تبليغاتX
یادداشتهای من

 

داوری لیگ هفتم ، چیزی در حد افتضاح

 

 

 

گرچه نمی توان بازیهای ضعیف صنعت مس طی هفته های گذشته را نادیده گرفت و لب به انتقاد نگشود ،اما آنچه که در این کوتاه سخن قصد پرداختن به آن را داریم وضعیت داوری بازیهای فوتبال در لیگ اخیر می باشد .با بررسی اجمالی و مطالعه حتی سطحی در مورد تعدد اشتباهات داوری در سال فوتبالی که در آن قرار داریم می توان به این نتیجه دست یافت که به قول سرمربی تیم ملی علی دایی روند اشتباهات داوری صعودی بوده و روز به روز و بازی به بازی این اشتباهات بیشتر شده است اشتباهاتی که در بسیاری از مواقع تاثیر گذار بوده و باعث عوض شدن بسیاری ا زنتیجه ها شده است ،بطوریکه حتی تکلیف قهرمان این لیگ و همچنین تکلیف دو تیم  سقوط کننده به دسته پایین تر را دچار تزلزل و شبه نموده   است .

جدا از اشتباهات تاثیر گذار برخی دیگر از اشتباهات داوری در دادن کارتها باعث ضربه خوردن تیمها در بازی های آینده شان شده و غیر مستقیم تاثیرات خود را بر روی روند کاری یک تیم گذاشته است.

در این میان تیم مس کرمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و طی چند بازی گذشته ضربه های جبران نا پذیری و تاثیر گذاری را به خاطر اشتباهات داوری متحمل شده است که اگر جمع کردن امتیازات در بازیهای گذشته نبود قطعا" همین اشتباهات حتی می توانست زنگ خطر سقوط را برای صنعت مس به صدا در آورد،حتی در یکی از بازیهای گذشته اشتباهات داوری چنان فاحش بود که مسئولان باشگاه مس را مجبور به شکایت از رحیم رحیمی مقدم و کمکهای وی شدند .در بازی گذشته صنعت مس با ابومسلم نیز داور بازی قاسم واحدي اشتباهات فاحشی را مرتکب شد که مهمترین آنها نگرفتن دو پنالتی مسلم به نفع تیم مس بود که قطعا" با گرفتن این پنالتی ها نتیجه بازی جوری دیگر رقم می خورد.

نکته جالب توجه در این برهه اما قطعا می توانست این جایگزینی با درایت و برنامه ریزی دقیق تر و بیشتر باشد لیکن اینگونه به نظر می رسد که مسعود عنایت تنها به یک بعد این قضیه نگاهی افکنده است و به ابعاد دیگر این مسئله توجه نشده است و عجیب اینکه این سهل انگاری در کنترل و مدیریت داوری باعث شده تا داوران با مسابقه لیگ کشور نیز دقت و تیز بینی را کنار گذاشته و آنها نیز دچار اشتباها ت فاحشی در قضاوت بازیهای لیگ شوند.

 حمایت گاها" بی جای رئیس کمیته داوران آقای عنایت از وضعیت داوری در ایران می باشد ،گرچه هدف ایشان پرورش دادن داوران جدید و جوان در لیگ بوده بهر صورت امیدواریم که از یک سو مدیران عامل باشگاههای کشور و بالاخص صنعت مس با برنامه ریزی نسبت به وضعیت داوری در لیگ اخیر واکنش مناسبی  را انجام دهند تا لااقل لیگ آینده دستخوش چنین اشتباهات فاحش و تعیین کنندهای نگردد و از سوی دیگر کمیته داوران و در راس آنها مسعود عنایت نیز با بررسی عمیق تر داوری در لیگ 87-86 نسبت به بهتر شدن وضعیت داوری در ایران اقدامات لازم را معمول دارند .

و البته این وظیفه نیز بر مسئولین ورزش کشور و فدراسیون فوتبال مترتب است که با نظارت بیشتر بر عملکرد کمیته داوران نسبت به حتی برخی شایعات در قضاوت برخی داوران ،لااقل داوری ایران را به حدی برسانند که اشتباهات رخ داده در بازیها فقط اشتباه بوده و خدای نا کرده مسئله دیگری در میان نباشد و قطعا"این نظارت خواهد توانست که سطح داوری در ایران را ارتقا بخشد.

و سخن آخر اینکه موارد ذکر شده مواردی بود که در لیگ برتر فوتبال کشور رخ داده و بررسی وضعیت داوری در لیگهای دیگر ،نشان دهنده این واقعیت است که وضعیت داوری در ایران حداقل طی لیگ اخیر چیزی در حد افتضاح بوده است.

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:51 |

 

اقدامات دولت نهم ، عامل گرانی در بخش مسکن

 

مسکن در کنار معیشت وکار همواره جزو یکی از دغدغه های مهم مردم یک جامعه محسوب می شود وتهیه  ان همیشه به عنوان یکی از مسائل حیاتی برای خانواده های ایرانی به شمارمی آید به گونه ای که امروزه حتی به ملاک تشخص وسربلندی یک فرد در مقام قیاس با دیگران تبدیل شده است

اما امروزه تهیه مسکن با چنان دشواریهایی همراه می باشد که اکثریت اقشار جامعه که جزو قشر آسیب پذیر محسوب می شوند هرگز نمی توانند به این مهم دست پیدا کنند ودر حقیقت به خاطر بازار آشفته ای که در این حیطه ایجاد گردیده تهیه یک مسکن با حداقل امکانات به کابوسی شوم وآرزویی دست نیافتنی بدل شده است

وبسیاری از جوانان  جامعه ایران  و  زوجهای جدید در کنار والدین میان سال خود از داشتن نعمت مسکن محروم هستند واین مهم در حالی است که یکی از مسئولان ذیربط در استان تعداد منازل موجود در کرمان را بیش از تعداد نفوس دانسته که می توان اینگونه استنباط کرد که در جامعه بعضی از افراد دارای چند منزل مسکونی در برابر آنهایی که از این نعمت محرومند، می باشند وجالب اینکه برابر آمارها بسیاری از منازل کرمان خالی از سکنه هستند وبخاطر شرایط موجود وبحرانهای اقتصادی صاحبان آنها ترجیح میدهند منازلشان خالی از سکنه باقی بماند

اما چرا طی این سالها مقوله مسکن با چنین بحرانی روبرو شده است؟ وچگونه است که کنترل بازار مسکن اینگونه دچار تنش وبحران شده است؟ وچرا باید اصولا قیمت مسکن با چنین سیر صعودی وحشتناکی همراه باشد که بسیاری را از خریدن مسکن محروم سازد

بنابر اظهارنظر  برخی از کارشناسان افزایش ۱۵ درصدی قیمت آهن طی ماههای گذشته و خروج سیمان از سبد حمایتی از احتمالات  بحران در بازار مسکن و باعث افزایش ۴۰ درصدی قیمت مسکن در اواخر سال گذشته بوده است

والبته اینهمه در حالی است که آهن فروشان کرمان می گویند افزایش قیمت آهن آلات و فولاد نمی تواند در افزایش قیمت مسکن  موثر باشد چرا که تنها ۱۵ تا ۱۶ درصد قیمت تمام شده مسکن مربوط به آهن است، اما تولید کنندگان مسکن نظر دیگری دارند.آنها معتقدند ادامه روند افزایش قیمت آهن آلات در بازار به دلیل تاثیر روانی گرانی، بازار مسکن افزایش قیمت مجددی را تجربه خواهد کرد.آنها اعتقاد دارند با افزایش قیمت عوامل تشکیل دهنده مسکن همچون آهن روند گرانی مسکن ادامه خواهد داشت. از سویی برخی از تحلیل گران تصمیمات اقتصادی دولت را در این میان مهم ارزیابی می کنند و اظهار می دارند : تصمیمات اقتصادی دولت تاثیر روانی بسیاری بر افزایش قیمت ها در بازار دارد به طوری که هم اکنون مشاهده می شود  دولت با سیاست ها و تصمیمات غیر کارشناسانه و یک جانبه اقدام هایی را انجام می دهد که عواقب آن غیر قابل جبران است.رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس رشد نقدینگی که در مدت زمان مسئولیت دولت نهم پدید آمده را مهمترین عامل گرانی افسارگسیخته مسکن می داند.

وی در گفتگو با رسانه ها اظهار داشته گرانی مسکن در این مدت چند عامل داشت که مهمترین آن رشد نقدینگی فزاینده بود که می‌توانست تأثیر خود را در بخش‌های مختلف نشان دهد اما چون مسکن در ایران کالایی سرمایه‌ای محسوب می‌شود و از امنیت بیشتری برای سرمایه‌گذاری برخوردار است، نقدینگی به این بخش هجوم آورد و تاثیر خود را نشان داد.

وی افزوده : در واقع برای اینکه بدانیم چرا قیمت مسکن افزایش غیر طبیعی داشته است باید عوامل رشد نقدینگی را در این مدت بررسی کنیم.

او همچنین اشاره داشته : دولت و مدیران آن باید برآوردهای خود را براساس واقعیت‌های موجود صورت می‌دادند و به این نکته توجه می‌کردند که آیا با وجود عوامل مختلف از قبیل محدودیت مصالح و شرایط بازار امکان اجرای پروژه‌های عمرانی بدون پرداخت هزینه‌های بالایی چون افزایش قیمت مسکن وجود داشت؟

جالب توجه اینکه وزیر تعاون نیز دو برابر شدن نقدینگی در کشور را عامل افزایش قیمت مسکن طی سالهای اخیر دانسته. وگفته است  : 22 برابر شدن قیمت مسکن و 11 برابر شدن قیمت آپارتمان از نتایج همین افزایش نقدینگی بوده‌است البته در این میان نباید تحریمهای اتخاذ شده در مورد ایران را طی ماههای گذشته بی تاثیر دانست چرا که تاثیر روانی ای که اقدامات دولت و بازخورد آن در سطح ملی وبین المللی دارد بر روی بازار بسیار فراتر از حد تصور است.

ذکر این نکته ضروری است که اقدامات بانک مسکن و نیز سازمان های مسکن وشهرسازی وبنیاد مسکن هم در این مورد بی تاثیر نبوده ، دادن وعده های بدون کارشناسی به مردم که در عمل نتیجه وبازخوردی غیر از آنچه که انتظار می رفت ،داشت اما تاثیر روانی خود را بر بازار مسکن گذاشت وباعث افزایش بیش از پیش قیمت مسکن و اجاره بهای ساختمانها گردید.

افزایش قیمت حتی در بخش تاسیسات و وسایل وادوات الکترونیکی تاثیر خود رادر بازارهای دیگر از جمله بازار مسکن نمایان ساخته و باعث شده تا بهانه ای به دست مافیای مسکن بیافتد.

ونکته قابل توجه اینکه دولت نیز هیچ اقدام در خور وشایسته ای برای کنترل قیمتها در اين بخش به انجام نرسانيده و يا اگر اقدامی انجام شده نه تاثیری در بازار خرید و فروش مسکن و اجاره بها داشته و نه به اطلاع مردم و رسانه های عمومی رسانده شده است.

آنچه که از این نوشتار بر می آید این است که متاسفانه اقدامات غیر کارشناسی دولت نهم درابعاد مختلف تاثیر خود را در وضعیت اقتصادی کشور بیش از سایر بخشها گذاشته است و در این بین بازار مسکن نیز از این قاعده مستثنی نبوده وبحران گرانی و تورم این بخش را نیز در بر گرفته است

به هر صورت امیدواریم تا دولت نهم و مسئولین آن با در نظر گرفتن شرایط مردم وجامعه اقداماتی عملی و شایسته در این باب را به انجام برسانند تا مردم طعم مهرورزی وعدالت گستری دولت نهم را در این بخش نیز چشیده و قدردان خدمات مسئولین خود باشند.

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:46 |

 

 

 

بحران مسکن

 

 

 

 

قيمت مسکن در ايران به طرز کم سابقه ای افزايش يافته و متقاضيان خريد را شوکه کرده است. این گرانی کرمان را نیز در برگرفته به طوری که بر اساس برآوردها، در فاصله چند ماه گذشته قيمت مسکن نزديک به ۵۰ درصد بيشتر شده است. بگونه ای که برخی از کارگزاران وبنگاههای معاملاتی مسکن از مردم خواسته اند که برای خريد مسکن دست نگهدارند.

هم اکنون قيمت يک متر منزل در کرمان در نقاط مختلف شهر متفاوت است.

در بخشهای متمول شهر بسته به اینکه منزل ویلایی یا آپارتمانی باشد اين رقم گاه به چهار تا پنج ميليون تومان در هر متر می رسد. در مناطق حاشيه شهر قيمت متوسط هر متر مربع آپارتمان به طور ميانگين به رقم ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومان رسيده است و قیمت منازل ویلایی تا یک ملیون تومان در متر مربع رسیده. اما ميانگين قيمت در بخش های متوسط شهر در مرکز کرمان کمتر از يک ميليون و ۲۰۰ تا يک ميليون ۵۰۰ هزارتومان برای هر متر مربع نيست، در حالی که همين رقم در چهار پنج ماه پيش در حد ۸۰۰ هزار   تومان تا يک ميليون تومان بوده است.

افزايش قيمت مسکن ريشه در عوامل اقتصادی مختلفی دارد اما کارشناسان افزايش نقدينگی، تورم دو رقمی، کسری بودجه و بالا رفتن قيمت مصالح ساختمانی نظير سيمان و آهن را از جمله عوامل اين رشد سريع می دانند. دو برابر شدن نرخ تورم و نگرانی های ناشی از احتمال تحريم های گسترده تر از سوی شورای امنيت می تواند اقتصاد ايران را در شرايط دشوارتری قرار دهد و قطعا این شرایط، بازار مسکن را نیز در کنار سایر بازار ها دچار بحران بیشتری نموده است.

گرانی هایی که در بخش مصالح اصلی و مورد نیاز ساختمان رخ داده باعث شده تا قیمت تمام شده ساختمانهای در حال احداث و نیمه کاره سیر صعودی داشته باشد وهمین مسئله بسیاری از فعالان بخش ساخت و ساز مسکن را دچار مشکل نموده است گرچه انبوه سازان مسکن نگرانی خود را ز این مسئله عنوان نموده اند اما آنها در نهایت با افزایش قیمت فروش بر مبنای قیمت تمام شده ساختمان ضرر وزیان خود را تا حدی جبران می نمایند اما مهمترین ضربه و آسیب به سازندگان محلي ، مردم عادي 

و نیز تعاونی های مسکن وارد خواهد شد که در این میان نقش تعاونی های مسکن به خاطر حضور گسترده اقشار آسیب پذیر در مجموعه سهامداران آنها بسیار تاثیر گذار خواهد بود به طوریکه هم اکنون نیز بسیاری از تعاونی های تشکیل یافته مسکن که با اجاره زمین های 99 ساله از بخش دولتی و با مشارکت مردم سعی در خانه دار کردن اقشار آسیب پذیر داشتند قیمت تمام شده مسکن را در هر واحد حداقل 10 ملیون تومان بالاتر از قیمت قبل اعلام نموده اند که با توجه به چينش جمعیتی این گونه تعاونی ها عملا روند پیشرفت آنها را دچار خلل خواهد نمود و راهی جز به تعطیلی گراییدن این تعاونی ها در نهایت باقی نخواهد ماند.

جالب توجه انکه گرانی بازار خرید و فروش مسکن به بخش  اجاره مسکن نیز سرایت نموده وصاحبان منازل استیجاری  با بالا بردن بیش از 40 در صد اجاره بها در سال جاری بسیاری از خانواده ها و زوج های جوان را با مشکل مواجه نموده اند واین همه در حالی است که بسیاری از بنگاه داران توصیه می کنند تا پس از پایان اردیبهشت و اوایل خرداد نسبت به

اجاره ساختمان اقدام شود تا شاید بازار اجاره مسکن به ثبات تقریبی البته با بیش از چهل در صد افزایش اجاره بها نسبت به سال قبل برسد.حال سوال اینجاست که مسئولین استان اعم از انجمن های صنفی ، اداره بازرگانی ،فرمانداری ،مسکن و شهرسازی ،بنیاد مسکن وحتی مسئولین رده بالای استان همچون شخص استاندار چه تدابیری را برای کنترل وتنظیم بازار مسکن اندیشیده وچند درصد آنها را به کار بسته اند؟ چه تدابیری برای کنترل بازار مصالح وادوات ساختمانی اعم از آهن الات ، سیمان ،آجر، شیرآلات،لوازم تاسیساتی والکترونیکی و... اندیشیده شده ؟ چه راهکاری برای برون رفت از وضعیت فعلی این بازار توسط مسئولین و کارشناسان ذیربط ارائه گردیده و در نهایت اینکه چه برخوردهایی با عوامل این گرانی ها ومعرفی آنها به قانون صورت پذیرفته است.

امیدواریم که مسئولین عزیز استان ودر راس آنها استاندار کرمان با درایت و شجاعت نسبت به برخوردبا این پدیده و کنترل آن اقدامات لازم را انجام داده و مردم و جراید را نیز در جریان کارها و اقدامات صورت گرفته قرار دهند انشا الله .

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:40 |
 

باز هم گرانی

بازار بی ثبات

 

« امسال از ایامی است که افزایش درعوامل  تولید  نداریم و بازار کاملا قابل کنترل و تنظیم است » این جمله بخشی از سخنان مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم است که همانند بزرگان قوم تنها و تنها به وعده دادن و شعار بسنده کرده است .

بیش از چهل روز است که از آغاز سال جدید شمسی می گذرد و علی رغم تمام وعده هایی که توسط مسئولین مختلف کشور مبنی بر کنترل تورم وگرانی و تنظیم بازار داده شده اما در عمل هرگز چنین اتفاقی نیافتاده و مردم ایران طعم عدالت ورزی وعده داده شده طی دو سال و نیم گذشته را هرگز نچشیده اند به طوریکه طی همین مدت زمان اندک گذشته از سال 87 بی ثباتی در بازار بی داد میکند و به جای اینکه بازار تحت کنترل و تنظیم و تثبیت قیمتها باشد لحظه به لحظه و ساعت به ساعت با جابجایی و افزایش قیمتها روبرو بوده و جالب اینکه این افزایش قیمت و عدم ثبات در یک بعد نبوده بلکه در همه ابعاد و درتمامی کالاهایی که در بازارهای مختلف عرضه می شود تاثیرگذار بوده است از قیمت میوه و تره بار و مرکبات گرفته تا چایی و برنج و روغن، از آهن آلات و ابزار گرفته تا مصالح ساختمانی و سیمان ومسکن، از پوشاک و البسه گرفته تا لوازم یدکی خودرو و ...

و خلاصه هر آنچه که به عنوان یک کالا و یا جنس قابل عرضه شدن در بازار می باشد دچار بی ثباتی در قیمت گردیده و در این میان تنها مصرف کننده بخت برگشته بوده که چوب این ناهماهنگی وبی ثباتی بازار را خورده است.

کافی است تا به چند ماه پیش یعنی اوایل روی کارآمدن دولت نهم برگردیم.

همان روزهایی که شعار اصلی دولت مبارزه با گران فروشی و آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم بود به طوریکه حتی رسانه مکتوب اصولگرایان با تیتری درشت این بیان نفزریس دولت را به مردم ایران گوشزد نمود ( پول نفت سر سفره های مردم ) رئیس جمهور در آن روزها حتی وعده های دیگری را هم به مردم داد که از جمله آنها می توان به عدم افزایش قیمت کالاهایی چون نفت ، گاز ، بنزین ، آب ، برق و ... اشاره نمود احمدی نژاد همچنین این قول را به مردم داد تا قیمت مسکن و سکه را به نصف تقلیل داده و ضمن تک رقمی کردن نرخ تورم ، بیکاری را به صفر برساند و...

اما هم اکنون که بیش از دو سال و نیم از آغاز به کار دولت نهم می گذرد نه تنها هیچ کدام از وعده های دولت نهم حتی برای چند درصد به عمل تبدیل نشده است بلکه برعکس به خاطر سیاستهای غلط اقتصادی دولت نهم تورم و گرانی . بیش از هر زمان دیگر بر کالاهایی که جزو وعده های دولت نهم محسوب می شدند اثر گذاشته است افزایش 64 درصدی قیمت مسکن طی هر سال، بالا رفتن آبونمان کالاهای مصرفی ، افزایش شدید قیمت مایحتاج عمومی مردم اعم از گوشت ، تخم مرغ ، برنج و ... تنها نمونه هایی برای بیان مشت نشانه خروار است و حالا دیگر مبارزه با گران فروشی و تورم که روزگاری شعار اصلی اصولگرایان بود و مافیایی که سران دولت نهم همواره از آن یاد می کردند امروز به نقطه ضعف اصلی دولتمردان نهم تبدیل شده است و امروزه دغدغه اصلی مردم گرانی و تامین معیشت خود و خانواده هایشان می باشد و بیم آن می رود که اگر مسئولین عزیز و دولتمردان در سطح کلان ومسئولین استانها در سطوح پایین تر در جهت ایجاد ثبات در بازار و تثبیت قیمتها ونیز کنترل و تنظیم بازار گامی موثر را برندارند بحرانی عظیم سراسر جامعه را فرا بگیرد

 و سخن آخر اینکه آقایان مسئولین، مردم ما هیچ کدام انتظار اینکه شما به وعده های خویش عمل کنید را ندارند بلکه تنها خواهش آنها این است که وضعیت اقتصادیk vآ کشور را به روزهای پایانی دولت خاتمی و آغاز به کار دولت نهم برگردانید تنها همین ....

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:52 |

 

 

باز هم گرانی

 

 

اعتراض زرد

 

 

 

موج گرانی ها همچنان ادامه دارد و روز به روز کمر مردم دیار کریمان در کنار سایر هموطنان در زیربار گرانی خم تر و خم تر می شود.

بخش حمل و نقل نیز از این قاعده مستثنی نبوده و دامنه گرانی ها به این بخش هم کشیده شده است به طوریکه در ایام تعطیلات سال نو شاهد افزایش بی رویه کرایه ماشین های حمل و نقل برون شهری و در کنار آنها وسایل نقلیه عمومی درون شهری اعم از تاکسی ها و آژانس های مسافربری و نیز تاکسی تلفنی ها بودیم که بسیاری از آنها با افزایش غیرقانونی نرخ حمل و نقل و جابجایی مسافر فشاری مضاعف را بر مردم جامعه وارد ساختند.

در این میان رانندگان تاکسی های درون شهری با افزایش 56 درصدی نرخ کرایه خود نسبت به سال گذشته بیشترین فشار را بر مردم وارد کردند.

اواخر فروردین ما ه گذشته بود که جمعی از رانندگان تاکسی با تجمع در مقابل ساختمان شورای شهر اعتراض خود را نسبت به مصوبه شورای شهر در مورد نرخ جابجایی حمل مسافر اعلام نمودند از قرار معلوم شورای شهر نرخ کرایه تاکسی را در سال گذشته با افزایش 20 درصدی نسبت به سال 85 هشتاد تومان تصویب کرده بود.

اما نکته قابل توجه در این میان این بود که علی رفم نرخ مصوب شورای شهر و وجود سازمانی در مجموعه شهرداری به نام سازمان تاکسیرانی که باید نظارت کاملی بر این جریان داشته باشند رانندگان در سال 85 مبلغ 75 تومان را از مسافران اخذ می کردند در حالیکه این نرخ 65 تومان تصویب شده بود وجالب تر اینکه طی سال گذشته نیر با اینکه نرخ مصوب شورای شهر 80 تومان اعلام شده بود اما باز هم رانندگان عزیز مبلغ 100تومان را از مردم اخذ می نمودند و البته این تنها مردم بودند که مدتی اعتراض کردند و چون جوابی و عکس العملی از هیچ سازمان و یا ارگانی ندیدند در نتیجه به همین وضع موجود عادت نمودند.

هم اکنون نیز رانندگان تاکسی با افزایش 56 درصدی نرخ کرایه تاکسی نسبت به سال گذشته مبلغ 125 تومان را از مسافران اخذ می کنند و این همه در حالی است که بنا به گفته نایب رئیس شورای شهر کرمان طی جلسات برگزار شده در این شورا و پس از بحث و جدلهای بسیار امسال نرخ کرایه تاکسی ها با افزایش 25 درصدی نسبت به سال گذشته 100 تومان اعلام شده، البته به شرطی که این نرخ در سال آینده با هیچ گونه افزایشی روبرو نشود. برای دیگرمسیر های خطی نیز شورای شهربا افزایش کلی 10 درصدی موافقت نموده اند

اما متاسفانه با اینکه هنوز هیچ ابلاغی به سازمان تاکسیرانی مبنی بر افزایش قیمت ها ارسال نشده است لیکن اکثریت قریب به اتفاق رانندگان به دلخواه خود هر مبلغی را که در خلوت خودشان توافق نموده اند از مسافران  اخذ می نمایند وتاسف بار تر اینکه هیچ برخوردی از سوی مقامات ذیربط اعم از شورای شهر،سازمان تاکسیرانی ،فرمانداری و... با این موضوع وقانون شکنی علنی صورت نمی پذیرد

بهر صورت تا چند روز دیگر نرخ مصوب شورای شهر با موافقت فرمانداری به سازمان تاکسیرانی و سپس به کلیه تاکسیها ابلاغ می شود حال باید منتظر ماند تا ببینیم آیا همانند سالهای پیش رانندگان با قانون شکنی آشکار هرمبلغی را که دلخواه خودشان است از مردم اخذ خواهند نمود؟ آیا باز هم مسئولین عزیز استان در مقابل این خلاف ساکت خواهند ماند وهیچ عکس العملی را از خود نشان نمی دهند؟ آیا مردم نجیب دیار کریمان باز هم اجازه سو استفاده از نجابتشان را به دیگران خواهند داد و در مقابل این ظلم آشکار سر تعظیم فرو خواهند آورد؟ و دهها سوال و پرسش دیگر ، باید منتظر ماند ودید، آینده جواب تمامی این سوالها را به ما خواهد داد...

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:26 |

 

جهان پهلوان یا عروسک تبلیغاتی

 

 

- جهان پهلوان وارد می شود ، زنی در سمت راست او روی صندلی نشسته است و به احترام و اقتدار او برمی خیزد.

- مردی روبروی جهان پهلوان نشسته است و هر دو راجع به یک موضوع صحبت می کنند و بالاخره به تفاهم می رسند در حالی که نمایی از یک تابلوی تبلیغاتی یک مشاور املاک در پس زمینه صحنه قرار دارد.

- جهان پهلوان در حالی که رو به دوربین نشسته است از مردم ایران می خواهد تا همگی آنها ضمن سرمایه گذاری در یک کشور بیگانه حتما از این مشاور املاک خرید نمایند ...

- چند سالی است که به دلایل مختلف بازار سرمایه گذاری و تجارت در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس داغ داغ شده است و به دلیل  امکانات فراوان و سهولت هایی که حکام این ممالک در قانون های بین المللی و داخلی این کشور قرار داده اند بسیاری از تجار و سرمایه گذاران جهان رغبت بسیاری برای حضور و رقابت در  این بازار پیدا کرده اند در این میان اما میل و رغب تجار و بازرگانان ایرانی در وهله اول و سپس عموم مردم ایران برای حضور در این کشورها چه به دلیل تفریح و وقت گذرانی و چه به دلیل سرمایه گذاری و تجارت بیش از دیگران بوده است به طوریکه قطعا ادامه این روند کشور ما را با یک بحران اجتماعی ، اقتصادی و در نهایت سیاسی روبرو خواهد نمود.

اینکه چرا و به چه دلیلی میل و رغبت هم وطنانمان به حضور در یک کشور بیگانه آن هم با این حجم و اندازه و سرمایه گذاری در پروژه های تجاری ، مسکونی و .... آن کشورها ایجاد شده خود نوشتاری جداگانه را می طلبد تا با یک آسیب شناسی جدی به واشکافی این معضل پرداخت اما آنچه که در این میان نباید از آن غافل ماند فرار سرمایه های مادی و معنوی کشور ما به کشورهای حوزه خلیج فارس می باشد که در نهایت به جای اینکه در کشور عزیز خودمان به کار گرفته شوند ، باعث آبادانی و پیشرفت کشورهایی می شوند که تمامی سران آنها دشمن قسم خورده نظام عزیز جمهوری اسلامی و مردم فهمیم و غیور ایران هستند.

- روزگاری وقتی در جمع بزرگان و پیشکسوتان می نشستیم صحبت از پهلوانی ومنش تختی بود و با شنیدن هر قصه او که به افسانه های باستان می مانست بر خود و ایرانی بودنمان می بالیدیم و ریه هایمان سرشار از هوای غرور ملی و تعصب ایرانی می شد.

و در این میان هیچگاه از یاد نمی برم داستانی که می گفتند کارخانه ژیلت با پیشنهاد میلیونی آن هم سالها پیش از این که حقوق ماهیانه بهترین مشاغل در ایران به 2000 تومان هم نمی رسید به جهان پلهوان تحتی از وی خواسته بود تا برای تبلیغات یکی از محصولات این کارخانه جلوی دوربین برود اما پهلوان قصه ما با امتناع از این کار گفته بود که هرگزعزت و افتخارش را برای تبلیغ از یک محصول و در نهایت فریفتن هموطنانش نخواهد فروخت و برای تختی جهان پهلوان بودن برای مردم ایران بسیار با ارزش تر از پیشنهادات میلیونی بیگانگان بود.

- خیلی زود به یک الگو و اسوه برای مردم ایران تبدیل شد حسین  رضا زاده را می گویم آن روزها ساده بود و بی شیله پیله از دیار سلحشوران اردبیل به پا خواسته بود و به خاطر نجابتش و زور و بازویش از یک سو و به دلیل شرایط ویژه ایران درجهان ومشکلاتی که در باب سیاست خارجی برایش وجود داشت از سوی دیگر و به مدد دوربین های متعدد صدا و سیما زودتر از آنچه که فکرش را می کرد به قهرمان ملی ایرانیان تبدیل شد و هنگامی که پیشنهاد ترکیه را برای حضور در آن کشور رد کرد لقب جهان پهلوان ایران را به او دادند و آن قدر برای مرم عزیز شد که حتی رهبر معظم انقلاب هم او را به حضور پذیرفتند و از او قدردانی نمودند .

صدا و سیما هم برای او سنگ تمام گذاشت و برای چندین سال پیاپی او را به عنوان قهرمان قهرمانان به مردم ایران معرفی نمود و در سالی که شایعات زیادی در مورد تهدید رضا زاده برای حضورش در صدا و سیما دهان به دهان نقل می شد این بار نشان پهلوانی را هم به او عطا کردند چرا که اگر این اتفاق نمی افتاد به گفته همان شایعه پردازان ( شما بخوانید شاهدان عینی ) به دستور رضا زاده اردبیل اعتصاب می نمود...

حالا دیگر ماهها و روزهای بسیاری سپری شده است و صدا و سیما هم برای اینکه دیگر حرف و حدیثی در این باره به وجود نیاید عطای انتخاب قهرمان قهرمانان را به لقایش بخشید و کلا این ماجرا را کان لم یکن تلقی نمود.

مدتها بود که از جهان پهلوان خبری نبود وحتی خبرهایی از افت ورزشی او به گوش می رسید حتی در آخرین مسابقه ای که برگزار شد وی گرچه قهرمانی را به دست آورده بود اما حتی موفق به زدن رکورد خودش نشده بود اما ...

اما از چند وقت پیش بیشتر مردم ایران که امکان استفاده از ماهواره و دیدن شبکه های رنگ و وارنگ آن را چه به صورت مجاز و چه به صورت غیرمجاز داشته اند بار دیگر چهره جهان پهلوان را بر صفحه جعبه جادویی مشاهده نمودند . جهان پهلوان اما این بار در حال وزنه زدن و افتخارآفرینی برای کشورش نبود جهان پهلوان این بار به نوعی وطن فروشی می کرد و اکثریت شبکه های ماهواره ای فارسی زبان که بیش از سی و چند شبکه می باشند و بیشتر آنها نیز جزو دشمنان نظام و این مردم بوده و کاری جز گمراه کردن و به بیراهه کشاندن مردم وخصوصا نسل جوان ما ندارند در حال پخش تصویر جهان پهلوان بودند حسین رضا زاده این بار خودش را فروخته بود آن هم خیلی ارزان ، ارزانتر از آنچه که خوشبین ترین هوادارانش فکرش را هم نمی کردند...

- حالا دیگر همه به تصویر جهان پهلوان عادت کرده اند چرا که شبکه های گوناگون ماهواره ای فارسی زبان روزانه دهها بار این کلیپ تلویزیونی را به مردم نشان می دهند و حسین رضا زاده مردم کشورش را تشویق می کند تا با سرمایه گذاری در یک کشور بیگانه که مهمترین مدافع تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب بوده از یک مشاور املاک وابسته به همان بیگانگان خرید نموده و ضمن فرار سرمایه از کشور باعث پیشرفت و آبادانی دشمن نشینان خلیج همیشه فارس شوند . حال بماند که آیا خود این مرکز سرمایه گذاری و مشاور املاک چقدر اعتبار خواهد داشت و آیا سر مردم کلاهی خواهد رفت یا خیر خود قضیه ای است که چند سال دیگر صدای آن به گوش همگان خواهد رسید و بدا به حال ما که حسین رضا زاده که روزگاری به عنوان الگو و نماد و پهلوانی ، غیرت ، همیت و دین داری جوانان این مرز و بوم تبدیل شده بود و پیران دیارمان به واسطه ظهور و حضور او اشک شوق می ریختند امروز به عروسک تبلیغاتی عرب نشین های حاشیه خلیج فارس تبدیل شده است به راستی او در ازای چند صد میلیون تومان همه این اعتبار و عزت را فروخت ؟

و سخن آخر اینکه حسین رضا زاده شاید هنوز قهرمان ایران باشد اما قطعا او دیگر جهان پهلوان ما نیست ...

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:50 |