از مدیریت نظامی تا مدیریت سیاسی
محمد رضا نژاد حیدری-اتفاق همیشه زمانی می افتد که نباید. هنوز مدت کوتاهی از شادمانی اصولگرایان مستقر در حاکمیت از بابت نامه رئیس دولت، به جرج دبلیو بوش نگذشته بودو مجامله ها و مبالغه ها به پایان نرسید بود،که یک حادثه تروریستی در بم ،جان عده ای شهروندان را گرفت ونشان داد وظیفه دولت نامه نگاری به رییس جمهور آمریکا نیست.
کار گزاران دولت اسلامی – که این نام را بیشتر می پسندند – در استان کرمان روزگار سختی را می گذرانند.روزگاری که بذر ناامنی کاشته شده و تا ریشه کن شدن آن زمانی طولانی در پیش است.
حادثه شنبه شب در جاده بم، حادثه ای بود که در هر دولتی امکان رخ دادن آن وجود داشت.اما سوال این است در دولتی که وزیر کشور،قائم مقام او و نماینده دولت در استان و جمعی دیگر از کارگزارانش روزگاری نظامی یا امنیتی بودند چگونه حادثه ای به این پیش پا افتادگی رخ می دهد؟
شاید برای این موضوع هزاران جواب بتوان یافت، اما باز هم سوالی دیگر می تواند وجود داشته باشد و آن اینکه چرا در دولت خاتمی چنین اتفاقاتی به شکل زنجیره ای رخ نداد ؟(حوادث تاسوکی،بمب گزاری در فرمانداری کرمانشاه،حوادث اهواز)
چرا در فضایی که– اگر نگوییم میلیتاریسم- نیروهای نظامی مسئول مدیریت آن هستند، یک پدیده امنیتی- تروریستی چندان نمی تواند نقطه درخشانی در کارنامه آنها باشد :
الف: استاندار کرمان یکی از عوامل ضعف دولت اصولگرا را مرتبا اعلام می کند ،در حالیکه در آن به چشم «حُُسن» می نگرد. او معتقد است چون دولت نهم حزبی نیست و به حزبی خاص متکی نیست، لاجرم در پیشبرد امور ، موفق تر است .
ازین رو نباید از این مهم چشم پوشید که جابجایی قدرت سیاست ورزی از حوزه احزاب به حوزه های« شبه حزبی» باعث می گردد تا نیروهای نظامی سیاستمدار شوند. (صرف نظر از سوابق روشن در حوزه نظامی وامنیتی)
نمی توان مجوز حضور در عرصه سیاست و«مدیریت سیاسی» باشد.چه اینکه بنیانگذار انقلاب نیروهای نیروهای نظامی را در عرصه سیاست منع می کردند وشاید تفاوت مدیریت سیاسی ونظامی، انگیزه صدور این فرمان بوده باشد .
از سویی حوزه سیاست با حوزه نظامی فاصله بسیاری دارد . در حوزه نظام در سپاه و ارتش،حفاظت وصیانت از مرزهای کشور، شناسایی دشمن، اتخاذ استراتژی و تاکتیک مناسب برای سرکوب دشمن اصل است؛ اما حوزه سیاست ، حوزه ای متنوع و ملّون است که گرچه تاکتیک و استراتژی وجود دارد ؛ اما رقیب، دشمن نیست .
در حوزه مدیریت سیاسی حرکت براساس ( رای- خرد جمعی- اجماع )شکل می گیرد، اما در سیستم نظامی ،این فرمانده است که ماشین(لشکر) را می راند؛ درحوزه سیاست،قدرت در دست کسی تجمیع نشده است.
( استانداری)حوزه پر مشغله ای است . امنیت آن پایدار باید باشد . عدالت آن باید مبتنی بر توزیع ثروت باشد.امنیت را به قول قائم وزیر کشور نباید لوله تفنگ دید و ایضا از کثرت نیرو و قرارگاه .
کرمان حوزه خطر ناکی است عنوان بزرگترین استان کشور را با خود یدک می کشد.تنوع جمعیتی آن ترکیب ناهمگونی را ایجاد کرده است. بخشی از آن درگیر خشکسالی و فقر است و بخشی دیگر دالان ورود مواد مخدر و کانال ترانزیت مواد افیونی. رفسنجان و سیرجان . زرند و کوهبنان نیز شهرستانهایی تقریبا برخورددار هستند که از این رو یکدستی و یکپارچگی آنرا تحت الشعاع قرار داده است . در این استان با چنین پراکنش فرهنگی واقتصادی امنیت را قطعا نمی توان از «لوله تفنگ» دید.
استان کرمان از سویی دارای تعداد زیادی نیروی بیکار است . این دو موضوع به همراه پارامتر هایی نظیر تنوع فرهنگی و فقر مادی نیازمند توسعه ای پایدار است. «توسعه» را هم نباید در تبدیل خانه های کپری به ساختمانهای مدرن مشاهده کرد.
استان کرمان چنانچه بخواهد روی امنیت را ببیند، باید جاذب سرمایه گذار باشد نه دافع آن. دولت ( اگرچه می خواهد) نمی تواند برای همه اشتغال فراهم کند.
جذب بخش خصوصی نیز از لوازم مدیریت سیاسی است . این همان نکته ای است که دولت سیاست محورخاتمی به آن توجه داشت و زمینه شکوفایی اقتصادی را مهیا کرد. اما دولت دکتر احمدی نژاد که شعار محوری اش ایجاد اشتغال ، ازدواج جوانان و امنیت است آنرا فراموش کرده است،اگر چه اقتضای دولتمردی در این دولت (و در سطح استان) اجرای بسیاری از سیاستهای دولت سابق است .
ب)از طرفی وزیر محترم کشور عصر دیروز صراحتا اشاره کرد که اتفاقات شنبه خونین بم، هدایت شده از سوی نیروهای خارج از کشور ( به احتمال نیروهای آمریکایی) می باشد.اگرچه «پیشرفت های ایران» عامل این تحرکات اعلام شده است اما ذهن به این سمت وسو می رود ،مگر در دولت گذشته آمریکا دشمن شماره یک ایران محسوب نمی شد ویا «پیشرفت های ایران» متخص دولت نهم است؛پس چرا آمریکا در عصر حاکمیت اصولگرایان به این نتیجه رسیده است که باید دست به حملات تروریستی بزند ویا عناد خود را افزایش دهد.
بدون شک این دیپلماسی ودیپلمات های مستقر در دولت اند که مسیر ارتباط با جهان را برای مردم ایران شکل می دهد وصلح ودوستی را به ارمغان می آورند.
نتیجه اینکه دیپلماسی عصر اصولگرایی با دیپلماسی اصلاحات متفاوت است ویا به قول محسن رضایی دچار«ساده انگاری » است. وشاید همین عامل باعث افزایش حرکتهای تروریستی گردیده است درست در زمانی که رییس جمهوری خود را در مقام یک مبلّغ عدالت بالا میبرد و برای انجام مذاکرات دست رد به سینه آمریکا میزند.
آنچه می توان از هزاران برگ کارنامه دولت نهم جمع بندی نمود این است که «اصولگرایی»– به شرط وجود-تنها به به شبهای انتخابات ومقالات مفصل منحصر نمی گردد .اصولگرایی برای رسیدن از حوزه تئوری به حوزه عمل راه پر فراز ونشیبی را پیش روی دارد.
آرام وامنیت شهروندان تنها به افزایش جنگ افزار ونیرو خلاصه نمیشود ویک زنجیره از اقتصاد وسیاست واجتماع وفرهنگ ودیپلماسی با آن مرتبط است واین زنجیره دست به دست هم میدهد و«ناامنی» وامنیت را به ارمغان می آورد.
«استان داری » کار آسانی نیست وبه انتقاد از دولت گذشته ،رد آمار وتغییر مبلمان معاونت سیاسی – امنیتی وساده زیستی خلاصه نمی شود.
امنیت ؛نگاه فرهنگی ،سیاست و اقتصاد مبتنی بر رقابت و دیپلماسی مبتنی بر خرد به دست می آید چه اینکه نا امنی همه این حوزه را به چالش می طلبد.
