تبليغاتX
یادداشتهای من
قدم میزنم

          راه میروم

            خسته نمی شوم 

              غرق میشوم

                              سیاه

                نفس میکشم

                              سیاه

   اب -سیاه

شعر-سیاه

عشق

        سیاه

مروارید

          موج

                طره

                       بوسه

    رحم کنید

             خانم

               مرا سیاه نکنید

فرزانگی ام را

خانم بگذارید من هم به آفریقا سفر کنم

آفریقا

          خانم چشمانتان! 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 9:15 |
 

 

فرمانده مقاومت بسج سپاه استان کرمان

بیش از 230 پایگاه ویژه طرح میثاق در استان راه اندازی خواهد شد

 امسال 230 پایگاه ویژه طرح میثاق درسطح استان کرمان دایر می گردد این  مطلب را سردار ابوحمزه فرمانده مقاومت بسیج سپاه کرمان طی یک مصاحبه مطبوعاتی عنوان کرد و افزود: از این تعداد 138 پایگاه ویژه خواهران و 92 پایگاه نیز مخصوص برادران می باشد.

وی با اشاره به اینکه این طرح در قالب طرح میثاق و جوانان و اردوی هجرت در 14 شهرستان کرمان اجرا خواهد شد اظهار داشت شروع این کلاسها از ابتدای تیر ماه جاری خواهد بود و به مدت 3 ماه ادامه دارد که امسال یازدهمین ماه  اجرای این طرح می باشد و برای فعالیت هر کدام از این پایگاهها مبلغ صد و ده  هزارتومان بودجه در نظر گرفته شده است.

ابوحمزه شعار اصلی این طرح را شور جوانی، تلاش علمی و اخلاق محمدی (ص) بیان کرد و افزود: تمامی جوانانی که بالای 11 سال سن دارند اعم از بسیجی و غیر بسیجی می توانند در این طرح شرکت نمایند.

وی گفت: از جمله فعالیت های این طرح آموزش رشته های فرهنگی و هنری شامل داستان نویسی، شعر؛ خوشنویسی؛ نقاشی، سرود، تیاتر، نشریه و آموزش رشته های علوم پایه (زبان ، ریاضیات و فیزیک می باشد ) که علاوه براین آموزشها، آموزش فنی و حرفه ای و مهارتی(کامپیوتر، خیاطی، گلدوزی، صنایع دستی) و آموزش های بهداشتی (خود امدادگری و دیگر امداد گری) آداب اجتماعی و فعالیت های گروهی (نظم  ومقررات و حقوق اجتماعی) آموزش معارف اسلامی (آموزش قرآن، قصص قرآن، روانخوانی و روخوانی) نیزدر این پایگاهها انجام می شود فرمانده منطقه بسیج سپاه استان کرمان از اهداف این طرح فراهم آوردن زمینه جذب جوانان به بسیج انسجام نیروها رشد و تعمیق مبانی دینی، اخلاقی ، رفتار اجتماعی جوانان، برنامه ریزی مفید برای اوقات فراغت ، فعال نمودن بخشی از پایگاههای مقاومت و کانون های فرهنگی و ورزشی  بسیج برشمردو گفت: تعداد مربیانی که درپایگاههای طرح میثاق فعالیت های مختلف را آموزش می دهند 1849 نفر است که در این خصوص از جامعه مختلف بسیجیان و خواهران  و برادران طلبه و نیز نیروهای پاسدار سپاهی بهره می گیریم.

وی خاطر نشان کرد: در حال حاضر  از 110 هزار نیروی روز کاراستفاده کردیم که این تعداد کار خود را از ابتدای سال 85 شروع  و تا پایان سال  ادامه می دهند  همچنین با هماهنگی جامعه بسیج پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان 37 هزار بسیجی درخصوص بیماری ایذر و سل در سطح استان به مردم اطلاع رسانی می کنند.

 فرمانده منطقه مقاومت بسیج سپاه استان کرمان در ادامه نشست  با اشاره به اردوهای طرح هجرت گفت: این اردوها از ابتدای تیر ماه سالجاری تا 10 شهریور ماه  در نقاط محروم سطح استان  و با بکارگیری 84 هزار و 560 نفر از جوانان برگزار می شود سردار ابوحمزه افزود: این اردوها  از تدابیر مقام معظم رهبری و تحت عنوان بسیج سازندگی می باشند که بهره گیری از نیرو و نشاط جوانان برای سازندگی کشور غنی سازی طرح اوقات فراغت جوانان و عرصه  های کار و تلاش ، کمک به دولت درتوسعه سازندگی مادی و معنوی کمک به محرومیت زدائی ، عمران و آبادانی روستاها انجام می شود وی در تعریف کلی طرح اردوهای هجرت گفت: جوانان شرکت کننده در این اردوها  برای سازندگی روستاها ارائه خدمات عمرانی و آبادانی به مردم مناطق محروم روستایی و نیز اجرای طرح های فرهنگی ، اجتماعی ، بهداشتی ، درمانی و مشاوره ای با یکدیگرمشارکت می کنند

فرمانده مقاومت بسیج سپاه استان کرمان ادامه داد: در این اردوها از  30 درصد نیروهای بسیجی  و غیر بسجی 50 درصد دانش آموز و20 درصد از سایر قشرهای  مردم بهره می گیریم که تا کنون 1500 دانشجوی داوطلب شرکت در این طرح ثبت نام کرده  اند وی در خصوص ارائه طرح ها گفت: باید زود بازده باشند اثرات مستقیم بر زندگی مردم داشته باشند پیچیده و تخصصی نباشد و با امکانات محلی منطقه محروم امکان  اجرای آن وجود داشته باشد.گفتنی است در طرح میثاق سال گذشته  50 هزار  نفر شرکت کرده اند

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 14:25 |
 

خشکسالی اخیر در40 سال گذشته  بی سابقه بوده است

 

خشکسالی امسال در استان کرمان طی چهل سال گذشته بی سابقه بوده است این مطلب را دکتر حاجی محمد تکلوزاده رئیس سازمان جهاد کشاورزی  استان بیان کرد وافزود: در سال گذشته بیش از238 میلیارد تومان به بخش کشاورزی استان خسارت وارد  شده است وی با اشاره به اینکه استان کرمان در کشور به عنوان یک استان خشک مطرح است گفت علی رغم این موضوع  بیش از هشتصد هزارهکتار از سطح کشت محصولات زراعی و باغی کشور در استان کرمان قرار دارد که اگر منطقه جیرفت و کهنوج را از این مقدارجدا کنیم  سهم بقیه استان 590000هکتار می باشد.

دکتر تکلوزاده با اشاره به اثرات خشکسالی های اخیر در استان اظهارداشت از 27 میلیارد  متر مکعب  نزولات آسمانی استان فقط 5/6 میلیارد متر مکعب آن برداشت می شود که این میزان در چند سال اخیر به دلیل خشکسالی های متعدد کاهش یافته به طوری که تنها در دشت ارزوئیه  بیش از 25 حلقه چاه  خشک شده ست و این ضرورت  و اهمیت آبخیزداری را در استان نشان می دهد.

وی با بیان اینکه  راندمان آبیاری را باید بالا ببریم گفت  هدررفتن آب دردو بخش انتقال آب  از منبع تا مزرعه وسیستم آبیاری مزارع و باغها صورت می گیرد که باید در هر دو قسمت هدر رفتن آب اصلاح شود رئیس سازمان جهادکشاورزی استان اصلاح و آبیاری قنوات و اصلاح کانالهای آبرسانی و سیستم آبیاری تحت فشار را درجلوگیری از هدر رفتن آب موثر دانست و گفت: احداث سدهای خاکی طرح اصلاح  و احیاء باغات  و تامین سموم دفع آفات  از اقدامات سال گذشته ما در این راستا بوده است.

وی همچنین  از  افتتاح سدشکر آب بافت، سد قنات ملک را بر سد شصت فیچ ، سد گیجوییه و سد امیر آباد  خبر داد.

دکتر تکلو زاده رتبه سطح زیر کشت محصولاتی چون پسته، گردو، خرما و سنجد رادر کشور اول اعلام نمود و افزود: در محصولات  دیگری چون  انجیر، گل محمدی و مرکبات  رتبه دوم درکشور به استان کرمان تعلق دارد وی استان کرمان را دربحش دام جزو سه  استان اول عشایری کشوردانست و گفت  میزان اعتبارات در سال جاری 5/8 میلیارد تومان  می باشد که این میزان اعتبار از محل اعتبارات  استانی ملی و اعتبارات  سفر مقام معظم رهبری تامین شده است.

رئیس سازمان جهاد کشاورزی  استان همچنین از پی گیری  این سازمان برای دریافت یک کد اقتصادی مستقل اعتباری برای استان در زمینه خشکسالی خبر داد.

وی با اشاره به اختصاص بودجه ای خاص برای ایجاد طرح های زود بازده گفت بیش از 200 میلیارد تومان  از 550 میلیارد تومان اعتبار طرح های زود بازده  به بخش کشاورزی  اختصاص یافته که در زمینه های کشاورزی دامداری صنایع تبدیلی  و ...سرمایه گذاری شود که امیدواریم  جوانان  و سرمایه گذاران با استقبال از این فرصت  ضمن  توسعه بخش کشاورزی استان در جهت اشتغال زایی جوانان نیز گامی بزرگ را بردارند.

دکتر تکلوزاده  اظهار  امیدواری کرد  در سفر ریاست جمهوری  بر استان کرمان اعتبارات  قابل توجهی به بخش  کشاورزی و طرح ها و پروژه های مربو ط به این بخش اختصاص یابد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 14:0 |
 

 

دومین جشنواره ملی پسته کرمان

 

 

دومین جشنواره ملی پسته دهم و یازدهم تیر ماه جاری در کرمان درتالار وحدت دانشگاه شهید باهنر برگزار خواهد شد.

این مطلب را دکتر محمد تکلوزاده طی یک مصاحبه مطبوعاتی عنوان داشت و افزود: دومین جشنواره ملی پسته با هدف شناخت چالش های تولید پسته و فراوری این محصول برگزار می شود.

وی با اشاره به  اهمیت  محصول پسته درکشور به عنوان نخستین محصول  غیر نفتی  صادراتی کشور با830 میلیون دلار  ارز آوری گفت: در حال حاضر  بیش از 410 هزار هکتار از باغات کشور به  کشت محصول پسته اختصاص دارد که از این میزان 75 درصد آن یعنی 310 هزار هکتار تنها متعلق به استان کرمان است.

دکتر تکلو زاده با بیان اینکه  محصول پسته باید به طرق گوناگون و روشهای بهینه  بیشتر در کشور مطرح شود تا توجه بیشتری به  آن صورت گیرد  اظهار داشت در جشنواره ملی پسته بیش از 300 نفر از دست اندرکاران تولید کنندگان و صادرکنندگان  پسته شرکت خواهند داشت و هدف از برگزاری آن ارتقای سطح دانش و مهارت تولید کنندگان و کشاورزان بررسی مشکلات  مربوط پسته درسطوح مختلف ارائه راهکارهای نوین در جهت بهبود  صنایع بسته بندی تولید و فرآوری و صادرات این محصول می باشد.

وی با اظهار اینکه  پسته ایران رقبای قدرتمندی همچون آمریکا  ترکیه و سوریه  را دارد گفت: اگر چه محصول  رقیبان از طعم و  کیفیت پایین تری برخوردار است اما شکل ظاهری آنها بازار  پسند بوده و اگر نتوانیم به سرعت محصول خود را اصلاح کنیم جایگاه پسته را دردنیا  از دست خواهیم داد.

رئیس سازمان جهاد کشاورزی کرمان با بیان این مطلب که اروپا در صد آلودگی مجاز پسته به افلاتوکسین را ppb 4 اعلام کرده گفت با ارائه پیشنهادهایی درصدد هستیم این درصد رابه 14 یا 15 ppb  برسانیم اما باید سعی و تلاشمان بر این باشد که آلودگی پسته به همان میزان که اروپایی ها انتظار دارند  برسد وی با اشاره به استراتژیک بودن محصول پسته تلاش برای ارتقای کیفی این محصول را از اهداف اصلی سازمان متبوع خود دانست.

رئیس جشنواره  ملی  پسته سپس با اشاره به بخشهای مختلف این جشنواره خاطر نشان کرد درجشنواره امسال 3 کارگاه آموزشی و یک نمایشگاه نیز در حاشیه آن برپا خواهد شد وی سپس مهندس محمد علی فارسی را به عنوان دبیر این جشنواره  و مهندس پورخاتون را به عنوان دبیر اجرایی جشنواره پسته معرفی نمود.

در ادامه این  مصاحبه مطبوعاتی مهندس فارسی دبیر دومین جشنواره ملی پسته با  اشاره به اینکه محصول پسته نیازمند توجه  جدی و ویژه است اظهار داشت هم اکنون دیگر نباید به پسته و پسته  کاران به عنوان محصول لوکس و کشاورزان مرفه نگاه کنیم امروز 180 هزار نفر به عنوان کشاورز و دست اندرکار  مستقیم و 500 هزار نفر به صورت غیر مستقیم با این محصول درگیر هستند بطوریکه در مناطق پسته  خیز استان با کمترین نرخ بیکاری روبرو هستیم  اما متاسفانه  بازار این محصول   دچار بحران  شده است و تلاش برای رفع  این بحران  وظیفه ای است که برگردن همه ما سنگینی می کند.

وی با بیان این مطلب که دومین جشنواره ملی  پسته برای سه گروه مخاطب و پیام دارد گفت: گروه  اول کشاورزان و دست اندرکاران  تولید هستند که پیام جشنواره به این قشر این است که به تولید محصول کیفی بیاندیشند و به سمت  کیفی شدن محصول بروند  به این مسئله توجه داشته باشند که کاهش درهزینه تولید می تواند به افزایش درآمد  کمک کند و با توجه به  اینکه در منطقه ای خشک و بی آب بسر می بریم برای ایجاد کشاورزی در آمد زا و پایدار  استفاده از سیستمهای نوین آبیاری را مد نظر قرار می دهند.

مخاطب دوم ما کسانی هستند که در بحث اشتغال و درآمدزایی پسته فعالند  مسئولین باید بدانند که در این رابطه زحمات زیادی کشیده شده همین که در سرزمینی خشک 310 هزار هکتار فضای سبز در آمدزا ایجاد شده خود اهمیت موضوع رامی رساند حمایت و پشتیانی دادن تسهیلات با سهولت بیشتر و نرخ بهره کمتر می تواند کمک شایانی در این رابطه بکند.

مخاطب سوم ما  تجار و صادرکنندگان هستند که به این مسئله  باید توجه داشت که در این رابطه هم زحمات زیادی  در سالهای گذشته کشیده شده ترمینال های مدرنی ایجاد گردیده  و آلودگی به حداقل رسیده باید  این عزیزان تلاش کنند تا بازار مناسبی برای محصول ایران ایجاد گردد.

دبیر دومین جشنواره ملی پسته  سپس ضمن تشریح ابعاد  مختلف جشنواره  عنوان داشت: این جشنواره به همت استانداری جهاد کشاورزی دانشگاه شهید باهنر ، شهرداری، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ، سازمان نظام  مهندسی کشاورزی، موسسه تحقیقات  پسته، تشکلهای خصوصی و ... برگزار می شود و هدف از برگزاری آن ارتقاء سطح دانش ، مهارت و آگاهی بهره برداران تبادل اطلاعات  و ارتباطات و اطلاع رسانی، در زمینه های تولید و فراوری  پسته و ایجاد بستر مناسب افکار سازنده بین محققان ، کارشناسان  کشاورزان و صادرکنندگان می باشد.

وی تبین چالشها ، تنگناها و مشکلات  فزاینده تولیدو عرضه  پسته، معرفی صنایع وابسته و تکنولوژی های  مربوطه معرفی  شاخه های اقتصادی و بهداشتی و ایجاد بستر مناسب جهت تعامل دستگاههای دولتی ، آموزشی تحقیقاتی خصوصی و بهره برداران را از دیگر  اهداف این جشنواره ذکر  کرد.

مهندس فارسی همچنین با اشاره به برگزاری کارگاههای آموزشی در حاشیه این جشنواره گفت: سه کارگاه آموزشی در زمینه پسته در محل هتل گواشیر  کرمان  جهت شرکت کنندگان  در این جشنواره  برگزار می شود  ضمن اینکه یک نمایشگاه اطلاع رسانی و فنی نیز برپا خواهد گردید.

وی با ذکر کارگاههای تخصصی این جشنواره  شرکت کنندگان  در آن را تولید  کنندگان پسته محققان، کارشناسان مسئولان، مدیران و سیاستگذاران  دولتی، بخش خصوصی، تشکلهای مرتبط و ..عنوان کرد و گفت دست آوردهای این جشنواره به صورت جزو کتاب بروشور و نیز انتشار  از طریق رسانه ها به اطلاع عموم علاقمندان و گروههای مرتبط خواهد رسید.

مهندس فارسی در مورد  ایجاد  دبیرخانه دائمی پسته، یجاد دبیرخانه  دائمی جشنواره  پسته با توجه به اینکه مرکز تولید  پسته ایران استان کرمان می باشد رابسیار موثر  دانست و اظهار امیدواری کرد با تلاش و پی گیری مسئولین این دبیرخانه در استان ایجاد شود. مهندس پور خاتون دبیر  اجرایی این جشنواره نیز با  اشاره به کارهای انجام شده در جهت بهتربرگزار شدن این جشنواره از تهیه بسته های آموزشی حاوی لوح های فشرده، بروشور ، جزوه و ... در مورد پسته و فراوری آن به میهمانان جشنواره خبر داد و گفت  نمایشگاه جنبی این جشنواره حاوی دست آوردهای صنعت پسته از انواع دستگاههای فراوری و تولید پسته تا صنایع بسته بندی و پسته غیر آلوده می باشد و به مدت 10 روز در محل اداره ترویج سازمان جهاد کشاورزی برپا خواهد بود.

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 12:1 |

خبر خوش برای فوتبال کرمان

فوتبال باشگاهی کرمان لیگ برتری شد

تیم فوتبال صنعت مس کرمان با متوقف نمودن تیم همای تهران به لیگ برتر فوتبال ایران صعود کرد.

 در این بازی که در تهران برگزار شد دو تیم به نتیجه مساوی یک بر یک دست یافتند تا تیم مس کرمان افتخار صعود به لیگ برتر قوتبال ایران را به کرمانی ها هدیه کند.

گل تیم مس را پور اسدالله در دقیقه 22 به ثمر رساند.

دیدار رفت دو تیم هفته گذشته در کرمان با نتیجه 3 بر یک به سود نارنجی پوشان مس کرمان خاتمه یافته بود.

 

این پیروزی و افتخار بر همه فوتبال دوستان کرمانی مبارک باد....

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 و ساعت 18:42 |

 مستطیل سبز همه ما را محصور کرده است شاید این کلیشه ای ترین جمله واقعی جهان امروز باشد همه ما گرفتار مستطیلی سبزیم از صبح تا شام، از کوچک تا بزرگ ، از شبکه های داخلی تلویزیون  خودمان گرفته تا شبکه های ماهواره ای دنیای پیرامون، حالا دیگر فوتبال  از نان شب هم واجب تر شده یعنی اینکه یا باید فوتبالیست باشی و یا اینکه طرفدار  یکی از تیمهای  وطنی و غیر وطنی، تیم ملی هم که جای خود را دارد حمایت وطرفدار ی ازتیم ملی  یعنی حمایت از وطن، حمایت از کشور،  حمایت از تمامیت عرضی و مستطیل  سبز میدان نبرد تن به تن با دشمنانی که حالا دیگر نه تمامیت عرضی که فرهنگ و اندیشه و دین و باورهای ما را نشانه رفته اند مستطیل سبز حالا دیگر تنها عشق و سرگرمی  برای جوانان نیست  که به قول دوستی از تخدیر افیون  فرار می کنند مستطیل سبز اکنون نماد غرور ملی ما شده است پس زنده باد این  مستطیل

- پنج دقیقه از زمان گذشته است که صدای انفجار  می آید انفجار جمعیت، غریو شادی بیش از 12 هزار کرمانی آرزو بدل که سالهاست خواب لیگ برتر را می بینند و  پور اسدالله مهاجم شمالی تیم ایران پیام آور این شادی است امید در دلها جوانه می زند موج جمعیت  پشت دیوارهای ورزشگاه همراه با موج مکزیکی جاری در ورزشگاه به حرکت و هیجان بر می خیزد و این نشان می دهد که ورزشگاه  پیرکیانی لااقل باید دو برابر ظرفیت می داشت تا ...

سالهاست که استان  پهناور  و تاریخی کرمان که حالا داعیه دار کهن ترین و  پهناورترین  استان ایران نیز می باشد در سطح اول فوتبال ایران حرفی برای گفتن ندارد و فوتبال دوستان کرمان سالها  در حسرت حضور در مراتب عالی این ورزش، شکوفا شدن استعدادها و ملی شدن مردان جنگی شان در این عرصه می سوختند و می ساختند اما  امسال سال دیگری بود اصلا انگار خورشید  از سمتی دیگر  طلوع کرده بود تغییرات عمده در سطح مدیریت باشگاه صنعت مس کرمان که چند  سال پیش با خرید امتیاز تیم شهرداری، در لیگ دسته یک فوتبال کشور حضور یافته بود و حضور چهره های مطرح سالهای نه چندان قدیم فوتبال کرمان در سطوح مختلف مدیریتی، کادر فنی و ..این باشگاه از همان ابتدا نوید روزهای خوبی را هر چند کمرنگ در آینده می داد در همان ابتدا اکبر ایرانمنش مدیر عامل باشگاه مس به دنبال جذب یک مربی کارآزموده و مطرح برای مس برآمد گر چه در سالهای قبل مربیان بزرگی چون بیژن ذوالفقار نسب ، ناصر ابراهیمی ، اصغر شرفی و ... نتوانسته بودند برای این شهر و تیم آن  کاری راازپیش ببرند اما اینبار  قرعه به نام نادر دست نشان افتاد مربی قائم شهری فوتبال ایران مردی که طی سالهای  اخیرسر و صدای زیادی را در فوتبال لیگ یک بپاکرده و البته مشهور بود به مرد پلی آف چرا که طی سالهای گذشته تیم هایش را تا این مرحله سوق داده اما همواره گربه سیاه دست نشان بود اما اینبار دست نشان کارآزموده و پخته در همان آغاز حضور  در کرمان قول داد تا  این تیم را به لیگ برتر رهنمون سازد، تحول دیگر حضور  بازیکنان غیربومی خوب و نه دست چندم در تیم مس بود موضوعی که سالها مورد مناقشه میان مردم مسئولین و مطبوعات بود  و البته درست ترین کار همین بود که شد یعنی سرمایه گذاری بر روی تیمهای پایه برای سالهای آینده و استفاده از بازیکنان  غیربومی که در کنار استعدادها در حال  حاضر استان برای داشتن تیم خوب و منسجم حالا تنها مشکل موجود تماشاگر بود چرا که نسل اول و دوم  مردم کرمان که درگیر زندگی  و مشکلاتشان بودند و نسل سوم هم قهر را پیشه خود کرده بود اما بازیکنان مس قو ل دادند که ورزشگاه کوچک اما پیرکیانی راکه در غیاب (بخوانید نبود) ورزشگاه شایسته و در خور میعادگاه فوتبال دوستان کرمان شده بود رابا حضور تماشاگران به جهنم حریفان  بدل کنند و چنین شد که اداره شده بود  به طوری که پس از بازیهای درخشان مس همواره ورشگاه کیانی لبریز از جمعیتی بود که دیگر با فوتبال شهرشان آشتی کرده بودند اکنون  دیگر می توانستی نماینده هر نسل را درورزشگاه ببینی و مهمتر از هر چیز حضور بانوان  کرمانی دربرخی از بازیها  در ورزشگاه بود که خود نشان از فرهنگ بالای تماشاگر کرمانی می داد مس حضور خود را با تساوی شروع کرد اما خیلی زود روندی رو به رشد را آغاز نمود و تمام رکوردهای جدول  را به خود اختصاص  داد عنوان بهترین تیم لیگ، کمترین شکست، بیشترین گل زده، کم ترین گل خورده، وووو مس را سربلند کرده بود و نادر دست نشان سردمداراین تحول محسوب می شد دست نشان از روز حضور خود از مسئولین مطبوعات و تماشاچیان خواست تا با همدلی و همفکری کاری کارستان را صورت دهند و خود نیز با توجه به تجریه ای که اندوخته بود مانع از ایجاد هر گونه حاشیه در تیم مس شد تا این تیم نه  تنها در بازی های خانگی خود حتی یک شسکت راپذیرا نشده باشد بلکه 20 هفته از 22 هفته برگزاری لیگ رابا عنوان تیم صدرنشین و این یعنی اقتدار.

حالا مس پس از ماهها تلاش و کوشش  به مرحله پلی اف رسیده است البته بخاطر برنامه ریزی غلط و قطعا اشتباه فدراسیون اینهمه مدت صدرنشین و اقتدار و رکود شکنی اهمینی نداشته و تنها در این مرحله بخاطر برنامه ریزی غلط و قطعا اشتباه  فدراسیون  اینه مدت صدرنشین و اقتدار و رکود شکنی اهمتی نداشته و تنها در این مرحله سرنوشتش تعیین خواهد شد.

یا صعود و یا .... مشخص شدن حریف مس هم خود ماجرایی دیگر شد  وجان مسی ها و مردم کرمان به لب رسید تا  هما که مربی نامداری چون علیدوستی  را به همراه داشت با کوله ای از بازیکنان مطرح  و با تجربه حریف کرمان شد حریفی که تنها نقطه ضعفش نداشتن تماشاچی بود  نقطه ضعفی که یکی از نقاط قوت مس محسوب می گردید.

- سه شنبه شانزدهم خرداد ماه امروز عصر ساعت 4 بعدازظهر بازی رفت پلی اف بین تیمهای مس کرمان و همای تهران در ورزشگاه  کیانی کرمان برگزار می شود هنوز پنج ساعت به آغاز بازی مانده است که درهای ورزشگاه گشوده می شود موج جمعیت  آنقدر زیاد است که خیابانهای منتهی به ورزشگاه  مسدود شده اند و فقط می توان با پای پیاده  به سمت ورزشگاه  رفت هنوز 3 ساعت به آغاز بازی مانده است که  گنجایش ورزشگاه تکمیل  شده و دیگر جایی برای سوزن انداختن نیست اما سیل جمعیت هنوز به سمت ورزشگاه روان است.

مردم حالا دیگر  از حتی کوچترین فضای خالی ممکن برای ایستادن و تماشای بازی بهره می گیرند حتی جایگاه ویژه ورزشگاه هم مملو از جمعیت مشتاق است جمعیتی که اکثر آنان رامسئولین استان، خبرنگاران  و  پیشکسوتان  فوتبال تشکیل می دهند ورزشگاه آنقدر پر شده که هر لحظه  امکان خراب شدن بخشی از آن بخاطر  فرسوده بودنش آن می رود و ...

حالا بازی آغاز شده است و جمعیت  هنوز در تب و تاب معرفی بازیکنان  بسر می برد که صدای انفجار بلند می شود صدای فریاد شادی بیش از 12 هزار   جوان و پیر کرمانی و- گل - پاداش این شادی است، بیش از پنج هزار  نفر نیز  پشت درهای بسته  ورزشگاه مانده اند که با صدای شادی تماشاگران  داخل ورزشگاه  فریاد شوق سر می دهند  برتری صنعت بر حریف کاملا مشهود است این را ضربات دقایق 10 و 30 حسین خانی و نیک ثابت می کند گر چه همایی ها تنها در دقیقه35  یک حمله نصفه  نیمه را به سمت دروازه مس داشتند  بازی دیگر در نیمه اول رو به پایان است، دقیقه 47 است که با سانتر پور اسدالله و ضربه سر حاتمی  آقای گل لیگ دسته یک ورزشگاه باردیگر منفجر می شود همه مشغول روبروسی هستند سوت پایان بازی در نیمه اول زده شده است دربین دو نیمه مسئولین استان از جمله نمایندگان مجلس مدیر کل تربیت بدنی استان، مدیر عامل صنایع مس ایران و ... به رختکن  می روند تا روحیه ای مضاعف را به تیم مس ببخشند.

نیمه دوم آغاز شده است و طبق سنت تیم های ایرانی،   مس کمی تدافعی بازی می کند و این یعنی زنگ خطر، بازی با دفاع خوب مسی ها تا دقیقه 83 پیش می رود اما در این لحظه با اشتباه خط دفاعی و به وسیله مدافع مس دروازه این تیم باز می شود  تا نیمکت نشینان هما با هیجان فریاد برآورند که:  «همین یکی بسه» و ...

اما مسی ها بار دیگر حمله را شروع می کنند دو دقیقه بعد یک ضربه پنالتی به سود کرمان اعلام می شود تا بابک حاتمی مهاجم مس بار دیگر شادی را به ورزشگاه  هدیه کند  داور بازی که یک روز کم اشتباه را پشت سر گذاشته 8 دقیقه وقت تلف شده اعلام می کند و بالاخره سوت پایان بازی کشیده می شود همه در آغوش هم فرو می روند، دیگر راهی تا صعود نمانده است .

به میان بازیکنان می رویم همه خوشحالند  دست نشان روی دست ها قراردارد گریه و بوسه  با هم آمیخته شده است تنها 90دقیقه  دیگر تا لیگ برتر فاصله داریم و با این اقتدار مس حتما صعود خواهد کرد بازی برگشت روز یک شنبه 21 خرداد ماه در تهران برگزار خواهد شد همان روزی که تیم ملی ایران هم با مکزیک بازی دارد با خودم می اندیشم کاش شادی مردم کرمان با  مردم ایران توام شود  دو  پیروزی  شیرین در یک روز، به طرف درب خروجی ورزشگاه  می روم پارچه نوشته ای بر روی سکوها نظرم را به خود جلب می کند «لیگ برتر؛ سلام»

مستطیل سبز حالا دیگر  رویای تمام مردم شده است جام جهانی آغاز شده بیش از دهها ترانه به افتخار حضور ایران در این جام اجرا شده غرور و عِرق  ملی مردم در اوج خود بسر می برد و در این میان مردم کرمان غروری مضاعف را احساس می کنند امسال تیمشان و فرزندانشان  سربلند شده اند حسی عجیب در رگ همه شان ریشه دوانده، جوانان عهد کرده اند بجای اعتیاد به افیون،  معتاد مستطیل سبز شوند شاید هم خیلی از آنها شده اند یعنی این اعتیاد بهتر است عزیزی می گفت فحشهایمان دارند کشوری می شوند اما من که در ورزشگاه  بودم فرهنگ بالای  تماشاگران کرمانی را به  چشم دیدم حالا تماشگران هم لیگ برتری شده اند فحشها جای خودشان رابه تشویق  سالم تیم خودی داده است حالا مهمترین کمبود ورزشگاه است یک ورزشگاه خوب چرا که قطعا صعود کرمان حتمی است پس لیگ برتر سلام

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 21:45 |
 

نگفتم انسان اولیه اند ، گفتم مثل انسان اولیه اند!

در پی تعجب مردم ، باستان شناسان و مسئولین و واکنش مطبوعات کشوری و محلی از سخنان  علی زادسر نمایده جیرفت در مجلس در مورد پیدایش انسانهای اولیه و غار نشینی عده ای از مردم بومی شهرستان عنبر آباد، وی  در گفتگو با ایسنا منطقه کویر با بیان این مطلب که لفظ انسان اولیه برای این عده غیر قابل قبول می باشد گفت : من در مصاحبه ای که انجام دادم انسان اولیه را به کار نبرده ام و گفته ام این مردم مثل انسانهای اولیه زندگی می کنند  و از همه نوع امکانات محروم می باشند که سزاوار حکومت اسلامی نمی باشد .

وی افزود: طرح مساله انسانهای غارنشین حرفه ای گیری خبرنگاران مطبوعات بوده است در حالی که بنده سه شنبه هفته گذشته فقط با خبرگزاری ایسنا مصاحبه کرده ام وکلیه مطالبی که از جانب من به چاپ رسیده است را تکذیب می کنم .

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 22:50 |

اینجا تهران است،نیمه شبی بر روی بام یک خانه،-بهبودی- نبش نصرت

اینجا تهران است،پایتخت ایران،کلان شهر دوست داشتنی،شهر دود ودلبر،برادر های نا برادر،نا برابر های برابر،فلسفه،مدرنیته،مغلطه...

نمیدانم چرا هر وقت که به اینجا می ایم حال وهوای دیگری در سرم است دلم به بی قراری می افتد عاشق می شوم وبسیار دوست میدارم تا قدم بزنم در خیابانهای نیمه شبِ اینجا

اینجا تهران است و من لذت میبرم وقتی که بر بالای برجی ایستاده باشم و به قطار اتومبیل های زیر پایم خیره شوم،با صدای هواپیمای غول پیکری که از چند متری بالای سرم میگذرد دلم بی تاب می شود ،دلم می خواهد تا می توانم جلوی دکه های روز نامه     فروشی خودم را معطل کنم،بروم میدان انقلاب ،کتاب بخرم،کتاب واحتمالا چندcd  غیر مجاز،بیایم میدان آزادی ،زل بزنم به برج بلندش و توی دلم بخندم وسپس بروم بالا بالا تا برج میلاد،دربند ،دیزین،تا برگردم شب شده آنوقت میتوانم بروم ونک یا فرحزاد،اگر هم حس و حالش نبود  همان بهبودی-نبش نصرت،از همان جا روی پشت بام چشم بدوزم به شرق-نارمک-میدان هفتادوچندم حالا شاید کمی باران وگیراندن سیگاری در بدرم کند،دربدرت بشوم در این شهر،بعد خیالت بیاید،مثل همیشه مثل همان روز ها،جاری بشویم توی خیابان های کرمان،ازادی،باغ ملی،پارک نشاط، روی نیمکت های چوبی،تکیه به کاج پیرِ پشت سر،خیره به بازی بچه ها،هوای گفتگو های مگو،بوسه های دزدکی،عاشق شدنِ یواشکی،زمزمه آواز مرغ سحر یا نه،همان که تو دوست میداری-سلطان قلبها-حالا ساعت از ظهر هم گذشته،نیمکتهای دانشگاه وعده گاه بعدی است،آخ که چقدر این استاد اقتصاد کلاسش را طول میدهد،خسته شدم از بس روی رادیاتور های مقابل کلاس 240 نشستم،نمی دانم چرا بعد از اینهمههنوز درختان توت دانشگاه بزرگ نشده اندا ،اما یک چیز عوض شده، دیگر کسی را به جرم دوست داشتن دیگری نمیگیرند،از حراست و کمیته انضباطی خبری نیست و....اوضاع بهتر شده عاشقی هم دوران مدرنیته را پشت سر میگذارد ،حالا اصلا...در میگذریم

بیش از این اگر خیالت اینجا بماند لویمان میدهدو انوقت...-برگردیم تهران،بهبودی-نبش نصرت،زادگاه اساطیری من،صدای ماشین،صدای بوق،صدای هیاهو، هیاهوی پایتخت،کلان شهر دوست داشتنی،شهر دود ودلبر،شهر دخترکان زیبا،پسرکان رنگ و روغن،شهر...

اینجا تهران است،نیمه شبی دوست داشتنی در پشت بام خانه ای در بهبودی-نبش نصرت...

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 22:45 |

من از آن همه رویا

به واژه های بی زوالی رسیده ام

که حتی

در خواب آینه هم نمی توان آنها را تفسیر کرد

هی

ترانه خوان سالهای بی رفیق

کاش

 آخرین ترانه دریا را

برای هفت پشت باران

همینطور بی سببمی خواندی

تا شاید آنوقت اینگونه

دلم

هوای گریه وگیراندن سیگاری نکند

نمی دانی چقدر محتاج جایی دنج

وخلوتی بی عاریه ام

شاید...

بگذریم

باید مواظب باد های رویا بر بود

حیف است این واژه های بی زوال

اینگونه

در خواب اینه تفسیر شوند

باور کن!

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 17:55 |
 

اتوپیای زادسر

هفته پیش یک بمب خبری، در ایران منفجر شد، کشف روستایی در عنبرآباد که مردمانی غارنشین به سبک انسانهای اولیه 5000 هزار سال پیش در آنجا زندگی می کنند  و ...راستش اول که این خبر را از این و آن شنیدم به هیچ وجه باورم نشد آخر مگر می شود در قرن بیستم و یکم با اینهمه پیشرفت تکنولوژی و اطلاعات هنوز هم چنین مردمی یافت شوند اما وقتی این خبر (و تنها خبر) برایم قابل باور شد که دیدم اقای زادسر نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد  آن را ذکر کرده  آنهم در میان خبرنگاران پارلمانی در صحن مجلس شورای اسلامی حالا برای اینکه شما هم از فیض برکات این خبر بسیار مهم بی نصیب نمانید آنرا عینا نقل می کنم:

کشف انسانهای اولیه در جنوب استان کرمان

 حجت الاسلام والمسلمین علی زادسر نماینده جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی باردیگر  با صحبتها و اظهار نظرهای خود تیتر اول روزنامه ها و سایتهای خبری کشور را به خود اختصاص داد وی بار دیگر هفته پیش در حاشیه جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در جمع خبرنگاران رسانه های گروهی حاضر شد و به بیان عجیب ترین کشف بشر ایرانی طی سده  اخیر پرداخت.

علی زاد سر در جمع خبرنگاران پارلمانی گفت: بسیار متاسف و شرمنده  هستیم که باید بگویم  پس از 28 سال از پیروی انقلاب ، سربازان گمنام وزارت اطلاعات در زمستان سال 84 روستایی را در120 کیلومتری شهرستان عنبرآباد کشف کرده  اند که مردم آن همانند مردم نخستین، غارنشین و برهنه هستند و با برگ درختان تغذیه می کنند.

وی با بیان  اینکه این روستا پیدنکوئید نام دارد، افزود: ساکنان آن حدود 200 نفر هستندکه در کوه زندگی می کنند و هرگز از دره ها و بیشه های محل سکونت خود خارج نشده اند.

زادسر گفت: طبق اظهارات برخی از مسئولان که به آنجا رفته اند ساکنان این روستا هیچ اطلاعی از خدا، دین ، اسلام و ولایت ندارند و هرگز در عمر خود وسیله نقلیه ندیده اند و از هیچ دارو و دکتری استفاده نکرده اند.

وی افزود: هنوز هم روستاهای کشف نشده زیادی در حوالی جیرفت و عنبر آباد وجود دارد.

 جالب اینکه این خبر خیلی سریع بر روی سایتها قرار گرفت و تیتر اول بسیاری از نشریات محلی و سراسری گردید و تحلیهای بسیاری هم در مورد آن نوشته شد.

اما نکته قابل توجه اینکه آیا هیچکدام از این خبرنگاران نمی بایست به صحت و سقم این خبر واقف شوند؟ آیا نباید تحقیق و بررسی از سوی مسئولین کشور در این مورد انجام می گرفت؟ راستی چرا تاکنون هیچ عکسی از این روستا منتشر نشده، مردانش چگونه اند. آیا هنوز به زبان مردمان عصر حجر صحبت می کنند، خطشان میخی است یا خطی دیگر، از چه نوع تکنولوژی برخوردارند، اصلا در این خشکسالی  و با توجه به پوشش گیاهی و اقلیم منطقه در این چند هزار سال از به وجود آمدنشان ازچه تغذیه کرده اند؟ در  مواقع سیل و زلزله چه عکس العملی از خود نشان می دهند، نامهایشان چیست، زاد و ولدشان چگونه است، آیا ممکن است آدم خوار هم باشند یک مسئله مهم دیگر درختان آن اطراف که همه اش دارای برگهای ریز و سوزنی اند پس آنها چگونه حجابشان را حفظ کرده اند چه چیزهایی را تا به حال کشف کرده اند و هزاران سئوال دیگر  در مورد انسانهای اولیه!

باید حتما یکی دو نمونه ازآنها را برای آزمایش به شهر آورد حتما خیلی به پیشرفت انسان کمک می کند...

تصمیم گرفتم که خودم یک بررسی کوتاه داشته باشم پس تا می توانستم از محلی ها پرس و جو کردم و بالاخره اینکه:

دهستان بیدنیکوئیه یکی از  چند دهستانی است که با هم روستای کلجک را در چند کیلومتری عنبرآباد تشکیل می دهند و کلجک روستایی است که جزو روستاهای متمول آن منطقه محسوب می شود و بخاطر وجود مرکبات حتی خانه هایی همانند کاخ در آنجا دیده شده است گر چه  خشکسالی این سالها فشار زیادی را در بر مردمانش وارد آورده، دهستان بیدنیکویه دهستانی است مانند هزاران دهستان دیگر در ایران که اکثر جوانانش تحصیل کرده اند کارت پایان خدمت دارند، چندتن از اساتید دانشگاه جیرفت و کرمان اهل  آن منطقه اند بخشدار یکی از روستاهای برزگ (جبال بارز) اهل آنجاست معاون فرماندار جیرفت اهل بید نیکوییه است و ...از همه مهمتر  بیدنیکوییه کلمه ای است که از ریشه یک کلمه فارسی و عربی مشتق شده و ...

درست است که شاید خشکسالی هشت ساله اخیر در استان کرمان به مردم این استان و خصوصا  مناطق کوچکی که اقتصادشان تنها از راه کشاورزی تامین می شد فشار زیادی را آورده و فقر دامن گیر بسیاری شده باشد همان طور که این مسئله برای دیگر روستاهای کرمان چه در شمال چه در غرب چه در شرق و چه در جنوب این استان تاثیر خود را گذارده بطوریکه شاید تمام اسباب و اثاثیه خانواده های آنجاها به 200 هزار تومان نرسد اما ذکر این مطلب که مردمان بیدنیکوییه همانند انسانهای اولیه زندگی می کنند نه تنها کذب محض است بلکه توهینی بزرگ است به مردمان سخت کوشی که سالهای سال است با فقر و قهر طبیعت و بی مهری مسئولان دست و پنجه نرم می کنند و به قول دوستی اگر نجابت مردم کرمان و  جنوبی ها نبود شاید این مسئله بحرانی به مراتب شدیدتر و بدتر از بحران آذربایجان به وجود می آورد.

نمی دانم آقای زادسر چه توجیهی برای این سخنان خود دارند.

اما به نظر من اگر جواب های ایشان قانع کننده نباشد باید از محضر  ملت ایران بخاطر گمراه کردن  آنها و از مردم جیرفت و عنبرآباد بخاطر این توهین بزرگ عذرخواهی بکنند.

براستی در پس پرده این اظهار نظر عجیب و غریب چه سری نهفته است! کاش که مسئولین ما به اینگونه موارد نیز رسیدگی کنند و اجازه ندهند که یک نماینده از تریبون های رسمی کشور شعور مردم را به تمسخر بگیرد....

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 19:16 |
این طرح یکی از کارههای سالهای نخست ورودم به جرگه قلم بدستان(بقول بعضی ها مزدور) می باشد

سالهای دبیرستان وعشق

حیفم امد که اینجا نیاورمش ـ بدون تغییر واصلاح...

این خبر از او رسید

داد به قلبم نوید

که ای عزیزم بیا

تو گشته ای رو سپید

دگر به پایان رسید

هجر و غم و درد و اه

باز من ساده دل شدم اسیر نگاه...

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 9:9 |

نامه ای به رئیس جمهور

 

حاج احمد یوسف زاده یکی از یادگاران جنگ است، کسی که در17 سالگی  در عملیات بیت المقدس اسیر شده و 8 سال هم در اسارت به سر برده، وی علی رغم اینکه قلم زیبا ودلنشینی دارد مدیر مسئول  نشریه رودبار زمین است جنوبی است و خونگرم و همانند چند مدیر مسئول  انگشت شمار محبوب جوانهای حال حاضر مطبوعات کرمان وی در سالروز آزادی خرمشهر و البته نزدیک شدن سفر رئیس جمهوربه کرمان، نامه ای را خطاب به رئیس جمهور ایران نوشته است که در نوع خود بسیار قابل توجه و تعمق است و در شماره  اخیر روزنامه رودبار زمین نیز به چاپ رسیده  خالی از لطف ندیدم که این نوشته زیبا راروی وبلاگم قرار دهم خواندنش حتما ارزش ویژه ای خواهد داشت ضمن اینکه  اگر دوست داشتید نظرات خودتان را هم در مورد آن بنویسید.

آقاي رئيس جمهور، اول چراغ خانه بعد چراغ مسجد

جناب آقاي احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم مردم ايران

حتي قبل از آمدنتان ورود دير هنگام شما را به استان كرمان خيرمقدم مي گويم. گفتم ورود دير هنگام از آن جهت كه به ادعاي استاندار محترم، (العهده علي الراوي) كرمان استاني محروم است كه در دولت هاي گذشته با آمار و ارقام خود ساخته جزء استان هاي توسعه يافته قلمداد شده بود، باز هم به ادعاي استاندار محترم در اين استان پهناور فقط سيصد هزار نفر آدم زير كپرها زندگي مي كنند و شما اين آمار كپرنشيني را نه در خراسان هاو نه در كهكيلويه و بوير احمد و اراك و نه در هيچ كجاي ايران و شايد جهان نمي توانيد پيدا كنيد! پس انصاف دهيد كه ورودتان دير هنگام است.

باري آقاي رئيس جمهور، انتظار مي رفت جنابعالي استان هايي كه 8 سال مستمر دچار خشكسالي هستند را در اولويت بازديد قرار مي داديد. هشت سال زمان كمي نيست، خشكسالي آنچنان غم انگيز است كه در چند صفحه از قرآن مجيد (سوره يوسف) به عواقب آن و راههاي مقابله با آن اشاره شده است.

حضرت يعقوب كه در نامه به بوش از آن پيامبر بزرگ ياد كرده ايد نيز از خشكسالي در رنج بود و پسرانش را  به راه دراز كنعان تا مصر براي چند جوال گندم فرستاد و در آخرين سفر بنيامين بازمانده يوسفش را هم در راه جبران خشكسالي که البته حکمتی در ان بود از دست داد، اما حضرت يوسف علي نبینا به مقتضاي علم آن روزگار نگذاشت مردم دولتش طعمه 7 گاو نحيف خشكسالي شوند. با تدبير پيامبرانه او، انبارهاي گندم در سال هاي خشك نه تنها خالي نشد، بلكه مردم اقصي نقاط هم از اندوخته مصريان استفاده كردند تا سرانجام سال هاي پرباران از راه رسيد و روياي هفت خوشه سبز گندم تعبير شد.

آقاي احمدي نژاد شايد بگوئيد حضرت يوسف (ع) پيامبر بود و از منبع نورانی وحي مدد مي گرفت، قبول، اما شايد تدبير خشكسالي براي جنابعالي كه میگویند  خداوند در حال سخنراني در هاله اي از نور قرارتان مي دهد و سران كشورهاي اسلامي را انگار دستي

غيبي به صندلی هاي سازمان ملل سفت مي چسباند و فرصت حتي يكبار مژه زدن را در طول سخنراني به آنها نمي دهد، چندان كار سختي نباشد.

(موضوع معروف «هاله نور» را از آن جهت روايت كردم كه شما هيچ وقت قاطعانه آن را رد نكرديد و اجازه داديد كه ما آن را باور كنيم و كرديم)

براي حضرتعالي كه در هر سفر استانی  دهها مصوبه با هزينه هاي ميلياردي به جاي مي گذاريد و سخنگوي دولتتان هم اخیرا  بر اجراي آن مصوبات در حد اجراي قانون اساسي تاكيد دارد و قول تحقق وعده ها را مي دهد، لزوما نبايد رسيدگي به قربانيان خشكسالي كه عمدتا همان سيصد هزار نفر كپرنشيني هستند  گره ای باز نشدنی باشد

آقاي رئيس جمهور از تلويزيون جمهوري اسلامي شنيديم كه نامه شما به بوش يكي از نشانه هاي ظهور حضرت مهدي جانمان فدايش باد است. خواهش مي كنيم حتی در این صورت هم ما را از رنج خشكسالي نجات دهيد، وام هاي بلاعوض را زياد كنيد، وام هاي گذشته شكست خوردگان طبيعت را ببخشائيد كه از قديم حکما وفقها گفته اند: «المفلس في امان ا...» در اين صورت اگر حدس صدا و سيما هم درست از كار درنيامد، لااقل شيعيان تشنه لب به نوايي رسيده باشند.

جناب آقاي احمدي نژاد، خيلي از شكست خوردگان انتخابات ادعا مي كنند كه شما با هماهنگي هاي خاص رئيس جمهور شديد، اما من اين مطلب را اصلا قبول ندارم، قاطبه ي ملت به شما راي دادند. شما به خاطر وعده هايي كه براي برچيدن فقر و آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و رسوا كردن مافياهاي درون نظام و ... به این مردم دادید برگزيده اين ملت شديد، حالا هم آن اقيانوس مردمي و اين قطره ناچيز حق داريم انتظار تحقق وعده هاي شما را داشته باشيم.

 اقای رییس جمهور شما در يكي از سفرهاي استاني آرزو كرديد كه نوكر مردم باشيد و كوچه هايشان را جارو كنيد، در سفر ديگري اعلام آمادگي كرديد كه رئيس اداره آب شهرستان بشويد و در سفري ديگر اعلام كرديد كه خودتان و وزرايتان افتخار مي كنيد براي مردم كارگري كنيد، ما اما همچنين انتظارهاي نابجايي كه در شأن رئيس جمهور ايران نيست از شما نداريم، ما مي خواهيم شما مثل يك رئيس جمهور مقتدر، روز آخري كه از كرمان مي رويد توي سالن استانداري كرمان در حلقه وزيرانتان بنشينيد و قاطعانه دردهاي ناشي از خشكسالي به ويژه در جنوب استان را مرهم بگذاريد و براي آينده هم نسخه اي قابل اطمينان بپيچيد تا دعاي كپرنشينان سيصد هزار نفري بدرقه راهتان بشود. فقط جسارتا نسخه اي نپيچيد كه دواي آن در هيچ دواخانه اي يافت نشود، اين مردم كه 8 سال است شكست پشت شكست را تحمل كرده اند به نسخه اي آني با شفامندي مداوم نياز دارند و گرنه نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه فايده اي دارد؟

آقاي احمدي نژاد شما در نامه به رئيس جمهور آمريكا گفته ايد آموزگار هستيد، نمي دانم هيچ وقت آموزگار دانش آموزي  مثل ان کودک کهنوجی بوده ايد كه خانم معلمش  رو در رو به من گفت: « سر كلاس درس (بخوانید داخل کپر) ديدم رنگ از رخساره يكي

از بچه ها پريده هيچ توجهي به درس ندارد و عنقريب است كه غش كند، گفتم حامد حالت خوب نيست؟ معصومانه گفت: نه خانم سرم گيج مي ره، گفتم: صبحانه خورده اي؟

آهسته كه ديگران نشنوند گفت: خانم صبحانه كه نخورده ام هيچ ديشب شام هم نخورده ام، چيزي نداشتيم بخوريم!! از توي كيفم يك اسكناسي 500 توماني درآوردم گفتم: برو از مغازه روستا كيك و آبميوه اي بگير بخور بعد بيا بنشين سر كلاس، اما طبع بلند و جنوبي كودك مگراجازه داد كه دست كوچك نيازش را به طرف من دراز كند؟!

آقاي رئيس جمهور فقرا، شما كه آموزگار بوده ايد، تا به حال چنين دانش آموزاني هم داشته ايد؟! شما در طول دوره آموزگاري تان دانش آموزي داشته ايد يا ديده ايد يا حتي شنيده ايد كه مثل دانش آموزان قلعه گنجي و رودباري مدرسه را فقط به خاطر نداشتن يك جفت كفش براي هميشه ترك كند؟ دانش آموزي داشته ايد كه مدرسه اش سايه كهوري پير و صندلي اش حلب روغن 17 كيلويي و كيفش كيسه برنج پاكستاني باشد كه برنجش را ديگري خورده باشد. آستين هاي بلند لباس گل و گشادش از دور داد بزند كه پيراهن نيمدار پدرش را پوشيده است؟! اصلا شما پسر بچه دانش آموز 15 ساله اي را ديده ايد كه با دمپايي مادرش سر كلاس حاضر شود و از شادي هاي زنگ تفريح محروم شود مبادا كه رازش برملا شود و مضحكه  همکلاسی ها شود؟! ديده ايد يا اينكه دانش آموزان و دانشجويان شما دغدغه شان فقط رژيم نامشروع اسرائيل است كه البته آن هم حساسيت به جايي است؟

آقاي احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران اگر حل مشكل مردم استان كرمان به خصوص جنوب پهناور آن به ويژه در ارتباط با خشكسالي، ناامني و بي شغلي براي دولت شما به طور كامل مقدور نيست، استدعا دارم به كرمان سفر نكنيد تا تصوير شما به عنوان يك ناجي در ذهن مردم فقير مخدوش نشود، لااقل در ذهن آن كشاورز شكست خورده كه خودم شنيدم يك روز جلو ميز رئيس بانك كشاورزي مي گفت: «حالا شما وام هاي ما را نبخشيد، بالاخره يه روزي هم احمدي نجات مي آيه»

شايد او بتواند چند صباحي ديگر با اميد به وعده هاي شما زنده بماند، اما اگر آمديد و اميدش نااميد شد مثل همان پيرمرد قلعه گنجي توي باغ خشك شده اش دق مي كند و مي ميرد. (داستانش را از قلعه گنجي ها بپرسيد)

جناب رئيس جمهور آيت ا... جنتي پير قوم است، حداقل مردم منطقه ما او را كه خطيب جمعه ام القرا ی ايران است به عنوان نماد دين مي شناسند، آن بزرگوار فرمودند كه نامه شما به رئيس جمهور آمريكا از الهامات خداوندي بوده است. يعني ايشان معتقدند كه نامه شما به رئيس جمهور آمريكا براي دعوت  او و همفكرانش به مكتب پيامبران الهي، الهامي بوده كه از جانب خداوند به شما رسيده و تاكيد كردند كه آن نامه به طور مكرر از صدا و سيما پخش شود و در آينده هم در كتاب هاي درسي چاپ بشود تا همان دانش آموزاني كه حال و روزشان را گفتم در كتابشان بخوانند و احتمالا بعضي از فرازهاي آن جزو سوالات امتحاني شان هم شود.

 

مشكل اينجاست كه اگر روزي به توصيه آقاي جنتي عمل شد و دانش آموزان موصوف الحال نامه شما را در كتاب فارسي يا اصلا چرا فارسي، در كتاب ديني خودشان خواندند آيا اين سوال برايشان پيش نمي آيد كه چرا خداوند به رئيس جمهور الهام نكرد كه مشكل شام شب ما را حل كند؟!

آقاي رئيس جمهور به همين خاطر است كه از محضرتان خواستم چنانچه آمدن و رفتن شما مشكل مردم را به طور كامل و ريشه اي حل نمي كند به كرمان نيائيد و نگذاريد يك مشكل عقيدتي هم به انبوه مشكلات معاش اين مردم اضافه شود.

آقاي احمدي نژاد من يك آزاده ام، 8 سال درد فقر و گرسنگي را كشيده ام، يك روز در اسارت و در سن 17 سالگي از سر بيكاري نشستم و وصله هاي لباسم را شمردم، 23 وصله داشت! 8 سال سر گرسنه به بالين گذاشتم و هنوز هر شب از كابوس آن روزهای  مرد افکن ر احت نمي خوابم. طبيعي است كه درد دردمندان را بهتر از خودشان با تك تك سلول هاي بدنم مي فهمم، در انتخابات رياست جمهوري هم به شما راي ندادم، اما امروز شما را به عنوان رئيس جمهور هفتاد ميليوني ايراني كه كمترين آنها خودم هستم قبول دارم و تقاضا دارم شما به وعده هايتان همان طور كه رهبر معظم انقلاب هم تاكيد كردند عمل كنيد، شما مردم ما را از اين زندگي پرمرارت نجات دهيد، شما رنگ سرخ نشاط را جايگزين زرد رويي كودكان ما بكنيد آن وقت نامه دومتان را با خيال راحت به پاپ يا عنان یا هر شخصيت ديگري از جهان كه صلاح مي دانستيد بنويسيد و مشكل  بشريت را كه بيشتر ناشي از بي عدالتي و كمتر در نتيجه دوري از سيره انبياست يكجا حل كنيد ما كه بخيل نيستيم، اما يادتان باشد اول چراغ خانه بعد  چراغ مسجد. ناگفته پيداست ما نجيب تر از آنيم كه براي مقاصد سياسي آرزوي شكست شما را داشته باشيم، بلكه دعا مي كنيم  كه شما بتوانيد در خدمت به مردم موفق بشويد. اين آرزوي همه ايرانيان منصف است و از اين روست كه اين دردنامه را به شما مي نويسم و انتظار دارم كه در سفر به كرمان واقعيات را از نزديك ببينيد و مدبرانه و نه احساسي عمل كنيد. نمي گويم جنوب استان كرمان را تافته اي جدا بافته ببينيد بلكه مي گويم به اين سرزمين پهناور به چشم تافته اي نيم بافته نگاه كنيد، به سوزن تدبير جامه مندرس از بي توجهي اش را رفو كنيد. اعتقاد راسخ دارم تبديل جنوب كرمان كه سرشار از استعدادهاي اقليمي و فرهنگي است به استاني مستقل در كنار همان نسخه هاي آني و شفابخش مي تواند مشكل جنوب استان و حتي شمالش را براي هميشه حل كند.

من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم

تو خواه از سخنم پند گیر ،خواه ملال

والسلام علي عبادا... الصالحين

آرزومند موفقيت روزافزون شما

كهنوج- احمد يوسف زاده

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 9:43 |
 
این نوشته متعلق به دوست عزیزم محمدرضا است
 
نگاهی به دوم خرداد//یاد روزهای رفته

 

  اصلاحات راه پر پیچ و خمی پیش رو داشت ، راهی صعب العبور و سنگلاخی؛ که پیش از آنکه به مقصد برسد ،ماشین «اصلاحات» را پنچر کرد و این اصولگرایان بودند که با سبقت از اصلاحات ،از آن عبور کردند . 9 سال پیش هنگامی که سید محمد خاتمی با بیش از 20 میلیون رای منادی اصلاحات شد، تصور نمی شد که سنگ اندازی ها و رقابت ها و اشتباهات سرنوشت اصلاحات را به اینجا برسد.

«اصلاحات» اما نیاز به طبیبی داشت که هیچ وقت ازآن بهره ای نبرد. در غیاب طبیب حاذق، « اصلاحات» دچار بیماری شد و کم کم پیکر تنومند و رشید آن فرتوت و نحیف شد . اگر قصد آن باشد که این طبیب را نامی بنهیم ،باید آنرا " نقد از درون" بنامیم که هیچ گاه نقطه ای را از جغرافیای اصلاحات اشغال نکرد. سال 84 که آغاز افول اصلاحات محسوب می گردد ، نقطه افتراق اصلاح طلبان نیز شد . افتراقی که نشان آن انگشتهای اتهامی بود که از سویی به سوی دیگر اشاره می رفت .

کروبی معین را اعمال شکست می پنداشت ونبوی کروبی را.حامیان هاشمی نیز معین وکروبی را متهم می کردند.

اصلاح طلبان اما باز هم راه را اشتباه رفتند و به جای " نقد " دنبال مقصر گشتند ، یکدیگر را مقصر دانستند و    همدیگر را تحمل نکردند و شکاف ها را بیشتر نمودند.

بدون شک هیچ کس نمی تواند مقصر اصلی شکست اصلاحات را معرفی کند و هیچ کس نمی تواند به تنهایی عامل شکست باشد . اگر از اصلاحات کامی برده شد همه در آن سهیم بودند و اگر در آن ناکامی بود همه در آن دست داشتند . به همان میزان که سکوت خاتمی عامل شکست بود ، داد و فریاد تحکیم وحدت نیز موثر بود؛ به همان مقدار که تندروی وپیشروی مشارکت و مجاهدین عامل شکست اعلام شد ، سکوت وانفعال کارگزاران نیز در این شکست تاثیر داشت . این روزها،روزهای مهمی است ؛« باید

 شرح این هجران و این خون جگر/                 این زمان بگذار[بگذاشت] تا وقت دگر»

اما نقد را نباید فراموش کنیم . اصلاحات به نقد نیاز داشت اما آن را به نسیه فروختیم و امروز مغبون روزهای رفته ایم . روزهایی که هر یک می توانست ما را در گذار از مسیر صعب العبور اصلاحات کمک کند.

 اصلاح طلبان در گذار روزگار دیدگان خویش را به روی اشتباهات بستند؛ نقدها به تخریب هایی بدل شد که سوی رقبا پرتاب می شد . اصلاح طلبان هنگامی از خوب بیدار شده بودند که کار از کار گذشته بود.

اما شکست نیز باعث نمی گردد که در گذشته خویش کنکاش نکنیم . گذشته  به طورقطع می تواند چراغ راه آینده باشد.

باید گذشته وشرایطش را نمودار کرد کمبودها را بر شمرد وموفقیتها را مشخص نمود.باید به آیندگان ونسل آینده کارنامه ای شفاف ارائه نمود.کارنامه ای که در آن اثری از اتهام نباشد،غرض ورزی جایگاهی نداشته باشد ونقدها ،تخریب تلقی نگردد.اگر آن روز فرا برسد می توان به پیروزی اصلاحات دلخوش بود اما اگر در بر همین پاشنه بچرخد باید ،اصلاحات را درخواب دید.

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 8:57 |
 

تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

دل نوشته ای برای خرمشهر

 

- شب ، شبی دراز و بی انتها ، هوای دم کرده و روزهای آخر بهار ، شکستن سکوتی مبهم به همراه زنجیر زنجره ها مردی تنها نشسته در اتاقی محصور ، محصور کاغذها ، کتاب ها ، روزنامه ها ، محصور عشقی نهان ، محصور دردی جاودان و جاری شدن موسیقی با صدای زیبای استاد بنان ، « ای ایران ، ای مرزپرگهر » غرق در رؤیایی شیرین پرواز خیال برگستره ی خیابان های شهر ، از شرق به غرب ، از شمال به جنوب ، جنوب را که حس می کنی لرزه بر اندامت می افتد « ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم ».  فردا سوم خرداد است . سالروز حماسه ی جنوب ، سالروز جاودانگی آزادی و میهن پرستی ، سالروز حیاتی دوباره ، فردا سوم خرداد است . سالروز آزادی خرمشهر . باید به پاسداشت این غرور جاودانه مطلبی بنویسم . « در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما» .

امروز یکم اردیبهشت ماه است ، ساختمان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و جلسه ، جلسه ی شورای نویسندگان دفاع مقدس استان ، همه ی بچه های روزنامه نگار هستند ، همه ی آنهایی که دستی به قلم دارند و دل در گرو کشورشان . همه ی آنهایی که آمده اند تا یاد و خاطره ی سال های دفاع و حماسه و خون و پیروزی را زنده نگاه دارند . سردار حسنی که یکی از یادگاران جنگ است در میان جمع حضور دارد . او از روزهای جنگ می گوید  . از شب های اسارت . از صبح بازگشت . از بعد از ظهر مسئولیت های جدید . او هم مثل ما درد را فهمیده ، او هم از عملکرد بعضی ها در این قبال گله دارد ، او هم دوست دارد تا نسل جدید فارغ از هرگونه هیاهو و دروغ و قهرمان پروری تنها و تنها روزهای دفاع مقدس را لمس کند ، او هم می خواهد تا نسل سوم بدانند و بفهمند پدرانشان برای اینکه حتی یک وجب از خاک این سرزمین را به دشمن نسپارند هم دل را باختند و هم سر را .

سردار از روزهای جنگ می گوید و من که کودکی هایم را در آن روزها به سر برده ام سعی دارم هر آنچه که به یاد می آورم در ذهنم زنده نگاه دارم ، می دانم قسمتی از این حماسه ها باید به دست من و دوستانم جاودانه شود ، همه ی ما می خواهیم تاریخ سرشار از غرورمان را ثبت کنیم و آن را به نسل های بعد بسپاریم ، بدون هرگونه اغراق ، بدون هرگونه تملق  ، همان گونه که اندیشه و ذهن نسل های بعد آن را از ما می خواهد ، همان طور که پدران و پدربزرگانمان حماسه ی سال ها مبارزه و دفاع و میهن پرستی و دین باوری را زنده نگاه داشته اند . از سه هزار سال پیش تا کنون و بهیاد داده اند که « چو ایران نباشد  تن من مباد » . و قرار می شود که کار کنیم ، بنویسیم و به یادگار بگذاریم ، قرار می شود هر کسی به فراخور اندیشه و کار و درکش برای جاودانگی حماسه ی دفاع تلاش کند ، قرار می شود تا حد امکان نسل های آینده را به نسل گذشته پیوند دهیم و قرار می شود ... کاش بتوانیم از عهده اش برآییم .

خرمشهر آزاد شد ، بعد از 575 روز جدایی ، بعد از 575 روز مبارزه ی بی امان ، بعد از 575 ، روز تلخ ، 575 روز از سقوط خرمشهر در چهارم آبان می گذشت ، عملیات های مختلفی برای آزادی خرمشهر انجام شده بود ، عملیات نصر ، عملیات توکل ، فتح المبین ، طریق القدس و ... که هر کدام باعث آزادی بخشی از میهن اسلامیمان شده بود اما خرمشهر مهمترین مرکزی بود که اتکاء دشمن با آن متمرکز شده بود و آزادی آن آرزوی تمام ایرانیان مسلمان و غیرمسلمانی بود که به کشورشان عشق می ورزیدند . عملیات بیت المقدس در ساعت یک بامداد دهم اردیبهشت ماه 61 آغاز شد . رمز عملیات « یا علی بن ابیطالب » بود و هدف آزادسازی خرمشهری که حالا خونین شهر لقب گرفته بود . می گویند عملیات در چهار مرحله انجام شده ، می گویند نیروهای دشمن بیش از هشت لشکر زرهی و پیاده بودند به همراه دهها تیپ مستقل و کماندو و نیروهای مردمی و توپخانه و می گویند بچه های ایرانی تعدادشان حتی به دو لشکر نمی رسید اما هدف داشتند و خوشحال می شوم که در این میان یک نام برایم آشناست . تیپ 41 ثارا... ، حس عجیبی تمامی وجودم را فرا می گیرد ، کرمانی ها هم آنجا بودند ، آخرین مرحله ی عملیات ساعت 10:30 شب یکم خردادماه شروع شد ، قرارگاه نصر و فجر از دو سوی شهر پیشروی کردند و توانستند دشمن را در حلقه ی محاصره ی خود اسیر سازند . صبح روز سوم خردادماه حلقه ی محاصره تنگ تر شد و انبوه نیروهای دشمن که دو روز محاصره در هوای جهنمی خرمشهر طاقتشان را به سر آورده بود ، دست از مقاومت برداشتند و تسلیم نیروهای ایرانی شدند .

خرمشهر پس از 575 روز و بعد از 25 روز نبرد سخت در ساعت 11 صبح سوم خردادماه آزاد شد و غریو شادی تمامی میهن اسلامی را فرا گرفت .

می گویند در این عملیات 5038 کیلومترمربع از اراضی اشغال شده باز پس گرفته شد ، می گویند 19 هزار نفر از سربازان عراق به اسارت ایران درآمدند ، بیش از 16 هزار نفر کشته و زخمی شدند و یگان زرهی و پیاده دشمن با انهدامی سخت مواجه شد ، می گویند بیش از 150 تانک ، 200 خودرو ، 20 هواپیما و 30 توپ دشمن منهدم شد ، می گویند تعداد شهدای ایران حدود 6000 نفر بود و 17000 نفر نیز از هم میهنانمان نیز مجروح شدند ، می گویند دشمن در این عملیات شکست سختی را متحمل شد و تمام خیال های خامش مبنی بر تصرف ایران و اشغال جنوب کشور نقش بر آب شد و می گویند « خرمشهر آزاد شد » اما در ذهن من و در حافظه ی تاریخی ام تنها یک خاطره جاودانه مانده است ، خاطره ای که هرگاه آن را به یاد می آورم احساس غرور می کنم .

روزهای شروع جنگ ، کرمان ، خانه ی ما در بلوار باستانی پاریزی « شرکت فرش » بود ، محله ای قدیمی از محله های کرمان و پارکی با صفا که روبروی خانه مان قرار داشت و میعادگاه من و همسالانم بود ، کمی آن سوی تر مجموعه ای عظیم و بزرگ قرار داشت که به آن اردوگاه می گفتند ، اردوگاه مسکن هم میهنان جنگ زده ام بود که از جور دشمن به کرمان پناه آورده بودند ، آنها به همراه خانواده هایشان خانه و کاشانه ی خود را که حالا ویرانه ای بیش نبود ترک کرده و در اتاق های قدیمی ، نمور اما سرشار از صفا و مهربانی اردوگاه مسکن گزیده بودند ، بیش از دهها خانواده با جمعیتی بسیار زیاد ، اما در این میان چند تن از بچه های اردوگاه دوستان صمیمی من بودند ، بچه هایی که همه همسن و سال بودیم ، ولی آنها جنگ را از نزدیک دیده بودند رضا ،  عبدا... ، کریم ، عبدالزهراء و ... آنها هنوز دوستانی صمیمی برای من هستند .

سوم خرداد بود ، سال هزار و سیصد و شصت و یک ، ما همه در پارک شرکت فرش مشغول بازی بودیم ، بازی جنگ ، می خواستیم پارک را از دست نیروهای دشمن دربیاوریم ، می خواستیم بازی را آزاد کنیم و باغبان پیر که شاید آن روزها یکی از دشمنان فرضی ما بود همواره به بازی ما شوری صدچندان می بخشید « ساعت یک شد ، دم ظهره ، مردم خوابیده اند ، نمی خواین برین خونه هاتون » ولی صدای باغبان پیر در انبوه صدای بوق ماشین ها و فریاد و هلهله ی زنان عرب گم شد ، تمام مردم اردوگاه ، همسایه ها و حتی پدر و مادرم به خیابان آمده بودند ، من و همبازی هایم با تفنگ های چوبی هاج و واج فقط مشغول خوردن شربت و شیرینی بودیم ، هاج و واج از این شور ، مبهوت از این غلغله و هلهله ، صدای بوق ماشین ها قطع نمی شد ، رادیو مدام آهنگی مخصوص را پخش می کرد ، باران نقل بر سر و روی ما می بارید ، همه ی مردم بچه ها را در آغوش می کشیدند ، انگار آنها هم از فتح و پیروزی ما در آزادسازی پارک آگاه شده بودند ، همه ی ما مثل قهرمان ها در میان اشک و لبخند به آغوش کشیده می شدیم ، جوان ها می رقصیدند ، زنان و دختران هلهله می کشیدند ، خورشید می خندید و جمله ای که برای ابد در ذهنم به یادگار حک شده بود :

« ب   بینندگان عزیز توجه فرمایید ، شنوندگان عزیز توجه فرمایید ، خرمشهر ، شهر خون ، آزاد شد » .

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 19:51 |

بوده ام، هستم، خواهم بود

                                                           

1- خدا هیچ کس رو دچار روز مرگی نکنه، احساس می کنی نابود شدی، درجا می زنی، هر کار میکنی جلو بری نمی شه، کارات حسابی گره می خوره و ... یک هفته بود که حسابی درگیر بودم، کاربود، تلاش بود ولی پیشرفت نه، همش الکی، اینقدر گرفتار شده بودم که حتی وقت نکردم اینور ها هم سری بزنم و خلاصه ... بگذریم ، دم غنیمته

2- شنبه صبح استاندار مصاحبه مطبوعاتی داشت، دومین مصاحبه اش با خبرنگارا و همش هم در مورد اینکه می کنیم و می زنیم و می بندیم و ...صحبت کرد با یکی از بچه های بغل دستی بحثمون گرفته بود راجع به همین ، یه کم صحبتهای این روزهای  مدیران رو بررسی کردیم دیدیم کلا ادبیات، ادبیات جنگه ، ادبیات خشن و ...شاید هم دست خودشون نیست عادت کرده اند، هر چی هم می خوان مهربون باشن و کلمات عشقولانه دروکنن، باز هم یه جایش لنگ می زنه، قرار شد با هم یه تحقیق در مورد ادبیات کلامی دوره نهم انجام بدیم، (البته اگه بودجه اش برسه!)

3- قسمت جالب حرفهای استاندار بر می گشت به شایعاتی که پیرامون خودو مدیرانش مطرح بود، اینروزها صحبتهای زیادی پیرامون اختلاف میان سیاسیون جناح  حاکم،  رفتن رئوفی نژاد از کرمان و تعویض چند مدیر که از لحاظ بعضی ها صلاحیت نداشتن مطرح بود و البته اتفاقهای افتاده در همین روزها ضمن اینکه منابع بسیار موثقی این اخبار رو تائید می کردن بیشتر به این مسائل دامن زده بود.

اما آقای استاندار ضمن تکذیب همه این حرفها، گفت تمام این شایعه ها کار کسانی هست که نه تنها روی کار آمدن من و تیمم را باور ندارن بلکه  هنوز  دولت نهم را هم باور ندارن و البته اینها  جز غرض  مرض در صدد خالی کردن دل مدیران من  و تزلزل  در کار او نا هستن، بنده در مدیریت  استان بوده ام، هستم و خواهم ماند و با قدرت و اقتدارکار خواهم کرد رئوفی این شایعه رو که احمدی  نژاد بخاطر اینکه با تیم حاکم کرمان موافق نیست به این شهر  نمی یاد رو هم شدیدا تکذیب کرد و گفت: این شایعه هم گفتنش و هم باورش  مضحکه است احمدی نژاد اواخر خرداد خواهد آمد وی البته باز هم با دروغ خواندن آمارهای  ارائه شده دردولت قبل ازکرمان، استان را بسیار محروم خواند و گفت: متاسفانه  ما را جزو استانهای برخوردار  محسوب کردند وبرای همین سفر رئیس جمهور عقب افتاده

جالب اینکه رئوفی دوباره بر وجود 300 هزار  کپرنشین گرسنه تاکید کرده و تمام صحبتهایش راپیرامون توسعه جنوب استان مطرح نمود و سرمایه گذاری استان را اساسا  برروی آن ناحیه  متمرکز  کرد خدا کند سر و صدای شمالی ها و غربی ها و شرقی ها در نیاید حالا خود شهر کرمان که احتمالا  از همه اطرافش فقیرتر  و توسعه نیافته تر است بماند!

 4- استاندار کرمان درصحبتاشون چند طرح رو افتتاح کردن که حاصل دست استاندار قبلی بود چند طرح رو هم کلنگ زدن که احتمالا  استاندار آینده پزش راخواهد داد اما مهمترین بحث جلسه استاندار مربوط به صحبت پیرامون  شرکت مولی الموحدین و شرکت پسته رفسنجان بود.

آقای استاندار که هنگام  پاسخگویی به سئوالات پیرامون دو موسسه بسیار برافروخته بودن( وای اصلا نمی شه گنده گنده حرف زد  پس از اول)  طرف که خیلی آتشی  شده بود گفت من هفت ماهه که تحقیق کردم معلوم نیست این شرکت دولتیه ، خصوصیه ، سرمایه اش چقدره و...خلاصه اینکه در مورد موسسه مولی الموحدین  گفت: آقایان  4 بار اساس نامه رو تغییر  دادن و از سال 64 که  تمام افراد هیات امنا حقوقی بودند به تبدیل تمامی اعضای هیات امنا  به شخصیت حقیقی  عوض شده و آخرین تغییرش هم 20 روز قبل از انتخاب دولت نهم بود و ...

بعد هم اضافه  کرد که ما به آقایان اخطار داده ایم که تا حالا موسسه  دست شما بوده هدفتان  هم  خدمت بوده سودی هم نبرده اید حالا مدیریت دست ماست باید شرکت را به ما واگذار کنید استاندار با اشاره به اینکه یک عده با زور و قدرت و موقعیت  این شرکت را به وجود  آوردن و حتی یک شخص حقیقی یک ریال در آن سرمایه گذاری نکرده گفت: ما هفت ماه صبر کردیم و نگذاشتیم  کسی در این مورد اظهار نظر بکند  با کسی هم دعوایی نداریم اما اگر پایش بیافتد اهل دعوا هم هستیم  به آقایان پیشنهاد کردیم حالاکه شما دلسوز هستید بیایید! اساسنامه را به صورت حقیقی و حقوقی کنید، چند نفر از شما به عنوان اشخاص حقیقی و  چند نفر از مدیران به عنوان اشخاص حقوقی، اما مهمترین بخش گفته استاندار  به این ختم می شد که «تا به حال مدیریت  استان دست شما بوده و الان دست ماست یا باید موسسه را به ما واگذار کنید  و یا اینکه  موسسه را تعطیل  می  کنیم  آنوقت هرضرر و اتفاقی که بیافتد  باید پاسخگو باشند و ...»

حالا شما حسابش را به بکنید که هواپیمایی ماهان یا کرمان  خودرو و ...تعطیل بشوند  چه بلوایی خواهد شد البته باید دید عکس العمل مرد شماره یک کرمان سید حسین مرعشی  و عقبه اش که مدیریت مولی الموحدین را بر عهده دارند چه خواهد بود.

5- صحبتهای استاندار در مورد شرکت  تعاونی پسته رفسنجان چیزی بیش از صحبتهای دیگرش نبود وی درمورد  این شرکت هم گفت: تا کنون و به مدت 25 سال شماها با برگزاری انتخابات سوری هیات  مدیره سوری و مدیر عامل سوری داشتید  و این مدیران  منتخب 75 هزار عضو شرکت نیستند  ما پس از بررسی و نشستهای مختلف دستور  عوض کردن  مدیر عامل را داریم که  انجام شد در خرداد ماه هم انتخابات برگزار می شود  اگر همین آقایان دوباره انتخاب  شدند که می آیند و کار می کنند و گرنه هیات مدیره جدید کار را ادامه خواهد داد استاندار در ضمن گفت در این صورت تسهیلات 100 میلیاردی برای جبران ورشکستگی این شرکت را در اختیارشان قرار می دهد.

6- چند وقتی است بعضی خبرنگاران  بدون مطالعه  در مورد این طرح و معلوم نیست  به چه نیتی  (البته خودشان مال همان شهرها هستند) بحث تقسیم استان را مطرح می  کنند در  حالی که ... (بحث در مورد این  موضوع وقت زیادی را می طلبد  و مطالعاتی کارشناسی را) در این جلسه هم این  مسئله باز عنوان شد که استاندار گفت: این مسائل جزو اولویتهای  آخر آخر من است و اصلا وقت خود را با این مسائل هدر نمی دهم  من به توسعه و پیشرفت استان فکر می کنم این ها همه حاشیه است و اصلا احتیاج به وقت  گذاشتن نداردو ...

7- یکی دیگر از مباحث مهم مطرح شده امنیت اجتماعی و شهری و عملکرد ضعیف نیروی انتظامی بود و اینکه اکثر خبرنگاران بارها و بارها مورد هجوم اراذل و اوباش و دله و دزدها  قرار گرفتن و البته جالب اینکه ایشان هم به تبع احمدی نژاد حرفهایی از نوع صحبتهای برو بچه های دوم خردادی مطرح کردو گفت: با بگیر و ببند مخالفم باید فرهنگسازی شود، باید فقراز بین برود، ما  8 سال دچار خشکسالی بودیم و این موضوع زمینه را برای هر کاری فراهم می کند البته رئوفی نژاد براساس یک  سند گفت در30 سال گذشته 22 سال خشکسالی  در استان به وقوع پیوسته .

8- بهر صورت دومین جلسه مصاحبه استاندار هم به پایان رسید در حالی که بیشتر سوالات  و کلا  جو حاکم بر فضای مصاحبه  تحت  تاثیر جریان قتل عام دارزین  قرار گرفته بود و خیلی از سوالها مجال مطرح شدن را پیدا نکرد و البته هنوز برای قضاوت  زود است باید مدتی از عملکرد  مدیران بگذرد تا ...

 



 

+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 19:42 |
 

دورنمای اشتغال زایی

پیوستن ایران به WTO

 

 سازمان تجارت جهانیwto  سازمانی است که با قوانین تجارت  در سطح جهانی عمل می کند. این سازمان تشکیلاتی برای تجارت آزاد بین کشورها و محیطی برای موافقت نامه های تجاری بین دولت هاست.  در هفته گذشته رهبران هشت کشور اسلامی ایران، اندونزی، ترکیه، مصر،مالزی، نیجریه، بنگلادش و پاکستان با عنوان گروه 8- d در پایان پنجمین  اجلاس خود در اندونزی خواستار تسریع در عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی شدند در حالی که جمعیت 500 میلیون نفری این کشورها یک تریلیون و 218 میلیارد دلار تولید ناخالص ملی دارند و ارزش  مبادلات  تجارتی آنها طی 6 سال بیش از 2 برابر شده است.

به مناسبت برگزاری  اولین همایش  استانی بررسی آثار و تبعات  حضور ایران در تجارت جهانی و تاثیر آن بر اقتصاد استان در 25 اردیبهشت ماه  سال جاری اعضای هیئت رئیسه اتاق بازرگانی  کرمان در مقابل خبرنگاران قرار گرفتند  تا راهکارها  و چالش های این عضویت و تاثیر آن بر اقتصاد استان  مورد بررسی قرار گیرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 19:6 |
 

مدیر عامل شرکت مخابرات استان کرمان:

رتبه سوم را در تلفن همراه دارا هستیم

 

ا زلحاظ کیفیت سرویس دهی تلفن همراه در میان سه استان اول کشورقرار داریم

این مطلب را مهندس محمدی قوام مدیر عامل شرکت مخابرات  استان کرمان طی یک مصاحبه مطبوعاتی عنوان کردو گفت: به جهت بالا بردن ظرفیت  تلفن همراه در استان ایجاد 157 پست جدید در سراسر استان در دست اقدام است. وی با اشاره به اینکه بیش از 294 هزار نفر در استان برای دریافت سیم کارت ثبت نام کرده اند اظهار داشت: از این تعداد تا کنون 9000 نفر برای پس گرفتن  پول خود اقدام کرده اند که بیش از 7000 نفر  موفق به دریافت پول خود شده اند.

مدیر عامل شرکت  مخابرات استان که به مناسبت 27 اردیبهشت روز جهانی ارتباطات در جمع خبرنگاران حضور یافته بود با اشاره به اینکه  در8 شهر استان سیم کارت تلفن همراه بدون در نظر گرفتن اولویت های اعلام شده واگذار می شود گفت: در تلاش هستیم  تا در12 شهر دیگر  نیز این امکان را به وجود بیاوریم.

وی افزود: مخابرات استان کرمان طی چند سال گذشته به همت همکاران و با زحمت و تلاش توانسته است در محدوده  استان کرمان و در زمینه های مختلف تلفن ثابت، مواردی که موظف به ارائه خدمات به همشهریان می باشد گامهای خوبی بردارد که آمار عملکرد استان نشانه این فعالیت است.

 

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 19:3 |
 

تکرار تاسوکی

قتل عام دردارزین

 

شنبه گذشته در ساعت 30/8 شب گروهی از اشرار که تعداد آنها بین 8 تا 20 نفر تخمین زده شده است با لباس نظامی و تشکیل ایست بازرسی در دوراهی دارزین (جاده کرمان بم) در35 کیلومتری شهرستان بم  اقدام به بستن جاده و متوقف کردن خودروها نمودند و در این میان 11 نفراز شهروندان بی گناهی را که هیچگونه  وابستگی به سازمان یا ارگانی خاص را نداشتند به رگبار گلوله  بستند. آنها همچنین بر روی یک خودرو آتش گشودند که دو فرد حاضر در خودرو توانستند از محل متواری گردند. آنها سپس خود را به بیمارستان بم رساندند که یکی از آنها در صبح روز بعد جان باخت و فرد دیگر هنوز در بیمارستان بستری می باشد اما در میان مردانی که از ماشین ها پیاده شده و سپس به قتل رسیده بودند یک نوجوان 14 ساله به نام علی عزیزپور با وساطت یکی از اشرار جان سالم بدر برده است . اشرار مسلح پس از قتل عام مردان و انداختن جنازه آنها در گودالی که در همان اطراف بود، محل حادثه را ترک و به سمت کوههای اطراف فرار می کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 19:1 |