تبليغاتX
یادداشتهای من

این است مس فرهاد کاظمی!!!

نه قصد سیاه نمایی داریم و نه قصد داریم کسی را تخریب کنیم و نه می توانیم مانند بعضی ها به خاطر منافع اقتصادی و رانت های خاص چشممان را به روی واقعیت ها ببندیم .

یادمان نمی رود آن روزهایی را که پس از برکناری ناجوانمردانه دست نشان از تیم صنعت مس همگان ( البته مسئولین و کادر جدید تیم صنعت مس ) عملکرد دست نشان را به باد انتقاد میگرفتند و بازیکنان تیم را عده ای بی بهره از فن وسواد بازی کردن ، از نظر آنها تیم دست نشان تیمی بود که نه تاکتیک داشت و نه تکنیک ، بازیکنان تیم تنها بلد بودند تا به زیر توپ بزنند و حالا شانسی هم چند برد در کارنامه شان داشته باشند این تیم آنقدر بدرد نخور بود که بارها و بارها در هنگام تمرین تیم از سر مربی تیم می شنیدیم : « عجب باشگاه درپیتی »

و بعد وعدها آغاز شده قرار شد تا بهترین ها و جوان ترین ها به تیم آورده شوند بازیکنانی بیایند که بازی روی زمین را بلد باشند و تمام آن بازیکنان بدرد نخور و غیرحرفه ای از تیم کنار گذاشته شوند قرار شد که درنهایت جزو شش تیم اول جدول باشیم وجدا از اینها لااقل بازهای های تماشاگر پسند و سرشار از تکنیک را به اجرا بگذاریم و ...

حالا بیش از 9 هفته از آغاز لیگ برتر می گذرد و البته پیش از آن نیز ( یعنی از فروردین ماه سال جاری ) کادر مدیریتی جدید تیم را در دست گرفته بود اما متاسفانه در این 9 هفته و هشت بازی انجام شده  مردم کرمان و فوتبال دوستان این استان نه شاهد پیشرفت و اعتلای نسبی این تیم بوده اند نه به نتایج دلخواه خویش دست یافته اند و نه این تیم توانسته است تا بازی های زیبا وقابل قبولی را ازخود به نمایش بگذارد؟

و متاسفانه روند این تیم به گونه ای بود که در هر بازی نسبت به بازی قبل ضعیف تر و ناهماهنگ تر عمل کرده است .

با آنالیز نسبی تیم به راحتی می توان به این مهم دست یافت که صنعت مس در تمامی خطوط خود دچار مشکل است ، مس از مهاجم سرآمد وکارآمد و شش دانگ بهره مند نیست خط هافبک مس دچار مشکلات عدیده ای است این تیم از سانترفورواردهای تند و تیز بی بهره می باشد فاصله خطوط دفاعی و هافبک به گونه ای محسوس زیاد است دفاع این تیم از عمق دچار مشکل می باشد مس از عدم وجود یک یازی ساز در قلب تیم رنج می برد و تنها نقطه امید تیم در درون دروازه آن است که باعث شده تا آمار گل های خورده و نیز جایگاه مس  از این بدتر نباشد که آن هم معلوم نیست که با محرومیت و خدای ناکرده مصدومیت ،تیم به چه سرانجامی دچار خواهد شد.

بازی با برق شیراز شاید بدترین بازی مس طی صعود این تیم به لیگ برتر باشد ، نه از لحاظ گل خورده و به دلیل باختی که گریبانگیر این تیم شد چرا که برد و باخت جزء لاینفک تمام تیمهای جهان است اما تیم صنعت مس در این بازی از آشفتگی خاصی رنج می برد و کم کارترین بازیکنان این زمین دروازه بان وخط دفاعی برق شیراز بودند چرا که مس هرگز نتوانست تا در این بازی به یک آرایش تیمی حداقلی دست پیدا کند و اصولا حتی برای لحظه ای یک بازی فوتبال را به نمایش بگذارد ،حتی علی رغم صحبتهای سر مربی تیم که عنوان داشت : « در نیمه دوم حاکم بر بازی بودیم . » هرگز چنین اتفاقی نیافتاد و این برق شیراز بحران زده بود که در زمین صنعت مس به راحتی جولان داد و توانست خود را از بحران خارج نماید.

هم اکنون مس کرمان باهشت بازی انجام داده و یک بازی عقب افتاده آن هم در برابر سایپای مدعی با 2 برد، 2 مساوی و 4 باخت و نیز8 گل زده و 12 گل خورده در رده پانزدهم جدول قرار دارد . مس در هر بازی تنها توانسته تا به طور متوسط یگ گل را وارد دروازه حریفان کند ودر ازای آن 5/1 گل دریافت نماید ، این تیم در همه بازی های خود از تیم های مقابل گل دریافت کرده که اکثر آنها به خاطر اشتباه خط دفاعی بوده و اکثر آنها نیز از عمق خط دفاعی مس وارد دروازه سید مهدی رحمتی شده اند و در نهایت اینکه مس از هر بازی تنها یک امتیاز کسب کرده است و قابل توجه اینکه مس در چهاربازی آینده خود باتیم هایی چون سایپا ، صبا باطری ، سپاهان و پرسپولیس بازی خواهد کرد که تنها یکی از این بازیها خانگی است و بقیه در زمین حریفان برگزار خواهد شد بازیهایی که با توجه به نام و ننگ  نیز جایگاه حریفان و شیوه بازی آنها در لیگ هفتم روزهای سختی را برای مس که کم کم خود را به بحران نزدیک می کند رقم می زند بازیهایی که با توجه به شرایط تیم، پیروزی در آنها تا حد بسیار زیادی دور از ذهن می نماید و این همان زنگ خطری است که بارها و بارها خبرنگاران و ورزشی نویسان دلسوز به مدیرعامل تیم صنعت مس گوشزد می نمودند اما مدیرعامل محبوب مس باحمایت همیشگی خویش از کادر فنی ( که البته حق هم همین است ) حتی به یکی از خبرنگاران منتقد دوستانه اجازه حظور در مصاحبه مطبوعاتی سرمربی تیم را نداد تا به قول خودش تیم به بحران کشیده نشود غافل از اینکه این ورزشی نویسان دلسوز نیستند که این تیم را به بحران می کشانند

بلکه ...

هم اکنون تیم صنعت مس از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و متاسفانه خریدهای اتجام شده نیز خریدهایی  نبودند که بتوانند تا جای خالی بازیکنان از دست رفته تیم را پر کنند و این در حالی  است که حتی اگر خدای ناکرده صنعت مس کرمان مجبور به تعویض سرمربی خویش شود هیچ مربی دیگری نخواهد توانست تا با این بازیکنان مس را به سر منزل مقصود برساند و این همه درحالی است که تمامی بازیکنان از دست رفته تیم هم اکنون در دیگر تیم های لیگ برتری به صورت ثابت بازی می کنند و اکثر آنها نیز ستارگان تیم های خود هستند به راستی وقتی این اخراج ها وخریدها نه مانند تیم ذوب آهن آینده نگری برای ساخت تیمی بزرگ بود و نه آنگونه بود که هم اکنون تیم صاحب بزرگی و شخصیت تیمی بالا باشد پس به چه مقصود و منظور ونیت انجام پذیرفت ؟

به هر صورت امیدواریم مسئولان وکادر فنی مس از ورزش نویسانی که تنها منظور ونیتشان کمک به تیم بوده و همواره نیز توهین های دوستان وحتی کادر فنی تیم را به جان و دل خریده اند ناراحت و دلچرکین نبوده و به جای متهم کردن دیگران به سیاه نمایی به فکر آماده سازی و مطلوب کردن شرایط تیم باشند و به قول سرمربی تیم هر چه زودتر موقعیتی را فراهم نمایند تا شرایط تمرین ومسابقه بازیکنان بالانس گردد ، گر چه جای بسی تعجب است که پس از انجام هشت بازی این اتفاق هنوز صورت نپذیرفته است .

و در پایان آرزو میکنیم تا تیم صنعت مس که هم اکنون به قبله آرزوی بسیاری از جوانان و پیران کرمان تبدیل شده و از هزینه همین عزیزان ارتزاق می نماید هر چه زودتر به شرایط مطلوب دست پیدا کرده و باانجام بازی های خوب و در نهایت کسب نتایج دلخواه دیگر این مسئله را موجب نشود تا همه ورزشگاه سلیمی کیا یکصدا خواستار برکناری فرهاد کاظمی باشند .

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 13:11 |

انجمن اهل قلم

انجمنی که دیگر نیست

تاریخچه

بیستم شهریور ماه هزار و سیصد وهفتاد بود که انجمن اهل قلم با کوشش تنی چند از پیشکسوتان اهل قلم کرمان از جمله حجت الاسلام فخرمهدوی ، دکتر رحیم نژاد سلیم ، دکتر منوچهراکبری ، دکتر یحیی طالبیان ، دکتر عبدالحسین کرباسی ، رضا کامیاب ، ابوالفضل کارآمد ، محمدصادق طاهری ، زهرا عباسی و ایران مشکی در قالب کانون هنر کرمان تاسیس شد و اولین دوره آن با حضور یحیی فتح نجات ، حجت الاسلام سازندگی ، دکتر امیری خراسانی ، دکتر جواد برومند ، محمد علی علومی و حمید مظهری تشکیل یافت . و در سالهای بعد با حضور صفیه حسینی نژاد ، معصومه شجاعی ، فاطمه جهانگرد ، زهرا میهن خواه ، علیرضا هاشمی ،داریوش کاظمی ، احمد اسدالهی و... تداوم یافت.

هدف این انجمن جمع کردن اهل قلم استان کرمان زیر یک سقف و ساماندهی وضعیت آنان و نیز شکوفایی و معرفی بزرگان قلم کرمان به ایران و جهان بود و در کنار این همه تربیت نسل جدیدی که جویای نام و ننگ بودند و در چنبره قهر زمان و جرم شهرستانی بودنشان یا به انزوا کشیده می شدند و یا ...

در طول مدت آغاز به کار انجمن اهل قلم تا سال 1378 این انجمن با فراز ونشیب فروانی همراه بود وهمیشه اختلافات درونی میان تحصیلگردگان دانشگاهی که شاید حتی تنی چند از آنان تنها دلخوش به مدرک خویش بودند ونه توانایی قلمشان از یک سو و نویسندگان و اهل قلمی که به واقع در  این وادی استخوان خرد کرده بودند از سوی دیگر نگذاشت تا این انجمن آن طور که باید همانند دیگر انجمن های کانون هنر به جایگاه واقعی خود دست یازد و بتواند تا سرپناهی برای اهل قلم دیار کریمان باشد این اختلافات تا بدان حد محسوس و ملموس گردید تا در سال 1378 هیات مدیره قبلی انجمن که در سال 1377 تشکیل شده بود استعفا داد و در اسفند ماه سال 78 بود که هیات مدیره جدید انجمن اهل قلم با حضور جمع کثیری از اهل قلم استان انتخاب گردید و رویکردی نوین در حیات انجمن اهل قلم را آغاز نمود و این همه در حالی بود که طی سالهای گذشته تنها افتخار انجمن چاپ فصل نامه های فرهنگ و ادب به مدد بودجه های کلان آن سالها بود .

 دوران شکوفایی

هیات مدیره جدید که متشکل از احمد اسدالهی ( شعله کرمانی ) ،مهدی ثانی ، دکتر سید علی هاشمی ، مهندس محمد علی فردوسی و مهندس عبدالرحیم عبدالکریمی بود از ابتدای سال هفتاد و نه کار خویش را آغاز نمودند که البته دکتر امیری خراسانی و حمید مظهری به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند در جلسه اول هیات مدیره استاد احمد اسداللهی به عنوان رئیس انجمن اهل قلم و مهندس عبدالرحیم عبدالکریمی به عنوان دبیر انجمن اهل قلم استان انتخاب گردیدند.

آغاز به کار دوره جدید انجمن مصادف بود با بسته شدن حساب ویژه وزارت ارشاد برای کمک به انجمن های فرهنگی و هنری و بدین سان بودجه انجمن اهل قلم نیز از رقم های میلیونی سال های قبل به دویست و هشتاد هزار تومان کاهش یافت که به قول رئیس انجمن حتی کفاف هزینه حقوق و مزایای منشی انجمن را نمی کرد.

اما با این حال هیات مدیره جدید با برنامه ریزی و تدوین برنامه های درازمدت و کوتاه مدت گامهای بسیار بزرگی را در این راه برداشتند به طوری که به زعم وگواهی بزرگان اهل قلم و مسئولین وقت فرهنگی و بنا به اسناد ومدارک مکتوب موجود در کتابها و نشریات متعدد طی سالهای 79 تا 81 شکوفاترین دوران حیات  انجمن اهل قلم در این سالها بود .

تدوین شناسنامه اهل قلم استان از دیرباز تاکنون ، شناسایی و جذب بیش از 300 عضو جدید اعم از اعضای افتخاری ،اعضای اصلی ، هنرجویان و ... ، برگزاری بیش از 10 اردوی فرهنگی و تفریحی برای اعضا، برگزاری جشنواره قلم در حیطه امر به معروف و نهی از منکر ، برگزاری جشن تولد هوشنگ مرادی کرمانی ( که به گفته خود این نویسنده بزرگ اولین جشن تولد زندگیش بود )، برگزاری بیش از پنج مراسم تجلیل از بزرگان اهل قلم کرمان از جمله استاد محمدرضا هاشمی،دکتر باستانی پاریزی و....،برگزاری بیش از پنجاه بازدید از مراکز مختلف فرهنگی ،هنری، صنعتی برای درگیر کردن ذهن اعضای اهل قلم و یافتن سوژه های مناسب برای کار از جمله صنایع مس سرچشمه، زندان مرکزی کرمان ، کانون اصلاح و تربیت ، سرای سالمندان ، مراکز مختلف بهزیستی و ... برگزاری نشست های مختلف ادبی از جمله جلسات نقد داستان ، نقد متون ادبی ، نقد مقالات و ... برگزاری کلاسهای مختلف داستان نویسی ،مقاله نویسی ، روزنامه نگاری و ... پایه ریزی و تدوین برگزاری جشنواره های مختلف از جمله جشنواره داستان ، جشنواره متون ادبی ،مقاله نویسی و ... راه اندازی کتابخانه مجهز اهل قلم ، دهها برنامه فرهنگی و هنری مرتبط با اهل قلم استان ، بازرسی و راه اندازی انجمن های اهل قلم در شهرستانهای مختلف استان از جمله جیرفت ، سیرجان ، زرند ، بافت ،رفسنجان و ... همه و همه تنها بخشی از برنامه های اجرا شده در طول مدت فعالیت این دوره انجمن اهل قلم بود ، انجمنی که به مدد حضور جوانان ،کارآیی بالا و عملکرد خوب و نیز روابط عمومی منسجم و کارآمد بزودی بر سر زبانها افتاد و دارای شهرتی بی حد و وصف گردید به گونه ای که در آن دوران کمتر نشریه و رسانه ای را می توانستی بیابی که در آن نامی از انجمن اهل قلم کرمان برده نشده باشد.

آغاز حسادت و کارشکنی

دکتر احمد ناظر زاده کرمانی بیتی دارد به این مضمون :

گرت هواست که هرگز به عافیت نرسی

غریب پرور و خودکش چو اهل کرمان باش

و به راستی که این بیت پرمعنا ریشه ای تاریخی در فرهنگ کرمان دارد و بارها به شهادت تاریخ دیده ایم که تا یک کار و حرفه از هر نوع در کرمان به شکوفایی و اوج می رسید به جای اینکه با تشویق و یا حداقل رقابت سالم اطرافیان روبرو شود با حسادت و کارشکنی و تهمت مواجه شده و به قولی فواره چون بلند شود سرنگون شود ...

در اواخر دوره مدیریتی هیات مدیره مذکور بود که به تدریج کارشکنی ها آغاز گردید و حسادتها وکوته بینی های افرادی معلوم الحال که با طرح ریزی برنامه های از پیش تعیین شده به میدان آمده بودند باعث شد تا دلسردی خاصی میان اعضای هیات مدیره ایجاد شود چه اینکه یکی از محرکین  اصلی جریانات واقع شده یکی از اعضای پیشکسوت هیات مدیره بود گرچه در این مقال قصد بازشکافی ماجراهای آن دوره نیست  که باید آن را به تاریخ سپرد تا وقتی دیگر که ...

از سویی این جریانات مصادف بود با ظهور و حضور عده ای از هنرمندان که با داعیه پست مدرنیسم پا به عرصه هنر کرمان گذاشته بودند، کسانی که نه پیشینیان خود راشناخته بودند، نه معاصرین خود را و نه حتی چیزی در مورد آنچه که داعیه آن را داشتند می دانستند.

وحضور همین افراد ونیز حمایت ضمنی مسئولین فرهنگی وقت از آنان که می ترسیدند کانون هنر به گفته خودشان شانه به شانه اداره ارشاد بگذارد ، کودتای خزنده ای را در انجمنهای مختلف ترتیب داد به طوریکه با برگزاری انتخابات سوری و با حضور افرادی غیر از افراد عضو و ... انجمن ها برای مدتی به افرادی بی تجربه و با دانش و آگاهی اندک سپرده شدند و همین مهم بود که بازار کانون هنر کرمان را بی رونق نمود گرچه در سالهای بعد این افراد محکوم به حذف شدن گشتند و اوضاع روال عادی خود را پیش گرفت.

دوران رکود

دوران دو ساله مدیریتی انجمن که به پایان رسید پایه های انجمن را بیش ازپیش متزلزل کرد چرا که کارشکتی ها و حسادت های ایجاد شده و نیز  دلسردی های هیات مدیره از یک سو و مصادف شدن این ایام با طرح دولت مبنی بر تغییر اساسنامه های مجموعه های فرهنگی و هنری و شرکتی شدن آنها و نیز اتفاقات حادث شده در انجمن های دیگر همه و همه منجر به تعطیلی انجمن اهل قلم برای مدت چند ماه گردید  و البته شاید مسئولین فرهنگی وقت از این اوضاع بدشان نمی آمد چرا که در همان ایام و پس از درددلی که رئیس انجمن اهل قلم با معاون فرهنگی وقت ارشادکرده بود وی در جواب اظهار داشته بود : انگشت در سوراخ زنبور کرده اید و ...

در همین ایام و پس از چندی تعطیل جمعی از افرادی که به کارشکنی و ایجاد اختلاف در انجمن دامن زده بودند با برگزاری جلساتی با مسئولین، انتخاباتی سوری را برای انجمن اهل قلم برگزار کردند، انتخاباتی که نه تنها فراخوان عمومی نشد واز اعضای اصلی انجمن در آن دعوتی به عمل نیامد بلکه به گفته دوستان خود آن افراد ،جمعی از هنرجویان دبیرستان های کرمان به جلسه مذکور آورده شدند و هیات مدیره ای جدید انتخاب گردید.

اما جالب اینکه پس از مدتی اختلاف در میان همان افراد بالا گرفت به طوری که در یکی از همان روزها کار به برخورد فیزیکی و زنجیرکشی میان اعضا کشیده شده و البته پس از ایامی چند به علت عدم حضور فیزیکی رئیس انجمن در کرمان ،انجمن در رکود کامل فرو رفت چه اینکه باشروع فعالیت حوزه هنری در کرمان و نا امیدی اعضا از روند موجود، بسیاری از جوانان اهل قلم جذب فعالیتهای حوزه شدند و فعالیتهای انجمن هم تنها به برگزاری هفته ای یک جلسه نشست چند نفره خلاصه گردید.

انجمن محدود میشود

باآغاز به کار دولت نهم و تغییرات مدیریتی که در عرصه های مختلف واز جمله در حوزه فرهنگ ایجاد شد وضعیت انجمن اهل قلم نیز دستخوش تغییرات گسترده ای گردید و با نفوذ تنی چند از داستان نویسان که تعدادشان حتی به عدد انگشتهای دو دست نمی رسید  انجمن اهل قلم به انجمن داستان محدود گردید و اساسنامه آن به طور کلی دچار تغییر شد و این در حالی بود که متاسفانه برای انجام این تصمیمات و تغییرات از هیچ کدام از اهالی قلم استان ومشاهیر این رشته و یا حداقل از افرادی که تجربه مدیریتی در این زمینه داشتند نظر سنجی نشد و بدون در نظر گرفتن خرد جمعی این مهم صورت پذیرفت .

انجمن داستان کرمان در سال 1385 تاسیس شد و رئیس آن به صورت  انتصابی از سوی اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی تعیین گردید و طی این مدت با اختصاص بودجه ای قابل توجه از سوی مسئولین فرهنگی به برگزاری جشنواره داستان دست یازید،جشنواره ای که برنامه ریزی و تدوین آن در سالهای قبل صورت گرفته و جزو جشنواره های مصوب ارشاد مطرح بود ...

- طی چند هفته گذشته خبرهای دیگری در دنیای قلم مطرح گردید و آن هم استعفای رئیس انتصابی انجمن داستان کرمان بود رئیس انجمن داستان کرمان به دلیل آنچه که وی عدم تخصیص بودجه به این انجمن حتی برای رتق و فتق امور جاری از جمله حقوق منشی انجمن و هزینه آب و برق و تلفن و ... و نیز عدم تحقق و عده های مسئولین عنوان نموده از سمت خود استعفا داده است و هم اکنون انجمن داستان کرمان نیز در تعطیلی بسر می برد ..

انجمنی که دیگر نیست

پیشینه قلم و اهل قلم در استان کرمان به هزاران سال قبل برمی گردد و همواره اهل قلم و نویسندگان کرمان جزو بزرگان ومشاهیر ایران زمین ( وحتی با شهرت جهانی ) بوده اند و باکنکاشی در تاریخ می توان نام بزرگان بسیاری را در این عرصه پیدا نمود، در دوران معاصر نیز بزرگان بسیاری در عرصه قلم پا به عرصه وجود گذاشته اند که از جمله آنها می توان به عبدالحسین صنعتی زاده ، احمد ناظرزاده کرمانی ، سید محمد هاشمی، سید محمدرضا هاشمی ، هوشنگ مرادی کرمانی و دهها نام دیگر اشاره کرد اما ...

هم اکنون دیگر انجمن اهل قلمی وجود ندارد ،با استعفای رئیس انتصابی انجمن داستان این انجمن که شاید بخش بسیار کوچکی از انجمن اهل قلم بود به تعطیلی گراییده است . تمام جوانان اهل قلم که طی سالهای پیش از گوشه وکنار این مرز و بوم در زیر یک سقف جمع شده بودند پراکنده شده اند و شاید بسیاری از آنها به همین بهانه دیگر از نوشتن دست برداشتند ،جمعی نیز به این جرم که در شهرستانها مجال و امکان رشد و نمو و پیشرفت وجود ندارد جلای وطن نموده و راهی پایتخت شده اند ومعدود افراد باقیمانده نیر انزوا را پیشه خود کرده اند .

حالا دیگر انجمنی وجود ندارد تا پناه نویسندگان و اهل قلم استان کرمان باشد ، و هیچ نهاد وصنف دیگری نیز وجود ندارد تا از آنها حمایت نماید، اهل قلم کرمان به بهانه نداشتن صنف و مکان خاص حتی از اندک حقوق مادی و معنوی در نظر گرفته شده وزارت ارشاد از جمله عضویت در صندوق هنرمندان ،بیمه هنرمندان و نیز طرح معادل سازی مدارک درجه بندی شده فرهنگ و هنر محروم می باشند . هیچ تضمینی برای شکوفایی استعدادهای جدید و نو وجود ندارد  و استعدادهای موجود نیز محکوم به فنا شدن هستند، هیچ جشنواره اختصاصی برای ارزیابی عملکرد این عزیزان برگزار نمی شود واصولا دیگر هیچ معیاری برای شناسایی این افراد وجود ندارد و ...

آیا به راستی زمان آن فرا نرسیده است تا مدیریت استان وخصوصا مسئولین فرهنگی کرمان برای این مهم چاره ای بیاندیشند؟ آیا بهتر آن نیست که با بهره گیری از تجربه گذشتگان و نو آوری و هم اندیشی بااصحاب قلم و اندیشه کرمان بار دیگر انجمن اهل قلم کرمان تاسیس و فعالیت خود را آغاز نماید؟! و آیا...

قضاوت و نتیجه را بر عهده مسئولین و خوانندگان عزیز می گذاریم و عاقبت کار را در محضر خداوند تبارک و تعالی انتظار میکشیم.

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 13:35 |

نوشتم باران

آسمان ابری شد

باران آمد

نوشتم بهار

درختان شکوفه دادند

نوشتم عشق

نسیم وزیدن گرفت

بوی تو را آورد

نوشتم تو

سالهاست که منتظرم

نیامدی

دیگر دوست ندارم نویسنده باشم............

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 17:14 |