باران با آن مرد مي آيد
همين هفت ، هشت روز پيش بود كه زمزمه آمدنش دهان به دهان در شهر پيچيد آن مرد مي آيد، آن مرد باراني ، آن سيد نوراني و آن پيام آور شور و عشق جواني.
خاتمي را مي گويم .
خبر كوتاه بود . از قول محمدعلي كريمي استاندار سابق كرمان ، مرد اصلاحات مي خواهد بار ديگر به ديار كريمان بيايد، پنجم دي ماه و در سالروز زلزله ي بم.
چه روزهايي بود ، روزهاي زلزله را مي گويم ، روزهاي غم مصيبت ، نوميدي و حرمان . ويادم مي آيد كه در آن روزها باز هم آن مرد آمد، با شولاي مهرباني، بارها آمد وهمراهمان اشك درد ريخت ، آمد از اميد گفت ، و پرنده اي كه يك روز پرواز خواهد كرد.آمد ودلداري مان داد ، آمد وگفت كه بم بايد ساخته شود ازنو ، بهتر از گذشته ؛
خاتمي را مي گويم.
سيد خيلي مظلوم است ، چه دوراني كه به عنوان مرد اول سياست و اجرايی كشور سعي در نهادينه كردن دموكراسي و اخلاق اسلامي در ايران بزرگ را داشت و چه در بعد از آن كه با کوله بار هزاران سال تمدن ايراني جنگ تمدن ها را به گفتگوي تمدن ها مبدل ساخت . چه آن زمان كه به قول خودش هر9 روز يك بحران در دولتش به وجود آوردند و چه امروز كه آماج تهمت ها وناسزاهاي ناروا شده است،
خاتمي را مي گويم.
هفت هشت روز است كه زمزمه آمدنش دهان به دهان شهر پيچيده و مردم كوچه و بازار شادمان از حضورش براي دمي هم كه شده فشار و رنج تورم و گراني وبيكاري را به فراموشي مي سپارند و با خاطره اش آرام
مي شوند اگر چه آنان كه چشم ديدنش را ندارند طي همين روزها چه ها نگفتند و چه ها كه نكردند تا هرچند اندك هم كه شده از محبوبيت و مقبوليتش بكاهند اما او در قلب هاي مردم جاي دارد، وبه اين راحتي ها از دل مردم بيرون نخواهد رفت ،
خاتمي را مي گويم.
چهارشنبه پنجم دي ماه روز ديگري است. ديگر نمي خواهم از تورم بنويسم، نمي خواهم در مورد گراني كه اين روزها كمر مردم را شكسته است حرفي بزنم بناي آن را ندارم تا از سياست داخلي و خارجي و... انتقاد كنم قصد بازگو كردن بسياري از حقايق را كه مردم خود مي دانند و مي بينند و متاسفانه كشور ما اين روزها به شدت دچارش شده را ندارم ، نمي خواهم از رانت خواري و پارتي بازي و ورشكستگي كارخانجات و نااميدي بخش خصوصي و مشكلات توليدكنندگان و تحريم و تحقيرو ... سخني بر زبان برانم، چرا كه ديگر زمان ، زمان این حرفها نيست .
چهارشنبه باز باران به كرمان خواهد آمد، آن مرد مي آيدو با خود باران را مي آورد همو كه به من آموخته كه بگويم زنده باد مخالف من !
هموكه من به من آموخته كه در كشوري كه دموكراسي اسلامي حاكم است . ديگر چماق معني ندارد و تكريم انسان ها جايگزين تحقير و توبيخ آنان شده است
چهارشنبه ی كرمان روز ديگري است روزي كه او دوباره پس از ماه ها به ديار كريمان مي آيد مردي كه از جنس باران است ؛
خاتمي را مي گويم .
+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت
20:12 |