تبليغاتX
یادداشتهای من

 

حلقه مفقوده هنر هفتم در کرمان

 

 

TinyPic image 

 

طی روزهای گذشته چند اتفاق میمون و مبارک در عرصه فرهنگ وهنر کرمان به وقوع پیوست برگزاری جشنواره شعر رضوی  ،برگزاری جشنواره موسیقی نواحی،برگزاری نمایشگاه کتاب ،و.... ونیز بزرگداشت روز ملی سینما،بطوری ه دیگربار نام کرمان را به عنوان مهد فرهنگ وهنر وشهر یادواره ها و جشنواره ها بر سر زبانها انداخت افتخاری که در سالهای نه چندان دور به همت سید جواد جعفری مدیر کل اسبق ارشاد استان نصیب کرمان شد و در سالهای بعد نیز تداوم یافت. در این میان اما فارغ از تمام فعالیتهای هنری ،برگزای همایش بزرگداشت روزملی سینما که برای اولین بار در کرمان با این گستره و شیوه کاری نوین(گرچه این مراسم برای پنجمین  سال متوالی برگزار می شود)تاثیر گذار وشایسته تقدیر بود ،همایشی که به همت انجمن صنفی موسسات ویدیویی سینمایی کرمان برگزار گردید واین نوید را می داد که در صورت فعالیتهای بیشتر و گروهی این موسسه ونیز حمایت مسئولین فرهنگ و هنر ،سینمای مهجور استان وهنرمندان بیشمار اما گمنام این وادی،در عرصه ملی و بین المللی مجالی برای ظهور و حضور بیابند،ضمن اینکه پاسداشت پیشکسوتان این عرصه غبار فراموشی و انزوا را از سر و روی این هنرمندان خواهد زدود

لیکن برگزاری این مراسم بهانه ای شد تا به کند وکاوی در هنر هفتم در کرمان بپردازیم

هنر هفتم در کرمان از پیشینه قابل قبولی برخوردار می باشد واز گذشته تا کنون هنرمندان زیادی در این عرصه در سطح ملی و بین المللی پدید آمده اند و همواره باعث افتخار دیار کریمان بوده اند بطوریکه هم اکنون نیز هنرمندانی  چون فردوس کاویانی ،عبدالرضا اکبری ، عبدالرضا زهره کرمانی ، منوچهر عسکری نسب ،داریوش فرهنگ ،هادی مشکوه ،کوپال مشکوه ،بابک نوری ،رضا ایرانمنش ،بابک برزویه ودهها هنرمند دیگر در سطوح بالای این هنر مشغول فعالیت هستند حتی در بخشهای جنبی این هنر نیز از جمله موسیقی فیلم ،تدوین، عکاسی فیلم و... نیز نامهای بزرگی از فرزندان کرمان زمین به چشم می خورد اما چگونه است که این هنر در خود این شهر ودر گستره این استان پهناور حرف چندانی برای گفتن در عرصه های مختلف ندارد؟؟!

بطور کلی بررسی این مسئله به مشکل اصلی که گریبانگیر همه هنرها وهنرمندان کشور است برمی گردد وانهم متمرکز بودن امکانات در پایتخت و نبود امکانات و تجهیزات در شهرستانهاطی سالهای گذشته بوده است،بطوریکه اکثر هنرمندان پیشکسوت در این وادی بسته به زیر مجموعه فعالیتشان اعم از بازیگری ،فیلم سازی،فیلم نامه نویسی، تدوین،نور ،صدا،و...یا میبایست به صورت آموزش از راه دور ودر حقیقت تجربی به فعالیت و کار بپردازند ویا اینکه ترک وطن کرده و برای ارضای ذائقه هنری خود به پایتخت روی بیاورند.

حتی در سالهای بعد که امکانات آموزشی به انحا مختلف در شهرستانها ایجاد گردیداما بازهم برای ادامه فعالیت وکار حرفه ای، شهرستان مکان مناسبی برای کار نبود وپایتخت مدینه فاضله هنرمندان درگیر با هنر هفتم محسوب می شد.

با ایجاد سینمای جوان وآموزشهای پایه ای این مرکز هنرمندان بسیاری مجال حضور یافتند و جوانان زیادی در عرصه های مختلف این هنرکارآزموده شدنداما ادامه فعالیت این عزیزان نیز منوط به همان شرایط گذشته بود وبدین سبب بسیاری از آنها با سرکوب کردن ذوق و استعداد خود به کار دیگری روی آوردند واندکی نیز هجرت را پیشه خود کردند

در سالهای بعد و در دوران اصلاحات وتوجه ویِِژه ای که نسبت به فرهنگ وهنر ایجاد گردید این فرصت به وجود امد تاهنرمندان شهرستانی به فعالیتهای نیمه حرفه ای دست یازند ،از سویی نیز با گستردگی فعالیت صدا و سیما طی این سالها خود کمک بزرگی برای فعالیت هنرمندان در این وادی بود

اما مهمترین مسئله نبود یک صنف ،انجمن و یا تشکل برای گرد هم آوردن فعالان در حوزه سینما و بهره گیری از فعالیتهای گروهی بود ،طی سالهای 81و82 و با همت امور سینمایی وصمعی بصری ارشاد استان سنگ بنای انجمن موسسات ویدئویی سینمایی استان گذارده شد واین موسسه توانست با اجرای چند برنامه از جمله برگزاری همین بزرگداشتها فعالیتهایی را در این عرصه انجام دهد جالب اینکه برگزاری بزرگداشت روز ملی سینما پس از تهران منحصر به استان کرمان است واز مزایای مهم آن در کنار تجلیل از پیشکسوتان  و جوانان فعال در عرصه سینما، تجلیل از تجلیل از سینما داران ودیگر افراد درگیر با این هنر از جمله گیشه داران ،آپاراتچی ها و... می باشد ،اما...

هم اکنون نهادهایی چون سینمای جوان ،حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی وانجمن صنفی مذکور به صورت نیمه حرفه ای وگاها حرفه ای در عرصه سینما مشغول فعالیت هستنداما حلقه مفقوده هنر هفتم در کرمان ،هنوز این هنر را در محجوریت ومحرومیت قرار داده است

هنر هفتم در کرمان از چند معضل مهم رنج می برد که هرکدام از آنها به تنهایی می تواند پاسخ این سوال باشد امامهمترین معضلی که از آن به عنوان حلقه مفقوده نام برده شد،خود مادر تمام این معضلات است وقطعا با مرتفع شدن آن بقیه مشکلات نیز مرتفع خواهند گردید

با بررسی کلی و اجمالی در این حوزه در می یابیم که چند مسئله کلی باعث انزوای هنر هفتم در کرمان گردیده به طوریکه نه تنها هنرمند بزرگ و قابل طرحی در استان وجود ندارد بلکه حتی طی این سالها تولیدات حرفه ای در این وادی از انگشتان یک دست تجاوز نمی کند ونکته جالب اینکه سینماگران حرفه ای کشور نیز رغبتی برای کار وفعالیت در این استان ندارند مگر بنا به اقتضا و اجبار زمان و..

و البته همه اینها ناشی از چند معضل اساسی است که از جمله آنها می توان به:1-نبود ویا کمبود افراد حرفه ای وآموزش دیده در بخشهای مختلف این هنر 2- نبود ویا کمبو دهنر ورزانی که صنعت سینما به عنوان دغدغه وکار و شغل اصلی و اول آنها محسوب شود 3- نبود امکانات و تجهیزات حرفه ای اعم از دوربین ، ادوات و تجهیزات فیلم برداری،صدابرداری ،نورپردازی،تدوین،مونتاژ،ظهور وثبوت فیلم و...

4 نبود استودیوهای استاندارد،سالنهای منتاسب و حتی سینماهای استاندارد و در خور

5- وحتی نبود تماشگران حرفه ای ونیمه حرفه ای در این عرصه و... اشاره نمود.

پس میتوان عنوان کرد در کل حرفه ای نشدن این هنر در کرمان و عدم دیدگاه حرفه ای مشکل اساسی سینمای استان است

اما رفع این معضل تنها با یک راه امکان دارد وآنهم ایجاد یک تشکل قوی با حضور همه فعالان این عرصه می باشد ،تشکلی که بتواند با جمع کردن هنرمندان هنر هفتم و با تشکیل یک تیم تخصصی و حرفه ای بسترهای لازم را برای حرفه ای شدن سینمای استان فراهم سازد بدین معنی که با جمع شدن افراد زیر یک سقف وتشکیل یک سازمان و شخصیت حقوقی و با بهره گیری از امکانات دولتی و کمک مسئولین وحتی  افراد حرفه ای ونیمه حرفه ای علاقمند به این حوزه وسرمایه گزاران فرهنگی امکانات و تجهیزات لازم را برای 1- حرفه ای شدن هنرمندان استان 2- حضور سینما گران حرفه ای در استان و 3- تربیت نسل جدید سینماگران فراهم سازد

به طور قطع اگر این همت به وجود بیاید که هنرمندان این عرصه بتوانند تا با انسجام و اتحاد و به صورت گروهی به فعالیت بپردازند خواهند توانست تا ضمن تولید فیلمهای بلند و حرفه ای ونیز با ایجاد تجهیزات وامکانات وجذب سینماگران حرفه ای با توجه به استعدادهای ناب در عرصه های مختلف و وجود لوکیشنهای بکر و بالقوه در این استان حرفهای زیادی را برای گفتن در عرصه ملی و بین المللی هنر هفتم داشته باشند

در غیر این صورت این تسلسل باطل همچنان ادامه خواهد داشت و اکثر علاقمندان این هنر فیلمبردار مجالس عقد وعروسی خواهند شد ویا نهایتا به ساخت تیزر و آگهی های تبلیغاتی سطح پایین روی خواهند آورد یا اگر شانس بیاورندجذب  روابط عمومی یک سازمان شوند و... وعدهای اندک نیز که از امکانات واحیانا رانت های مختلف بهره می گیرند ترک دیار کرده و به سینمای حرفه ای پایتخت روی می آورند

ذکر این نکته ضروری است که طی سالهای گذشته به همت متولیان فرنگ وهنر استان تشکیلاتی با عنوان بنمیاد هفتواد بنا نهاده شد اما بدلیل برخی دیدگاههای انحصارطلبانه ودر نظر گرفت شخصیتهای حقیقی به جای حقوقی در نطفه خفه شد و حتی بعدها با اصلاح اساسنامه نیز نتوانست پای گیرد وهمچنان عقیم ماند

بهر صورت امید می رود تا فعالان عرصه هنر هفتم کرمان با هم اندیشی و انسجام به ایجاد تشکیلاتی به منظور یاد شده اقدام نمایند

حال این تشکل هرنامی می تواند داشته باشد، خانه فیلم،خانه سینما ویا..........

       

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 14:26 |

                              بابک دبستانی

 

                          عکاس مشهور همشهریمان

 

                     امروز بر اثر سانحه رانندگی درگذشت

 

                                      یادش گرامی

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 17:8 |

 

راستی دیشب داشتم شعرای شهریار رو میخوندم ، قصیده حیدر بابا،

 

آخ که چی گفته....

 

یه تیکه اش رو با ترجمه خودم واستون مینویسم(انگار من کی هستم!)

 

حیدر بابا گونلر بوتون دوماندی   

                       

گونلریمیز بیر بیریندن یامان دی     

                     

بیر بیریزدن آیرولمیوز امان دی    

                     

یاغیشلیغی الیمیزدن آلوبلار     

                         

یاخچی بیزی یامان گونه سالوبلار.

 

 

 حیدر بابا روزهامون همه ابرین

 

روزهامون یکی از یکی بدترن

 

از هم دیگه جدا نشین ، الامانه

 

روزهای بارونی رو ازمون گرفتن

 

 خوب ما رو تو این روزهای مصیبت گرفتار کردن......

 

گرچه ترجمه این مدلی به درد نمی خوره و باید معنایی ترجمه شه ولی سعی

 

 کردم همین جوری هم منظور شاعر رو برسونم، بیشتر از اینم دیگه خطرناک

 

میشد حسن!!!

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 16:56 |

روزگار غریبی شده ،

 

اینقدر غریب که دارم کم کم باور میکنم که من نیستم

 

اصلا دیگه.... ولش کن بابا ،کی به کیه بذار ...

 

هرچه بادا خوش باد

 

فعلا این دو تا کار واسه خالی نبودن عریضه ، تا دوباره دل و دماغ به حال خود آید و...

 

 

می خوای یه شعر تازه ای بازم برات بسازم

 

می خوای به پات بیافتم و خودمو بهت ببازم

 

می خوای بگی خیلی سری ، کارت درست زیبا!

 

می خوای بازم مثل قدیم به خوشگلیت بنازم

 

واسم خیالی نیست عزیز همیشه خاک پاتم

 

مثل روزای عاشقی تویی رازو نیازم

 

هزارسالم که بگذره بازم همون دیوونم

 

همیشه سرسپردتم ،جونمو بهت می بازم

 

 

 

کم است اگر برای تو هزار شعر سازم

 

نهم به پایت این سرم که نقد جان ببازم

 

تو کز ازل سرامدی ، به باغ گل عذاری

 

روا بود که تا ابد به روی تو بنازم

 

چو می کشیم عاقبت زعشقت ای نگارم

 

گذر به خاک من بکن که غرق در نیازم

 

اگر که عمر جاودان کنم وگرنمانم

 

نظر نپوشم از تو چون غلام پاک بازم

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 16:52 |