تبليغاتX
یادداشتهای من

گفتی که

           شعر تازه

                        چه داری

                                  بخوان،بخوان

           شعرم

                         مکرر است

                                       همان

                                       - غم-

                                                 همان ،همان

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 20:22 |
 

زنگ پژوهش نواخته شد

 

ـزنگ پژوهش با حضور نصرالهی معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان، دکترمنظری توکلی رئیس دانشگاه آزاد کرمان، ناظری زاده رئیس پژوهشکده تعلیم و تربیت و جمعی از فرهنگیان آموزش و پرورش در دبیرستان پسرانه نمونه دولتی سیدکمال موسوی نواخته شد.به گزارش ایسنا منطقه کویر: در ابتدای مراسم عسکری مدیر سازمان آموزش و پرورش ناحیه دو کرمان گفت: سازمان آموزش و پرورش بخاطر حساس بودن موضوع پژوهش هفته ای را با این عنوان نام گذاری کرده و امروز به همین مناسبت زنگ پژوهش به صدا در می آید.وی افزود: دانش آموزان نباید صرفاً به فکر نمره آوردن باشند چراکه نیاز جامعه بشری را رفع نمی کند و فقط در پرتو کارهای پژوهشی و تحقیقاتی ست که می توانیم در دنیای امروز به خوبی بدرخشیم و انتظار ما از همه دانش آموزان این است که روشهای سنتی را کنار بگذارند و به امر تحقیق و پژوهش بپردازند.نصرالهی معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان نیز در این مراسم گفت: انسان در گام اول باید جستجوگر و پژوهشگر باشد تا بتواند از ظلمت بسوی نور حرکت کند.وی گفت: امروز همه اندیشورزان عالم و دانشمندان به این موضوع قائلند که در عرصه توسعه، این انسان است که هنرش را متجلی می کند یعنی تجلی و تبلور عرصه توسعه در هنرنمایی انسان می باشد.
وی یکی از رسالت های انسان را کسب علم و عالمیت عنوان کردو افزود: کشورهایی که برپایه علم محوری و دانش محوری حرکت داشته باشند، شایستگانی هستند که در تکامل انسان نقش اساسی دارند و اگر در فضای علم محوری جهان بخواهیم اساسی ترین پارامتر را بیان کنیم می توان گفت: پژوهشگری و جستجوگری مقدم بر علم محوریست چراکه علم و دانش می تواند راه گشای بشر گردد.اسدالله اکبری مدیر مدرسه سیدکمال موسوی در ادامه مراسم گفت : مدارس نمونه به آموزشگاههایی اطلاق می شود که با گزینش دانش آموزان مستعد و معلمان کارآمد موجبات تحصیل مناطق محروم را فراهم کنند و 70% دانش آموزان روستائی، 10% شاهد از شهر کرمان مشغول به تحصیل در مدرسه نمونه دولتی هستندو تقریباً 90 %این دانش آموزان طی آزمون سراسری در دانشگاه قبول می شوند و در واقع هدف، نشر استعدادهای دانش آموزان مستعد شهری و روستائی است.
وی افزود: اکنون که دانش آموزان مستعدی در این مدرسه تحصیل می کنند و امکانات فراوانی در اختیار آنهاست پس این مرکز با توجه به تجهیزات نیاز به یک پژوهشسرای مستقل دارد.
شیخ بهائی معاون نیروی انسانی و پژوهش سازمان آموزش و پرورش نیز در ادامه گفت:امام خمینی(ره) فرموده، فردای شما فردای دشواری است که اگر مجهز به علم، تقوا و شعور انقلاب اسلامی باشید پیروزیتان حتمی است.وی به برخی از فعالیت های انجام شده در امر تحقیق و پژوهش استان اشاره کرد و افزود: تدوین سندچشم انداز 20 ساله آموزش و پرورش استان کرمان، اختصاص جایزه علمی ویژه شهیدایرانمنش، اجرای طرح پژوهشکده با درب های باز برای عموم در این هفته حمایت از طرحهای علمی و خصوصاً پایان نامه های تحصیلی فرهنگیان در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری و... از جمله اقدامات انجام شده می باشد.در پایان از پژوهشگران برتر دبیرستان سیدکمال موسوی و فعالان در ترویج امر پژوهش تجلیل و همچنین کارگاه فناوری و اطلاعات در این دبیرستان افتتاح شد

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 12:48 |

 

معاون استاندار کرمان


برای دستگیری دیوار نویس ها

اندیشیده شده است


نصرالهی گفت: نوشتن چند شعار برضد دولت، روی

 بعضی از دیوارهای شهر کرمان نمی تواند دلیل تاخیر

 سفر ریاست جمهوری به استان کرمان باشد.

ابوالقاسم نصرالهی معاون سیاسی امنیتی استاندار

 کرمان گفت: سفر ریاست جمهوری به استان کرمان به

 احتمال قوی قبل از سال نو انجام می گیرد.

وی افزود سخنان برخی مبنی بر اینکه سفر استانی

 ایشان به کرمان، آخرین سفر است را صحیح ندانست.

نصرالهی خاطرنشان کرد: البته هنوز مشخص و اعلام

 نشده است که تاریخ واقعی سفر ایشان به استان

 کرمان چه زمانی است.

عضو شورای تامین استان کرمان نوشتن بعضی

 شعارهای ضد دولتی بر روی دیوارهای شهر کرمان را

 بی ارتباط با تاخیر سفر ریاست جمهوری به استان

 کرمان دانست و تصریح کرد: معمولاً در همه جای دنیا از

 این حرف ها وجود دارد و این گونه کارها توسط انسان

 های ضعیف النفس صورت می گیرد.

معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان افزود: نوشتن

 چند شعار برضد دولت روی بعضی از دیوارهای شهر

 کرمان نمی تواند دلیل تاخیر سفر ریاست جمهوری به

 این استان باشد.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه ایا در این رابطه

 کسی دستگیر شده است؟ گفت : تمهیداتی در این

 زمینه اندیشیده شده است اما کسی دستگیر نشده

 است.


+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 12:36 |

 

 

 

 

سر مربی تیم صنعت مس

 

 

 

 

مس یک افتخار است

 

 

 

 

k

 

 

 

من نمی توانم این تیم را  قهرمان کنم، ابزارش را نداریم البته این بدین  معنی نیست که  تلاش خود را نکنیم بلکه  تمام سعی خود را به کار می بندیم و شاید هم در  پایان فصل قهرمان شدیم اما پتانسیل  موجود در  تیم پتانسیل قهرمانی نیست و ...

اینها بخشی از صحبتهای نادر  دست  نشان  سرمربی خلاق، متفکر و موفق تیم  صنعت مس کرمان  است مربی که توانست پس از سالها ناکامی تیم های کرمانی، صنعت مس را به لیگ برتر  بیاورد  و با این کار تحولی شگرف را در سطح ورزش، اجتماع، اقتصاد  و حتی سیاست کرمان به وجود بیاورد، با کمی  بررسی و تعمق در چند  ماهه  گذشته از ورود صنعت مس به لیگ برتر  فوتبال کشور در می یابیم که  براستی این تحول در سطح شهر و حتی استان کرمان  به وجود آمده، ورزش فوتبال و ورود کرمان  به جرگه  بزرگان  این ورزش فراگیر یک فرصت  مهم و تاثیر گذار در همه سطوح  برای استان بوده است، فرصتی که اگر مسئولین ما قدر آن را بدانند  می توان  براحتی از آن در جهت  پیشبرد مثبت ورزشی،  فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی بهره برداری نمود که البته پرداختن بیشتر به  این موضوع در این مختصر نمی گنجد.

با ورود صنعت مس کرمان به لیگ برتر  و با  توجه به تفاوتهای محسوسی که لیگ  برتر فوتبال  نسبت به لیگ های دیگر و حتی رشته های دیگر ورزشی  داشت، ابتدا مسئولین استان را با نگرانی هایی مواجه ساخت  اما با درایت و مدیریتی که اعمال شد این نگرانی ها به فرصت هایی تبدیل شد که امید می رود  تا پایان به نتیجه ای زیبا و میمون  رهنمون شود صنعت مس کرمان در حالی نیم فصل اول فوتبال جام خلیج فارس را پشت سر گذاشت که با کسب 5 برد، 7 تساوی و 3 شکست ، 18 گل زده و 18 گل خورده و با بدست آوردن  22  امتیاز، مکان هفتم جدول  رده بندی را از آن خود کرده است، رده ای که  با توجه به پتانسیل های تیم و  با در نظر گرفتن  این مسئله که مس کرمان اولین تجربه حضور  خود را در میان بزرگان فوتبال دنبال می نماید، رده ای ایده آل و خوب  محسوب می شود و این همان خواسته  مدیران و کادر فنی مس در ابتدای فصل بود. مدیران  و دست  اندرکاران  مس در همان ابتدا پس از ورود  مس به لیگ برتر  با اظهار اینکه هدف  تیم در فصل جاری ماندن در لیگ برتر و کسب جایگاهی مناسب و تثبیت تیم  مس دراین لیگ می باشد، کار خود را آغاز نمودند، گر چه با نگاهی به جدول  و با در نظر گرفتن  امتیاز  تیمهای دیگر که بالاتر از مس قرار دارند( پرسپولیس و استقلال اهواز 25 امتیاز، سپاهان 23، و ابومسلم 22 امتیاز) جدا از سایپا  و  استقلال، درمی یابیم که  مس براحتی می تواند  خود را در رده های بسیار بالاتر یعنی حداقل جایگاه سومی پیش ببرد  و این مهم، کاری دور از دسترس نیست، اما باید دید که واقعیت چیست و این همان مسئله ای است که نادر دست نشان  را از دیگر  مربیان لیگ برتر جدا می کند؟ واقع بینی، درایت و تفکر حرفه ای نادر دست نشان زمانی مشخص می شود که وی برخلاف  مربیان دیگری که  همواره پس از چند موفقیت با ادعاهای آنچنانی برای خود بازار گرمی می نمایند، براحتی واقعیت ها را با خبرنگاران  و رسانه ها در میان می گذارد و از  هواداران  ، مردم  و مطبوعات می خواهد که نسبت به تیم خود  واقع بین باشند. دست نشان که چهارشنبه گذشته همراه  با نیک نفس مدیر عامل باشگاه  صنعت مس در میان خبرنگاران رسانه های گروهی  کرمان حاضر شده بود، با بیان اینکه  هدف ما در فصل جاری  حفظ تیم در لیگ برتر بود، گفت: اگر آقای نیک نفس در ابتدای فصل از بنده قهرمانی مس را می خواست با توجه  به شرایط تیم بنده شجاعت آن را داشتم که بگویم  نمی توانم،  اما مدیران  مس خوشبختانه واقعیت ها را درک کردند  و تصمیم ما  از  ابتدا  حفظ تیم بود دست نشان همچنین با بیان اینکه قهرمانی در لیگ برتر  شخصیت  خاص خودش را  می خواهد، اظهار داشت: تیم  ما هنوز به آن شخصیت نرسیده است، ما هنوز سختی نکشیده ایم، برای همین است که وقتی روبروی فولاد  می آییم، خراب می  کنیم، باید سطح توقعمان را از تیم پایین بیاوریم، هدف ما از ابتدای فصل کسب رده هشتم تا دهم جدول بوده، اما این به آن معنی نیست  که تلاش خود را نکنیم، گر چه اگر در  پایان فصل صنعت مس رده ششم را هم از آن خود کند برای ما در حد قهرمانی ارزشمند است.

دست  نشان  همچنین  درمورد جام حذفی گفت: ما جام حذفی را  جدی می گیریم  و برای آن برنامه ریزی کرده ایم.

تیم مس  شخصیت قهرمانی  در جام حذفی را دارا می باشد، فعلا بازی  به بازی به جلو می رویم، الان هم باید پیکان را ببریم و من احساس می کنم بخاطر اینکه در مقابل پیکان  حیثیت ما لکه دار  شده این بازی را خواهیم برد .

-  در اینجا  بد نیست به دیگر صحبتهای دست نشان به صورت تیتر وار نگاهی بیاندازیم.

* بنده هیچگونه ارتباط زیرمیزی و دلالی  ندارم  و از هیچکس سفارش قبول نمی کنم هر کس را که بخواهم انتخاب می کنم و هر کس را که نخواهم  انتخاب نمی کنم.

* با همه مطبوعاتی ها رفیق  هستم و دست هر کس را که به من بازیکن خوب معرفی کند  می بوسم، و با دوستان مطبوعاتی هم مشورت می کنم.

* تیم های قطری علاعبدالزهرا  را حتی تا 10 برابر مبلغ پرداختی مس می خواستند اما ندادیم.

* نوری صبری از تیم  مس بدلیل مشکلات  اخلاقی و بی نظمی جدا خواهد شد.

* تیمهای سپاهان و استقلال نیز خواستار به خدمت  گرفتن میرقربانی هستند که این موضوع نیز منتفی است و صابر دو سال با مس قرارداد دارد

* از صبا باطری  و ابومسلم  پیشنهادی دریافت نکرده ام.

* یک دروازه بان  و چند بازیکن  جدید را در نیم فصل جذب خواهیم کرد.

* مردم کرمان خیلی به من محبت دارند  و نمونه  مردم کرمان را در هیچ کجای ایران حتی شهر خودم ندیده ام .

* از مسئولین  بخواهید  ورزشگاه امام علی سریعتر آماده شود، چمن مصنوعی بیش از همه  به تیم خودمان ضربه می زند.

* سیامک عاشوری بدلیل عملهای متعدد  تا پایان  فصل نمی تواند بازی کند و اگر فدراسیون قبول کند  از تیم کنار گذاشته می شود  تا بتوانیم بازیکن جدیدی را جذب کنیم.

* من هیچ بازیکن کلیدی در تیم ندارم، مس یک ریشه است مس یک آینده است  و مس یک افتخار است من با همه بازیکنان رفقیم اما در جایش کلیدها را هم می شکنم، مس برای هیچ بازیکنی کوچک نیست و همه باید افتخار کنند  که برای مس بازی می کنند.

* با توجه به دورازه بان های تیم ملی ازجمله رودباریان، حق عباس محمدی  تیم ملی است، اما او نباید با رسانه ها گفتگو کند.

* اگر مس مرا بخواهد  با تمام وجود و با افتخار فصل آینده رادر این تیم می مانم.

 

l

 

 

 

-  نیک نفس مدیر عامل باشگاه  فرهنگی ورزشی صنعت مس کرمان  نیز که پیش از این چند دوره به عنوان مدیر عامل  مس کرمان انجام  وظیفه نموده است در این مصاحبه  با اشاره به اینکه  باشگاه مس از روز اول نگفته که ما قهرمان می شویم اظهار داشت تیم صنعت مس کرمان  هم اکنون به عنوان نماینده  جنوب شرق کشور  در لیگ برتر مطرح  است و وظیفه سنگینی بر دوش این باشگاه می باشد، وی با توجه  به اینکه یک شخصت فرهنگی است تا یک شخصیت ورزشی با تاکید  بر بالا بردن  ارزشهای فرهنگی در کنار ورزش از انتخاباتی  برای تشکیلات هواداران مس خبر داد و افزود: بالا بردن  فرهنگ تماشاچیان ومردم یکی از اصول مهم  در باشگاه مس می باشد و بنده از هر گونه پیشنهاد فرهنگی استقبال می کنم مدیر عامل  باشگاه مس  همچنین  با اظهار اینکه در کنار تیم  صنعت مس تیم صنعت مس نوین را شکل داده است گفت درصدد جذب یک مربی خارجی  برای تیم های پایه مس هستیم و قصد داریم کمیته  استعدادیابی را فعال نماییم  و در سال 86 قصد داریم تا با ایجاد یک پایگاه درجنوب استان  استعدادهای بی شمار این مناطق را جذب کنیم وی افزود: بنده در شرایطی مس را تحویل گرفتم که وضعیت  هیات مدیره  منجسم نبود  مدیر عامل باشگاه استعفا داده بود و ما زمان زیادی را برای بستن  تیم از دست داده بودیم  اما سعی کردیم  بازیکنان  خوبی را که مانده بودند جذب کنیم و سریعا با آقای دست نشان تمدید کردیم و کار را شروع کردیم و به حمدالله  هم اکنون وضعیت  تیم راضی کننده است نیک نفس ادامه گفت: سعی داریم از سال آینده  90 درصد بازیکنان تیم های پایه از جمله  مس رفسنجان  و مس سرچشمه را  بومی کنیم تا این تیمها بتوانند  تغذیه کننده خوبی برای  تیم صنعت مس باشند.

نیک نفس  همچنین از مطبوعات  و خبرنگاران  خواست در تا حمایت از تیم صنعت مس از مسائل حاشیه ای دوری کنند.

وی افزود: تحقیر تیم کار قشنگی نیست این تیم دیگر تیم شخصی نیست و به همه مردم استان تعلق دارد و من به جرات می توانم بگویم تیم صنعت مس کرمان کم حاشیه ترین تیم لیگ برتر است.

- بهر صورت   نیم فصل  اول لیگ برتر  جام خلیج فارس به پایان رسیده و مس کرمان در کنار یک مربی خوش فکر مدیر عامل فهیم و با همت مطبوعات  و مردم از جایگاه  نسبتا خوبی در جدول رده بندی برخوردار است و قطعا  این موفقیت  به واسطه همگونی و هماهنگی  همه عوامل استان، از مدیریت کلان گرفته تا مسئولین شرکت  مس ، هیات  مدیره باشگاه، مطبوعات، مربیان و بازیکنان  و  هواداران و مردم به وجود آمده است، بنابراین  امید می رود که با ادامه این روند در سالهای آتی و آینده ای نه چندان دور شاهد شکوفایی  هر چه بیشتر  و بهتر این تیم باشیم و یادمان نرود که فوتبال در جهان  امروز تنها یک ورزش نیست و در مورد  فوتبال استان نیز باید بدانیم تیم صنعت مس  هم اکنون  یک فرصت ایده آل  و آرمانی است  برای  اینکه پهناورترین  استان کشور به جایگاه واقعی  خود در کشور  از همه جهات دست پیدا کند انشاءا....

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 20:51 |

 

گرانی بلای جان مردم

 

 

« گرانی بیداد می کند » این کلیشه ، جمله ای است که این روزها از زبان هر کسی شنیده می شود . از مردم عادی  کوچه و بازار گرفته تا قشر به ظاهر مرفه جامعه ، از دانشجویان و محصلین گرفته تا اساتید دانشگاه ، از تولید کنندگان و فروشندگان بخش خصوصی گرفته تا برخی از مسئولین نظام و خلاصه همه و همه در روزهای اخیر از گرانی و تورم موجود در بازار گله مند هستند و اگر چه گرانی های اخیر همچون زنجیره ای تمام اقشار جامعه را در برگرفته است اما در این میان بیشترین قشری که از وضع موجود ضربه خورده است قشر متوسط و ضعیف جامعه است که اتفاقا اکثریت جامعه را تشکیل می دهد.

در میان مسائل مختلفی که در یک جامعه مطرح می باشد مسئله اقتصاد و معیشت عمومی مردم شاید مهمترین نقش را در شکل گیری یک جامعه ، امنیت ، دوام و ثبات آن ایفا می کند وشرایط اقتصادی یک مجموعه قطعا رابطه ای مستقیم را با حیات مداوم و یا مستعجل آن دارد به طوری که در صورت وجود ثبات اقتصادی در یک جامعه ، پایین بودن نرخ تورم ، بالا بودن شاخصه های اقتصادی و متعادل بودن قیمتهای ارزاق عمومی ، امنیت و ثبات آن جامعه تضمین بوده و نرخ بیکاری فقر و به تبع آن فساد و فحشا و جرم و ... به میزان بسیار زیادی کاهش می یابد و بالعکس در صورت عدم وجود ثبات اقتصادی ، بالا بودن نرخ تورم و به دنبال آن شیوع فقر، بیکاری در جامعه ، ضمن بروز بیماری های روانی و افسردگی های مزمن ، فساد ، فحشا ، اعتیاد ، سرقت و ... در جامعه افزایش یافته و شاخصه های امنیت به شدت کاهش پیدا می کند که در نهایت یک بحران اجتماعی را درپی خواهد داشت و البته در این گونه مواقع گر چه بکار بردن قوه قهریه و ایجاد به نوعی حکومت نظامی به طور موقت ثباتی نسبی را به جامعه برمی گرداند اما به طور قطع این رویه نقش همان مسکن موقت را بازی نموده و در درازمدت نتایجی نامیمون را به دنبال خواهد داشت.

در دین مبین اسلام نیز در موارد متعدد و به بهانه های مختلف توصیه های زیادی در مورد رعایت حقوق شهروندان جامعه ، برقراری عدالت و مساوات در میان مردم ، رسیدگی به وضع معیشتی آحاد جامعه و برقراری نعمت امنیت که همه و همه همچون زنجیره ای رابطه مستقیمی با هم دارند شده است و همواره بزرگان دین و ائمه اطهار برلزوم رعایت این موارد در سطح جامعه تاکید ورزیده اند.

کشور عزیز ما اگر چه طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی به واسطه شرایط موجود دورانهای مختلفی را پشت سر گذاشته و به واسطه جنگ تحمیلی هشت ساله و تحریم های اقتصادی آن زمان با فراز و نشیب های فراوانی روبرو بود اما پس از آن و با مدیریتی که در دوران بازسازی و سازندگی اعمال شد توانست در سالهای بعد و بالاخص در دوران اصلاحات به یک ثبات نسبی دست پیدا کند و اگر چه باز هم به صورت صددرصد ثبات اقتصادی مناسبی در کشور ایجاد نشده بود. اما با توجه به وضعیت گذشته و تخریب بالای هفتاد درصدی صنایع ما در کشاورزی و... از یک سو و رشد روز افزون جمعیت از سوی دیگر ، کارهای مثبت زیادی انجام پذیرفت و با ایجاد و راه اندازی دوباره صنایع مادر ، بهره گیری از تجارب گذشته، ایجاد ارتباط با دول دیگر ، وضعیت کشور به سامان نسبی رهنمون گردید به گونه ای که در سالهای پایانی دولت اصلاحات وضعیت اقتصادی و شاخصه های موجود تعیین کننده بهبود فراوانی یافت ، نرخ تورم کاهش پیدا کرد و ثبات قابل قبولی بر جامعه حاکم گردید اگر چه باز هم در این سالها به دلایل مختلف گاهی وضعیت اقتصادی و معیشتی جامعه دچار بحران می گشت اما آمار و ارقام نشان دهنده این واقعیت بود که در صورت ادامه روند موجود در سالهای آتی وضعیت بسیار امیدوار کننده تر و بهتر از اکنون خواهد شد.

با روی کار آمدن دولت نهم و بالتبع آن تغییرات گسترده ای که در سطوح مختلف مدیریتی جامعه به وقوع پیوست مسئولین جدید رویکری دیگر گونه  را در اداره کشور پیش گرفتند رویکردی که در همان ابتدا از نظر بسیاری از کارشناسان کارآزموده کشور ، رویکردی تجربه شده و البته اشتباه بود به گونه ای که بسیاری از آنها با گوشزد نمودن این مسئله که دیگر زمان آزمون و خطا در مورد اداره کشور به پایان رسیده و هم اکنون باید با درس گرفتن از گذشته و به کار بردن تجارب بدست آمده در سطح ملی و بین المللی به اداره امور پرداخت ، عاقبت در پیش گرفتن این رویه را نامیمون و اشتباه قلمداد نمودند و البته در مورد مسائل اقتصادی در کنار مسئله سیاست خارجی این قضیه بسیار پر رنگ تر می نمود و مطمئنا باز خورد آن نیز بسیار پر اهمیت تر بود.

هم اکنون حدود یک سال و نیم از روی کارآمدن دولت نهم می گذرد . و همان طور که پیش بینی می شد وضعیت اقتصادی جامعه از شاخصه های خوب و راضی کننده ای برخوردار نیست.

بخش خصوصی دچار بحران شده و بسیاری از بنگاههای اقتصادی این بخش با خطر ورشکستگی روبرو شده اند و بالتبع آن در همین راستا به جای تولید، اشتغال و به کارگیری قشر بیکار جامعه بسیاری از این موسسات به تعدیل نیرو پرداخته و تعداد جدیدی را به بیکاران جامعه اضافه کرده اند ، در بخش دولتی نیز وضعیت چیزی به همین منوال است و کشور در رکود اقتصادی وحشتناکی به سر می برد کسری بودجه امسال دولت بسیار بیشتر از گذشته است و ذخایر ارزی صندوق ذخیره کشور صرف وارداتی شده است که به جای تعدیل بازار ، نه تنها گرانی را بر آن حاکم کرده اند بلکه باعث توقف تولید داخلی گشته اند، ارزاق عمومی و مایحتاج اصلی مردم به طور سرسام آوری با افزایش قیمت روبرو بوده و جالب اینکه این افزایش قیمت نه تنها به تولید داخلی و تولید کننده داخلی کمک نکرده بلکه آنها را نیز دچار مشکل نموده است ، کشاورز و صنعت گر تولید کننده با بحران متقاضی روبرو است و بازار نیز با بحران عرضه کنندگان دست و پنجه نرم می کند ، در استانی مانند کرمان که مرکز تولید انواع و اقسام مرکبات و محصولات جالیزی و کشاورزی و گندم و ... می باشد قیمت همین اقلام در بازار وحشتناک است و البته این موضوع در بخشهای دیگر از جمله صنعت و معدن  و... نیز صدق می کند ، نرخ بیکاری در کرمان به شدت افزایش یافته و جالب اینکه با این وضعیت از یک سو و با توجه به اینکه استان کرمان به عنوان قلب تپنده صنعت و معدن و کشاورزی و ذخایر خدادادی کشور مطرح است اما از لحاظ اشتغال و اشتغال زایی با بحران روبرو است و حتی در مورد جذب منابع مالی برای راه اندازی کارگاههای زودبازده کرمان در رتبه آخر قرار دارد ، اگر رئیس سازمان جهاد کشاورزی در مصاحبه ای اعلام می کند استان کرمان مقام اول تولید گندم کشور را دارد اما از سوی دیگر در همین هفته قیمت نان 30 تا 50 درصد افزایش پیدا کرده و تازه از وزن آن نیز کم می شود حال دیگر کیفیت آرد آن بماند . به گفته کشاورزان محلی سیب زمینی و پیاز و ... در انبارهای روستاها در حال خراب شدن و نابودی است اما در بازار همین اقلام به چنان قیمتی رسیده اند که حتی قشر مرفه جامعه نیز در خرید آن دچار تردید شده است و ....

به راستی آیا مسئولین ما برای یک بار هم که شده به وضعیت اقشار کم درآمد جامعه که اتفاقا اکثریت قریب به اتفاق جامعه  کرمان را تشکیل می دهند نگاهی افکنده اند ؟

آیا با توجه به قیمت سرسام آور اقلام و مایحتاج عمومی جامعه مسئولین توقع دارند تا مردم ... بگذریم به راستی با وضعیتی که جامعه ما اکنون با آن روبرو شده و با توجه به عدم ثبات اقتصادی موجود و ورشکستگی بخش خصوصی ، رکود اقتصادی جاری ، بالا رفتن نرخ بیکاری ، گرانی سرسام آور و بحرانی شدن وضعیت معیشتی اکثریت اقشار جامعه چه انتظاری از بازخورد و نتیجه آن داریم! آیا این حق را به جامعه می دهیم که به سمت فساد و تباهی و فحشا رهنمون گردد ؟ آیا به همین دلایل نیست که سن فساد در میان جوانان به شدت پایین آمده است؟ آیا اگر به این جمله اعتقاد داشته باشیم که ((فقر ریشه و مادر تمام فسادهاست)) . نباید به بخشی از عوام جامعه این حق را بدهیم که با قاچاق مواد مخدر و ... به تامین معیشت خود بپردازند ! آیا به دلیل همین مشکلات اقتصادی نیست که تعدادی از زنان این جامعه که باید الگوی زنان جهان باشند ، مجبور به خودفروشی و یا فرار به کشورهای حاشیه خلیج فارس می شوند ؟ آیا به خاطر همین مسائل نیست که دزدی ،اعتیاد ، نزاع های خیابانی و انواع و اقسام جرائم در جامعه جاری شده است ؟ که در نهایت به امنیت اجتماعی جامعه صدمه خواهد زد . و دهها و دهها مورد و مسئله دیگر ....

آقایان مسئولین امیدوارم که ما را محکوم به سیاه نمایی نکنید چرا که واقعیت جامعه همین است، هم اکنون گرانی بیداد می کند ، و بسیاری از مردم جامعه از این بابت جان به لب شده اند، وضعیت جامعه به سمتی پیش می رود که بسیاری از ارزشهای والای اسلامی و انسانی به فراموشی سپرده شده اند و به جای آن دزدی و کلاهبرداری و اختلاس و رانت خواری و پارتی بازی و رشوه و ... رایج شده و متاسفانه این موارد چنان علنی و آشکار شده اند که گویی به صورت یک عرف در جامعه قلمداد می گردند.

آیا واقعا وقت آن نرسیده است تا مسئولین عزیز کشور در سطح کلان و مسئولین استان خودمان که داعیه غنی ترین استان کشور را هم دارد هر چه سریعتر و زودتر از آنکه زنگهای خطر به صدا در آیند فکری اساسی و شایسته را در این مورد بنمایند ؟ آیا بهتر نیست دوستان عزیز به جای ارتباط  دادن مسائل اقتصادی و مشکلات در پی آن به مسائل سیاسی و جناحی در اندیشه راه حل اساسی برای خارج کردن کشور از این بحران باشند؟

ما نیز به  نوبه خود امیدواریم تا این عزیزان با در نظر گرفتن شرایط و با مطالعه وضعیت موجود اقدامی عاجل را به انجام برسانند و البته مطبوعات نیز در کنار مسئولین ، آنها را در رسیدن به این مقصود به هر طریق ممکن یاری خواهند نمود.

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 18:23 |

 

مس 20 دقیقه آخر طلایی شد !!

 

 

Image hosting by TinyPic

 

کرمان استادیوم شهید سلیمی کیا

تماشاگر : حدود 10 هزار نفر

داور: هدایت ممبنی ، کمک ها : مجید شمس و سعید زارع و محمد حسن شهریار پناه داور چهارم

ناظر داوری : حمید خوشخوان

نماینده فدراسیون : صادق صدیقی

گلها : علی دایی (45) و احمد مومن زاده (52) برای سایپا تهران و علا عبدالزهرا ( 68) و نیک ( 72) برای صنعت مس کرمان

اخطار : احمد مومن زاده ، داریوش یزدانی و رحمان احمدی از سایپا و نیک و رسول میرطرقی از صنعت مس کرمان

صنعت مس کرمان :

عباس محمدی ، حسین تلقینی ، ابراهیم تقی پور ، رسول میرطرقی ، محسن زاهدی (علی قربانی  58) ، فرزاد حسینخانی ، شاهین خیری ، محمد پور اسدا... ( علاعبدالزهرا 57) ، نیک ، صابرمیرقربانی ، آدریانوآلوز(بابک حاتمی 76) ،

سرمربی : نادر دست نشان

سرپرست : مجتبی موذن زاده

سایپا تهران :

رحمان احمدی ، سیدجلال حسینی ، حمیدفرزانه ، کاظم برجلو، ابراهیم شکوری ، احمد مومن زاده ( جوا آشتیبانی 59 ) ، داریوش یزدانی ، امید شریفی نسب ( امیروزیری 78 ) ، علی دایی ، محسن خلیلی

سرمربی : علی دایی

سرپرست : دکتر زادمهر

شاگردان نادر دست نشان آخرین بازی دور رفت این فصل لیگ برتر را با

متوقف کردن صدر نشین مطلق نیم فصل و کسب حداقل امتیاز به پایان بردند .

برای کرمانی ها که هنوز در شوک باخت سنگین هفته قبل از پیکان تهران بودند کسب نتیجه مناسب و ارائه یک فوتبال زیبا  می توانست  بازگشت به روزهای بهتر را نوید دهد و از طرفی شاگردان اسطوره فوتبال ایران نیز می خواستند با پیروزی در این دیدار قدرت خود رابیش از پیش به رخ حریفان بکشند .

15 دقیقه اول بازی با حملات کرمانی ها و دفاع منطقی سایپا همراه بود ولی بعد از این که یاران دایی توانستند خود را با زمین و فضای استادیوم وفق بدهند . توپ و میدان را در اختیار گرفتند که در نهایت در آخرین ثانیه های نیمه اول علی دایی از جایگیری عالی خود و  روی اشتباه عباس محمدی سنگربان کرمان  با ضربه سر بی نقص خود گل اول این دیدار را وارد دروازه مس کرد  و نیمه اول با شکست کرمانی ها به پایان رسید . اما نیمه دوم بازی نیز با حملات تهرانی ها آغاز شد و ثمر آن گل دوم سایپا بود که احمد مومن زاده پاس طلایی علی دایی را وارد دروازه کرمانی ها کرد .

مس که همه چیز را از دست داده می دید دست به تغییراتی در سیستم بازی خود زد و مانند گذشته نادر دست نشان نشان داد که تخصص فوق العاده ای در بازی خوانی و تعویضهای بجا دارد . علی قربانی را بجای محسن زاهدی ، علاءعبدالزهرا مهاجم ملی پوش عراقی خود را بجای محمد پور اسدالله  سرمربی تیم صنعت مس با تعویض کردن مهاجم سرزن و برزیلی خود و جایگزین کردن بابک حاتمی نشان دادکه عمق دفاع سایپا را هدف قرار داده و این تغییر آهنگ تیم به فاصله چند دقیقه جواب داد عبدالزهرا از روی اشتباه علی دایی گل اول مس را به ثمر رساند . در این گل دایی همانند اشتباهی که چندین سال پیش در تیم ملی مقابل کره جنوبی انجام داده بود توپ را در محوطه جریمه ناقص دفع کرد و اینبار مهاجم تیم کرمانی نهایت استفاده را کرد

 

Image hosting by TinyPic

پس از این گل بود که کرمانی ها 20 دقیقه آخر بازی ، توپ و میدان را در اختیار گرفتند و با حمایت کم نظیر تماشاچیان کرمانی عرصه را بر صدرنشینان نیم فصل اول تنمگ کردند و سرانجام توانستند با گل زیبای نیک هافبک برزیلی خود بازی باخته را با یک تساوی شیرین عوض کنند .

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 22:40 |

 

از علی دایی تجلیل شد

 

Image hosting by TinyPic

 

 

بی شک علی دایی آقای گل جهان و  یکی از اسطوره های  فوتبال ایران می باشد و در تمام جهان فوتبال ایران با نام دایی قرین می باشد .

دایی با به ثمر رساندن 109 گل با اختلاف زیاد نسبت به پوشکاش مهاجم فقید مجاری در صدر گل زنان جهان قرار دارد .

دایی سالها بعنوان کاپیتان در تیم ملی حضور داشت و یکی از ارکان صعود این تیم به جام های 98 و 2006 جهانی بود .

متاسفانه پس از جام جهانی آلمان این بازیکن با اخلاق و غیرتمند با بی مهری هایی از برخی از مسئولین و رسانه ها روبرو شدو وی را مسبب کسب نتیجه های بددر  این بازیها دانستند که خود جای بحث بسیار دارد .

متاسفانه برخی تماشاگرنما ها نیز در بعضی از شهر ها نسبت به این نماد فوتبال ملی ایران بی حرمتی و حتی فحاشی هایی می نمایند .

ولی مسئولین فوتبال و ورزش کرمان در حرکتی بسیار زیبا و در خور توجه از دایی تجلیل کردند .

هواداران فهیم فوتبال کرمان نیز نشان دادند در منش پهلوانی تشویق حریف نیز وجود دارد .

دایی از بدو ورود به کرمان از حمایت و تشویق هواداران و مردم نجیب کرمانی بر خوردار بود . که خود دایی بار ها به خبرنگاران و اصحاب رسانه ها صراحتا گفت خاطره این سفر هیچگاه از خاطرش نمی رود .

هیات فوتبال کرمان ، اداره کل تربیت بدنی استان و باشگاه فرهنگی ورزشی صنعت مس کرمان مشترکا قبل از دیدار مس با سایپا با حلقه گل و اهدا تندیس از این بازیکن ارزشمند فوتبال ایران تجلیل شایسته ای به عمل آوردند

مدیر عامل باشگاه مس دراین خصوص در گفتگوی کوتاهی به خبرنگار همراه گفت : این حداقل کاری بود که باشگاه مس  در مورد این بازیکن ارزشمند  انجام داد . 

نیک نفس ادامه داد : جدای از هر نتیجه درون زمین ، برای باشگاه مس ترویج منش پهلوانی مهمترین هدف می باشد .

  مسئول روابط عمومی باشگاه مس نیز در این خصوص گفت :  متاسفانه در بعضی از استانها با اسطوره فوتبال ایران برخورد ناشایستی صورت می گیرد

مجید مکی زاده ادامه داد : باشگاه مس سعی کرد با این تجلیل گوشه ای از زحمات این بزرگ فوتبال ایران را جبران نماییم .

مکی زاده گفت : ما حتی شب قبل از بازی ترتیبی اتخاذ کردیم که دایی در یک برنامه زنده تلوزیونی شبکه 5 کرمان شرکت کند .

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 22:29 |

گفتگو با خودی ها

 

هفته گذشته در اتفاقی نادر ، استاندار کرمان در جمع تعداد محدودی از خبرنگاران رسانه ها حضور یافت و در خصوص مسایل بم سخن گفت .

در حالی که چند ماهی از آخرین مصاحبه استاندار کرمان با خبرنگاران گذشته بودو سئوالات بی شماری در ذهن اصحاب رسانه وجود داشت که برگزاری یک نشست خبری با حضور نمایندگان کلیه رسانه های خبری می توانست باعث برطرف شدن ابهامات گردد.

اما اکنون به واسطه گفتگوی استاندار کرمان با 4 رسانه ، نه تنها این ابهامات برطرف نشده اند بلکه ابهامی دیگر نیز به لیست ابهامات خبرنگاران افزوده شده است . اینکه چرا استاندار کرمان تنها با رسانه هایی به گفتگو می نشینند که از نظر سیاسی به تفکر ایشان نزدیک هستند . خود جای سئوال دارد . استاندار محترم کرمان در تربیونهای مختلف داد سخن داده اند که دولت نهم به هیچ جریانی وابسته نیست . اگر چه مخاطبان ایشان به درستی معنا و مفهوم گروه ، جریان و جناح را می شناسند و نیازی نیست که سخنی مطرح شود که در عالم واقعیت وجودی خارجی ندارد .

همه مردم ایران بر اینکه نکته واقفند که آقای احمدی نژاد در مجموعه کاندیداهای جریان اصولگرا حضور داشت و چون این جناح به اجماع نرسید همه کاندیداهای این مجموعه به عرصه آمدند تا نهایتا آقای احمدی نژاد راهی دفتر ریاست جمهوری شد..

اما خوبست اقای استاندار به این سئوال پاسخ دهند که چرا با رسانه هایی به گفتگو نشسته اند که همفکر و هم خط ایشان هستند ( خبرگزاری ایرنا ، فارس ، صدا و سیما ) و در این میان تنها خبرگزاری ایسنا منطقه کویر حضور داشته که البته منتقد مدیریت استان نیست .

عدم دعوت استانداری کرمان از خبرنگاران مطبوعات در شرایطی که ابهاماتی در خصوص برخی مسایل وجود دارد جز دهن کجی به نشریات محلی و منتقدان مدیریت استان ، معنا و مفهوم دیگری نمی تواند داشته باشد.

حافظه خبرنگاران چنین برخوردی را در دولت گذشته به یاد نمی آورد بلکه فراموش نمی کند که در شرایط بحرانی مانند زلزله بم و ... یا روز بعد از برگزاری انتخابات با دعوت از رسانه ها به سئوالات آنها و بعضا انتقادات تند رسانه های منتقد دولت ( حامیان دولت فعلی ) مواجه می شدند و آنچه که اصحاب مطبوعات شاهد بودند پاسخهای متواضعانه مسئولان وقت بود.

امیدواریم استانداری کرمان ضمن عذرخواهی از مطبوعات که حجم تلمبار شده سئوالات خود را بر دوش می کشد به نحوی با جامعه رسانه ای کرمان برخورد نمایند که مرز بین شعار عدالت خواهی و عمل عدالت گرایانه برای آنها مشخص و ملموس باشد.

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 22:23 |

سفررییس جمهور به کرمان در

 

هاله ای از ابهام

 

 

بیش از هجده ماه از روی کار آمدن دولت نهم می گذرد دولتی که اگر چه بر روی کار آمدن آن با اماها و اگرهایی از دید بعضی از سیاستمداران همراه بود اما با انتخاب شعارهایی چون مهرورزی و عدالت خواهی می رفت تا جایگاهی جدید و ویژه را در میان توده های مردم پیدا کند و از همان ابتدای امر صحبت ها و حرفهای رئیس جمهور نهم نیز مصداق این رویه جدید بود . لیکن از همان روزهای نخستین آغاز به کار دولت، استان کرمان که همواره طی سالیان مختلف و در ادوار گوناگون به نوعی پایتخت سیاسی کشور محسوب شده و همیشه مهد پرورش نخبگان و دولتمردان در رده های مختلف بود با بیشترین تغییرات و تحولات دولتی و مدیریت در تمامی سطوح مواجه شد و اکثر قریب به اتفاق مدیران ارشد میانی و حتی بعضی از کارمندان تاثیرگذار نهادها و سازمانهای مختلف استان همگام با سراسر استانها دستخوش تغییر شدند و به نوعی اینگونه به نظر می رسید که استان کرمان در مقایسه با سایر استانهای کشور و حتی پایتخت از حساسیت بیشتری برخوردار می باشد چه اینکه در عصر حاصر نیز دو شخصیت و لیدر مطرح جناح اصلاح طلب و محافظه کار از فرزندان این مرز و بوم بودند و البته طیف جدیدی که اوضاع امور را در دست گرفته بود اگر چه در اوایل کار خویش در انظار جزو زیر مجموعه محافظه کاران محسوب می گردید اما به مرور زمان شکاف ها و اختلاف نظرهای این طیف حتی با اصول گرایان نیز نمود پیدا کرد  به گونه ای که طی ماههای بعد شایعات بسیاری از اختلاف میان اردوگاه اصول گرایان کرمان و ایجاد شکاف در بین حامیان دولت و اصول گرایان معتدل که اکثریت آنها از طیف جامعه مهندسین و موتلفه اسلامی بودند در محافل خصوصی و عمومی مطرح گردید .

در همین حال سفرهای استانی رئیس جمهور آغاز شد و رئیس جمهور منتخب نیز با اولویت قرار دادن استانهای محروم ، بودجه های تخصیص یافته به هر استان را منوط به سفر هیات دولت به آن استانها و بررسی اوضاع و          شرایط موجود نمود و درست پس از سفر سوم و یا چهارم هیات دولت به استانها بود که زمزمه های سفر رئیس جمهور به کرمان مطرح گردید اما ...

طی یکسال گذشته لااقل بیش از چهار بار شایعه سفر رئیس جمهور به استان کرمان به طور رسمی مطرح شده و حتی تیم پیش قراول سفر نیز برای بررسی مقدمات سفر به کرمان آمده اند اما هر بار بنا به دلایلی که گاها اعلام شده و یا نشده این سفر لغو گردیده است که مهمترین و بحث انگیزترین برنامه های سفر رئیس جمهور در خرداد ماه و نیز مهر ماه گذشته مطرح شد که در مورد اول که خرداد ماه 85 بود استاندار کرمان دلیل لغو سفر هیات دولت به کرمان را این موضوع عنوان کرد که وی نتوانسته به هیات دولت ثابت کندکرمان جزو استانهای محروم کشور است .

رئوفی نژاد با انتقاد شدید از مدیران گذشته گفت ارائه آمارهای دروغین از سوی مسئولان استان ،کرمان را در ردیف استانهای توسعه یافته و برخوردار کشور قرار داده است در حالی که اکثر این امار ها دروغ بوده و این استان محروم می باشد ، سفرهای استانی هیات دولت ادامه یافت و صندوق ذخیره ارزی کشور به دلیل اعتبارات اختصاصی رئیس جمهور به استانها هر روز خالی تر و خالی تر می شد تا اینکه مهر ماه 85 فرا رسید و این بار شایعه جدی تر بود اما باز هم هنگام سفر خبر رسید که رئیس جمهور به کرمان نخواهد آمد اما این بار بهانه چه بود گرمای هوا تیم پیش قراول سفر هیات دولت به کرمان با تشخیص اینکه هوای بعضی از شهرستانهای استان به شدت گرم می باشد گفته بود رئیس جمهور به کرمان سفر نخواهد کرد.

این موضوع توسط استانداری کرمان اعلام گردید و اگر چه شایعات بسیار شدیدی مبنی بر وجود اختلاف در میان اصولگرایان کرمان و بالاخص حامیان رئیس جمهور و حامیان باهنر در میان مردم رواج یافت و عوض شدن چند تن از مدیران استان نیز بر این شایعات صحه گذاشت وجود این اختلافات خیلی سریع از سوی هر دو طیف تکذیب گردید لیکن احساس می شد که وضعیت استان کرمان بازیچه دعواهای سیاسی و جناحی شده است و پیش از آنکه مسئولان درصدد برطرف کردن مشکلات مردم و استان باشند درصدد پیروز شدن هر یک از گروهها و طیف ها در جنگ قدرت استان بودند.

هم اکنون بیش از هجده ماه از روی کار آمدن دولت نهم می گذرد و آقای رئیس جمهور بیش از 24 سفر استانی خویش را به پایان رسانده اند و تنها حدود 6 استان دیگر جهت بازدید وسفر هیات دولت باقی مانده است و اگر بخواهیم به استناد صحبتهای استاندار کرمان سخن بگوییم اینگونه به نظر می رسد که استان کرمان بر اساس همان آمارهای دروغین حتی از پایتخت نیز توسعه یافته تر است .

به هر صورت 6 استان دیگر منتظر سفر رئیس جمهور و هیات دولت به سر می برند و به قول آقای باهنر بالاخره یک استان به عنوان آخرین استانی که رئیس جمهور به آنجا سفر خواهد نمود انتخاب می شود و ایشان به کرمان خواهند آمد اما آیا با توجه به اینکه دو ماه دیگر به پایان سال 85 نمانده است و با توجه به اینکه تمام طرحهای استان و پروژ ه هایی که می بایست کلنگ زدنی شده و یا مورد بهره برداری قرار گیرند .

معطل سفر آقای رئیس جمهور مانده اند و از سویی نیز هنوز بودجه های استان به طور کامل به کرمان اختصاص نیافته و از دیگر سو هم اکنون استان کرمان سرمای شدیدی را تحمل می کند به طوریکه در برخی از شهرستانها سرما به حدی است که حتی زندگی عادی مردم را مختل نموده است . هیات دولت تا پایان سال به کرمان سفر خواهد کرد ؟ و آیا این سفر دیگر فایده ای برای استان خواهد داشت .؟

آیا با توجه به اینکه هم اکنون استان کرمان پهناورترین استان کشور می باشد این که هیات دولت به کرمان سفر نمی کند جزو عدالت خواهی و مهرورزی دولت نهم محسوب می شود.!

و آیا باید تمام کارهایی که برای حل مشکلات استان به انجام برسد و یا پروژه ها و بودجه ها و امور و ... توسط هیات دولت کشف و حل و فصل شده و مسئولین استان از کشف و حل آن عاجز می باشند آیا واقعا دلایل تاخیر سفر رئیس جمهور به استان به همان دلایل مطرح شده است و یا دلایل دیگری این تاخیر را موجب گردیده ؟آیا در صورت حضور رئیس جمهور و تصویب طرحهایی که به نظر می رسد لااقل کارشناسی چندانی نشده باشند این طرحها قابلیت اجرا شدن را دارند آیا این سفرها کارآمدی خاص خود را دارند و می توانند گره ای از مشکلات استان را بگشایند؟ .

و نکته آخر اینکه آیا اصلا رئیس جمهور به استان کرمان سفر خواهند نمود. آینده جواب این سوالات را خواهد داد

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 22:21 |

بم ، هنوز در غم

 

 Image hosting by TinyPic

بیش از سه ساله از زلزله دلخراش بم در پنجم دی ماه 82 میگذرد حادثه ای که در پی وقوع آن ضمن نابود شدن یکی از کهن ترین شهرهای جهان بسیاری از هموطنان عزیزمان را نیز از دست دادیم.

و هم اکنون پس از سپری شدن این مدت شاید کمتر کسی از همشهریان و یا حتی هموطنان عزیزمان یافت شود که آن روزهای تلخ را به بوته فراموشی سپرده باشد .. ایامی که جز اشک و آه و خاک و درد و مرگ هیچ چیز دیگری را نمی توانستی بیایی اما نه یک چیز دیگر وجود داشت امید امید به اینکه شاید از زیر این همه خروار خاک عزیزی زنده بیرون آورده شود حتی اگر پس از 18 روز باشد . امید به اینکه اگر تقدیر و قسمت الهی چنین بوده اماحتما حکمت خداوندی آینده ای خوب را برای بم به رقم خواهد زد . امید به اینکه بم اگر چه هم اکنون با غم عجین شده است اما روزی فرا خواهد رسید که دیگر بار به پا خیزد و شاداب تر و زیباتر از گذشته چون نگینی در دل کویر ایران زمین بدرخشد.

حادثه بم که به وقوع پیوست به واسطه عمق فاجعه و نیز وضعیت خاص شهر بم از لحاظ بین المللی و جهانی به سرعت این شهر را به کانون خبری جهان تبدیل نمود و نتیجه این بود که جدا از مردم ومسئولین عزیز ایرن بسیاری از مردم ، موسسات خصوصی ، NGO ها و دولتهای کشورهای مختلف جهان ضمن ابراز همدردی با مصیبت دیدگان این فاجعه با سرازیر نمودن کمکهای خود اعم از نقدی وجنسی و ... در شهر بم نیز حضور یافته و بسیاری از آنها نیز خواستار کمک و گرفتن مسئولیت در ساخت و بازسازی بم شدند .

در کنار این همه به دلیل تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری و رئیس جمهور سابق کشور خدمت رسانی به مردم مصیب دیده و بازماندگان این حادثه از همان لحظه های اولیه پس از وقوع زلزله آغاز گردید و با تقسیم بندی شهر و سپردن امور مختلف به ستادهای معین و نیز با در نظر گرفتن اعداد و ارقامی که همه روزه از سوی رسانه ملی و سایر وسایل ارتباط جمعی اعلام می گردید انتظار می رفت تا شهر بم بسیار سریعتر از آنچه که می توان تصور نمود آواربرداری ، بازسازی و احیا شود و البته در روزهای آغازین کار علی رغم اینکه بسیاری از آمار و ارقام نشانگر این بود که بعد از وقوع زلزله جمعیت بن چند برابر قبل از حادثه شده است . لیکن عملیات امداد وخدمت با سرعت قابل قبولی انجام می پذیرفت اما ...

 

Image hosting by TinyPic

 

اینک در آستانه سومین سالگرد حادثه دلخراش بم قرار داریم اما متاسفانه نه تنها با شهری آباد و مستحکم روبرو نیستیم که حتی نمی توان از بم امروز به عنوان شهری نیمه آباد یاد نمود و جالب اینکه جناب آقای فرماندار بم در خبری اعلام نمودند  تاکنون بیش از هزار میلیارد تومان صرف بازسازی و ساخت بم شده است یعنی با احتساب اینکه هم اکنون بیش از هزار روز از زلزله بم می گذرد به طور متوسط روزانه بیش از یک میلیارد تومان برای ساخت شهر بم هزینه شده اما آیا هم اینک فردی پای در شهر بم بگذارد با چنین واقعیتی روبرو خواهد شد؟

با نگاهی اجمالی به وضعیت امروز شهر بم و بامطالعه آنچه که توسط برخی از مسوولین شهر مطرح می شود می توان به این واقعیت دست یافت که به تعبیری بم هم اکنون تبدیل به شهری شده است که در غربت  فراموشی مقهور سیاست مانده است .  هم اکنون با بررسی موشکافانه تر و دقیق تر می توان پی برد که متاسفانه وضعیت ساخت و ساز در بم به کندی پیش می رود و بسیاری از بناهایی که قرار بود توسط پیمانکاران داخلی و خارجی به انجام برسد به دلایل مختلف نیمه کاره رها شده اند وامهای مختلفی که برای بازسازی در اختیار عموم گذاشته می شد یا قطع گردیده و یا در برخی موارد هنوز واگذار نشده است دامنه بازیهای سیاسی و جناح بندی های کشور بم را نیز در برگرفته وحتی برخی از مسئولین دلسوز استان در دوره قبل که خدمت و تلاش آنها برای مدرم ومسئولان رده بالای نظام اثبات شده به بهانه های واهی به دادگاه کشیده شده اند و در عوض در مورد شایعاتی که در مورد اختلاش و کم کاری و ... در شهر بم مطرح میگردد یا رسیدگی چندانی نشده و یا گزارش آن به اطلاع مردم نرسیده است.

سرنوشت کمکهای ملی  و بین المللی مشخص نیست  و آمار و ارقام ارائه شده با آنچه که وجود دارد منطبق نمی باشد.

هنوز که هنوز است شهر بم با معضل بروز و وجود زنان خیابانی و بی سرپرست مواجه می باشد و از لحاظ روانی و وجود افسردگی های مزمن وضعیت شهر در نقطه بغرنجی است و جالب اینکه وقتی می خواهیم در این مورد با متخصصین و پزشکان مربوطه در بم به گفتگو بنشینیم این عزیزان با نشان دادن بخشنامه ای از سوی وزارت بهداشت که آنها را از اظهار نظر در این موارد منع کرده هیچگونه اطلاعات و آماری را در اختیار خبرنگاران نمی گذارند ، وجود اعتیاد و مواد مخدر و خصوصا مواد مخدر شیمیایی از جمله کریستال و ... در میان جوانان ، میانسالان و حتی افراد مسن در بم بیداد می کند و با وجود تمامی تمهیدات صورت گرفته در خصوص برقراری امنیت اما شهر بم از این لحاظ نیز در وضعیت مطلوبی به سر نمی برد و ...

 

Image hosting by TinyPic

 

اینها واقعیاتی است که شهر بم این روزها با آن دست و پنجه نرم می کند بم هم اکنون به تعبیر برخی به شهری تبدیل گردیده که محل ترقی مردمان شهرهای دیگر است باور کنید که قصد ما سیاه نمایی و یا خدای ناکرده زیر سوال بردن فرد یا گروهی خاص نیست اما نه ما ونه هیچ روزنامه نگار با وجدان و آگاه دیگری نمی تواند چشم خود را بر روی واقعیات بپوشاند و یا آنها را به اطلاع مردم نرساند و به راستی آیا با آن همه هجمه تبلیغاتی و با توجه به موقعیت خاص که شهر بم با آن مواجه بودو نیز آمار و ارقامی که از هزینه ها و عملکردهای گوناگون در بم ارائه می گردد وضعیت شهر باید بدینگونه باشد ؟ به اعتقاد ما بم هنوز در غم است و با با بم آباد و مستحکم و سرافراز فاصله زیادی دارد . امید که همه دلسوزان ! فارغ از دعواهای سیاسی و در پیش گرفتن رو به عدالت ورزی بم را به همان بمی که خواسته  مردم شریف این دیار بود تبدیل نمایند.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 20:26 |

در آستانه سومین سالگرد حادثه دلخراش بم جمعی از جوانان بم نامه ای را خطاب به  مسوولین کشور  نوشته اند که نظر به اهمیت ان بهتر دیدم تا شما دوستان عزیز هم آن را مطالعه کنید

 

آیا بم هنوز یک شهر زلزله زده است؟

 

 

Image hosting by TinyPic

 

 

با سلام و دعای خیر

 

می خواهیم از شهری بگوییم که در زلزله تلخ 5 دی ماه در هم آوار شد و بسیاری از گلهای زندگی ما را در 12 ثانیه پرپر کرد دیگر نمی خواهیم از اندوه آن روز بگوییم چرا که باور کردیم که همانا مشیت و آزمایش الهی بود و راضی هستیم به رضای خدا اما آنچه که دلمان را می آزرد و همانند استخوانی در گلو برایمان شده است . بازسازی شهر بم در آستانه سومین سالگرد شهر بم است بعد از گذشت سه سال از این فاجعه با وجود حجم عظیم کمکهای مالی مردمی و دولتی و پیگیری مسولین ارشد کشور هنوز هم شهر بم شهری است که  نه تنها شهری آباد و مستحکم نیست بلکه همانند مخروبه است که بعضی از شرکت های ساختانی بزرگ شهر به طمع بودجه های کلان شهری آمدند و با نفود آنچه می خواستند بردند و در آخر شهری مانده با در و دیوارهای نیمه ساخته و بعضا نیمه آواری که بر جا مانده است و خیابانهای کثیف پر از چاله و آبهای روان که همیشه نفرین سالمندان را در پی گذر از این کوچه ها در  پی دارد . مسئولین شهری بم نیز با توان و سود اندک در حوزه کاری خود قبل از اینکه به فکر اصلاح کار مردم و پیگیری شهرسازی و آبادانی و پاکسازی شهر از نیمه آوارهای به جا مانده و برنامه ریزی آتی جهت اشتغال و بهبود اوضاع شهری در زمینه های اجتماعی ، فرهنگی اقتصادی باشند فقط به امور سیاسی و راست و چپ و به اطلاع عموم خط بازی فکر می کنند و ای کاش هم که از سیاست چیزی می دانستند و در راستای امور مردم بودند سلایق و منافع شخصی و دلال بازی در امور سیاسی که نه تنها مردم را سرگردان و خسته امور شهری را رها کرده است بلکه مردم را نسبت به بسیاری از آرمانهای انقلاب اسلامی متنفر و منزجر کرده است . و در این میان روزهای انتخاباتی هم فرا رسیده است و در میان این آشفته مسئولیتی علی رغم انتخابات همه شهرها هم بم شهری است که می خواهد سه انتخابات را داشته باشد و در نظر بگیرید که امور شهر چه شود که ما به یقین می گوییم که شهر بدون لسوز و با آمار ساختگی و دروغین به سمت آینده ای می رود که ما جوانانی که به خاطر ابادانی شهرمان در بم ماندیم و این روزها را متحمل شدیم دلسرد و ناامید کرده و مسلما روزهایی سخت و طاقت فرسا برای مردم به ارمغان می آورد.

دیگر رنج و اندوه برای ما بس نیست دیگر صبرمان لبریز شد از بس که به بی کفایتی بعضی از مسئولین ساختیم و به قول بزرگترها قسمت دانستیم یعنی در کشوری که به قول رئیس جمهور در آستانه دست آوری به سلاح هسته ای و سایر امکانات است نمی تواند بعد از گذشت دو سال از حادثه زلزله شهری نیمه آباد نه آباد و مستحکم را در پی داشته باشد . شما هم نمی دانید و یا به آمار دروغین بسنده کرده اید که آقایان ضمن گرفتن پست های بالاتر بستن قراردادهای چندین میلیونی با آقا زاده ها اموال بیت المال را می برند و یا حیف میل می کنند و بعد از گذشت اندی می گویند که ما کار را انجام دادیم اما مردم بم چه و چه می گویند و نمی خواهند و قبول نمی کنند . رقم قراردادهای ساختمانهای از بزرگترین کتابخانه مرکزی ، سایت اداری بم ، مجتمع فرهنگی و هنری ، بیمارستانها و کتابخانه ها را ملاحظه بفرمایید و بعد با ساختمانهایی که به طور خصوصی ساخته می شود مقایسه بفرمایید خواهید دانست که بم آشفته بازاری شده است و دور از پایتخت که هر کس هر کاری می خواهد انجام می دهد . من صاحب خانه بیشتر دلم برای خانه ام می سوزد یا آنهایی که به قصد چپاول و یا به قصد آبادانی آمده اند که به رسم قدردانی هزاران بوسه بر دستشان .

اعطا وام های بازسازی شهر بم از 1/9/85 به شهروندان بمی تمام شد . راستی ازدواج چه سرگرمی برای ما بود که آقای رئیس جمهور در سفر رسمی خود به شهر بم اعلام کرد جوانانی که تا پایان سال 84 ازدواج کنند از تسهیلات ساخت و ساز برخوردار می شوند و حال بعد از گذشت اندی که جوان به سختی پس انداز کرده ، وام گرفته می گویند زمین خریده اند مسئولین مربوطه می فرمایند دیگر وام تمام شد مگر ما سخره دیگرانیم مگر شما نمی دانید حقوق ماهیانه صد هزار تومانی کجا و قیمت زمین ها کجا ؟ تا زمین بخریم تسهیلات تمام می شود باز هم تحمل می کنیم در کانکسهایی که به وزش بادی سرد می شوند و به چراغی گرم و آبی که استخوان را می ترکاند قناعت می کنیم . صحبت آب و برق شد که هنوز هم مجانی است و ای کاش نبود چرا که تاریکی و بی آبی امانمان را بریده است و این خود نیز جدا از لطف دولت کریمه بی تفاوت بعضی ها را می رساند که می گویند آب هست اما شبکه آبرسانی در زلزله خراب شده که ما در صدد حل آن هستیم و خود می دانند آبی که به دست این مردم می رسد ارزش دریافت مالیات ندارد.

نمی دانم این روزهای آشفته مردم را به کجا می بدر دیگر سیاسی بازی و خط بازی حالمان را به هم می زند . آموزش نسل امروز بعد از گذشته روزهای مثلا بازسازی هنوز هم در کانکسها و مدرسه های نیمه بازسازی شده است که کارگران و آن گوشه کار میکنند و خواهران و برادران ما در گوشه ای دیگر مثلا درس می خوانند و جهت پوشاندن این ضعف مسئولان آنان را با نمره های ساخگی و غیرواقعی به بالاتر می فرستند . بهداشت عمومی شهر از روان بودن آنها در سطح خیابانها عدم عرضه گوشت و نان بهداشتی ، سالنهای غذاخوری آلوده ، آب لوله کشی که برخی از وقتها گل آلوده است . عدم وجود بهداشت عمومی و خدمات شهری و فعالیت پشه سالک که پو ست و گوشت مردم بم را زخمی و چرک آلوده کرده است و ...

افسردگی مشهود جامعه جوان شهر بم و ناامیدی در کنار عدم تخصیص بودجه به برنامه های فرهنگی و مذهبی شهر بم برای خانواده ها خصوصا جوانان در کنار حضور کارگردانی که فرهنگ این شهر را زیر پا لگد مال کرده اند و همچنین عدم وجود سینما یک پارک معمولی و هر گونه تفریح سالم برنامه ریزی شده برای جوانان بی خیالی چه کسانی را نسبت به آینده و جوانان این شهر می رساند یادمان نرود که این شهر بر مسیر اصلی ترانزیت مواد مخدر قرار گرفته  است پس هیچ کس حق ندارد جوانی را که به واسطه عملی که مرتکب شده در این شهر مجرم بداند چرا که مواد مخدر و اسلحه کشی از تفریحاتی است که بعضی از جوانان بیکار برای خود به وجود آورده اند و هماره تن نسل فرهنگی و تحصیل کرده این شهر را از حوادثی چون حوادث تیراندازی جاده ای شهر بم که چند وقت پیش شاهدش بودیم می لرزاند و بر نگرانی شان از فردای شهرشان می افزاید که خود گواه عدم امنیت این شهر است . شاید تا یک سال دیگر عملا اعلام شود که بازسازی شهر بم تمام شد و متاسفیم از آنچه که درباره کشورمان فکر می کردیم مگر ما کشور فقیری هستیم که باید ساختمانها و بناهایی را که خارجی ها ساختند را در شهرمان بزرگنمایی کنیم و امروز که بازسازی واحدهای تجاری شهر بم شروع شده است را به خاطر بسپارید و مطمئن باشید آنقدر افراد مهندسین نما به طمع پول بازسازی شهر آمده اند که فردا بازار و واحدهای تجاری بم همان طور نیمه بازسازی رها می شود که امروز خانه های مردم بم و تکیه کلامشان که کارد را بر استخوان ما می زند این است که پول ما دولت است مگر دولت کم دارد که ما نخوریم و این مهندسین از شرکت هایی هستند که توسط آقا زاده ها و با سفارش در مزایده ها برنده شده اند.

در پایان خطاب به رئیس جمهور می نویسیم که دلمان بر سپیدی کاغذ رای مان که به نام شما مزین شد می سوزد بم زخم دولت قبل و دولت شما بود که می توانست عملکرد خوبی را از نظام به سراسر دنیا بنماید اما افسوس که سفر شما به این شهر در اوایل دولت همان جنبه های تبلیغاتی را داشت و کودکان و زنان بی سرپرست ، سالمندان ، معلولین ضایع نخایی بم که در وعده های مسئولین برای بهبودی وضع شان بودند شبهای زیادی را گرسنه و با اشک سر بر بالین گذاشتند و همیشه اخبار رادیوشان خبر از سفر هیات دولت به استانهای کشور و به دست آوردن تسهیلات هسته ای داشت به راستی اگر اینگونه باشد به دست آوردن تسهیلات هسته ای بر مردم مخلص و با صداقت کشورمان مبارک باد اما از یاد ضعفای کشور و آنان که زیر خط فقر به سر می برد نروید.

حس می کنیم دیگر بار سنگین شانه هایمان اندکی سبکتر شده چرا که رسالتمان را که همانا یادآوری و گوشزد کردن اوضاع شهری بود در پی این نامه انجام دادیم باشد که اجر صبر و صدای مظلومیت و بغض این مردم صبور در گوشه ای طنین انداز شود تا شاید مفید واقع شود.

جمی از جوانان جامعه دانشجویان شهر بم

جمعی از متخصصین و فارغ التحصیلان شهر بم

جمعی از جوانان فعال و کارمند شهر بم

انجمن های جوان شهر بم

نمایندگان جامعه دانش آموزی شهر بم

جمعی از جوانان کسبه شهر بم

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 20:17 |

سید حسین مرعشی از بم میگوید

 

روز سختي بود

Image hosting by TinyPic

 

 

صبح گاه جمعه پنجم دی ماه هشتاد و دو در کرمان در منزل طاهره و علی که آنزمان دانشجوی کرمان بودند ، در اثر زلزله شدیدی از خواب بیدار شدم . بلافاصله با اقای سیاوشی معاون استاندار و دکتر ابنا رئیس هلال احمر تماس گرفتم و به آنان تاکید کردم که این زلزله حتما" ویرانی داشته و باید فوری مرکز ان را کشف کنند، اطلاعات اولیه آقایان حکایت از وقوع حادثه درحوزه جازموریان داشت، قدری خیالم راحت شد زیرا آن منطقه سکنه کمی دارد و اکثر کپر نشین هستند و زلزله نمی تواند در آن حوزه به فاجعه تبدیل شود . چون شب دیر وقت خوابیده بودم دوباره خوابیدم قرار شد دوستان به محض اطلاع از محل وقوع اگر مشکل جدی بود مرا بیدار کنند .
ساعت هشت صبح، طبق قرار قبلی برای صرف صبحانه با دوستانی از شهر چترود عازم هتل پارس بودم که آقای مهدوی مسئول دفتر کرمان خبر زلزله بم را داد ، قرار قبلی را حذف و مستقیما" به استانداری رفتم . اقای کریمی استاندار که اتفاقا" از دو روز قبل به دلیل دیسک کمر استراحت مطلق داشت در استانداری حاضر و ستاد حوادث کار خود را آغاز کرده بود . هنوز به دلیل قطع ارتباطات ، اطلاع دقیقی از وضع بم و حجم خرابی ها وجود نداشت . قرار شد من با یک فروند هلی کوپتر به بم بروم وآقای کریمی در استان امکانات را بسیج کند .
با جمعی از دوستان با هلی کوپتر
۲۱۴ هوانیروز کرمان عازم بم شدیم . در مسیر ،حجم کم اتو مو بیل ها در جاده بم – کرمان آرامش ایجاد می کرد ، با خود می گفتم اگر اتفاق بزرگی افتاده بود جاده باید شلوغ می بود . وقتی وارد حوزه شهری بم شدیم ، اولین نگاه ها از فراز هلی کوپتر به شهر، امید وار کننده بود .در قسمت های غربی شهر سقف ها فرو نریخته بود . کم کم هلی کوپتر به مناطق مرکزی و شمالی شهر رسید ، قسمت قدیمی شهر بم و ارگ قدیم را از بالا دیدیم ، تازه فهمیدم که چرا جاده خلوت بوده است ، کسی نمانده که بتواند مجروحی را به کرمان برساند . در قسمت مرکزی شهر بم هیچ دیوار و سقفی بر پا نمانده بود . ساعت ده صبح در مقر سپاه بم به زمین نشستیم ، آقای شفیعی فرماندار دلسوز و داغدار بم، مات و مبهوت از حجم فاجعه، آنجا بود . چند تن از دوستان و مسئولان از کرمان تازه رسیده بودند ، دکتر فدائی معاون استاندار ، سردار کرمی فرمانده سابق بسیج ، حسنی فرمانده بسیج استان و طبیب زاده رئیس صنایع استان در محل بودند .
محوطه سپاه پر از مجروح و جنازه بود . هلی کوپتر را پر از مجروح کردیم و به کرمان فرستادیم و قرار شد هوانیروز پل هوائی را با تمام ظرفیت ایجاد کند که اینکار سریع شروع شد .
تلفنی به آقای کریمی گفتم که فاجعه انسانی اتفاق افتاده و فوری همه امکانات کشور و استان را به بم بفرستند .
قرار شد تخلیه مجروحان با هواپیما را در اولویت بگذاریم لذا ستاد تخلیه مجروح را به فرودگاه انتقال دادیم . اسماعیلی مدیر فعال و پر تحرک فرودگاه های استان به بم رسیده بود قرار شد به هر زحمتی فرودگاه را فعال کنند. برج فرودگاه آسیب جدی دیده بود و برق هم که در کل منطقه قطع بود .
در اثر قطع برق پمپ بنزین تعطیل و تعدادی اتو مو بیل پر از مجروح بی بنزین بودند ، با یک موتور برق سیار هلال احمر و دستور تحویل بنزین بدون دریافت وجه کار روان شد .قطعی مخابرات اختلال جدی و قطعی آب هم زحمت زیادی را ایجاد کرده بود .
آقای وزیری نماینده کهنوج رسید از او خواستم در بهشت زهرا بر کار دفن نظارت کند . کسی آمد سوال کرد آیا دفن گواهی پزشک قانونی می خواهد؟ گفتم نه ، گفت کفن میخواهد؟ گفتم نه ، گفت غسل می خواهد؟ گفتم نه . قرارشد تیّمم بدهند و سریع جنازه ها را دفن کنند . در روز اول تا نیمه های شب پنج هزار جنازه قربانیان از زیر آوار بیرون آورده شد و دفن گردید . بیشترین زحمت را خود مردم می کشیدند .
برای همه روز سختی بود . افراد معدود باقی مانده، مصیبت بزرگی داشتند ، چند مجروح بدون دارو و آب و غذا ، چند جنازه بی غسل و کفن و خانه ای ویران ، گرسنه و تشنه ، فرد نمی دانست اول به مجروحان برسد ، یا جنازه ها را دفن کند . هر لحظه هم خبر جان باختن عزیزی را می شنیدیم دوستی آمد و گفت که علی پنجعلی زاده دوست چندین ساله مان زیر آوار است ، او لودر می خواست برای بیرون کشیدن ایشان ، بعد از چند ساعت موفق شدیم لودری به محل بفرستیم ، ولی متاسفانه خبر رحلت او را آوردند،ایشان بیش از بیست سال در شهر های مختلف فرماندار وقبل از زلزله برای نمایندگی بم کاندیدا شده بود .
تمام تلاش ما این بود که با کمک دوستانی که در صحنه بودند ، این اوضاع را سامانی بدهیم . تخلیه مجروحان ، نجات افراد زیر آوار، دفن اجساد و تدارک حداقل غذا برای مردم بازمانده همه و همه در اولویت بودند .
با استقرار چند بیل مکانیکی و لودر در بهشت زهرا و حفر گور دسته جمعی و فتوا های سهل ،جریان تدفین سامان نسبی گرفت ،بطوری که از زمان رسیدن جسد به بهشت زهرا حدود دو ساعت بعد نوبت دفن فرا می رسید .
برادران جهاد مامور تدارک وتا مین ماشین آلات شدند ، هر چه ماشین آلات در کارگاه های منطقه بود را وارد شهر کردند، آقایا ن فتوت و قنبری زحمات زیادی کشیدند .مشکل اصلی کمبود ماشین آلات و حجم زیاد تقاضای افراد عصبانی و دلسوخته بود . گاهی بر سر یک ماشین سنگین ، افراد برای نجات عزیزانی که زیر آوار بودند با هم گلاویز می شدند و یا راننده ها را کتک می زدند، همه عجله داشتند که زودتر عزیز خود را نجات دهند . یک سرهنگ نیروی هوائی که برای نجات اعضاء خانواده خود را به بم رسانده بود، تمام روز در کنار من زاری نامه می خواند و لودر می خواست که ده نفر را از زیر آوار بیرون بیاورد و ما سه بار به او لودر دادیم و چون محل مورد نظر وی درا نتهای شهر بود ، در مسیر دیگر افراد منتظر لودر راه را بر او می بستند و مصیبت من دوباره شروع می شد .
انتقال مجروحان به فرودگاه که با شهر فاصله داشت ، در شهر آرامشی نسبی ایجاد می کرد ولی تاخیر در فرود هواپیما ها که از ضعف های عمده چند ساعت اوّل امداد رسانی بود ، وضع فرودگاه را آشفته کرده بود . اسماعیلی به من مراجعه کرد درحالی که فریاد می زد فرودگاه پر از مجروح است چه کنم؟ گفتم چاره ای نیست . تا ساعات اولیه بعد از ظهر ، سالن ، اپرون وپارکینگ فرودگاه مملو از مجروح شد . حوالی ظهر حوصله من سر رفت و با اولین خط تلفنی که برادران سپاه وصل کردند به دفتر رئیس جمهور و اقای موسوی لاری وزیر کشور خیلی تندی کردم و داد زدم که چرا هواپیما نیامده است . بعدا" مشخص شد که تشریفات اداری و سلسله مراتب زائد در صدور مجوز به نیرو های مسلح ، تاخیر را ایجاد کرده بود . خودم مستقیم با ماهان و آسمان نیز تماس گرفتم و بعد از جار و جنجال خوشبختانه از ساعت چهار بعد از ظهر ،کشور برای تخلیه مجروحان بسیج شد . نیروی هوائی سپاه ، نیروی هوائی ارتش ، هواپیمائی ماهان و آسمان همه امکانات خود را به بم فرستادند . خدا رحمت کند سردار کاظمی فرمانده فقید نیروی هوائی سپاه و خدا به سلامت بدارد سردار قاسم سلیمانی را که عصر به بم آمدند و در فرودگاه مستقر شدند و با کمک اسماعیلی مدیر کل دلسوز فرودگاه از ساعت چهار و نیم تا پنج صبح روز بعد با حدود دویست پرواز خروجی ، پنج هزار مجروح را به بیمارستان های سراسر کشوراعزام کردند .
بعد از ظهر آقایان مقیمی معاون وزیر کشور و نوربالا رییس هلال احمر نیز به ما پیوستند ، چون مشکل اصلی تدارکات بود قرارشدآقایان به کرمان برگردندوما را پشتیبانی کنند.
آقای کریمی با اولین پرواز به بم آمده بود، سر شب ما توانستیم همدیگر را ببینیم و یعد هم در تاریکی شب جلسه مهم تقسیم کار وسازمان دهی را تشکیل دادیم، در آن جلسه که فرماندهان سپاه از جمله آقای احمدیان وفرماندهان ارتش و همکاران جهاد استان و مسئولان هلال احمر ، حضور داشتند ، کلیدی ترین تصمیم برای امداد و نجات گرفته شد . براساس هماهنگی انجام شده ، ماموریت امداد و نجات شهر بم به سپاه ماموریت امداد و نجات شهر بروات به ارتش ، ماموریت مهندسی و ماسین آلات به جهاد و مسئولیت تدارک و پشتیبانی به هلال احمر محول گردید . سپاه بلافاصله شهر بم را به نه منطقه تقسیم و نه لشکر خود را مامور کرد تا با فوریت تخلیه مجروحان و اموات را آغاز و نیاز های اولیه بازماندکگان شامل چادر و پتو و غذا و ... را توزیع نمایند .
در اولین ساعات با مسئولان ارگ جدید تماس گرفتم مشخص شد ارگ جدید لطمه نخورده ، قرار شد امکانات ارگ جدید در خدمت امداد رسانی قرا گیرد . بعد مشخص شد به دلیل ضربه سنگین به پیکره پرسنلی ارگ جدید ، استفاده از ظرفیت های فیزیکی این منطقه هم بطور کامل وجود ندارد ، لذا دوستان با گسیل تعدادی پرسنل از کرمان و تهران سعی کردند بخشی از امکانات را فعال کنند .
خیلی زود شب فرا رسید و مشکل ما علاوه بر مشکلات زلزله زدگان، مشکل امدادرسانانی شد که بدون پشتیبانی و تجهیزات به منطقه آمده بودند . تقریبا" همه افرادی که بصورت انفرادی یا جمعی برای کمک آمده بودند ، نه با خود بیل و کلنگ داشتند و نه غذا و امکان اولیه مثل چادر وپتو .
در طول روز مرتب به کرمان توصیه ارسال نان و آب بسته بندی را کرده بودیم، تقریبا" تا ساعاتی از شب نان و آب به منطقه رسید . استفاده از آب بسته بندی برای اوّلین بار در حد وسیع در زلزله بم باعث شد که هیچ مشکل آلودگی و بیماری بوجود نیاید .
شب اوّل پس از زلزله یرای مردم بم ،شب بسیار سختی بود . من نمی دانم این مردم چطور شب را به صبح رساندند . از پنج صبح با شوک زلزله بیدار شدن ، تا پاسی از شب عزیزان خود را از زیر آوار بیرون آوردن ، با فوت شدگان خدا حافظی کردن ، مجروحان را به امید خدا در محوطه فرودگاه رها کردن ، وشب سرد را در کنار آوارها یی که زیر آنها احتمالا" عزیزانی زنده هستند ودر تاریکی ، سرما و گرسنه نشستن ، به این امید که صبح از راه برسد و امکان حرکت امداد گران فراهم شود و با نصب چادر دوباره زندگی آغاز گردد.
ساعت یازده شب ، موفق شدم از محل ستاد سپاه خارج و به بهشت زهرا سری بزنم ، هنوز تعدادی جسد در نوبت دفن بود . بعد به فرودگاه رفتم با دیدن سردار سلیمانی یکدیگر را در آغوش گرفتیم و زار زار برای بمی های مصیبت دیده گریه کردیم ، تا آن ساعت هنوز فرودگاه پر از مجروح بود . حضور آقای خرم وزیر راه و اقای تاج گردون معاون سازمان برنامه دلگرم کننده بود .

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 20:5 |

 

 

بوستان خبرنگاردر شهر كرمان به بهره‌برداري رسيد

 

 

 

 Image hosting by TinyPic

 

بهره‌برداري از بوستان خبرنگار روز شنبه طي مراسمي در شهر كرمان آغاز شد.

شهردار كرمان در اين مراسم گفت: خبرنگاران در رشد و تعالي جامعه و فرهنگ‌سازي نقش ويژه و مهمي دارند.محمد جلال‌ماب جانفشاني و پذيرش خطر همراه با حرفه‌اي بودن را از ويژگيهاي خبرنگاران برشمرد و افزود: اينها جلوه‌هايي است كه مردم هميشه از آنها به نيكي ياد كرده‌اند.

وي گفت: خبرنگاران بزرگي در دنيا بوده‌اند كه سياستهاي بسياري از كشورها را شكل يا تغيير داده‌اند.او افزود: اطلاع رساني و تحليل به موقع از سوي خبرنگاران مي‌تواند جهت گيري بسياري از فعاليتهاي ضدبشري را در دنيا تغيير دهد.

وي همچنين به رويكرد شهرداري كرمان مبني بر در نظر گرفتن جنبه‌هاي حرفه اي و تخصصي در ساخت فضاهاي شهري پرداخت و گفت: نگاه به اين فضاها توسعه فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي بوده است.شهردار كرمان از ورزش بانوان به عنوان رويكرد ساخت "بوستان مادر" ورزش جوانان در "بوستان جنگلي شهيد باهنر و پرديسان دانش" در جنگل قائم كرمان نام برد.

وي رويكرد ديگر شهرداري كرمان را ترغيب مردم اين شهر به بهره‌گيري از اماكن تفريحي بيان كرد.مديركل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي كرمان هم در اين مراسم از سختي كار، احساس مسووليت و تاثيرگذاري به عنوان مشخصه‌هاي خبرنگاران ياد كرد.

مهدي محبان بر لزوم زنده نگهداشتن نام و نشان خبرنگاران به ويژه شهداي خبرنگار تاكيد كرد.

وي همچنين از اقدام شهرداري كرمان در ساخت بوستان خبرنگار تقدير كرد.شهردار منطقه دو كرمان هم گفت: پيشنهاد ساخت بوستان خبرنگار از سوي خانه مطبوعات و شماري از خبرنگاران مطرح شد و در نخستين فرصت در دستور كار شهرداري كرمان قرار گرفت.حسين كردي افزود: در ساخت بخشهاي مختلف اين بوستان جلوه‌هاي خبرنگاري به كار گرفته شده است.

وي هزينه ساخت بوستان خبرنگار را ‪ ۴۵۰ميليون ريال اعلام كرد و گفت: ‪۳۰ درصد اين هزينه توسط مردم محله بهمنيار كرمان پرداخت شده است.او با اشاره به اين كه ساخت بوستان خبرنگار از مهر امسال آغاز شد گفت:
در مراحل تكميل اين بوستان اتاق مخصوص مصاحبه خبرنگاران و پخش اخبار نيز بنا مي‌شود.

وي مساحت اين بوستان را هزار و ‪ ۵۰مترمربع اعلام كرد كه از سوي اداره كل اوقاف و امور خيريه كرمان در اختيار شهرداري اين شهر قرار گرفته است.

 

 Image hosting by TinyPic

 Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 20:0 |
 

برای مهدی قهاری

تو نیستی  و آب همه دریاها شور است...

 

دی ماه نزدیک است شب یلدا، شب یلدا، شب بلندترین ها، شب دورترین ها، شب نیافتنی ترین ها، مثل همان زلف بلند آن  دلبر همیشه غایب هماره بی وفا.

یلدا که می آید حال و هوای دیگری دارم، چه اینکه در این روزهای همیشه ابری تنها دلت خلوت  دنج را می خواهد برای باریدن، یلدا که می آید برایم یاد آور یک خاطره تلخ است، پرواز مهدی،  مهدی قهاری، مردی که در این غریبستان توانست تا شاعر بماند فقط همین .

هنوز طنین گامهایش ، در پاگرد پله های بیداری به گوش می رسد مردی افتاده و سر به زیر که آرام و آهسته هراز چند گاهی  پله های ساختمان قدیمی بیداری را می  پیمود و بعد همان اول روی اولین صندلی می نشست، با غربت خاص خودش و بعد تکه کاغذهایی را از جیبش خارج  می کرد کاغذهایی که در نگاه اول به چشم بیننده  یا پاره ای از پاکت سیگار بودند  و یا مچاله یک چرک نویس  بچه های مدرسه، ولی نه، این کاغذها  حامل اندیشه مردی بودند که همیشه اولین هایش را بعد از سرودن، تقدیم بیداری می کرد و سرزمین خواجوی بیداری همواره اولین خواننده شعرهایش در اکران عمومی و خصوصی بود...

مهدي قهاري دردوم دي ماه 1337 در كرمان متولد شد و تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم ادامه داد وهمان سال هم شاگرد اول دبيرستان ابن سيناي كرمان گرديد وي در سالهاي پيش از انقلاب به ورزش فوتبال روي آورد و قهرمان مهارت هاي فردي ايران در اين رشته گرديد قهاري در سال 56 از سوي «سوچ» مربي وقت تيم ملي فوتبال ايران براي تيم ملي انتخاب شد اما بعد به شعرو شاعري روي آورد انقلاب ايران مصادف با هجرت قهاري به تهران بود و در اين سالها بود كه قهاري با اخوان ثالث، هوشنگ مجابي، احمد شاملو و ...همنشين و هم صحبت گرديد و همزمان مدتي را در بخش  اداري شركت واحد تهران وسپس به  عنوان مدير درمانگاه بنياد ديروز در تهران مشغول به كار شد مهدي قهاري در اوايل سال 62 ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج يك دختر به نام يلدا مي باشد اما زندگي خانوادگي وي ديري نپاييد و پس از مدتي مجبور به متاركه شد. مهدي قهاري  در سالهاي حضوردر تهران با روزنامه هاي اطلاعات و دنياي سخن و  مجله سخن همكاري تنگاتنگ داشت و ارتباط نزديكي نيز با حجت الاسلام دعايي و دكتر جميله كديور به واسطه كاري پيدا نموده بود.

قهاري پس از اين سالها سپس به كرمان آمد و در كرمان ديگر به هيچ كاري مشغول نشد و خواست كه شاعر باشد و شاعرزندگي كند بسياري اين حالت وي را بواسطه فوت مادرش و شوك روحي  كه به وي وارد شده بود مي دانند، در اين سالها قهاري تنها شاعر بود و شاعر و... مهدي قهاري سرانجام دردوم دي ماه 84 يعني 47 سال پس از تولدش و در همان روز تولدش بر اثر سكته قلبي يك شب پس از شب يلدا، يلدايش را تنها گذاشت و دارفاني را وداع  گفت و عروج را  برماندن در اين دنياي خاكي ترجيح داد از مهدي قهاري تاكنون سه مجموعه شعر «ترديد آرش» «اگر تمامي درياهاجوهر شوند،درختان قلم» و «در حضور نقره خاكستر» به چاپ رسيده  است گر چه بسياري از شعرهايش نيز بواسطه عدم جمع آوري و دقت خود وي گم شده و يا  اصلا به چاپ نرسيده اند.

از من چه مي خواهي عشق/ از من چه مي خواهي / چشمي به خون دارم/ چشمي به مرگ/ دستانم تا آرنج / در گور است./ پيراهنم را پوشانده ام كفن/ عريان و بي نگاهم مگر بخواهي عشق/ از كشته پشته مي آورند/ حك مي شود/ بي نشان و نامم  مگر بخواهي عشق/ تقدير مردگان است اين/ يا سرنوشت من/ كه بايدعاشق مردگان باشم/ و تو بيش از حد زنده اي/ مرا به مرگ بسپار و بگذر/ عشق / از من چه مي خواهي / از من چه خواهي عشق

 

 دوباره دی ماه می رسد  «تو نیستی و آب همه دریاها شور است» تو رفته ای و حالا ما پس از تو همانند همیشه به دنبال مراسم  و یادبود و بزرگداشت  برایت هستیم اما تو هستی من می دانم «شنیده ام که سیل آمده/ دوباره/ کجا گریستی / ای بی  مزار و  چه روزگار  نامردی است تا هستی  مجنون  بیش نیستی که گاهی چیزی می نویسی و عقده دلت را  خالی می کنی اما همینکه رفتی سایه ای می شوی ، سنگین بر سر مردمان  دیارت، سایه ایم / و در این ازدحام / سایه ایم/ وجود /پنهان در کشف ناشناخته هاست کودن و کور می مانیم/ از این / شنود / چیزهایی است / که مردنم باتو خواهد گفت ....

و حالا دیگر  قهاری نیست ، یک سال است که قهاری رفته امسال  هم شاید اگر کسی به یاد او بیافتد مختصر مراسمی  برای او برگزار  کندو بعد هم ...  کاش می شد که  قهاری  هایی را که هستند  در یابیم  تا وقتی که نرفته اند تا هنگامی که سایه ای بیش از آنها  برایمان  نمانده  باشند  تنها همین ....

تو رفتی در نگاه مرگ / در حلقه سراب / اکنون که می رقصیم / با زانوان مرگ / ولین بر خاکم می کشیم / بادو پلک شن/ تنها می توانیم / به خواب هم آییم / تو افتاده دردهان مرگ / من مانده در جدار سنگ /...

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت 12:12 |