معرفی نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان شهرستان کرمان و راور
متن زندگی نامه کریمی و فدایی
زندگی نامه دکتر محمد جواد فدایی
دكتر محمدجواد فدايي در شانزدهم تيرماه 1337 در شهر كرمان به دنيا آمد. محّله سرگدارو، تكيه عباسعلي، خيابان مادر، محّلهِ شاهزاده محمد و دبستان راجي كرماني همگي يادآور خاطرات محمدجواد هستند كه روزهاي خوش كودكياش را آنجا گذرانده است. محمدجواد فدايي در سايهِ تربيت پدر و مادري عاشق اهل بيت(ع) رشد ميكند. پدري كه معلم او در اخلاق و معنويت بوده و فرزندش را با قرآن و دعا و مجالس ذكر خاندان عصمت و طهارت آشنا ميسازد و به او ميآموزد كه تحصيل علم در كنار كسب معارف الهي دو بال ترقي و نردبان سعادت آدمي است. از اينرو، محمدجواد در خاطراتش ميگويد: <ظهر كه مدرسه تعطيل ميشد با دوستم به مسجد ميرفتيم، وضو ميگرفتيم و پا در شبستان ميگذاشتيم، هنوز صداي اقامهِ مرحوم آيتا... صالحي(ره) در گوشم طنينانداز است. چه نماز باصفايي بود، ميان دو نماز با علاقه به صحبتها گوش ميداديم و در عين حال نيم نگاهي هم به ساعت قديمي بالاي محراب داشتيم تا مدرسهمان دير نشود.>
پدر محمدجواد فدايي از معلّمان خوشنام رياضي كرمان بود و شايد بذر دانش رياضي نيز در سايهِ مهر پدر در وجود او نشست و امروز به درخت تنومند و پرثمر علم و عمل تبديل گشته است.
دكتر محمدجواد فدايي دوران دبستان و دبيرستان را در شهر كرمان گذراند و همواره شاگرد اول و يا ممتاز بود. در امتحانات نهايي پايان دوره دبيرستان، رتبه دوم را در استان كرمان كسب كرد و در آزمون سراسري دانشگاهها، رتبه 181 را در بين شركت كنندگان سراسر كشور به دست آورد.
ذوق دكتر محمدجواد فدايي تنها در دانش رياضي خلاصه نميشود. امروز در ميان كتابخانهِ او دفترچهِ انشايي مربوط به روزهاي مدرسه وجود دارد كه اولين انشاي آن بررسي اثرات موسيقي بر زندگي بشر است. جالب اينجاست كه محمدجواد فدايي در آن روزهاي نوجواني مثل يك نويسندهِ حرفهاي با استناد به آيات و روايات دربارهِ موسيقي مطلب نوشته است.
همين قلم شيواي محمدجواد يك روز براي او مشكل درست ميكند. سال 55 وقتي جشنهاي 50 سالهِ سلطنت پهلوي برگزار ميشد يكي از مسئولان مدرسه به محمدجواد فدايي ميگويد: فدايي! بايد مقالهاي براي جشن بنويسي و سر صف بخواني! محمدجواد براي گريز از اين مسأله، به قيمت دلخوري اولياء مدرسه، بهانه ميآورد و ميگويد: آقا من فرصت ندارم، امسال بايد كنكور بدهم. او حتي در مقابل تشويقهاي معلم خود كه به او ميگويد: <اگر اين مقاله را بنويسي در آينده وزير و وكيل خواهي شد> به دليل پايبندي به اعتقادات خود همچنان به مخالفتهاي خود اصرار ميورزد.
دوران دانشگاه
دكتر محمدجواد فدايي در رشته مهندسي عمران دانشكده فني دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در همان روزها با گروههاي دانشجويي معتقد به ولايت فقيه ارتباط و همكاري پيدا كرد. پس از شروع انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاهها از خردادماه 1359 در جهاد سازندگي استان كرمان مشغول به خدمت شد و بيش از دو سال براي تأمين آب، برق، راه و ساير نيازهاي روستاها و مناطق محروم استان فعاليت نمود و پس از بازگشايي دانشگاهها دوره كارشناسي و كارشناسي ارشد خود را در رشتهِ مهندسي عمران به پايان رساند.
قبول مسئوليت معاونت استانداري در 27 سالگي
روز دوّم مرداد سال 1364 طي حكمي، مهندس جوان در سن 27 سالگي به سمت معاونت برنامهريزي و هماهنگي امور اجرايي استانداري كرمان منصوب شد و همزمان در بخش مهندسي عمران دانشكده فني و مهندسي دانشگاه شهيد باهنر كرمان نيز به فعاليتهاي آموزشي پرداخت. اين دوره مسئوليت، چهار سال و نيم به طول انجاميد و او در اين مدت، برنامهريزي و اجراي پروژههاي صنعتي، معدني، كشاورزي، بازرگاني و به طور كلي اقتصادي استان را مديريت كرد و با توفيق الهي و همكاري مديران دلسوز استان، دوران درخشاني را در تاريخ شكوفايي اقتصادي استان كرمان به ثبت رساند.
دكتر محمدجواد فدايي از ابتداي سال 1369 به عنوان معاون عمراني به خدمات خود در استانداري كرمان ادامه داد و حدود 2 سال ، مديريت برنامهريزي و اجراي پروژههاي بخشهاي زيربنايي و خدماتي را مانند آب، برق، راه، مسكن، مدارس، مراكز بهداشتي و درماني و... بر عهده داشت و از اين رهگذر خدمات ارزندهاي را به مردم شريف استان كرمان ارائه نمود.
ادامه تحصيلات عالي در خارج از كشور و بازگشت به كرمان
دكتر محمدجواد فدايي در فروردين سال 1371 براي ادامه تحصيل به كشور كانادا عزيمت كرد و چهار سال و نيم در دانشگاه <واترلو> به تحصيل و تحقيق پرداخت. وي دوره دكتراي مهندسي عمران (سازه) را با معدل <الف> به پايان رساند و در اين دوران 6 مرتبه موفق به دريافت جايزهِ ويژهِ دانشگاه واترلو شد. او پس از اخذ درجهِ دكترا از دانشگاه واترلو در مهرماه 1375 به كرمان بازگشت و عهدهدار كرسي تدريس و تحقيق رشته تخصصي خود در دانشگاه شهيد باهنر كرمان گرديد.
مسئوليتهاي كلان
دكتر محمدجواد فدايي همزمان با فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي دانشگاهي، از آبان ماه 1375 به عنوان رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي استان كرمان، تنظيم، اولويتبندي، تأمين بودجه و نظارت بر اجراي پروژههاي توليدي، زيربنايي و فرهنگي اجتماعي استان را به مدت دو سال مديريت نمود و در شهريورماه 1377 مجدداً مسئوليت معاونت امور عمراني استانداري كرمان را بر عهده گرفت.
وي در سالهاي 1382 و 1383 در سمت معاونت امور عمراني و رئيس ستاد حوادث غيرمترقبه استان كرمان در جريان دو زلزله اسفناك بم و زرند، براي كمك به حل و فصل مسائل ناشي از زلزله، نقش مؤثري ايفا كرد. با شروع به كار دولت جديد و انتصاب استاندار جديد كرمان، از مهرماه 1384 فعاليتهاي خود را در اشتغال به امور آموزشي و پژوهشي منحصر و متمركز نمود.
دكتر فدايي بيش از 55 مقاله علمي در مجلات علمي و تحقيقاتي و كنفرانسهاي داخلي و خارجي از جمله در كشورهاي كانادا، انگلستان، بلژيك، اتريش، ايتاليا، اسپانيا، مالتا، تايلند، هند، مالزي و سنگاپور ارائه نموده است. وي راهنمايي و داوري تعداد زيادي از دانشجويان كارشناسي ارشد و دكتري را بر عهده داشته است.
دكتر محمدجواد فدايي جمعاً 17 سال سابقه تجربه مديريت اجرايي و 22 سال سابقه تدريس و تحقيق در دانشگاه دارد كه ميتواند از آن براي ادامه خدمت به نظام مقدس جمهوري اسلامي، جامعه اسلامي و مردم شريف و نجيب كرمان استفاده كند. دكتر فدايي 13 سال از 17 سال مديريت خود را در استانداري كرمان حضور داشته كه اين امر موجب شده كه او بر همه بخشهاي اقتصادي اشراف و تسلط كافي داشته باشد و بتواند نظرات كارشناسي جامع و فرابخشي ارائه كند.
زندگینامه محمد علی کریمی
بيشتر مردم شهر، آن مرد روحاني باصفا و باسواد و متواضع را به خوبي ميشناسند. زيرا نه تنها نمازهاي جماعت روزانه در صبح ، ظهر و شب و مجالس روضه ، شبهاي احيا و زيارتهاي مستمر عاشورا در طي 50 سال زندگي، آنها را با اين مرد مأنوس كرده بود بلكه رابطهِ خود را با او آنقدر نزديك ميديدند كه مشكلات ريز و درشت شخصي و اجتماعي خود را بيپرده و با كمال آرامش با او در ميان ميگذاشتند. خانه قديمي و كوچك او نيمي به مردم و نيمي به خانواده اختصاص داشت و به همين نسبت، حل و عقد امور مردم و خانواده نيز با هم تقسيم ميشد.
ياد مرحوم حجتالاسلام و المسلمين حاج شيخ محمدابراهيم كريمي را بايد در محافلي جستجو كرد كه صداي مناجات سحرگاهان و دعاهاي مخلصانه شامگاهان و ذكر مصائب سالار شهيدان هنوز از در و ديوار آن محافل و مجالس به گوش ميرسد و تك درخت اناري كه در ميان خانه او هنوز هم سراپا ايستاده، ميتواند شاهد صادقي براي حضور مردم مستمند و گرفتاري باشد كه خانهِ روحاني شهر خود را مأمن و ملجأ خويش قرار داده بودند. زبان گويا و ذوق سرشار حاج آقاي كريمي كه مفاهيم نغز حافظگونه را با سوز و گداز عاشورايي محتشم در زبان پر رمز و راز غزل ميريخت، از او شاعر و مبلغي توانا براي اسلام به ويژه مكتب سيدالشهداء (ع) ساخته بود و در روزهاي كوتاه زندگيش در دوران انقلاب اسلامي نيز شور عاشورايي در غزلهاي حماسي و نوحههاي تعهد برانگيز و ولايي او تجلي ميكرد.
در 28 شهريور 1337 محمدعلي كريمي در اين خانواده به دنيا آمد و در دامن پر مهر مادري دلسوز و پدري متدين و مخلص، كامش با تربت سيدالشهداء(ع) معطر گشت. و اولين معلمش پدر فاضل و روحاني جليلالقدري بود كه بيشترين تأثير را در رشد اخلاقي و بلوغ فكري و معنوي او داشته است. خاطرات ايام كودكي محمدعلي كريمي پر از نكتههاي باريكتر زمويي است كه در محضر شاگردي از مكتب اهل بيت(ع) به ياد دارد.
جلسات قرآن، صفاي سفره افطار، صميميت حلقه خانوادگي، جشن عيد مولود پيامبر(ص) نصيحتهاي مشفقانه، لطيفهها و طنزهاي پدرانه و سفارشهاي دلسوزانه هر كدام گوشهاي از شخصيت محمدعلي كريمي را ساخته است. او ميگويد <پدرم هيچگاه ما را مجبور به انجام كاري نميكرد و براي آنكه راه درست را انتخاب كنيم سعي ميكرد با عمل، راهنماي ما باشد. زماني كه در كنكور نخبگان دانشآموزي پذيرفته شدم و به شيراز رفتم، پدر به دليل فاصلهِ مكاني به من نامه مينوشت. نامههايي كه در آن ضمن طرح مسايل روزمره زندگي، بخشي نيز به پند و اندرز به زبان شيوا و با خطي زيبا اختصاص داشت و به همين دليل اغلب آنها را براي يادگار نگه داشتهام.>
روزگار جواني محمدعلي در دبيرستان دانشگاه شيراز علاوه بر تحصيل مجدانه و پيشرفت چشمگير علمي با دنياي مبارزات سياسي عليه بيعدالتيهاي حاكم نيز همراه بود. بچههاي مسجد توحيد شيراز كه فعالان آن روزگار بودند وي را در راه پيشبرد اهداف خود صميمانه در ميان گرفته بودند. محمدعلي كريمي يك سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي با قبولي در كنكور سراسري به دانشگاه كرمان قدم نهاد و دوره ليسانس خود را در رشته فيزيك آغاز كرد. ايام دانشجويي نيز فصل تازهاي در فعاليتهاي علمي، سياسي و اجتماعي او گشود. دوستان متدين و پرشوري كه عشق امام خميني(ره) را در دل داشتند به كمك ايشان بنياد تشكل جامعه اسلامي دانشجويان را در اين دانشگاه پيريزي كردند. تشكلي كه سرچشمهِ همه مبارزات حقطلبانه در دانشگاه بود و جمعيتهاي مردمي را نيز در شهر تحت تأثير قرار ميداد.
خاطرات و مخاطرات
گروه دانشجويان مبارز رفته رفته با روحانيون انقلابي كرمان ارتباط برقرار كردند و تصميم گرفتند به ديدار حضرت آيها... خامنهاي (رهبر معظم انقلاب) كه آن روزها در ايرانشهر تبعيد بودند، بروند. اين سفر خطرات فراواني داشت كه البته كريمي و دوستان دانشجويش به دليل شور انقلابي به جان خريدند. مينيبوسي را پيدا ميكنند و با هول و هراس اما با عشق و اميد به راه ميافتند. يكي از دانشجويان همسفر ميگويد: <وقتي از كرمان حركت كرديم فكر همه چيز را كرده بوديم. زندان، شكنجه و... و زير لب دعا ميخوانديم كه تا مقصد ما را متوقف نكنند و خوشبختانه وقتي ماشين از پاسگاه بين راه به سلامت عبور كرد از خوشحالي در پوست خود نميگنجيديم.>
محمدعلي كريمي هم از اين سفر خاطرات جالبي دارد. او ميگويد: <وقتي به ايرانشهر رسيديم شب از نيمه گذشته بود، بيم آن داشتيم كه اگر آن موقع شب به خانهِ ايشان مراجعه كنيم مأموران گزارش بدهند و روز بعد همه را دستگير كنند. بنابراين جانب احتياط را رعايت كرده تا صبح در ماشين مانديم. هنگام اذان صبح خودمان را به منزل حضرت آيها... خامنهاي رسانديم. ايشان كنار حوض ميان خانه وضو ميگرفتند. ما هم به سرعت آماده شديم كه به نماز جماعت برسيم. بعد از نماز فرصتي شد كه برايمان صحبت كردند. خيلي دوستانه و خودماني اما دقيق و مؤثر سخن ميگفتند. آفتاب كه طلوع كرد به ما گفتند من تا ظهر برميگردم و شما براي خودتان ناهار درست كنيد. من هم ناهار را با شما خواهم بود. ظهر با هم ناهار خورديم و قبل از خداحافظي در جلسهاي محرمانه ايشان در خصوص شيوهِ ادامه نهضت اسلامي و چگونگي مبارزه مطالبي به ما گفتند و توصيههايي كردند. بعد از ظهر با همان مينيبوس به كرمان بازگشتيم، اما با روحيهاي كه به خاطر آن ديدار به شدت تقويت شده بود. پس از آن در كرمان با دوستان فداكارمان در يك خانه دانشجويي مشغول فعاليت شديم و براي حضور در خيابانها و تنظيم شعارها و تعيين مكانهاي مورد نظر برنامهريزي و طراحي ميكرديم. حركتهاي دانشجويي ما تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت و در هنگامي كه به دليل انقلاب فرهنگي دانشگاهها موقتاً تعطيل شدند هر يك از دوستان دانشجو در جايي مشغول خدمت گرديدند، من هم وارد سپاه پاسداران كرمان شدم و پس از مدتي مسئوليت سپاه سيرجان و پس از آن فرماندهي سپاه استان هرمزگان به من سپرده شد. آنقدر با دوستان مخلص سپاهي مأنوس شده بوديم كه وقت جدايي، دو طرف اشك ميريختيم.
ازدواج
تقدير چنين بود كه در همين ايام محمدعلي كريمي با خانواده بزرگوار و سادات صاحب نام خوشرو آشنا شود و مقدمات ازدواج خود را فراهم سازد. خداوند توفيق بزرگي نصيب او كرد كه خطبه عقد ازدواجش با خانواده حجهالاسلام و المسلمين حاج سيدرضا خوشرو، با نفس گرم حضرت امام خميني(ره) و در منزل ايشان خوانده شود.
مسئوليتهاي كلان
پس از فرماندهي سپاه هرمزگان و برطرف كردن مشكلات عديده آن استان به ويژه در خصوص ناامنيهايي كه در آنجا وجود داشت كريمي به عنوان چهرهاي دلسوز و كاردان شناخته ميشد. بنابراين در اواخر سال 64 سنگر معاونت سياسي و اداري استان كرمان به ايشان سپرده شد. در آن زمان كه جنگ تحميلي با همه ابعاد گستردهاش ادامه داشت مديريت ستاد پشتيباني جنگ استان نيز به كريمي واگذار گرديد. ساماندهي حمايتهاي دولتي و اداري و پشتيباني مهندسي و اعزام نيروهاي متخصص و تجهيزات به جبهههاي جنگ وظيفه او را دو چندان ميكرد. البته هيچگاه خم به ابرو نياورد و لذت خدمت به مردم به ويژه رزمندگان اسلام براي او خوشايند بود. تنها جايي كه به شدّت افسرده و دلتنگ گرديد زماني بود كه خبر ارتحال پيشواي بزرگ انقلاب حضرت امام خميني(ره) به گوش رسيد و او اين خبر را تلخترين حادثه روزگار كار و مسئوليت خود ميداند.
ادامه تحصيل و مسئوليت مجدد
سال 69 كريمي براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه شهيد باهنر كرمان شد و توفيق يافت مدرك كارشناسي ارشد فيزيك كاربردي را با گرايش اتمي - مولكولي از اين دانشگاه بگيرد. علاقه و پشتكار علمي او زمينه لازم را براي شروع دوره دكتري به خوبي فراهم كرده بود اما با اصرار استاندار وقت مرحوم مسعود محمودي بار ديگر به استانداري بازگشت و به مدت چهار سال در دوره رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي، حوزه معاونت سياسي و امنيتي استانداري كرمان را تمشيت كرد. در دوره دوم رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي (آبان ماه 1380) به عنوان استاندار كرمان معرفي شد. اين مسئوليت سنگين محك بزرگي در توفيقات او و كارنامه خدماتش به شمار ميآيد. و در حقيقت اين دوران از مسئوليت وي براي مردم تجليگاه سختكوشي و مقاومت در برابر مشكلات و معضلات و براي مديران به مثابه كارگاه بزرگ مديريت و برنامهريزي و تلاش شبانهروزي بود.
حل مشكلات بزرگ
استان پهناور كرمان به دليل وسعت زياد، ويژگيهاي اقليمي، بافت متنوع فرهنگي، شرايط آب و هوايي و مسائل اقتصادي همواره براي مديران استان پيچيدگيهاي فوقالعادهاي داشته است و در دوران مسئوليت كريمي نيز بحرانهاي ناخواسته و غيرقابل پيشبيني پديد آمد. از جمله: هشت سال خشكسالي، زلزلههاي مهيب بم و زرند، سقوط هواپيماي حامل عزيزان سپاه كرمان و مسايل ريز و درشت ديگر كه هر يك از اينها ميتوانست مديريت را به ستوه آورده و مردم را از هستي ساقط نمايد اما به لطف خدا و با همت و حميت او و ساير مديران و همكارانش و با بردباري و فداكاري مردم شريف استان اين موانع تا حد زيادي برطرف شد و با رسيدگي به موقع ، كمترين آسيب را به بار آورد.
توسعه اقتصادي استان
برنامهريزي بلندمدت و پيگيريهاي مجدانه و مستمر از ويژگيهاي برجسته مديريت كريمي است. وي همواره توسعه نامتوازن استان را به عنوان شاخص عدم پيشرفت ميدانست. بنابراين تلاش ميكرد از طريق فعاليتهاي مولد موجبات افزايش رفاه و توزيع درآمد عادلانه را در حوزه اقتصادي استان فراهم نمايد.
از اينرو افزايش حجم توليد ناخالص داخلي استان در اولويت اصلي قرار گرفت و به همين منظور با مديريت كريمي تعداد زيادي از كارشناسان دستگاههاي اجرائي تحت مشاوره اساتيد برجسته دانشگاه، با تلاش شبانهروزي، استراتژي توسعه استان را تدوين كردند.
لازمه رسيدن به اهداف مورد نظر در استراتژي توسعه استان، فراهم نمودن زيربناهاي فيزيكي از قبيل ايجاد شهركهاي صنعتي با امكانات كامل، شبكه گاز، توليد و انتقال برق، راهآهن، بزرگراهها و از همه مهمتر، فراهم نمودن زمينه بروز خلاقيتها، توانمنديها و حضور سرمايهگذاران بود كه ميبايست به موازات توسعه زيربناها، محيطي آماده براي سرمايهگذاري فراهم شود. در اين راستا كم نيست پروژههاي بزرگ و كوچكي كه به مديريت استاندار سابق و به دست صنعتگران، معدنكاران، كشاورزان، تجار و بازرگانان استان در اين دوران در چرخه توليد قرار گرفت.
نمود عيني پيگيريهاي مستمر و مديريت علمي را در مسير توسعه استان ميتوان در چند مورد ذيل به عنوان مشت نمونه خروار ملاحظه كرد.
1- احداث كارخانه سيمان ممتازان با ظرفيت 3300 تن در روز توسط بخش خصوصي به عنوان پيشروترين پروژه سيمان كشور با سرمايهگذاري 140 ميليارد تومان.
2- كارخانه الماس كوير توليد كننده 30 ميليون مترمربع كاشي و سراميك در سال با سرمايهگذاري حدود 30 ميليارد تومان.
3- كارخانه توليد ورقهاي آلومينيومي به عنوان بزرگترين و كاملترين كارخانه در سطح كشور با ظرفيت 32 هزار تن در سال و سرمايهگذاري 150 ميليارد تومان.
4- كارخانه بوتيا صنعت با ظرفيت 4 هزار تن انواع پروفيلهاي PVC و شيشههاي دو جداره و پنجرههاي ساختماني به عنوان مدرنترين كارخانه از اين نوع در سطح كشور.
5- ايجاد كارخانه توليد قطعات اصلي موتور و گيربوكس خودرو براي 100 هزار دستگاه در سال با سرمايهگذاري نزديك به 200 ميليارد تومان.
6- ايجاد ظرفيت توليد 200 هزار دستگاه خودرو در 5 مدل در سال.
7- شروع استخراج معدن سنگ آهن جلالآباد زرند.
8- احداث كارخانه كُكسازي زرند با ظرفيت 400 هزار تن در سال و... .
و در يك كلام، حركت شتابنده به سوي توسعه همه جانبه، در راه رسيدن به اهداف بزرگي كه در پيش روي استان قرار داشته است.
البته برنامهريزي بلندمدت در فراهم آوردن زيرساختهاي ديگر بخشها اعم از كشاورزي، فرهنگي، علمي و آموزشي در مديريت توانمند كريمي جاي خود دارد؛ شخصيتي كه با آشنايي فوقالعاده در عرصه فناوري اطلاعات ميتواند مايه اميد مردم در رسيدن به افقهاي روشن آينده باشد، انتظاري كه چندان دور نيست.