تبليغاتX
یادداشتهای من

 

سالمندان؛ولی نعمتان جامعه

 

عکس:عبدالرحیم عبدالکریمی 

 

سالمندان ولی نعمتان جامعه ما هستند و حق بسیار بزرگی را بر گردن ما دارند،شاید این یکی از

زیباترین جملات کلیشه ای جامعه ما باشد که هیچگاه نه کهنه می شود، نه فراموش می گردد و نه

تبذیل به کلیشه ای تکراری و عذاب آور می گردد.

- جامعه امروز ایران علی رغم تمامی تبلیغات و صحبتهایی که پیرامون جوان بودن آن می شود اما

جامعه ایست که به سرعت به سمت سالخوردگی پیش می رود و این موضوع هنگامی دردناک است که

از سوی دیگر با توجه به مشکلات موجود در جامعه از جمله مشکلات اقتصادی و تبلیغاتی که د ر جامعه

مطرح می باشد،رشد جمعیت در کشور سیری نزولی را طی می نماید و طی سالهای نه چندان دور

جامعه ایران همانند جوامع غربی به جامعه ای پیر تبدیل خواهد شد.اما نکته ای که در این میان حائز

اهمیت است وجود سالمندان در جامعه ما و نحوه برخورد و رفتار جامعه با این عزیزان می باشد.مسئله

ای که متاسفانه و بر اثر عوامل مختلف روز به روز بغرنج تر می شود و از آنچه باید فاصله می گیرد. جامعه

اسلامی ایران جامعه ایست که براساس اخلاقیات و آموزه ها و آمیزه های باستانی و مذهبی پایه گذاری

شده و ایرانیان همواره در طول تاریخ انسانهایی بوده اند که دارای دین و مذهب بوده و بر همین اساس

عرف جامعه شان را تعریف و تشکیل داده اند و یکی از همین عرفهاي زیبا و پسندیده احترام به بزرگترها و

 پیشکسوتان و سالخوردگان جامعه می باشد و بر همین اساس است که پدران و مادران وپدربزرگها و

مادر بزرگها و کلا" بزرگترهای خانواده در جامعه ما از جایگاهی والا و تاثیر گذار برخوردار هستند و البته این

 مسئله در جامعه ای همانند جامعه سنتی کرمان بواسطه فضای خاص حاکم بر این شهر و استان و

ساختار سنتی و مذهبی که بر این شهر حاکم می باشد بسیار محسوس تر و قابل لمس تر می باشد و

 شاید بر همین اساس است که سرای سالمندان کرمان خوشبختانه بسیار خلوت تر و کم رونق تر از

استانهای دیگر مي باشد.

- مسئله قابل تعمق لیکن در این میان این است که طی سالهای اخیر به دلایل مختلف شرایط جدیدی بر

جامعه حکم فرما شده شرایطی که زنگهای خطر را بیخ گوشهای تک تک ما به صدا در آورده است.

- مشکلات اقتصادی و فشارهای موجود در این رابطه،تهاجم فرهنگی غرب و استفاده و تقلید کورکورانه

نسل معاصر از فرهنگ آنها،کوتاهی مسئولین مربوطه،دور شدن از آموزه های اخلاقی و دینی و در نهایت

تغییر ساختار اجتماعی جامعه (که در شهرهای بزرگ تر بسیار محسوس تر می باشد) باعث شده تا

دیدگاه جوانان جامعه امروز نسبت به سالمندان تغییر کند و جمعی از آنها بدون توجه به اینکه این عزیزان

چه حق و حقوقی را بر گردن آنها و جامعه دارند به انحا و انواع مختلف نسبت به آنها بی احترامی کرده و

در شرایطی اسفناک تر شاهد آن هستیم که بعضی خانواده ها عزیزترین عزیزانشان را به سرای

سالمندان می سپارند و...

 داد سخن دادن در این وادی چنان سخت،دردناک و اندوه آور است که نه قلم را یارای نوشتن می باشد و

نه زبان را یاری بیان،فقط و فقط این تقاضا را از تمامی مخاطبین عزیز داریم که تنها و تنها لحظه ای تعمق

 کنند و به این بیاندیشند که این روزگار زمانی نیز برای آنها پیش خواهد آمد و آنوقت ایا فرزندان ما چه

رفتاری با ولی نعمتان خود خواهند داشت!

 و سخن آخر اینکه بیاییم در این روزها که به هفته سالمندان و اسکان سالمندان مزین گردیده،احساس

مسئولیت بیشتری نسبت به بزرگترهایمان و ولی نعمت هایمان داشته باشیم،بیاییم با سرزدن به

سالخوردگان پیرامونمان برای لحظه ای که شده آنها را شاد و خوشحال نماییم،بیاییم با رفتن به سرای

سالمندان به عزیزانی که هیچ کس و کاری را ندارند دلگرمی ببخشیم و در نهایت اگر کمکی هرچند

کوچک از دستمان برمی آید برایشان انجام بدهیم. والسلام

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 19:45 |

 

دروغ هایی از نوع ایران سل

اینروزها در هر گوشه و کنار ودر هر رسانه ای که نظر بیافکنی با تبلیغات یکی از اپراتورهای بخش

خصوصی تلفن های سیار روبرو می شوي، ایرانسل، تلفن سیاری که با تبلیغات وسیع و هزینه های

 بسیار در این وادی، به فروشی بی نظیر در بازار ایران دست یافت اما.... در این کوتاه سخن اصلا" قصد

واشکافی نحوه ارائه خدمات و یا نوع آنتن دهی و... این اپراتور را نداریم اما مسئله ای که در این میان

بسیار حائز اهمیت است برخی از تبلیغات دروغین آن از جمله تخفیف در نرخ مکالمه و یا واگذاری سیم

کارتهای هدیه می باشد. به طور مثال بسیاری از دوستان و همشهریان که با تبلیغات این شرکت در روز

مادر امسال (4/4/87) اقدام به خرید سیم کارت ایرانسل نموده و بنا به تبلیغات ایرانسل منتظر دریافت

سیم کارت هدیه خود بودند، و با تماسهای مکرر و ارسال پیام کوتاه به شماره اعلام شده (138) جوابی

مبنی براینکه بزودی سیم کارت هدیه را دریافت خواهید کرد مشاهده می نمودند لیکن پس از گذشت 3

ماه طی روزهای گذشته با پیغامی مبنی بر اینکه سیم کارت هدیه به شما تعلق نخواهد گرفت روبرو

شدند. حال این سوال مطرح است که آیا ایرانسل بخاطر فروش بیشتر چنین وعده  های دروغی را به

مشتریان خود داده است و یا اینکه اتفاق دیگری در این میان افتاده که مردم از آن بی خبرند؟

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 19:40 |
 

عکسهایی از مسجد حاج آقا علی(مسجد چهل ستون) ،یادگار معماری اصیل کرمان زمین

عکس :عبدالرحیم عبدالکریمیعکس:عبدالرحیم عبدالکریمیعکس:عبدالرحیم عبدالکریمیعبدالرحیم عبدالکریمیعبدالرحیم عبدالکریمیعکس : عبدالرحیم عبدالکریمی

عکس :عبدالرحیم عبدالکریمی

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 20:31 |

 

(مطلبی از عبدالرضا قراری در مورد تخریب قبرستان سید حسین کرمان )

 

و از آن پس زمین مردگانش را به خود نپذیرفت !

 

عکس:عبدالرحیم عبدالکریمی

 

 

- مسئله چیست ؟ ! مسئله این است که همیشه در مسیر توسعه نادرست ترین راه انتخاب می شود .

- مسئله این است که هزار راه منطقی وجود داشت تا مدفن تاریخی کرمانی ها گذرگاه ماشین ها نشود

 ،اما راهی انتخاب می شود که بیشترین خسارت را برای مردم در بردارد.

-  اما این اعتراض به مردمی است که در حافظه ی تاریخیشان جايی برای اعتراض به تخریب هویتشان

 وجود  ندارد.

- چقدر تاریخ ثابت کند که آنکه گفت"" آهای آقایان شما را به خدا اینکار رانکنید ""  درست گفته است و

 البته مردم سرگرم امور ات جاری خود بودند ، صدایی شنیده نشد .

- یک آدم مطلع حرفی را میزند  صداهايی  میگویند "" ضد توسعه ، مُرده پرست ، دل بسته ی مشتی

 استخوان ، ............"" و بعدها آگاه میشویم آنچه که از دست داده ایم کمتر از مجسمه ی بودا در

 افغانستان نبود ؛ اما هیچ صدای داخلی در نقد یا بررسی این موضوع شنیده نشد .

- بدیهی است که عبور یک راه از قبرستان  قدیمی کرمان موافقان و مخالفانی داشته باشد ، همانگونه

 که دادن آب به شهرک پدر این چنین است ؛ اما امروز قاعده این است که کارنادرست ممکن تراست تا کار

 درست .

مردم هویت دارند، شهر تاریخ دارد ، مردگان اسناد معتبری هستند در اصالت افراد و ایجاد ساختارهای

 اجتماعی ؛ اشتباه درکجاست ؟! اشتباه دراین است

که هرچند دانش ما ناقص است نسبت به دانشی که خداوند در ظرفیت هستی به عنوان قوه تحقق

 اندیشه به ودیعه گذاشته است ،اما ناقص ترین اندیشه ها برنامه توسعه را هدایت می کنند .

واما این همه تعصب وعصبیّت از کجاست ؟

- از انجا که ما مردم را رعایت نکردید ، احساسات ما مردم را درک نکردید ، ومنطق را رعایت نکردید . کی

 و کجا ؟!

- وقتی که کرمان را ویرانه اي ساختیم نا متقارن وبد قواره از ساختمان ها به ظاهر زیبا که درنهایت، بی

 سلیقگی و آشفتگی را به معماری شهر منتقل مي کنند و توسعه بیشتر شبیه شوخی است که در

 فقدان مادر با کودکی صورت گیرد.

- امروز هویت اجتماعی ما در حال دگرگونی است واین اصلاً خوب نیست چراکه اولاً درمسیر توسعه

  وپیشرفت نیست و ثانیاً برجای گذارندۀ ساختاری بیمار وافلیج خواهد بود برای آینده که در ذات خود

 بزرگترین مانع توسعه فردای شهر خواهد شد.

- گورستان مستند ترین بخش تاریخ مابود و هست که تاریخ مکتوبمان به سفارش شاهان رقم می خورد

 ؛ وبخش عظیمی از آن به دست غارتگران تاریخ از بین رفته ونابودمی شد .

من به نیاکانم وصلم وآنها در گورستان شهر خفته اند .

- این همان قدر نادرست است که ویرانی بخش هایی از بافت قدیم شهر در گذشته .

اکنون برنامه ریزان شهری خود می دانند که خسارتی جبران ناپذیر بر پیکر شهر وارد شده است که برای

 آبادانی وباز گرداندنش به وضعیت نیمه سامان  یافته باید از ترکیه و ناکجا آباد کارشناس وسرمایه گذار

 بیاوریم . - باور کنید خیلی کار نادرستی صورت گرفته که امروز هم به دلیل فقر آگاهي وفقر اطلاعاتي

 تصویر درستی از فاجعه اي که رخ داد دراذهان  مردم کرمان نقش نبسته ، اما همگی احساس می کنند

 در شهری کم تحرک وبی روح زندگی می کنند که تنها جای آباد این شهر یعنی قبرستان ،به ویژه

 قبرستان کهنی که مرز ساخت کنونی جامعه وگذشته ی زیبا ومتفاوتش؛ دارد از ذهن ها پاک می شود .

 این امر خطر دارد، برای همه دارد ،برای خانواده ها، برای روابط اجتماعی وبرای اشغال سرزمینمان توسط

 آدم فضایی هايی که درچشمانشان برق قرمز نیست و مثل ما بر روی دو پا راه می روند و با ما گفت

 وگومی کنند .

- شما که دنیا دیده هستید یه تئوری تأ سیس شهر مدرن برزیلیا ومشکلات بعد از تأ سیس آن مراجعه

 نمایید ، شما در قبال توسعه ی مالزی مرعوب شده اید چرا به آنچه در برنامه ریزی و طراحی فاقد آن

 هستید پی نمبرید . فقدان احترام به مردم .

ما در نبود این گورستان پدرانمان ومادرانمان را فراموش می کنیم و روایت های شفاهی باقی مانده از

 آنها را فراموش می کنیم ، ما آموزه های اخلاقی که عمدتاَ بعد از مرگ برای ما بازماندگان کارکرد دارند را

 فراموش می کنیم و آنوقت می شویم شهروند پادر هوا که کمترین خسارتش آشغال ریختن در معابر

 ونپرداختن عوارض خواهد بود . ما مردم چون وجود نداریم در شهر مشارکت نداریم و عوارض نمی

 پردازیم .

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 20:0 |
عکس:عبدالرحیم عبدالکریمیعکس:عبدالرحیم عبدالکریمیعکس:عبدالرحیم عبدالکریمی

عکس:عبدالرحیم عبدالکریمی

عکس:عبدالرحیم عبدالکریمی

عکسهایی از گنبد جبلیه و قبرستان سید حسین که اینروزها توسط شهرداری تخریب شد

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 19:55 |

 

هراس در جبهه اصولگرایان

 

اینروزها هرچه که به پایان روزهای زمامداری دولت نهم و انتخابات دهم ریاست جمهوری نزدیک می شویم

 هراسی محسوس در جبهه اصولگرایان خود را نمایان می کند. هراس از اینکه آیا با این نوع روش حکومت

 داری و اداره کشور، که نتیجه و بازخوردی جزء یاس و ناامیدی در میان توده های مردم و به بن بست رسیدن

 اکثریت برنامه های فرهنگی، هنری، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور نداشته است، آیا در انتخابات آتی

 بازهم با اقبال مردم و حتی نزدیکان ومنسوبین خود روبرو خواهند شد یا... از سوی دیگر با مطرح شدن بحث

 حضور دوباره سید محمد خاتمی و گمانه زنی هایی که در این مورد در مطبوعات و رسانه های مختلف کشور

 مطرح می شود این هراس را صدچندان نموده هراسی که جبهه اصولگرایان را با چالشی جدی تامل برانگیز

 روبرو کرده است به طوری که این بزرگواران بجای اینکه به اصلاح عملکرد خویش و جلوگیری از تکرار

 اشتباهات بپردازند بیشتر در این اندیشه بسر می برند که چگونه  از ورود چهره های شاخص اصلاح طلب به

 انتخابات جلوگیری به عمل آورند. با نگاهی اجمالی به عملکرد دولتمردان نهم طی سه سال گذشته و بررسی

 حوزه های مختلف کاری دولت و نتایجی که در پی داشته براحتی می توان استنباط کرد که هم اکنون کشور در

 وضعیتی بسیار نابسامان و متلاطم بسر می برد و در این میان بیشترین ضربه و فشار به قشر متوسط و

 ضعیف جامعه وارد شده و اساسا" زندگی مردم را از جنبه های اقتصادی اجتماعی وحتی فرهنگی با چالشهای

 بسیار جدی روبرو کرده است بطوریکه اکثریت جامعه با فرار از سیاست زدگی و سیاست ورزی در

 تنگناهای به وجود آمده چاره ای جز بی تفاوتی نسبت به وضعیت موجود و سپردن سکان زندگی خویش به این

 دریای آشفته به امید رسیدن دستی از غیب برای نجاتشان متصور نیستند.

گسترش فقر در میان توده های مردم و افزایش فاصله طبقاتی میان اغنیا و فقرای جامعه به واسطه سیاستهای

 غلط اقتصادی دولت، وضعیت نابسامان تولید داخلی و تعطیلی بسیاری از کارخانجات و موسسات تولیدی

 خصوصی و نیمه خصوصی کشور و ورشکستگی بسیاری از تجار و سرمایه گذاران، خالی شدن صندوق

 ذخیره ارزی کشور علی رغم افزایش روز افزون قیمت نفت،بالا رفتن نرخ تورم واقعی کشور و افزایش

30 درصدی آن نسبت به گذشته، بحران در بازار مسکن و افزایش 150 درصدی فروش و اجاره بهای مسکن

 در کشور،شکست طرحهای زودبازده و انحراف منابع مالی این طرحها و تورم ناشی از آن ، کاهش منابع

 بانکها و خطر ورشکستگی بانکهای دولتی و خصوصی کشور، افزایش نرخ بهره و تبعات ناشی از آن،

 واردات بی رویه کالاهای اساسی و غیر اساسی و در مقابل کاهش بیش از پیش صادرات که نتیجه ای جز

 افزایش بیکاری و ورشکستگی صنعتگران و نابودی کشاورزان کشور در پی نداشته است.

طرح سهمیه بندی بنزین و اجرای غلط آن، اجرای طرح تحول اقتصادی که در شرایط موجود به جز رئیس

 جمهور و اطرافیان ایشان ،کلیه کارشناسان و اقتصاددانان اجرای آن را اشتباه بزرگ دولت و خرابتر شدن

 وضعیت اقتصادی کشور عنوان می کنند، رواج خرافات و سوء استفاده از دین توسط برخی از مسئولین که

 نتیجه ای جز دین گریزی جوانان در پی نداشته است، سیاست های غلط دولت در روابط خارجی و مشکلاتی

 که در این میان گریبان گیر کشور گردیده، مدیریت اشتباه بحث انرژی هسته ای که این مسئله را با پیچیدگی

 های متفاوتی روبرو کرد، برخورد با سیاسیون و برخی فعالان دانشجویی، سیاستهای غلط دولت در قبال

 ورزش کشور که نتایج آن بازخوردی جز افت و سرشکستگی برای ایران عزیز در پی نداشته است، تفکر غلط

 مدیران فرهنگی و سیاستهای اشتباه آنها در عرصه فرهنگ و هنر که نه تنها باعث اعتلای آن نگردیده بلکه

 باعث افزایش نفوذ و تهاجم فرهنگی غرب در میان نسل  جوان جامعه شده، گرانی بی رویه کالاهای اساسی و

 مایحتاج عمومی مردم و فشار مضاعفی که بر جامعه تحمیل گردیده، افزایش نرخ بیکاری به واسطه عدم

 کارآفرینی از یکسو و تعطیل و ورشکستگی صنایع موجود از سوی دیگر، و دهها و دهها مورد دیگر که

 براحتی می توان برای اثبات هر کدام از آنها مقاله و مطلبی جداگانه را به تحریر درآورد کافی است تا بی

 کفایتی مدیران دولت نهم را برای مردم آشکار سازد بطوریکه این وضعیت بسیاری از اصولگرایان را در

 صف منتقدین دولت قرار داده و بسیاری از آنها نگران این موضوعند که مبادا به خاطر عملکرد اشتباه عده ای

 قلیل، کل جریان و تفکر اصولگرایی زیر سوال برود در کنار اینهمه اتفاقاتی چون ماجراهایی که در مورد

 اظهارات عجیب و غریب برخی از مسئولین و ادعاهای واهی آنها مطرح می شود، اظهارات رحیم مشایی

، ماجرای مسئولین وزارت علوم در دانشگاههای مختلف، ماجرای رسوایی وزیر کشور و عدم واکنش مسئولین

 و بالاخص مجلس هشتم در این رابطه، اظهارات وزرای برکنار شده رئیس جمهور در مورد بی کفایتی دولت

 از جمله دانش جعفری و یا نامه مظاهری رئیس بانک مرکزی و.... ماجراهایی که در مورد اختلاس و یا فساد

 مالی و اخلاقی برخی مدیران که در محافل خصوصی و عمومی مطرح می گردد، فشارهای حساب شده ای که

 از طریق کنترل آگهی هاو.... بررسانه ها وارد شده و در نهایت مرگ تدریجی آنها را در پی خواهد داشت،

 رواج پدیده دروغگویی در میان برخی از مسئولین برای توجیه عملکردهای خویش در حوزه های

 مختلف،استفاده ابزاری از تریبون های مذهبی برای تبلیغ خود و یا تخریب رقبا و... هر کدام به تنهایی

 بحرانهای مختلفی را در ابعاد واندازه های مختلف در کشور ایجاد نموده که همه و همه در نهایت به ضرر

 دولت تمام شده و اقبال عمومی مردم را نسبت به دولتمردان و تفکرات آنها با کاهش بسیار شدیدی روبرو نموده

 است. و جالب اینکه همانگونه که قبل از این نیز ذکر شد بسیاری از این عزیزان بجای اینکه در صدد راه چاره

 برآمده و برای جبران اشتباهات گذشته و نجات کشور تدبیری بیاندیشند، به فکر پاک کردن صورت مسئله

 افتاده و حتی شنیده می شود که با تشکیل جلسات خصوصی نسبت به حتی حذف برخی از رسانه های مردمی

 به طریق مختلف چاره اندیشی می نمایند! بهرصورت با توجه به موارد ذکر شده و فضایی که هم اکنون در

 جامعه متصور است به نظر می آید که اقبال عمومی مردم به سمت شخصیت های اصلاح طلبی که متعهد به

 نظام مقدس جمهوری اسلامی و دین مبین اسلام باشند بسیار بیشتر از گذشته می باشد و اگر چه اصلاح طلبان

 در مقاطعی بخاطر انتخاب غلط برخی از مدیران و چهره های تندرو دچار اشتباه گردیدند و کشور را با

 مشکلات دیگری روبرو نمودند اما در نهایت با مقایسه ای اجمالی می توان دریافت که سیاستها و تفکرات

 اصلاح طلبان برای اداره کشور بسیار کارسازتر و موثرتر بوده و در نهایت حضور آنها در صحنه مدیریت

 کشور میتواند کشور را از این وضعیت رهایی بخشد. و جان کلام اینکه اگر چه عملکرد دولت مردان نهم

 فضائی از یاس و ناامیدی را در جامعه ایجاد نموده اما درک سیاسی و شعور بالای مردم این موضوع را

 همواره در ذهن آنها متبادر میکند که این عملکرد را به کل نظام مقدس جمهوری اسلامی نسبت نداده و تنها

 انتخاب غلط خود را نتیجه این حوادث بدانند و این مهم زمانی قابل درک  است که حضور میلیونی مردم در

 صحنه های مختلف از جمله راهپیمائی روز قدس و یا نماز عید سعید فطر مشاهده می شود، بدین معنا که مردم

 فهیم ایران هرگز از نظام مقدس جمهوری اسلامی و دین   مبین اسلام سرخورده نشده و فقط از نوع مدیریت

 برخی از دولتمردان به ستوه آمده اند. اینروزها هرچه که به پایان روزهای زمامداری دولت نهم و انتخابات دهم

 ریاست جمهوری نزدیک می شویم هراسی محسوس در جبهه اصولگرایان خودنمایی می کند هراسی که ناشی

 از عملکرد بد و اشتباه آنها در قبال اداره کشور می باشد و دراین میان اصلاح طلبان می توانند تا با مطرح

 کردن چهره ای شاخص که بتواند با طرحها و برنامه های خود و باتکیه بر خرد جمعی کشتی شکسته کشور را

 از این اقیانوس پرتلاطم نجات بخشد، پیروز انتخابات آینده باشند. در پایان امیدواریم هر آنچه که به خیر و

 صلاح مردم کشور عزیزمان از سوی خداوند متعال مقدر شده است به وقوع بپیوندد . انشاءالله

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 19:37 |

 

عیادت اعضای شورای مرکزی خانه از پیش کسوت مطبوعات کرمان

 

اعضای شورای مرکزی خانه مطبوعات کرمان به همراه تنی چند از روزنامه نگاران و دست اندرکاران مطبوعات با حضور در منزل پیش کسوت مطبوعات کرمان آقای محمد محمدی از ایشان عیادت کردند. در این محفل صمیمانه آقای محمد محمدی ضمن خوش آمدگویی به حاضرین به بیان خاطراتی از دوران کاری خویش در گذشته و شیرینی و لذت کار روزنامه نگاری پرداخت وی همچنین پس از سخنان یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه به بهانه آبادانی جنگل قائم مسئولین در حال نابودی این اکوسیستم در کرمان هستند،ضمن بیان خاطراتی دراین مورد چگونگی ایجاد این جنگل،از نابودی این میراث سبز اظهار تاسف نمود. در این عیادت همچنین هر کدام از حضار به بیان خاطرات خود در حرفه روزنامه نگاری پرداختند لازم به ذکر است که محمد محمدی با بیش از 80 سال سن یکی از خبرنگاران شجاع استان بوده که همواره در عرصه استان و کشور حضوری تاثیر گذار داشته است وی هم اکنون براثر عارضه شکستگی پا در حال استراحت است.

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت 18:15 |

 

تيم ورزشي نويسان خانه مطبوعات استان كرمان

 

 

ايستاده از راست :مرتضي صفري-محمدعلي جمشيدي –وحيد قرايي –

ايمان جمالي زاده –ميلاد مقيمي زاده ومربي تيم محمد صيادي

نشسته از راست : امير حسين رضايي –روح الله بني اسد –عبدالرحيم عبدالكريمي

 –جواد محمودي

ضمن اينكه سعيد امير محمدي بازيكن تيم و حميد قنبري سرمربي تيم در اين دوره از

 مسابقات(فوتسال جام رمضان ) در اين تصوير غايب هستند

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه ششم مهر 1387 و ساعت 14:40 |