجلیل از سینما داران ودیگر افراد درگیر با این هنر از جمله گیشه داران ،آپاراتچی ها و... می باشد ،اما...
هم اکنون نهادهایی چون سینمای جوان ،حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی وانجمن صنفی مذکور به صورت نیمه حرفه ای وگاها حرفه ای در عرصه سینما مشغول فعالیت هستنداما حلقه مفقوده هنر هفتم در کرمان ،هنوز این هنر را در محجوریت ومحرومیت قرار داده است
هنر هفتم در کرمان از چند معضل مهم رنج می برد که هرکدام از آنها به تنهایی می تواند پاسخ این سوال باشد امامهمترین معضلی که از آن به عنوان حلقه مفقوده نام برده شد،خود مادر تمام این معضلات است وقطعا با مرتفع شدن آن بقیه مشکلات نیز مرتفع خواهند گردید
با بررسی کلی و اجمالی در این حوزه در می یابیم که چند مسئله کلی باعث انزوای هنر هفتم در کرمان گردیده به طوریکه نه تنها هنرمند بزرگ و قابل طرحی در استان وجود ندارد بلکه حتی طی این سالها تولیدات حرفه ای در این وادی از انگشتان یک دست تجاوز نمی کند ونکته جالب اینکه سینماگران حرفه ای کشور نیز رغبتی برای کار وفعالیت در این استان ندارند مگر بنا به اقتضا و اجبار زمان و..
و البته همه اینها ناشی از چند معضل اساسی است که از جمله آنها می توان به:1-نبود ویا کمبود افراد حرفه ای وآموزش دیده در بخشهای مختلف این هنر 2- نبود ویا کمبو دهنر ورزانی که صنعت سینما به عنوان دغدغه وکار و شغل اصلی و اول آنها محسوب شود 3- نبود امکانات و تجهیزات حرفه ای اعم از دوربین ، ادوات و تجهیزات فیلم برداری،صدابرداری ،نورپردازی،تدوین،مونتاژ،ظهور وثبوت فیلم و...
4 – نبود استودیوهای استاندارد،سالنهای منتاسب و حتی سینماهای استاندارد و در خور
5- وحتی نبود تماشگران حرفه ای ونیمه حرفه ای در این عرصه و... اشاره نمود.
پس میتوان عنوان کرد در کل حرفه ای نشدن این هنر در کرمان و عدم دیدگاه حرفه ای مشکل اساسی سینمای استان است
اما رفع این معضل تنها با یک راه امکان دارد وآنهم ایجاد یک تشکل قوی با حضور همه فعالان این عرصه می باشد ،تشکلی که بتواند با جمع کردن هنرمندان هنر هفتم و با تشکیل یک تیم تخصصی و حرفه ای بسترهای لازم را برای حرفه ای شدن سینمای استان فراهم سازد بدین معنی که با جمع شدن افراد زیر یک سقف وتشکیل یک سازمان و شخصیت حقوقی و با بهره گیری از امکانات دولتی و کمک مسئولین وحتی افراد حرفه ای ونیمه حرفه ای علاقمند به این حوزه وسرمایه گزاران فرهنگی امکانات و تجهیزات لازم را برای 1- حرفه ای شدن هنرمندان استان 2- حضور سینما گران حرفه ای در استان و 3- تربیت نسل جدید سینماگران فراهم سازد
به طور قطع اگر این همت به وجود بیاید که هنرمندان این عرصه بتوانند تا با انسجام و اتحاد و به صورت گروهی به فعالیت بپردازند خواهند توانست تا ضمن تولید فیلمهای بلند و حرفه ای ونیز با ایجاد تجهیزات وامکانات وجذب سینماگران حرفه ای با توجه به استعدادهای ناب در عرصه های مختلف و وجود لوکیشنهای بکر و بالقوه در این استان حرفهای زیادی را برای گفتن در عرصه ملی و بین المللی هنر هفتم داشته باشند
در غیر این صورت این تسلسل باطل همچنان ادامه خواهد داشت و اکثر علاقمندان این هنر فیلمبردار مجالس عقد وعروسی خواهند شد ویا نهایتا به ساخت تیزر و آگهی های تبلیغاتی سطح پایین روی خواهند آورد یا اگر شانس بیاورندجذب روابط عمومی یک سازمان شوند و... وعدهای اندک نیز که از امکانات واحیانا رانت های مختلف بهره می گیرند ترک دیار کرده و به سینمای حرفه ای پایتخت روی می آورند
ذکر این نکته ضروری است که طی سالهای گذشته به همت متولیان فرنگ وهنر استان تشکیلاتی با عنوان بنمیاد هفتواد بنا نهاده شد اما بدلیل برخی دیدگاههای انحصارطلبانه ودر نظر گرفت شخصیتهای حقیقی به جای حقوقی در نطفه خفه شد و حتی بعدها با اصلاح اساسنامه نیز نتوانست پای گیرد وهمچنان عقیم ماند
بهر صورت امید می رود تا فعالان عرصه هنر هفتم کرمان با هم اندیشی و انسجام به ایجاد تشکیلاتی به منظور یاد شده اقدام نمایند
حال این تشکل هرنامی می تواند داشته باشد، خانه فیلم،خانه سینما ویا..........
چشم مردم به خیابان سپه
بالاخره پس از هفته ها کشمکش شورای شهر کرمان که اکثریت آن را اصلاح طلبان تشکیل می دادند مجبور شد تا یکی را از میان خود به عنوان شهردار برگزیند مردی که علی رغم آنکه مجبور شد تا برای تصدی گری این پست کرسی شورا را ترک گوید اما بهترین گزینه برای تصدی این پست بود. سیف الهی که کوله باری از تجربه را در اداره شهر با خود به همراه داشت به عنوان شهردار کرمان انتخاب شد و پس از دو هفته نیز با امضای اعتبار نامه اش یکشنبه گذشته رسما به ساختمان خیابان سپه قدم گذاشت.
بهر صورت ابوالقاسم سیف الهی به کرسی شهرداری کرمان تکیه زد و شهردار شهری گردید که اگر نخواهیم آنرا بدترین و رده پایین ترین شهر ایران بنامیم، قطعا نخواهیم توانست جایگاهی بالاتر از آن برایش متصور شویم. متاسفانه کرمان شهری است که علی رغم تمام پیشینه و تمدن والای پشت سرش از لحا ظ مدنیت و توسعه شهری بسیار عقب مانده و دارای مشکلات فراوان وعدیده ای می باشد همانطور که حتی مردمانش نیز از بسیاری از حقوق شهروندی شرایط یک شهر امروزی و نیز زندگی در یک شهر قرن بیست یکمی آگاه نیستند.
اما آنچه که در این میان بسیار پراهمیت و قابل توجه می نماید این موضوع است که امروزه تمامی مدیران، مسئولین و حتی مردم عزیز کرمان به این واقعیت پی برده اند و همگان در انتظار به وجود آمدن یک تحول اساسی در این شهر هستند و موضوع مهمتر اینکه این همت نیز در میان تمام سطوح جامعه ایجاد گردیده تا بالاخره کرمان شاهد یک تغییر و دیگرگونی در خویش باشد.
این مهم را حتی می توان از سخنان استاندار کرمان در مراسم تودیع و معارفه شهردار جدید به وضوح دریافت و اگر چه شاید بخشی از خواسته ها و اظهارات مرد شماره یک دولت در کرمان غیرواقعی می نمود و یا بخشی از آن به حوزه کاری شهردار بر نمی گشت، اما نوع صحبت و درایت استاندارنشان از دغدغه ایشان برای ایجاد این تحول در شهر داشت و این موضوع البته اتفاق میمونی است که بیانگر همکاری همه جانبه مسئولان رده بالای استان با شهردار منتخب جهت نیل به این هدف است.
نکته مهم در این میان اما این است که شهردار منتخب مردم برای اجرای برنامه های کوتاه مدت و بلند مدتش برای اداره شهر احتیاج به مدیران و کارگزارانی دارد که بتواند با آنها به اهداف مهم و والایش دست پیدا کند و همانطور که همه مسئولان استان برای اجرای اهدافشان تیم کاری خودشان را تشکیل می دهند، شهردار نیز نیاز دارد تا با تیم کاری خویش شهر را اداره نماید لیکن متاسفانه در این بین شایعاتی شنیده شده است که شهردار منتخب مردم در این راستا از سوی برخی از مسئولان تحت فشار قرار گرفته است و اینگونه القا شده که وی نباید در ترکیب برخی از مدیران توصیه شده در شهرداری تغییر ایجاد نماید و گرنه ... بهر صورت امیدواریم که این اخبار کاملا کذب محض بوده و تنها در حد همان شایعه باقی بماند و آقای شهردار بتواند با دستی باز و سعه صدر در راه اداره شهر کرمان و پیشبرد آن به سوی شهری در خور نام و اعتبار کرمان گام بردارد. گر چه با توجه به روحیه ای که از این جانباز جنگ تحمیلی و جهادگر سالهای دور سراغ داریم این اطمینان را داریم که اگر تهدیدی هم وجود داشته باشد وی هرگز به آنها تن در نخواهد داد و بخاطر مردم هیچگاه دست از هدفش برنخواهد داشت.
و اما سخنی هم با شهردار محبوب و منتخب مردم آقای سیف الهی! همانطور که خود حضرت عالی نیز واقف هستید شهر کرمان از ناهنجاریهای زیادی در حوزه مدنیت و شهرسازی در سطوح مختلف رنج می برد و مردمان دیار کریمان این انتظار را از شما دارند که هر چه سریعتر در جهت اصلاح بخشهای مختلف گام بردارید مردم کرمان سالهاست که از وضعیت نابسامان شهر در عذابند. نبود خیابانهای استاندارد، محله های مناسب، کوچه پس کوچه های آباد وضعیت ساختمان سازی و نمای ساختمانها و ..آنها را مستاصل کرده است. وضعیت تاکسیرانی، اتوبوسسرانی و خدمات شهری هرگز نتوانسته رضایت آنها جلب کند . از لحاظ ترافیکی با مشکلات زیادی مواجهیم بخش عمرانی شهرداری کاری در خور برای مردم انجام نداده ،شهر کرمان هنوز که هنوز است دارای یک فضای سبز و یا پارک کامل با تجهیزات مناسب و فراگیر نیست سازمانها و نهادهای فرهنگی هرگز نتوانسته اند وظیفه خود را آنطور که باید و شاید به انجام برسانند و انگار که اصلا در این بخش کارهایی که مربوط به حوزه شهری و ...باشد به انجام نرسیده است. فاصله طبقاتی حتی در بخش مدیریت شهری در میان محله های بالای شهر و پایین شهر بوضوح مشاهده می شود هنوز وضعیت بهشت زهرای کرمان مشخص نیست و گورستان دامنه کوههای صاحب الزمان می رود تا تخریب اندک فضای سبز منطقه را حادث شود ووو.... و اگر چه شهردار پیشین تلاشهای زیادی را در راستای برطرف نمودن بسیاری از نواقص انجام داد. اما اولا اینکه بیشتر کارهای انجام شده توسط وی در بخشهای نهادسازی و کارهای زیربنایی خلاصه شده و نمودی چشمگیر برای مردم نداشت و در ثانی بهره گیری وی از معدودی مدیران ناکارآمد باعث شد تا در نظرسنجی های مختلف میزان رضایت مندی شهروندان از عملکرد شهرداری بسیار پایین باشد و این مسائل کار شما را بیش از پیش سخت می نماید. سخن درباره مشکلات عدیده شهر کرمان بسیار زیاد است که قطعا پرداختن به تمامی آنها و زوایای گوناگونشان در این مختصر نخواهد گنجید.
اما مردم صبور و شریف کرمان اینبار با اعتماد به اصلاح طلبان و شعارهایی که این عزیزان در تبلیغات انتخاباتی خود مطرح نمودند منتظر یک تغییر و دگرگونی در شهر خود هستد و البته با توجه به شناختی که از اصالت تجربه و تخصص جنابعالی دارند مطمئن هستند که شما و تیم کاریتان خواهید توانست تا در اندک زمان ممکن با بهره گیری از همه پتانسیل ها و امکانات بالقوه و بالفعل کرمان و همکاری مسئولین مختلف استان و نیز استفاده از تجربه مدیران کار آمد در تمامی کشورو استانهای توسعه یافته از لحاظ شهری به این مهم که همانا ساختن کرمان است دست یابید.
ما نیز به نوبه خود امیدواریم تا کرمان فردا کرمانی شایسته نام ، سابقه و پیشینه این دیار کهن باشد انشاءا....
یکصد ودهمین شماره نشریه همراه را از روزنامه فروشی های سراسر استان بخواهید














خداحافظ فاخره
×مثل شنیدن هر خبرناگوار دیگر تنم لرزید ، حس غریبی همه وجودم را فرا گرفت . آنقدر تحت تاثیر این خبر قرار گرفتم که می خواستم چند لحظه هم که شده زمان بایستد به عفب برگردد و من آنچه را که همیشه همه دوست دارند بعد از شنیدن اینگونه خبرها در آرزوی براوردنش باشند به انجام رسانم ،وای که امکانش وجود نداشت ، وجود ندارد و تنها افسوس و آه است که می ماند « فاخره صبا » هم از بین ما رفت - مادر همه دانشجوهای دیار کریمان.-
×ماجرای افضلی پور را اکثر مردم کرمان می دانند ، افسانه ای واقعی که پدربزرگها برای نوه هایشان با آب و تاب و هیجانی خاص تعریف می کنند و خود نیز از آن لذت می برند و به آن می بالند .قصه مردی که به همراه همسر مهربانش به جرم فرزند نداشته شان کمر همت می بندند تا در نقطه ای محروم از کشورشان ، بنایی به یادگار برافرازند تا ... و بعد از میان این همه، کرمان انتخاب می شود ومجنون قصه ما که مهندسی جوان است با همسر هنرمندش که برادرزاده ابوالحسن صبا ،بزرگ مرد موسیقی ایران است به کرمان می آیند و بنا می شود تا بنای دانشگاه کرمان را بنا کنند .کار آغاز می شود همت بزرگ است و آرزو بزرگتر ، آنقدر بزرگ که زوج افسانه ای مردمان شهرمان ، تمام دارایی خویش تا حتی تن پوششان را به حراج می گذارند تا بتوانند یادگار خود راماندگار بسازند ،در کنار دیگر بناهای ماندگار شهر و بعد ...
×قطعا یکی از عوامل توسعه و پیشرفت بسیاری از جوامع و شهرها و بالاخص شهرهای محروم ، ایجاد یک مرکز دانشگاهی در آن جوامع است و با قطعیت می توان گفت در هر شهری که یک مرکز دانشگاهی ایجاد گردیده است پس ازمدتی به دلیل وجود آن مرکز ،تحولات اساسی و بنیادینی در همه سطوح آن جامعه اعم از تحولات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و ... به وجود آمده است و آغازگر این تحول و تغییر بنیادین در دیار کریمان در عصر نوین کسی نبود جز مهندس علیرضا افضلی پور ، مردی که به همراه همسرش از تمام دارایی مادی و معنوی خویش گذشت تا بتواند شهر کرمان را به قولی نجات بخشد و بی جهت نبود که بخشدار راین در سفر خبرنگاران به این بخش طلب استمداد و یاری برای ساخت حداقل یک واحد دانشگاهی پیام نور در این بخش را داشت تا شاید جوانان شهر به جای درگیر شدن با اعتیاد و کوله کشی سوداگران مرگ ، پیشرو سر زندگی و کار و تلاش در استان باشند .
×مرد میانسال به سر در دانشگاه می رسد کفشهایش را از پایش بدر می آورد و پای برهنه قدم به دانشگاه می گذارد اعتقاد دارد این مکان آنقد رمقدس است که نباید باکفش به آستان آن قدم نهاد ، او در محوطه دانشگاه قدم می زند و با دیدن جوانانی که با شوق و ذوق به این سو و آن سوی می روند اشک شوق در چشمانش حدقه می زند اینها همه دختران و پسران اویند ،فرزندانی که آینده کشورش را خواهند ساخت و چه موهبتی از این عظیم تر برای او از سوی خداوند ، او هر روز به دانشگاه می آید و بعد آنچه را که دیده است با لذتی وصف ناپذیر برای همسرش تعریف می کند و هر دو از این که رویایشان به حقیقت پیوسته است لذت می برند آنقدر که شاید تنها خداست که از حالشان آگاه است و..
×همیشه تضادهاست که یک قصه را می سازد ، یک ماجرا را شکل می دهد و آن را جاودانه میکند. نمی دانم چرا این جمله را نوشتم و اصلا به این موضوع ربط دارد یا نه یعنی اصلا این حرفی را که می خواهم، باید بزنم یا نه؟، اما باید گفت به راستی چرا دانشگاهی را که به همت و سرمایه و غیرت مردی غیر کرمانی ساخته شده است باید به نام بزرگی دیگر ثبت شود خدا وکیلی لااقل در این ماجرا مسائل سیاسی و جناحی و گروهی وحزبی و حب و بغض ها را دخالت ندهید آیا اگر خود شهید باهنر که هنرمردترین مردم دیار کریمان است در میان ما بود به چنین کاری راضی می شد؟
راستی یادمان باشد یک مرد دیگر هم برای کرمان و پیشرفت و توسعه علم در این شهر کمر همت بست و خود با دست خویش بنای ماندگار دیگری را بنا نهاد – طباطبایی – مردی که افسانه دانشگاه آزاد کرمان با همه عظمت وماندگاریش با نام اوپیوند خورده است آیا او را ارج نهاده ایم یا منتظریم تا زمان مرگش فرا برسد، بگذریم.
×فاخره صبا برادر زاده ابوالحسن خان صبا ، موسیقی دان ،هنرمند و خواننده کر کشورمان جمعه گذشته در سن 87 سالگی پس از تحمل چند سال بیماری طاقت فرسا از میان ما رفت. اما فاخره از این جهت برای مردمان لااقل سه نسل اخیر دیار کریمان اهمیت داشت که همسر مهندس علیرضا افضلی پور بوده- مادر همه دانشجویان دانشگاه کرمان - مادر فرزندانی که بسیاری از آنها جزو نخبگان ،سیاستمداران ، اقتصاددانان و بزرگان این کشور محسوب می شوند و با مرگ او همه شهر عزادار شد همگان بر سر در دلشان پارچه ای سیاه نصب کردند و درخلوت خودشان بنا به ادای مردمان مدرن این قرن یک دقیقه سکوت کردند.
×فاخره از میان ما رفت ، در حالیکه هیچگاه از بی مهری هایی که در حق او و همسرش روا داشته شده بود لب به شکوه نگشود. چرا که او دلبند نام و ننگ نبود بنای ماندگار او و همسرش ماندگار تر از این حرفهاست حتی ماندگارتر از همه مجموعه های حاکمان عصر گذشته.
×فاخره از میان ما رفت اما او همیشه زنده است در میان ما حضور دارد، دست در دست همسرش هر روز به دانشگاه می آید ،کفشهایشان را از پایشان درمی آورند ،زیرسایه درختی روی یک نیمکت سیمانی در محوطه دانشگاه می نشینند و از دیدن فرزندان برومندشان قند در دلشان آب می شود.
فاخره زنده است ،همانطور که افضلی پور زنده است و تا زمانی که دانشگاه کرمان زنده است....
شمارش معکوس برای انتخاب شهردار
همانطور که پیش بینی می شد با آغاز به کار شورای سوم شهر کرمان ، وبا انتخابات داخلی هیات رییسه شوراها ،اصلاح طلبان مسند قدرت در شورا را بدست گرفتند گرچه این مسئله به مذاق اصولگرایان شورا که لیدری آنها هم اکنون در دست زهرا لری است خوش نیامد.
حاج علی مهاجری که از جانبازان دفاع مقدس بوده وپیش از این نیز تجربه حضور بر اریکه شهرداری کرمان را داشت به عنوان رییس شورای شهر انتخاب شد و کامران صنعتی که از جوانان حاضر در شورا می باشد عنوان نائب رییسی شورا را از آن خود نمود این در حالی است که خزانه داری شورای شهر کرمان به مویدی رسید،مردی که پیش از آن که خواسته های جناحی اش مد نظر باشد،مطالبات مردم برایش از اهمیت بیشتری برخوردار است،اگر چه تلویحا اعلام شده که رای او نیز به اصلاح طلبان تعلق دارد
در این میان اما آنچه که از اهمیت بیشتری برخوردار است انتخاب شهردار است شهرداری که بتواند علاوه بر حرکت در راستای تفکر وبینش اصلاح طلبی ، شهر کرمان را از این به اصطلاح اغتشاش شهری و بی نظمی عمومی نجات بخشد
و البته در همین راستا آنچه که در سکان داری شهری مانند کرمان مهم می نماید وجود مدیری با تدبیر وکاردان است که بتواند با انتخاب معاونین و روسای کارآمد برای مجموعه های عریض و طویل زیر مجموعه خود که شامل بیش از 28 نهاد،سازمان ومعاونت میشود ، کرمان را به شهری در خور آوازه ، پیشینه و مردم پاک نهادش تبدیل نماید. در نتیجه با در نظر گرفتن این موارد به نظر می رسد انتخاب مدیران میانی نهاد های ذیربط شهرداری بسیار پر اهمیت تر وحساس تر از انتخاب خود شهردار باشد چرا که با مروری بر گذشته شهرداری در دوره دوم می توان براحتی دریافت ، سازمانهایی که از مدیریتی منسجم ،قوی و کار آمد بهره می بردند دارای عملکردی بمراتب بهتر ومثبت تر از نهاد هایی می باشند که یا مدیران آنها کار آمد نبوده اند ویا اینکه انتصاب آنها بر اساس سلایق شخصی و جناحی بوده است
به هر صورت هم اکنون و در وحله اول مهمترین مسئله انتخاب شهردار است
و برای این مهم اصلاح طلبان طی روز های اخیر دست به رایزنی های متعددی زدند و نامهای بسیاری مطرح گردید که از جمله آنها می توان به تقی زاده ،سیاوشی ، بختیاری ، فتوت، قنبری، کردی و... اشاره نمود.در همین حال گزینه دیگری نیز بر سر زبانها افتاد-سیف اللهی- وی که منتخب شورای سوم نیز بود یکی از گزینه های اصلی تصدی کرسی شهرداری عنوان شد ،واین در حالی بود که هم اصلاح طلبان وهم اصولگرایان در حال رایزنی با اعضای علی البدل برای همسو کردن آنها با خودشان بودند اما علی رغم توفیق اصلاح طلبان در این امر ، قرار بر این شد تا سیفاللهی همچنان در شورا باقی بماند
در این میان اما شنیده ها حاکی از آن است که تقی زاده نیزکه از نیروهای کارآزموده اصلاح طلبان میباشد از قبول این مسئولیت سر باز زده و گزینه یزدانپناه نیز که پیش از این درسازمان عمران کیش فعالیت می نموده ،منتفی شده است و انتخاب مهندس کردی نیز که هم اکنون به عنوان شهردار منطقه دو فعال است ضعیف می نماید
بنابر این هم اکنون مهمترین گزینه های مطرح برای تصدی شهرداری کرمان قنبری سیاوشی، بختیاری و فتوت می باشند
قنبری که از مدیران جهاد نصر کرمان میباشد، از مردانی است که در امور اجرایی ید طولایی داشته وعملکردش در جهاد نصر مبین این موضوع می باشد .بختیاری هم که قبلا به عنوان مدیر کل راه و ترابری کرمان انجام وظیفه می نموده از مدیرانی است که سابقه قابل قبولی در مدیریت استان داشته است، مهندس فتوت نیز پیش از این رییس سازمان جهاد کشاورزی کرمان بوده و به اقرار همگان جهاد کشاورزی در زمان مدیریت وی در بهترین شرایط خودش به سر می برده است و سر آمد ترین این افراد سیاوشی می باشد که با سالها سابقه مدیریت ، مدتها به عنوان معاون برنامه ریزی استانداری فعالیت می نموده و از مدیرانی است که در صورت پذیرفتن این سمت می تواند منشا تحولات عظیمی در شهر باشد و البته هیچ بعید نیست که برگ برنده دیگری در آخرین لحظات از آستین اصلاح طلبان بدر آید ونامی غیر از این نامها سکان شهرداری کرمان را در دست گیرد ،شهرداری که جدا از کارآمدی و درایت بتواند از یک خان سخت یعنی امضای اعتبار نامه اش توسط استانداری کرمان و در نهایت وزارت کشور عبور نماید
طی روز های آینده مدیریت شهری کرمان منشا تحولات گسترده ای خواهد بود و بار دیگر مردم کرمان حضور اصلاح طلبان را در عرصه خدمت رسانی تجربه خواهند نمود اصلاح طلبانی که به نظر می رسد در این روزها بیشتر مشی اعتدال را پیشه کرده اند
ومهمتر این که اصلاح طلبان قصد دارند تا این دستگاه عریض وطویل (شهرداری) را تا حد امکان کوچک نمایند. باید منتظر آینده بود
آهای ژنرال ممکن است روزی سرباز شوی...
نوشته زیر توسط دوست عزیزم آقای وحید عاقبتی پس از برخورد یکی از مسئولین استان با خبرنگاران نوشته شده است
در داستانهای شرقی آمده است در زمانهای قدیم ژنرال بسیار متواضع ومقتدری بود که در حوزه فرماندهی خود فرقی ما بین خویش و سربازانش نمی گذاشت. همواره لباسی همرنگ لباس سربازان می پوشید و تمرینات سخت نظامی را پابه پای سربازان انجام میداد و اوقات زیادی را پس از انجام کارهای اداری ودفتری با آنها می گذراند.
اما یک روز هنگام حمله نظامی دشمن بخاطر نجات جان سربازانش تنها همین ژنرال اسیر دست دشمنان میشود واز آنجاکه این فرد لباس سربازی به تن داشت واز اندامی زمخت ورنج کشیده برخوردار بود ،دشمنان فکر کردند که یک سرباز عادی است واو را رها کردند ،بعد از آن قضیه هر گاه که افسران تحت امراین فرمانده با سربازان بد رفتاری می کردند آن ژنرال باملایمت دستی به سرشانه آنها میزد ومی گفت:آهای ژنرال ممکن است روزی برسد که تو هم مجبور باشی سرباز شوی وبا این سربازان زندگی کنی، پس زیاد بر آنها خرده مگیر...
البته نکات بالا ممکن است ذهنیتهای زیادی ایجاد کند وخیلی از دوستان به خود بگیرند که ... اما منظور این مقال فرد خاصی نیست بلکه روی سخن ما با تمام کسانی است که فراموش کرده اند، که بودند وکه هستند وبه کجا خواهند رسید .
همیشه هستند افرادی که مانند من و تو ودیگران هستند، ،در بین ما زندگی میکردند -همین زندگی ساده ومعمولی-در میان مردم راه میرفتند،می نشستند،امرار معاش می کردند و خلاصه با ما بودند .ولی همانگونه که میدانیم روزگار فرازو نشیب های فراوان داردوهر لحظه ممکن است خواست خدا بر این واقع شود که دری به تخته ای بخورد و هر یک به جایی برسیم، اما نباید فراموش کنیم که ازاین مردم جدا نیستیم وبا این خیل عظیم زندگی می کنیم.
البته احتمال آن هست که قانون نیوتن را فراموش کنیم و...اما باید بدانیم فواره هر قدر اوج بگیرد وبه آسمان برود روزی قانون انکار ناپذیر جاذبه زمین او را به سوی خود فرا می خواند واجازه نمیدهد که هیچ کس هماره در اوج بماند .پس باید رفتارمان آنقدر درست وسنجیده باشد تا هر وقت مجبور شدیم از جایگاهمان پایین بیاییم،بتوانیم بازهم باآنها زندگی کرده وجایی در بین آنها داشته باشیم وآنقدراز آنها فاصله نگیریم تا خدایی ناکرده آنها طردمان کنند و...
رویکرد سخنمان همانگونه که در پی آمد با فرد خاصی نیست بلکه باهمه کسانی است که به یمن دولت نهم به جایی رسیده واکنون برای خود کسی شده اند ،این شخص میتواند مدیر کل دفتر استاندار ،مدیرکل تربیت بدنی،مدیرکل راه وترابری و.... و حتی خود استاندار باشد ویا شاید...
اما همه این عزیزان بهتر میدانند که هیچ وقت در روی یک پاشنه نمی چرخد وهر لحظه ممکن است روزگار بازی جدیدی از خود به نمایش بگذارد. چون روزگار خیلی بیرحمانه هر روز از خود بازی جدیدی به نمایش میگذارد که به مذاق خیلی ها خوش نمی آید وحتی تحمل دیدن آن را ندارند .
پس بهتر آنست که هیچ وقت شخصیت واقعی خود را فراموش نکرده وبدانیم که این میزهاودفتر دستک ها تاکنون به هیچ کس وفا نکرده ونمیکند.
ومطمئن باشیم که روزی میرسد که باید تاوان کارهای گذشته را پس
بدهیم
گزارش تصویری از نمایشگاه نقاشی هنرمند معلول جهانبخش صادقی






حراج تمدن جیرفت
در انگلیس
عبدالرحیم عبدالکریمی:«با وجود اينكه اصالت اشياي ايراني براي دو طرف و دادگاه محرز بود و دادگاه نيز طبق قوانين ايران درحال رسيدگي به اين پرونده بود، متاسفانه دادگاه لندن حكم را به نفع گالري بركت صادر كرد؛ چون ادعا داشت كه قوانين ايران صراحتا نسبت به مالكيت اشياي زير خاكي صحبت نكردهاند. در صورتي كه اينگونه نيست و قوانين ايران هيچ مشكلي در ارتباط با مالكيت اموال تاريخي و فرهنگي ندارند»
این بخشی از گفته های مدير كل دفتر حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور است که پس از صدور حکم دادگاه انگلیسی در مورد ا8 قطعه از اشیای به حراج گذاشته شده جیرفت بیان کرده است وی همچنین افزوده است حكم پروندهي اشياي جيرفت در لندن صددرصد برخلاف قوانين دولت ايران صادر شده است. امید غنمی برای اثبات ادعای خود به ماده 26 قانون مدنی اشاره می کند و می گوید: طبق اين ماده، اشياي تاريخي ـ فرهنگي قابل تملك خصوصي نيستند و هيچكسي جز دولت نميتواند مالك آنها باشد.
دو سال پيش حدود 18 قلم از اشيايي كه از جيرفت به انگليس قاچاق شده بودند، توسط گالري بركت به حراج گذاشته شدند كه سازمان ميراث فرهنگي بعد از شنيدن اين خبر، بلافاصله از حراج اين اشيا جلوگيري كرد، تا سرانجام پس از پيگيريها و تبادل لوايح، اواخر سال 1385 دادگاه مربوط به آن تشکیل شد.وبا وجود اينكه تمام اسناد، مدارك و قوانين به نفع ايران بودند و ايران انتظار صدور اين حكم را نداشت، حكمي مبني بر خروج اشيا از توقيف و اجازه ندادن براي برگرداندن آنها به ايران صادر شد. نکته قابل ذکر اینکه گالري بركت قيمت اشيا را معادل ۲۵۰هزار پوند انگليس تخمين زده بود و اين درحالي است كه ايران در جريان پرونده تاكنون بيش از رقم پيشنهادي فوق الذكر هزينه كرده است و در صورت استيناف خواهي و ادامه روند رسيدگي، هزينههاي بيشتري نيز درپي خواهد داشت.
در همین حال با اعتراض ایران دادگاه انگلیس از ایران خواست تا مدارکی را برای اثبات مالكيت خودنسبت به اشيا، ارایه نماید که ايران قوانين خود را ارايه نمود، ولي آنها قوانين را نپذيرفتند، با وجود اينكه طبق قانون ايران درحال رسيدگي به اين پرونده بودند. در ادامه ايران وكلاي متبحر و كارشناسان حقوقي را كه نسبت به قوانين ايران مسلط بودند، بهعنوان كارشناس، مشاور پرونده و گواه حقوقي به دادگاه دعوت كرد و همگي در اين زمينه در دادگاه توضيح دادند، ولي متاسفانه دادگاه انگلیس ان را نپذيرفت
پس از صدور حکم اولیه دفتر حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به آن اعتراض نمود که زمان دادگاه تجديد نظر براي اين پرونده يك ماه ديگر اعلام شد گرچه شواهد و قراین نشانگر این مطلب است که ایران به طور جدی تمایلی برای پیگیری پرونده مذکور ندارد
امید غنمی در عین حال در مورد دادگاه تجدید نظر می گوید: هرچند متاسفانه ايران در مورد پرونده قطعه سنگی متعلق به دوران هخامنشی شكست خورد، ولي نگران نبود؛ چون طبق قانون آنها، هركسي كه 30 سال يك شيء را نگه دارد، مالك آن شيء است و چون آن بانوي 85 سالهي فرانسوي 33 سال صاحب آن شيء بود، مالك آن شناخته شد.غنمي تاكيد كرد: حكم پروندهي كنوني صددرصد برخلاف قوانين دولت ايران صادر شده است و به همين دليل، ايران مجوز استنادخواهي خود را از قاضي دادگاه گرفته و درحال بررسي آن است، تا چنانچه صلاح بود، براي مرحلهي تجديد نظر دوباره اقدام كند. در اينباره، يك مقام مسؤول در وزارت امور خارجه نيز به خبرنگار ايسنا گفت: چنين بحثهايي كه در ارتباط با ميراث فرهنگي و آثار تاريخياند، بهطور متمركز ازسوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پيگيري ميشوند. البته وزارت امور خارجه نيز در اينگونه مسايل مساعدتهاي سياسي و حقوقي دارد.
در عین حال اداره كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با تهيه گزارشي ضمن بررسي موضوع اشيا تاريخي منطقه جيرفت به بررسي روند پرونده اين اشيا و گالري جيرفت در دادگاه انگليس پرداخته است.
در اين گزارش كه نسخهاي از آن به امضاي »اميد غنمي« مديركل حقوقي و املاك اين سازمان در اختيار رسانه ها قرار گرفت، آمده است:
در اواخر سال ،۱۳۸۳آگهي فروش تعدادي از آثار فرهنگي و تاريخي ايراني مكشوفه از منطقه جيرفت از طريق سايت اينترنتي بركت، به اطلاع عموم رسيد. »اداره كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از طريق مركز محترم خدمات حقوقي بينالمللي رياست جمهوري در تهران و شعبه آن مركز در پاريس و با استفاده از وكلاي برجسته انگليسي، نسبت به طرح شكايت و درخواست توقيف حراج اشياي مذكور اقدام كرد.«اين گزارش ميافزايد: طبق روال معمول در سيستم قضايي انگلستان ، مبلغ ۱۴۰هزار پوند بابت وثيقه پرونده از سوي ايران نزد آقاي جرمي اسكات، وكيل پرونده سپرده شد، به دنبال درخواست مورد نظر از سوي ايران، بلافاضله حراج متوقف و روند قضايي رسيدگي به پرونده توسط دادگاه انگليس در اثبات منشاء ايراني اموال موصوف با هماهنگي مركز امور حقوقي بينالمللي رياست جمهوري شعبه پاريس آغاز و از نظريات كارشناسي اساتيد برجسته باستان شناسي نظير آقايان مجيدزاده، كرتيس و خانم پيتمن استفاده شد كه همه آنان در مورد ايراني بودن و تعلق ۱۸قلم از اشياي فوق بهمنطقه جيرفت اتفاق نظر داشتند.
»در فاصله زماني بين طرح شكايت از سوي ايران تا اواخر اسفندماه سال ۸۵كه جلسه دادگاه پرونده در آن تاريخ منعقد گرديد، اداره كل حقوقي با هماهنگي مركز خدمات حقوقي بينالمللي رياست جمهوري و شعبه پاريس آن مركز، كليه اقدامات لازم را در جهت دفاع موثر از موضع برحق ايران در اين پرونده انجام داد. دراين بين دادگاه انگليس از نظريات حقوقي يكي از حقوقدانان برجسته ايراني متخصص در حوزه حقوق خصوصي ايران، دكتر طالقاني كه از سوي اداه كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري معرفي شده بود و مورد وثوق دستگاه قضايي انگلستان هم بود،استفاده كرد كه نامبرده در نظريه رسمي خود به دادگاه مربوطه، مالكيت ايران بر اشياي موردنظر را تاييد و نظر خود را با حضور در جلسات دادگاه رسما به قاضي اعلام كرد.«
درادامه گزارش مديركل حقوقي سازمان ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري آمده است: با وجود تلاشهاي پيگيرانه وكلاي انگليسي ايران در دفاع و اثبات مالكيت ايران بر اين اشيا، قاضي انگليسي راي خود را در رد شكايت ايران و رفع توقيف از اشيا كه در اختيار گالري بركت بود، صادر كرد.
»عليرغم اينكه در اين دادگاه برخلاف پرونده سرسرباز هخامنشي (كه در آن پرونده به قوانين كشور فرانسه استناد شده بود) قوانين داخلي جمهوري اسلامي ايران مورد استفاده قرار گرفت.«
»استدلال قاضي در پرونده گالري بركت، در رد ادعاي ايران آن بود كه هيچ يك از قوانين مدني، كيفري و جزايي ايران، مالكيت دولت بر اموال فرهنگي - تاريخي منقول تصريح نشده است و اين قوانين تنها دولت ايران را متولي حفظ و صيانت از اين اموال دانسته است.«
اين گزارش ميافزايد: قاضي پرونده با استناد به اين عدم تصريح قوانين ايران، درخواست استرداد اموال مورد نظر پرونده به ايران را رد كرده و حكم به رفع توقيف از اشيا به نفع گالري بركت را صادر كرده است.
»اين موضوع كه ايران براي اثبات موضع برحق خود در پرونده گالري بركت و نيز پرونده سر سرباز هخامنشي ناچار از صرف هزينههاي بسيار گزاف گرديده و در نهايت حكم عليه اين كشور صادر شده است اگرچه ظاهرا به ضرر ايران است اما تا حدودي به زيان كشور انگلستان از سويي و دستگاه قضايي آن كشور از سوي ديگر گرديده و چهره قضايي آن دستگاه را مخدوش نموده است.دراين گزارش همچنين آمده است: اين مسئله به خصوص زماني بارزتر ميشود كه صدور راي در دو پرونده سرسرباز هخامنشي و گالريبركت همزمان با مناقشات هستهاي ايران و غرب و درگيري ديپلماتيك ايران وانگلستان در جريان دستگيري ملوانان انگليسي در آبهاي داخلي ايران بوده است و استنكاف دستگاه قضايي انگلستان در پذيرش مواضع برحق جمهوري اسلامي ايران در اين دو پرونده چهره سيستم قضايي آن كشور را نزد كشورهاي جهان تا حدود زياد مخدوش كرده است.
در پايان اين گزارش تاكيد شدهاست كه اين سازمان بلافاصله پس از انتشار حكم از سوي قاضي دادگاه از دادگاه مجوز جهت ورود در مرحله استيناف خواهي را تقاضانمود كه قاضي با درخواست ايران موافقت كرد ودرحال حاضر كارشناسان پرونده درحال بررسي موضوع ميباشند و چنانچه به صلاح باشد درمرحله استيناف خواهي نسبت به حكم اعتراض نمايند تا مجددا تحت رسيدگي قرار گيرد.
چوب حراج انگلیس بر سر اشیای جیرفت فرود آمده است واین موضوع قطعا نه برای اولین بار بوده ونه برای آخرین بار خواهد بود،پس به جاست تا مسئولین کشورمان قاطعانه و با بهره گیری از تمامی امکانات و ابزار دیپلماتیک،از میراث فرهنگی وتمدن هفت هزار ساله جیرفت دفاع نمایند.
سالی به نام "کوروش بزرگ"

در روزهای گذشته پیام های کوتاهی از طریق تلفن همراه به هم وطنانمان می رسد که از آنها می خواهد در یک حرکت مردمی و خودجوش سال 1386 را به نام "کوروش بزرگ" نام گذاری نمایند و این سال را با نام این شخصیت بزرگ ایران باستان پاس بدارند.
متن پیام کوتاه به این شرح است:"سال 1386 از سوی میهن دوستان، سال "کوروش بزرگ" نام گذاری شده است و اگر کشورتان را دوست دارید این پیام را به دوستانتان بدهید."
در اینجا به نظر می رسد به دلیل توهین های اخیر به ایرانیت و تمدن ایرانیان خصوصا با ساخت فیلم های سینمایی نظیر 300 در هالیوود و برای رویکردی بهتر به ایرانیت و اصالت ایرانی مردم کشورمان این قضیه از سوی وبلاگ نویسان نیز بیشتر مورد توجه قرار گیرد تا این اقدام گستره ی بیشتری در میان ایرانیان پیدا کند و با یادآوری اصالت تمدن ایرانی با نام کوروش تلاش بیشتری برای زنده کردن این واقعیت که ایرانیان به ملیت و تاریخ خود مفتخرند انجام دهند و گام های بلندی در این زمینه بردارند...

برداشت از وبلاگ کرمان خبر
سلام
دوستان عزیز
عید همگی مبارک
به امید سالی به از همه سالهای گذشته
دلتان همچون بهار سرشار از شکفتن و شادی باد
لزوم دخالت مسئولین استان در
ورزش
ورزش و بالاخص ورزش فوتبال امروزه به عنوان یکی از قطبهای مهم اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و .. کشورهای مختلف جهان مطرح می باشد و تمامی کشور ما اعم از توسعه یافته و نیافته و جهان اول و جهان سوم سرمایه گذاری های عظیمی را در این بخش به انجام رسانده اند به گونه ای که هم اکنون این فوتبال است که سیاست و روش حکومت ومردم داری و حتی سیاستهای کلان و خرد برخی کشورها را تعیین می نماید در کشور ما نیز متاسی از جو کلی جهان تعدادی از سیاستمداران وارد عرصه ورزش شده و فوتبال ایران نیز جای خود را در بازار سیاست باز نموده است به گونه ای که هم سیاست ورزان ما فوتبالی شده اند و هم فوتبالیست ها ما سیاسی !!
به طوریکه هم اکنون کافی است تا با مروری بر اتفاقات حادث شده طی یک سال اخیر در مورد فوتبال ایارن چه در بعد داخلی و لیگ های مختلف کشور نظری اجمالی بیاندازید تا به قدرت و قوت سیاست در فوتبال ایران پی ببرید.
اما در این میان نکته ای که بسیار قابل اهمیت می باشد ضربه خوردن تیمهای شهرستانی در لوای این سیاست ورزی هاست و علی رغم تمام زحماتی که تیمهای شهرستانی برای حضور در میان بزرگان فوتبال کشور متحمل می شوند همواره این شهرستانی ها هستند که چوب سیاست ورزی را خورده اند و تیمهای پایتخت نشین به دلایل مختلف از جمله پناه داشتن در لوای قدرت های پشت پرده و بهره گیری از رانت های مختلف سیاسی ، اقتصادی و ... همیشه اوضاع را به سود خود رقم زده اند .
مثال بارز این موضوع اشتباهات مختلی است که عمدا و سهوا توسط داوران در بازیهای مختلف و خصوصا بازیهای تیم های پایتخت نشین در برابر تیمهای شهرستانی انجام می شود که با یک بررسی اجمالی می توان دریافت اکثر این اشتباهات به خاطر وجود همین دستهای پشت پرده به سود تیم های پایتخت نشین و بزرگ رقم خورده است که این اشتباهات متاسفانه از سویی گاها باعث ایجاد جنجال و ... وجود آمدن درگیری میان اعضا و کادر فنی تیمها و حتی هواداران و تماشاگران شده است و از دیگر سو حتی به دلیل از دست دادن امتیازات لازم و حذف تیم های ضعیف تر باعث ایجاد یک بحران اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی در شهرستان مورد نظر گردیده و تبعات بسیار سنگینی را برای کشور عزیزمان رقم خواهد زد .
در همین رابطه اگر بخواهیم کمی ریزتر به قضیه نگاه کنیم با نگاهی کارشناسانه به فیلم بازیهای صنعت مس کرمان در مقابل تیمهای مختلف و خصوصا تیم های پایتخت نشین متوجه ظلم آشکار در بخشهای مختلف و بالاخص از سوی تیم داوری به تیم صنعت مس خواهیم شد که البته تبعات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی آن بسیار فراتر از نگرفتن امتیاز برای یک تیم و یا حتی حذف آن از جمع بزرگان فوتبال کشور است در همین بین وجود عوامل مختلفی از جمله مافیای قدرتمند فوتبال در مورد معرف و دلالی بازیکن ها و حتی گاها انتخاب داور بازرس و ناظر و ... که علی رغم تکذیبهایی که توسط مسئولین امر صورت می گیرد اما باز هم وجود آن کاملا محسوس وملموس است در حادث شدن این گونه برخوردها و اتفاقات بی تاثیر نیست.
در بازی هفته گذشته صنعت مس در مقابل صبا باطری تماشاگران ، هواداران ، خبرنگاران و تمامی چشمهایی که این بازی را از نزدیک مشاهده می کردند شاید خطاهای « انشاءا... سهوی » داوری بر علیه تیم کرمانی بودند و البته متاسفانه مسئولین تیم صبا باطری که متمم مدعی ارزشها نیز می باشند در طول بازی با ایحاد جنگ روانی و متشنج کردن محیط ورزشگاه به نفع خود حتی با استفاده از رکیک ترین الفاظی که در شان انسانها نمی باشد باعث به وجود آمدن اتفاقاتی ناخوشایند و نامیمون در محیط ورزشگاه کرمان شدند اتفاقاتی که علی رغم بی گناهی دست اندرکاران تیم کرمان به خاطر موقعیت خاص تیم صبا باطری همگان می دانستند که این جریان به ضرر صنعت مس تمام خواهد شد.
به هر صورت هم اکنون و با توجه به اتفاقات حادث شده بر مسئولین استان و خصوصا نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی است تا با حمایت همه جانبه از تیم صنعت مس و مسئولین فوتبال استان در مرحله اول از مظلومیت تیم صنعت مس در مقابل تیم های پایتخت نشین دفاع کنند و در مرحله دوم با اقدامی عاجل و اساس در ریشه کن کردن مافیای فوتبال و دست های پشت پرده در این حیطه عمل نمایند.
تیم کشی در شهرستانها

جمعه گذشته تمام کسانی که به ورزشگاه شهید سلیمی کیای کرمان برای تماشای بازی تیم صنعت مس کرمان در مقابل تیم صبا باطری آمده بودند در طول بازی و خصوصا در پایان بازی شاهد بروز اتفاقات ناگوار و ناخوش آیندی بودند که به اذعان همگان شکسته شدن حرمت ها و اخلاق والای ایرانی – اسلامی یکی از اصلی ترین دست آوردهای آن بود.
پس از حرفه ای شدن فوتبال ایران یکی از مسائل و موضوعاتی که همگام با رشد و نمو فوتبال حرفه ای در ورزش کشور اتفاق افتاد وجای خود را بسیار سریع تر و گسترده تر از برنامه حرفه ای شدن باز نمود به وجود آمدن مافیای فوتبال و قدرتی بود که این مافیا علی رغم حضور پنهان اما محسوس خود دارا بود مافیایی که با استناد به صحبتهای بسیاری از تیم داران ، مدیران عامل باشگاهها، سرمربیان وحتی بازیکنان به گونه ای نامحسوس چرخاننده اصلی لیگ حرفه ای کشور بود و سایه سنگین آن بارها و بارها بر سر تیمهای مختلف ، بازیکنان تازه حرفه ای شده و حتی گاهی اوقات در عرصه فوتبال ملی نیز احساس می گردید.
این مافیا با استفاده از دلالانی که همیشه سربزنگاهها ظاهر و حاضر می شدند در همه امور مربوط به این ورزش مهیج پرطرفدار و تعیین کننده دخالت داشت معرفی و خرید و فروش و نقل و انتقال بازیکنان به تیمهای مختلف ، تعیین داور بعضی از بازیها ، دادن اخطار و محروم کردن تیمها و بازیکنان به روش های مختلف و البته با توسل به ضعف قانونهای موجود ، تعیین نتایج مسابقات ، سقوط و صعود تیمها به رده های پایین تر و بالاتر و حتی ورود بازیکنان به رده های مختلف تیم ملی و ... همه و همه از جمله کارهایی است که علی رغم همه تکذیبها و انکارها به راحتی توسط این مافیا انجام می گیرد و اگر چه با حرفه ای تر شدن لیگ و کسب تجربه مسئولین ورزش و خصوصا فوتبال کشور ، این مافیا قدرت سابق خود را از دست داده است. اما باز هم در مواردی خاص به راحتی می توان حضور آن را حس نمود به گونه ای که حتی گاها مشاهده می شود که بعضی از مدیران مطبوعات زرد و یا خبرنگاران نیز آلوده این بازی کثیف و خطرناک شده اند و البته نکته قابل توجه در این گونه موارد به گونه ای است که جز در موارد خاص امکان کشف و برخورد و ... به دلیل عدم وجود مستندات کافی هرگز وجود ندارد از دیگر سوم با توجه به گستردگی و فراگیری ورزش فوتبال و تاثیرگذاری آن در سیاست ، اقتصاد فرهنگ و اجتماع یک کشور باعث شده تا مسئولین سیاسی و اقتصادی کشور نیز به گونه های مختلف درگیر این ورزش شده و به برنامه ریزی های کلان و خرد در رابطه با مسائل و موضوعات مربوط به آن بپردازد و اگر چه این حضور و دخالت مسئولین از جنبه های مثبت قضیه بسیار خوب و بجاست اما گاها تاثیرگذاری منفی این پیامد به دلیل استفاده از رانت های موجود و بهره گیری از قدرت و نفوذ بعضی از اشخاص در بهره گیری از شرایط به نفع یک تیم خاص نامیمون و نابخشودنی است که البته نمونه های مختلف آن بارها و بارها طی سالهای اخیر مشاهده شده است.
جالب اینکه همواره در اینگونه موارد یعنی حضور نامحسوس مافیا و یا گاها بهره گیری از نفوذ انسانهای صاحب منصب ، تیم های بزرگ و اکثرا پایتخت نشین منتفع بوده و این تیم های شهرستانی بوده اند که در این میان متضرر اصلی بوده اند گر چه باید در این میان به مظلومیت تیم های شهرستانی در مقابل تیم های پایتخت نشین از این منظر نیز نگاه کرد که معمولا مسئولین فوتبال کشور ائم از مسئولین فدراسیون ، کمیته داوران و ... دیدگاهی عموما منفی و از بالا به پایین را به تیم های شهرستانی دارند و همیشه تیمهای شهرستانی هستند که مقصرند و باید بی گناهی خویش را اثبات نمایند یعنی در اکثر مواقع دیدگاه غالب ، دیدگاهی است که خواسته و یا ناخواسته به جانبداری از تیمهایی می پردازد که از موقعیت سیاسی و اقتصادی بالاتری برخوردار هستند و به تعبیر برخی از مدیران تیم های شهرستانی دیدگاه مسئولین دیدگاهی است که باعث « تیم کشی » در شهرستانها می شود و قربانی نهایی تیم های شهرستانی هستند.
با توجه به مسائلی که مطرح گردید و با در نظر گرفتن اهمیت و تاثیرگذاری علنی ومخفی فوتبال بر شرایط حاکم در یک جامعه حضور یک تیم در لیگ حرفه ای کشور از اهمیت و ارزش بسیار بالایی برخوردار است . و در این میان حضور یک تیم شهرستانی در جمع بزرگان فوتبال کشور قطعا باعث به وجود آمدن تحولات بسیار بزرگ و مثبتی در عرصه سیاست ، اقتصاد و فرهنگ و ... شهرستان مذکور خواهد گردید تحولات و تاثیراتی که شاید حتی با هزینه کردن میلیاردها تومان پول و ایجاد تحول در عرصه های مختلف حاصل نگردد و همین موضوع است که اهمیت این ورزش را بیش از پیش به رخ می کشد.
به طور مثال کافی است تا نگاهی کارشناسانه را در مورد حضور تیم صنعت مس در لیگ برتر فوتبال کشور بیاندازیم قطعا جدا از تحولات مثبت و میمونی که در صنایع ملی مس ایران اتفاق افتاده ، این حضور باعث ایجاد تحولات بسیار عظیم و مثبتی در سطوح و عرصه های مختلف استان گردیده است . تحولاتی که جدا از هر نتیجه خوب آن ، زیباترین وبهترین ثمره اش بالندگی ، پویایی و شادابی نسل جوان این استان است ،استانی که متاسفانه به غلط شهرتش در زمینه اعتیاد و مواد مخدر بسیار بیشتر وبالاتر از قدمت فرهنگ و تمدن و استعدادهای بالقوه این دیار می باشد . البته بررسی حضور یک تیم از استان در لیگ برتر کشور و اثرات مثبت آن موضوعی است که موشکافی آن هرگز در این یادداشت مختصر نمی گنجد اما همین اشاره کوتاه کافی است تا اهمیت موضوع را برای همگان روشن سازد.
جمعه گذشته ورزشگاه سلیمی کیان کرمان میهمان یکی از تیم های پایتخت نشین بود ، تیم صبا باطری تیمی که در میان تیم های لیگ برتر مدیران و دست اندرکاران آن به مدیران و مسئولین ارزشی شهره می باشند و اگر چه در این بازی نیز هزاران تماشاگر حاضر در ورزشگاه و دهها هزار نفر از فوتبال دوستان استان شاهد اشتباهات عمدی و یا سهوی تیم داوری بودند اما این موضوع هرگز دل آنها را بدرد نیاورد چه اینکه در بسیاری از بازیهای انجام شده دیگر نیز این تماشاگران خونگرم با ناداوری های مختلف و حتی گاها جانبداری مسئولین فدراسیون از تیم های مقابل روبرو شده بودند اما به دلیل روحیه آرام و صلح جوی کرمانیان و البته به مدد تبلیغات رسانه ای همواره اشتباهات گاها فاحش تیم داوری را جزیی از بازی دانسته و به آن گردن می نهادند.
آنچه که در این بازی دل تماشاگران ، خبرنگاران ، ورزشکاران و مسئولین حاضر در ورزشگاه را بدرد آورد فحاشی ها و توهین های برخی از مسئولین و دست اندرکاران تیم صباباطری بود ، مسئولینی که با حرفه ای گری تمام در طول بازی سعی در ایجاد جنگ روانی ، متشنج کردن جو ورزشگاه و در نهایت رقم زدن نتیجه بازی با توسل به این شیوه کثیف به نفع خود بودند ، این عزیزان به ظاهر ارزشی حتی پس از اتمام بازی نیز دست از توهین و فحاشی به مسئولین و بازیکنان تیم مس و حتی تماشاگران فهیم و خونگرم کرمانی نکشیدند و دست آخر نیز با ایجاد درگیری فیزیکی باعث ایجاد حوادث ناگواری شدند که نه تنها قلم از نوشتن که حتی زبان نیز از بیان آن شرم دارد.
به هر صورت با توجه به حرفه ای گری تیم پایتخت نشین و بی تجربگی کرمانی ها از این حربه ناجوانمردانه اتفاقی که نمی بایست ، افتاد و البته همانند چند سال پیش که مهدوی مدیر کل تربیت بدنی اتفاقا در بازی تیم کرمانی در مقابل صبا باطری به خاطر ناداوری های موجود با داور بازی درگیر شد ، در این بازی نیز تیم داوری که به خاطر ضعف مدیریت و قضاوتش یکی از مسئولین اصلی ایجاد تنش بود از پیامدهای آن در امان نماند و ...
بیش از چند روزی است که از حادثه ورزشگاه کرمان می گذرد و باز هم همانند همیشه نتیجه تصمیم گیری کمیته داوران فدراسیون فوتبال به ضرر تیم کرمانی تمام شده است بدون اینکه هیچ صحبتی از محرومیت و یا هر نوع برخورد دیگری با تیم مقابل در میان باشد ، رسانه های مختلف پایتخت نیز با اینکه هیچ کدام در صحنه حضور نداشته و یا حتی نماینده ای نیز در میان خبرنگاران نداشتند تنها بر اساس شنیده ها به داوری و اظهار نظرهای ضد و نقیض می پردازند . به گونه ای که کاملا می توان دریافت که بسیاری از این اظهارات مغرضانه و دروغهای فاحشی است که تنها برای بازار گرمی و مسائل پشت پرده دیگر انجام می پذیرد و در این میان باز هم این تیمهای شهرستانی هستند که متضرر همیشگی می باشند زیرا نه از نفوذ برخوردارند نه با رانت های مختلف در ارتباطند و نه راه اتصال به مافیای فوتبال را بلد شده اند به هر صورت ما امیدواریم که این بار با درایت مسئولین ورزش استان و حتی مسئولین سیاسی و صاحب نفوذ استان ، فدراسیون فوتبال و کمیته داوران با توجه به حقایق و بررسی موشکافانه اتفاقات رخ داده در ورزشگاه کرمان اقدام به صدور رای نهایی نماید و این رای به گونه ای نباشد که تنها تیم کرمانی که قربانی توطئه حریف شده بود متضرر گردد و البته در پایان این انتظار را نیز از مسئولین استان و بالاخص نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی داریم که با برنامه ریزی و مطالعه و ارائه طرح های کوتاه مدت و بلند مدت در خشکاندن ریشه مافیای فوتبال و حواشی پر دردسر و ابهام برانگیز آن گامی اساسی را بردارند . انشاءا...