تبليغاتX
یادداشتهای من

 

کرمان وطلوع فرصتهای سرمایه گذاری

 

کرمان در هماره تاریخ جزو یکی از استانهای متمدن،پیشرو وغنی درمجموعه کشورایران بوده  است وبه واسطه استعدادهای خدادادی که استان کرمان در زمینه های مختلف اقتصادی ، کشاورزی ،صنعتی ،معدنی و...دارا می باشدهمیشه مورد توجه بسیاری از سرمایه گذاران وتجار بومی ،کشوری وبین المللی بوده است

لیکن با توجه به اینهمه استعداد وسرمایه بالقوه مشاهده می شود که استان کرمان آنطور که باید وشاید به پیشرفتهایی که در خور وشایسته مردم وتاریخ دیارکریمان است نایل نشده وعلی رغم تمام این مواردکرمان را حتی در برخی از شاخصه ها جزو استانهای محروم کشور به حساب می آورند.

اگرچه میتوان دلایل بسیاری را برای این توسعه نیافتگی  وعقب ماندگی تاریخی ترین سرزمین کشور عزیزمان  برشمرد امامهمترین دلیلی که امروزه تمامی کارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند همان سیاستگذاری اشتباه وغلط مدیران ، مسئولین وکارگزاران دولتی در این استان است که بازهم به دلایل مختلف اعم از سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی و... عمدا ویا سهوا روی داده است که البته نجابت بیش از حد مردم کرمان وروحیه آرام ومنفعلانه مردم این دیار نیز تاثیر زیادی در آن داشته است که نتیجه وبازخورد آن نه تنها باعث شده تا سرمایه گذاران وتجار غیر بومی رغبتی به سرمایه گذاری در این شهر نداشته باشند بلکه حتی موجب گردیده تا بسیاری از سرمایه داران بزرگ کرمانی که ازبد حادثه جزو بزرگان این وادی در کشور وحتی در منطقه بوده اند سرمایه های خود را در جایی غیر از موطن خودشان به کار گیرند و...   

 اما نکته مثبتی که در این میان میتوان از آن به عنوان مهمترین مسئله حادث شده طی سالهای اخیر در استان نام برد اتفاق نظر تمامی مسئولین وافراد ذینفوظ استان از همه طیف ها وگروهها برتدوین سیاستی درست وبهینه وبرنامه ریزی مدون برای جذب سرمایه های بومی ،کشوری وبین المللی با توجه به استعدادهای فراوان و بالقوه استان در زمینه های مختلف صنعتی ،معدنی ،کشاورزی ، فرهنگی ، مدیریت شهری، ،میراث فرهنگی،ورزش و... می باشد که طی ماههای اخیر گوشه هایی از آن محسوس وملموس بوده است.

هم اکنون دیگر اکثریت افراد تاثیرگزار در سیاست واقتصاداستان به این مهم پی برده اند که دروهله اول باید با کنارگذاشتن اختلافات وبدوراز بهره جویی از سلایق شخصی واحترام به خرد جمعی تنها وتنها به توسعه استان عزیزمان بیاندیشند وقطعا از همین بستراست که میتوانند در درازمدت به اهداف دیگر خود نایل شوند

دروهله دوم نیزاین دیدگاه که سرمایه داران جزو فئودالها وطاغوت وامثالهم بوده وباید اموال آنهارا مصادره وقلع وقمع نمود ازبین رفته وهم اکنون این دوستان میدانند که اتفاقا باید سرمایه داران وتجار موفق وتاثیرگذار را جذب نموده وبا تشویق وترغیب آنها به حضور در استان ،از اندک فرصتها بهترین بهره را جست واین خود موضوعی است که در آینده برنامه های برنامه ریزان استان نقشی اساسی ومهم را ایفا خواهد نمود.

استان کرمان هم اینک با توجه به شرایط خاص اقلیمی و آب وهوایی از نقطه نظر کشاورزی ، دارابودن انواع واقسام معادن بطوری که لقب بهشت معادن را به آن داده اند ، موقعیت استراتژیک و مهم صنعتی ، غنای عظیم تاریخی وفرهنگی ومهمتر از همه امنیت بالای این استان از جهات مختلف ، بهترین وعالی ترین شرایط را برای سرمایه گذاری در ابعاد مختلف در کشور وحتی خاورمیانه دارا می باشد بطوریکه با اندکی تبلیغ ومعرفی درست این استان به هموطنان وجهانیان سیل عظیم سرمایه گذران را به سوی این استان غنی وپهناور سرازیر خواهد نمود ودر آینده ای نزدیک کرمان را به قطب کارآفرینی وبهشت سرمایه گذاران تبدیل خواهد کرد.

اما در این میان مسئولین عزیز ما باید اولویتهای بسیاری را برای نیل به این مقصود در نظر بگیرند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره نمود:

- تدوین وبرنامه ریزی بلند مدت ، اساسی ودرست همراه با آینده نگری وبا درنظر گرفتن شرایط اقلیمی جغرافیایی،تاریخی،فرهنگی،اجتماعی و... دراین راستا

- تسهیل شرایط سرمایه گذاری وحذف بروکراسی اداری در راستای سرمایه گذاری بهینه

- جذب سرمایه گذران بومی با ایجاد شرایط مساعد وحتی بازگرداندن اموال بسیاری از سرمایه گذاران نیک اندیش ودرست کردارکه شاید به اشتباه ویا غرض ورزی مصادره وقلع وقمع شده وباعث تعطیلی بسیاری از صنایع وکارخانه جات گشته واقتصاد کرمان را در برهه ای از زمان با بحران مواجه ساختند

- حمایت همه جانبه از سرمایه گذاران وکارآفرینان  وتشکیل اتاق فکر ومشاوره برای راهنمایی ومشاوره در فرصتهای موجود ونیز بهره گیری بهینه از سرمایه ، موقعیت و مدیریت زمان و...

- برنامه ریزی دراز مدت وشناسایی مناطق تاثیرگذاروسودآور واقتصادی ومعرفی آنها به سرمایه گذاران

- عدم دخالت دادن مسائل سیاسی وقومیتی ونژادی در سرمایه گذاری

- تامین حداکثری امنیت اجتماعی ،اقتصادی وشغلی برای این عزیزان

- ایجاد فرهنگ عمومی در میان مردم وبالاخص مذدم شهرستانهای کوچک برای همکاری آنها با سرمایه گذاران و... با توجه به مشکلاتی که در گذشته به همین واسطه به وجود آمده

- استفاده بهینه از رسانه ها و مطبوعات برای تبلیغ ، ترویج وتوسعه فرهنگ سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذاران

- ترغیب وتشویق سرمایه گذاران برلی سرمایه گذاری در صنایع مادر وحیاطی که باعث ایجاد صنایع پایین دستی بسیاری در کنار آنها خواهد شد

- برگزاری همایشها ، سمینارها ، نمایشگاهها و برنامه های مختلف برای معرفی کرمان و استعدادهای بالقوه سرمایه گزاری در بخشهای مختلف

و....

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 16:24 |

 

 فروریختن آوار ؛ سوداگری بر سر تاریخ شهر

 

عکس :عبدالرحیم عبدالکریمی

عکس:عبدالرحیم عبدالکریمی

در حالی که این روزها همگان فریاد حفاظت از مواریث فرهنگی وافزایش وگسترش صنعت توریسم سر میدهند بر اثر خاک برداری و تراشیدن دیوارهای یک فروشگاه در خیابان شریعتی و در مرکزمحور تاریخی فرهنگی کرمان ،سقف فروشگاه مجاور که یک مانتو فروشی بود فرو ریخت. بنا به گزارش های رسیده در ساعت 30/8 دقیقه صبح دوشنبه در حالی که کارگران مشغول کار در یک فروشگاه بودند سقف فروشگاه  مانتو فروشی مجاور مجاور با صدای مهیبی فرو ریخت و دو نفر از کارگران از ناحیه دست ، کمر و پا دچار صدمات شدیدی شدند اما با توجه به اینکه مانتو فروشی هنوز شروع به کار نکرده بود کسی در این فروشگاه صدمه ندید. گفتنی است صاحب مانتو فروشی خسارت وارده را بیش از 200 میلیون تومان عنوان نمود.

 از طرفی  یک کارشناس میراث فرهنگی که نخواست نامش فاش شود با اشاره به تراشیده شدن دیوارهای فروشگاه مذکور گفت این کار باعث وارد شدن آسیب های شدیدی به ساختمان موزه مطبوعات (مقبره سید علوی) و مسجد زیبای حاج آقا علی شده و احتمال ریزش آنها نیز وجود دارد.

جالب توجه اینکه طی ماههای اخیر وبه بهانه نوسازی وبه سازی فروشگاههای منطقه مذکور ، بسیاری از مالکین به تخریب بناهای قدیمی که هرکدام میتواند میراثی شایسته برای کشور باشد پرداخته و اقدام به ساخت بنایی جدید با نمایی نه چندان سنتی  همشکل مینمایند

ازسوی دیگر مشاهده میشود که اب انبارهای منطقه از جمله آب انبار حاج آقاعلی و.. لبریز از آب شده واحتمال نشست ، خرابی وفاجعهای ملی ،مردمی وجود دارد بطوریکه به گفته کارشناسان هرلحظه بیش از پیش احتمال ریزش کاروانسرای حاج آقا علی که یکی از منحصر به فردترین کاروانسراهای ایران میباشد ونیز مجموعه های حاج آقا علی ، گنج علی خان و...وجود دارد

بهرصورت امیدواریم که مسئولین میراث فرهنگی ، شهرداری و... نسبت به این مسائل وموارد حساس بوده وبا آینده نگری در حفظ مواریث ما کوشا ومدق باشند. انشاالله

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 12:0 |

 

نخستين نمايشگاه تخصصي دام، طيور و شيلات در كرمان به کار خود پایان داد

 

عکس:عبدالرحیم عبدالکریمی

نخستين نمايشگاه تخصصي دام، طيور، شيلات و آبياري مدرن به همراه سومين نمايشگاه ماشين‌آلات كشاورزي در محل نمايشگاههاي جنوب شرق كرمان به کار خود پایان داد

 در اين نمايشگاه ‪ ۳۵شركت از كرمان به همراه ساير استان‌هاي فعال در زمينه كشاورزي حضور داشتند جالب توجه اینکه اگرچه

با وجود پنج هزار و ‪ ۶۰۰واحد كشاورزي فعال در استان كرمانونیز مرکزیت کرمان از لحاظ کشاورزی ودامپروری ، اين نمايشگاه مي‌تواند در افزايش اطلاعات فعالان اين بخش موثر بوده.  وهمچنین  نمايشگاه تخصصي دام استان كرمان در افزايش بهره‌وري مراكز توليد و پرورش آبزيان، دام، طيور و توليدكنندگان فرآورده‌هاي دامي نقش به سزايي به همراه داشته باشد.  لیکن عدم تبلیغات موثر, ساعات محدود کار نمایشگاه بعد مسافت نمایشگاه وفاصله زیاد آن از شهر , عدم امکانات رفاهی ووسایل نقلیه دسترسی به این مکان , کیفیت نمایشگاه کرمان را به شدت پایین آورده واکثریت غرفه داران با ابراز نا رضایتی از نمایشگاه , خواستار توجه بیشتر مسئولین شدند

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 11:55 |

 

 خداحافظ طاهره ....

 

1-تمام قصه ها با یکی بود یکی و نیود دیگری آغاز می شود که یکی بود و یکی نبود، یکی رفته بود یکی مانده بود ، مانده بود و گریه کرده بود، طاهره هم رفت. مثل خیلی های دیگر مثل اطهری، مثل هاشمی مثل قهاری، مثل ارفع مثل فاخره، طاهره صفارزاده هم رفت تا تولدی دوباره را تجربه کند.

2- ابتدا فکر می کنی به همین سادگیست خودکارت را بر میداری،کلمات دهن کجی می کنند می خواهی چند سطری را بنویسی، باید بنویسی و بعد احساس می کنی که نوشته هایت مانند قلعه های فرو ریخته ایست که حتی جهانگردها هم می توانند به راحتی فتحش کنند. ذهنت می گوید بنویس،اما خودکارت تلاش می کند تا از لای انگشتانت فرار کند، مگر قبلا" ننوشته ای ،چه برای آنها که هستند و چه برای آنها که رفته اند مگر اثری کرد؟ مگر اتفاقی افتاده ، بزرگان و مفاخر شهرت دانه دانه بزرگ می شوند قد می کشند می رسند، بر زمین می افتند و بعد به راحتی زیر پاهای زمانه له می شوند، اما... اما باید بنویسی ، بنویس که طاهره هم رفت بدون آنکه ..... مثل خیلی های دیگر خیلی هایی که اگر چه شهره عالم و آدمند اما در دیار خودشان غریب ترند و بعد بازهم کلیشه زیبای  شاعر همشهریت  به خاطرمی آید که :     گرت هواست که هرگز به عافیت نرسی / غریب پرور و خودکش چو اهل کرمان باش .

3- طاهره صفارزاده، شاعر، نویسنده، محقق و مترجم قرآن در سال 1315 در سیرجان و در خانواده‌ای متوسط با پیشینه‌ای عرفانی متولد شد.

او نخستین شعرش را در 13 سالگی سرود و اولین جایزه شعر را نیز در سال چهارم دبیرستان به پیشنهاد استاد باستانی پاریزی كه دبیر دبیرستان بهمنیار بود، از رییس آموزش و پرورش استان دریافت كرد.

کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی را در ایران دریافت کرد و برای ادامه‌ تحصیل به انگلستان و سپس به آمریكا مهاجرت نمود، در دانشگاه آیوا نیز در گروه نویسندگان بین‌المللی پذیرفته شد.

تألیف كتاب «اصول و مبانی ترجمه» اثر این استاد به ‌عنوان كتاب درسی، سرآغاز روال و نظم تدریس نقد ترجمه در رشته‌ زبان و ادبیات خارجی در دانشگاه‌های كشور بود.

وی مركزی به ‌نام «كانون فرهنگی نهضت اسلامی» را با همکاری نویسندگان دیگر تاسیس کرد و در سال 1355 به اتهام نوشتن شعر «مقاومت دینی» از دانشگاه اخراج شد.

صفارزاده پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی همكاران خود به‌ عنوان رییس دانشگاه شهید بهشتی و نیز رییس دانشكده‌ ادبیات این دانشگاه انتخاب شد.

صفارزاده در سال 1367 در فستیوال بین‌المللی شعر «داكا» یكی از پنج عضو بنیانگذار كمیته‌ ترجمه‌ آسیا بود و در زمان همكاری‌‌اش با فرهنگستان زبان و ادب فارسی، طرح او در مورد تهیه فرهنگ‌های تخصصی كه با ضوابط علمی و پیشنهادات جدید تدوین شده بود به تصویب شورای فرهنگستان رسید.

وی در سال 2005 میلادی به‌عنوان برترین زن مسلمان از سوی انجمن نویسندگان آفریقایی و آسیایی در مصر برگزیده شد.

فعالیت‌ها و آثار صفارزاده

از این مترجم 12 مجموعه شعر منتشر شده است كه آخرین مجموعه‌ شعر منتشر شده‌ او «جلوه‌های جهانی» بود.

صفارزاده شعرهای دیگری نیز بعد از مجموعه جلوه‌های جهانی آماده كرده و به ناشر سپرده است. وی موفق نشد ترجمه‌ نهج‌البلاغه که تا این اواخر مشغول کار بر روی آن بود را در زمان حیاتش به پایان برد.

از او كتاب‌هایی درباره‌ نقد ترجمه در زمینه‌های ادبیات، علوم وعلوم قرآنی و ویراستاری 36 كتاب زبان تخصصی منتشر شده است.

از این شاعر مجموعه‌های شعر رهگذر مهتاب، طنین در دلتا، سد و بازوان، سفر پنجم،‌ حرکت و دیروز، بیعت با بیداری، مردان منحنی، دیدار صبح، در پیشواز صلح، هفت ‌سفر، روشنگران راه و جلوه‌های جهانی منتشر شده است.

فاطمه راکعی که خود خود از شاعران خوب معاصر ماست در مورد وی می گوید: از ویژگی‌های مهم ایشان این بود كه در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب شعرهایی را عرضه كرد كه حاكی از گرایش شدید معنویش و دلبستگی‌‌هایش به قرآن بود. بعد از پیروزی انقلاب هم مجموعه‌های معنوی از ایشان منتشر شد كه آنها را به انقلاب اسلامی هدیه كرد.

دكتر طاهره صفّارزاده در ماه مارس 2006 همزمان با برپائي جشن روز جهاني زن‌، از سوي سازمان نويسندگان آفريقا و آسيا (Afro – Asian Writers' Organization) به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه و دانشمند مسلمان برگزيده شد.

در بخشی از نامه این سازمان آمده است: "از آنجا که دکتر طاهره صفارزاده ـ شاعر و نویسنده برجسته ایرانی ـ مبارزی بزرگ و نمونه والای یک زن دانشمند و افتخارآفرین مسلمان است، این سازمان ایشان را به پاس سابقه طولانی مبارزه و کوششهای علمی گسترده به عنوان شخصیت برگزیده سال جاری انتخاب کرده است."

4- طاهره صفارزاده هم رفت مثل خیلی های دیگر خیلی هایی که ما همشهریان بی معرفتش قدرشان را نداستیم و...

اما کاش، کاش از همین امروز همین لحظه به این فکر باشیم که نخبگانمان را شناسایی کنیم ، واز همه آنها تا وقتی که هستند تجلیل کنیم بدون اینکه حب وبغض های سیاسی را آلوده این کار کنیم ، بدون اینکه تفکر آنهارا زیر سوال ببریم ، بدون اینکه ...

صفارزاده اگرچه دردیار خود غریب بود اما جزو شهیرترین های زمان خود بود وچه بسیار عزیزانی هستند که ما نمیشناسیمشان وتنها پس از رفتنشان افسوس خواهیم خورد که...

کودک این   / هرشب در حصار خانه ای تنهاست / پر نیاز از خواب اما / وحشتش از بستر آینده و فرداست / بانگ مادر خواهی اش /   آویزه ای در گوش این دنیاست / گفته اند افسانه ما از مهربانی های مادر / غمگساری های مادر دربر گهواره ما / شب زنده داری های مادر / لیک ان کودک ندارد هیچ باور / شب چو خواب آید درونی دیده او /     باز امشب مادرم کو / بانگ آرامی بر آید / چشم برهم نه کدامشب مادرت اینجاست /  پشت یک میز  / زیر پای دود های تلخ سربی رنگ / در میان شعله های خدعهو نیرنگ / در تلاش و جستجوی بخت / چهره اش لبریز از فکر برد / فکر باخت / فکر پوچ / فکر هیچ مانده در بن بست راهی تنگ.....

و طاهره خیلی خوب کودکان قرن خود را شناخته بود آنها که هویت خود را گم کرده اند و بدون آینده ، گذشتگان را فراموش کرده اند و....  

5- باهم یکی از شعرهای کوتاه او را مرور میکنیم به این امید که .... بگذریم :

   اين رد پای سياووش است
بر برگ‌های سپيدار باغ
در باغ كاغذی تاريخ اسفند دود كن
كه اين نكبت هزار ساله
ما را گرفته است
بعد از فساد اسكندر
توريست آمده
كه نقش ستون‌ها را از بر كند

     

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 11:49 |