سلام به همگی
اینروزهارو ببخشید اگه کمتر هستم
چهاردهم روز قلم بود
چهادهم برای من روز خوبی بود
چهادهم دخترم قدم به این دنیا گذاشت
چهاردهم <<نرگس>>به جمع ما پیوست

سلام به همگی
اینروزهارو ببخشید اگه کمتر هستم
چهاردهم روز قلم بود
چهادهم برای من روز خوبی بود
چهادهم دخترم قدم به این دنیا گذاشت
چهاردهم <<نرگس>>به جمع ما پیوست

ببخشیدچندگاهی است که نیستم
یعنی نگذاشته اند که باشم و...
خداوند رحم کند
کاش یکی این دست را از روی دهانم برمی داشت!...
http://hanamid.blogfa.com/post-42.aspx
جشنواره عکس
" بهار در کوير"
برگزار شد

جشنواره عکس" بهار در کوير " ويژه عکس هاي سفر دور نخست و دوم رياست جمهوري به استان کرمان با معرفي عکس هاي برتر، شامگاه سه شنبه در تالار عماد شهر کرمان برگزار شد.
دبير اين جشنواره در حاشيه برگزاري اين آيين گفت:جشنواره "بهار در کوير" با هدف ارتقاي سطح آگاهي عکاسان استان و حضور بيشتر آنان در چنين برنامه هايي از اهداف مهم برگزاري جشنواره بوده است.
به گفته "فرزاد گوري"، اين جشنواره در بخش هاي دوربين هاي ديجيتال، آنالوگ و تلفن همراه برگزار شد.
وي با اشاره به ارسال 250 عکس به دبيرخانه اين جشنواره تصريح کرد: پس از بررسي هاي مقدماتي 200عکس ارسال شده وارد بخش مسابقه شدند.
وي اضافه کرد:50 عکس به عنوان عکس هاي نمايشگاهي انتخاب و از اين ميان 8 عکس در بخش دوربين هاي ديجيتال و سه عکس در بخش دوربين هاي تلفن همراه به عنوان برگزيده انتخاب شد.
گوري ادامه داد: "عباس نظري فرد آبادي"، "صالح نخعي"،"عبدالرحيم عبدالکريمي"،"امين جعفري"نفرات نخست تا چهارم ،"امير نصري زاده" و "ياسر خديشي"(به طور مشترک پنجم)، "محبوبه صنعتي جوان" و "الهه سادات رياضي" ساير نفرات برگزيده در بخش دوربين هاي ديجيتال و آنالوگ شدند.
وي اضافه کرد: "محمد رضايي"، "محمد صادق محمودي" و "حسين بهرامي" نفرات نخست تا سوم بخش دوربين هاي تلفن همراه شدند.
دبير اين جشنواره در پايان اظهار داشت: "حسن سربخشيان"، "ناصر جواهري" و "حميد صادقي" داوران جشنواره بهار در کوير بودند
این گزارش ومطلب رو از بلاگ وحید قرایی برداشتم- احتیاجی به توضیح ندارد
حمید صادقی عکسهای متاثر کننده ای بعد از حادثه انفجار معدن باب نیزو گرفته...
دیدن این عکس ها واقعا ناراحت کننده بود....


دفتر اسامی کارگران کشته شده در معدن





آن آدمها را تاریکی با خود برد...
چه فرقی می کند؟ 13 نفر یا 18 نفر...
معدن، آن آدم های خسته را به کام خود برد. مثل آن آدم های قبلی که همین معدن به کام خود برده بود...دیگر آن آدم ها با صورت های سیاه شده از غبار معدن و آن کلاه های چراغ دار و تن های خیلی خسته برای همیشه در ته همان معدن آرام گرفتند تا به یادمان بیاورند هیچگاه به یادشان نبوده ایم...آن روز که با ترس همیشگی از اخراج و قطع همان حقوق اندک دلشان را به بی نوری و بی هوایی دادند و آن روز که دفترچه خرید نان نسیه سفره خالیشان سیاه سیاه شده بود و آن روز که ما هم می دانستیم این معدن آدم می بلعد...
آنها شاید امروز راحت راحت شده اند. راحت از ترس کارفرمایی که مدام تهدید به اخراجشان می کرد و راحت از آن کار سخت در تاریک ترین و بی هواترین اعماق زمین. راحت از خجالت همیشگی در مقابل انکه نان آورش بودند و راحت از ما که به خودمان زحمت هم نمی دادیم که یاد آنها بیفتیم...
حقیقت همین است...آن آدمها را تاریکی با خود برد. حالا چه فرقی می کند؟ 13 نفر بودند یا 18 نفر...
در آرزوي سالي خوش ....

سال هشتاد و هفت نيز با تمام خوبي ها و بدي ها و فرازها و فرودهايش به آخر رسيد و تا چند روز ديگر سال هشتاد و هشت آغاز خواهد شد و بهاري ديگر را براي مردم صبور، سخت كوش و اميدوار كشورمان به ارمغان خواهد آورد ، مردمي كه طي سالها روزهاي سختي را تجربه كرده اند ليكن با اميد به آينده اي درخشان كه در انتظارشان خواهد بود، اين روزها را بسر برده اند با بررسي اجمالي مي توان دريافت كه سال هشتاد و هفت سالي به نسبت سالهاي گذشته سخت تر و رنج آورتر براي مردم بود چه اينكه مردم ايران طي 30 سال گذشته بواسطه بروز جنگ تحميلي و پس از آن محاصره هاي گوناگون اقتصادي و سياسي بدي را پشت سر گذاشته بودند ليكن با توجه به اينكه در سالهاي اخير تلاش دولتمردان و مسئولين رفاهي نسبي را براي ايرانيان به ارمغان آورده بود، امسال را با بحران هاي مختلف بالاخص بحران اقتصادي به پايان بردند.
متاسفانه طي سالهاي اخير بواسطه سياستهاي معمولا اشتباه دولتمردان نهم در عرصه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ... كشورمان با چالشهاي جدي روبرو گرديد و ثمره اين اشتباهات در اسل 87 بازخورد خويش را به صورت نمايان تر نشان داد، تاسف بارتر اينكه هيچكدام از مسئولين نخواهند تا از تجربه مديران گذشته بهره ببرند و البته استفاده از تجربه كشورهاي توسعه يافته و يا در حال توسعه ديگر هم گناهي نابخشودني محسوب مي گرديد در اين ميان در كنار بحرانهاي مختلف سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... بحران اقتصادي و وجود تورم بسيار بالا در كنار ركود اقتصادي و ورشكستگي بسياري از بنگاههاي اقتصادي، نمودي محسوس تر را رقم زد و متاسفانه همين عامل خود رشد بسياري از بحرانهاي ديگر گرديد، تعطيلي بسياري از شركتها و بنگاههاي اقتصادي باعث شد تا بنگاههاي فرهنگي نيز به ورشكستگي هدايت شوند و با التبع آن فقره بيكاري، فساد، فحشا و... جاي خود را بيش از گذشته در جامعه باز كرد و در اين بين بحران جهاني اقتصادي نيز مزيد برعلت شده و شرايطي سخت را براي مردم ايجاد نمود و البته كارشناسان اقتصادي كشورنيز طي يادداشتها و مقالات گوناگون ضمن گوشزد نمودن اين موارد سالهاي آينده را نيز سالهايي بحراني از لحاظ اقتصادي براي كشور پيش بيني كردند.
سال 87 به روزهاي پاياني خود نزديك شده است و بزودي سال 88 آغاز خواهد گرديد ما به نوبه خود اميدواريم كه دولتمردان و مسئولين عزيز جمهوري اسلامي ايران با بررسي عوامل بحران زا و با بهره گيري از اقتصاد دانان و سياستمداران با دانش و با تجربه راه حلي اساسي را براي خارج ساختن كشور از بحرانهاي موجود و بالاخص بحران اقتصادي بيابند و با حمايت از كارخانه ها و بنگاههاي مختلف اقتصادي و فرهنگي كه روزهاي بسيار سختي را پشت سر مي گذارند، در راه ايجاد اشتغال و مهار تورم و نيز ثبات نسبي قيمتها گامي موثر و كارا بردارند، تا لااقل مردم صبور ايران طعم شيرين عدالت و رفاه را كه شعار اصلي دولت نهم بود را در ماههاي پاياني دولت بچشند. از ديگر سو اميدواريم تا مردم فهيم، هوشيار و با درايت كشور عزيزمان در انتخابات آينده رياست جمهوري بدور از هرگونه خط بازي و سياست زدگي با انتخابي هوشمندانه و درست، آينده اي ميمون و شيرين را براي ايران رقم بزنند.
در پايان نيز از خداوند متعال مي خواهيم تا همه مردمان عزيز اسلامي را در پناه خود و اوليايش از تمامي گزندها و فتنه هاي آخرالزمان محفوظ دارد و اسلام و ايرانيان را همواره پيروز و سربلند ساخته و فتنه هاي دشمنان آل محمد را به خودشان بازگرداند.
به اين اميد كه رهبر ومقتدايمان سالم و سلامت بوده و تمامي خدمتگزاران محمد و آل محمد در پناه حضرت ولي عصر ارواحنافدا بيش از پيش در خدمت مردم باشند. و سال هشتاد و هشت سالي مبارك و ميمون براي مسلمانان و بالاخص گروه شيعيان باشد. انشاءالله
سال پر تنش ورزش
ورزش كرمان طي سال گذشته سالي پرالتهاب را پشت سر گذاشت و همين موضوع باعث ايجاد تغيير و تحولاتي اساسي در ساختار ورزش كرمان گرديد.
در اوايل آغاز به كار دولت نهم اگرچه زمزمه هاي فراواني مبني بر ابقاي نژادزماني مديركل اسبق تربيت بدني درسمت خود به گوش مي رسيد، ليكن با توجه به تغييرات مديريتي گسترده اي كه دولت در بخشهاي مختلف انجام داده بود، رفتن نژادزماني همواره محتمل بوده و وي طي يكسال و اندي كه بر هسته كار بود مديريتي متزلزل را پشت سر گذاشت تا اينكه سرانجام كمال جوانمرد، ورزشكار كرماني كه سالها دور از شهر و ديار خود به سر مي برد، برهسته مديريت سازمان تربيت بدني تكيه زد و از همين برهه بود كه روزگاري جديد براي ورزش كرمان رقم خورد.
در اين يادداشت اگر چه قصد نداريم تا به بررسي عملكرد مديركل سابق تربيت بدني بپردازيم اما فارغ از خدمت يا خيانت جوانمرد به ورزش استان،بزرگترين مشكل وي در ايجاد ارتباط با ورزشكاران، رسانه ها و جامعه هدف تربيت بدني بود. چه اينكه در همان اوان شروع به كار با ايجاد تغييرات گسترده در روساي هيات ها و معاونين و... مخالفان زيادي براي خود درست كرد، فقط ضعف ديگر آقاي مديركل انتخاب مشاوراني ناكارآمد بود كه با دادن مشاوره هاي اشتباه كار وي را سخت تر كردند و البته در اين ميان ساخت و پاخت آقاي مديركل با يك نشريه كه از كادري ضعيف و مبتدي و آماتور بهره مي بردند وي را به بحراني سخت و ناشدني هدايت نمودند و بدين ترتيب بود كه تنها چند ماه پس از آغاز به كار مديريت جوانمردبراريكه ورزش استان كرمان، موج مخالفتها با وي آغاز شد تا جايي كه پس از روي كار آمدن استاندار جديد، بالاخره سيد نصرالله گنجعلي خاني كه از مديران با سابقه و خوشنام استان در سياست و ورزش بود به مديركلي تربيت بدني استان منصوب گرديد و همين مسئله بود كه توانست ورزش استان را از ببحران بوجود آمده رهايي بخشيده و در اين ماههاي پاياني دولت نهم، لااقل خيال مديران ارشد استان و كشور از اين بخش آسوده باشد.
نكته جالب توجه اينكه كمال جوانمرد و نصرالله گنجعلي خاني طي ماههاي گذشته با آغاز يك جنگ قدرت روزهاي پرتنشي را پشت سرگذاشتند كه سرانجام سرو كهنه كار سياست كرمان پيروز اين ميدان نبرد بود. در اين ميان رده هاي پايينتر و مياني ورزش كرمان نيز از اين تب و تاب و التهاب مبري نبودند باشگاه فرهنگي ورزشي صنعت مس كه عنوان بزرگترين باشگاه را در جنوبشرق كشور يدك مي كشد با بحرانهاي متعددي روبرو بود، انتخاب اشتباه فرهاد كاظمي در سالهاي پيش تيم فوتبال اين باشگاه را مرحله نابودي پيش برد، تا جايي كه آقاي مديرعامل مجبور شد تا با هزينه اي گزاف امير قلعه نوعي را براي نجات تيم مس به كرمان بياورد و همين اقدام وي هزينه هاي بعدي كه به تيم تحميل گرديد باعث شد تا علي رغم عملكرد خوب نيك نفس در باشگاه در حمايت و هدايت بيش از 150 تيم ورزشي و محبوبيت و مقبوليت بيش از حدش در بين جامعه و ورزش و رسانه، اما مديران رده بالاي مس دست به تغيير وي بزنند، اگر چه تغييرات گسترده مديريتي در رده هاي بالاي هيات مديره صنايع ملي مس ايران و بالاتبع آن باشگاه مس در اين تغيير بي تاثير نبود.
جالب اينكه عبدارضا برهاني مديرعامل جوان و جديد اين تيم هنوز نتوانسته تا تعاملي مثبت را با اصحاب رسانه برقرار نمايد كه اميدواريم وي و كادر مديريتي باشگاه در سال جديد نسبت به اين مهم توجه بيشتري نشان دهند.
وضعيت ورزش ليكن در باشگاههاي شهرداري، صنعت ذغال، برق گل گهر سيرجان و.... نيز وضعيتي مشابه و بحران زا همانند ديگر باشگاهاي ورزشي كشور بود، گل گهري ها با كم كردن بودجه باشگاه و انحلال چند تيم مشان عملا ورزش سيرجان واستان را به سوي نابودي هدايت نمودند و هنوز كه هنوز است مديريت اين باشگاه نتوانسته تا ارتباط مفيد و سازنده اي با اصحاب ورزش و رسانه برقرار نمايد و نه اينكه كاري در خور را باري ورزش استان به انجام برساند باشگاه شهرداري كرمان نيز كه از قديميترين و خوش نام ترين باشگاههاي ايران به حساب مي آمد پس از انتصاب شهردار جديد كرمان با مشكلات متعددي روبرو شد انحلال تيم هندبال اين باشگاه كه پرافتخار ترين تيم هندبال كشور و استان بود در كنار كاهش شديد.بودجه تيمهاي ديگر باشگاه ،شهرداري را در امر باشگاه داري، ناموفق جلوه نمود و پرسابقه ترين باشگاه ورزشي كرمان رفته رفته به سمت خاموشي هدايت گرديد.
برق، صنعت زغال و ديگر باشگاههاي استان نيز از وضعيت مشابه سود مي جستند و با مشكلات متعددي در اين راستا دست و پنجه نرم مي كردند.
در اين ميان تهديد خبرنگاران و اصحاب رسانه از سوي گروههاي مختلف فشار حاضر در ورزش استان همچنان طي سال 87 به اوج خود رسيد و بيش از 10 خبرنگار مورد تهديد علني، تلفني .... قرار گرفتند كه البته تاكنون هيچ كدام از آنها عملي نشده و اصحاب رسانه با توجه به يك قرباني كه طي سالهاي گذشته داده اند، امسال را از اين قاعده مستثني بوده اند.
بهر صورت با بررسي اجمالي حوادث رخ داده ودر ورزش كرمان مي توان سال 87 را سالي پرتنش براي ورزش كرمان نام برد سالي كه با تمام خوبي ها و بدي هايش روبه پايان است و سال 88 تا چند روز ديگر پا به عرصه وجود خواهد گذاشت اميدواريم كه سال آينده با درايت و مديريت ورزش كرمان در همه رده ها شاهد شكوفايي بيش از پيش ورزش استان در عرصه مختلف كشوري و بين المللي باشيم . انشاء الله
نگذاريد بميرد جنگل

در آستانه روز و هفته درخت كاري هستيم، عمل نيكو وپسنديده اي كه در دين مبين اسلام نيزتوصيه هاي فراوان وموكدي در باره آن شده است واخبار واحاديث بسياري از قول پيامبر مكرم اسلام (ص) ونيز ائمه معصومين (ع) در باره اهميت ،جايگاه و فوايد درختكاري برجاي مانده است. دراديان ديگر نيز در مورد درخت ودرختكاري توصيه هاي فراواني شده است به طور مثال در اوستا صدمه به گیاهان و درختان گناه بزرگی است. زرتشت درختکاری و آبادانی زمین را کرداری نیک می دانسته است.زرتشت معتقد است هر کس درخت کهنسالی را قطع کند یکی از منسوبینش خواهد مرد.
در دین مسیح نیز درخت از قداست خاصی برخوردار بوده و ميباشد. در انجیل بارها از درخت حیات و درخت دانش و ... یاد شده است.
درخت ابراهیم در نزدیکی هبرون hebron فلسطین یاد اجداد گذشته را در اذهان زنده نگه میدارد. این درخت بلوطی است به نام Querqus calliprions که در حال حاضر فقط بخشی از آن باقی مانده است.
در ۱۲ آگوست مراسم درختکاری در shinto shrines و معبد بوداییان در حومه ی هیروشیما انجام می شود در این مراسم مذهبی درخت را به شیوه ی سنتی ژاپنیها میکارند. در اطراف نهال دو سنگ بزرگ فرو می کنند و معتقدند که این سنگها آب را مهار و جمع آوری می کنند.
میگویند بودا در زیر درخت انجیر معابد متولد شد و در زیر آن روانش از آفتاب حقیقت نیرو گرفت.
امروزه وپس از سالها يافته هاي علمي دانشمندان كشور هاي پيشرفته وتوسعه يافته نشان از اين واقعيت دارد كه درخت نقش بسيار مهمي را در زندگي زمين وموجودات ساكن در آن ايفا مينمايد و وجود درخت براي ايجاد تعادل در اكونوميسم طبيعت و آب وهواي كره زمين و نيز توليد اكسيژن و تبديل گازهاي مضر وسمي به گاز هاي قابل استفاده براي بشر لازم وضروري ميباشد.وبه همين دليل است كه امروزه درخت وجنگل حتي بعدي سياسي و حياتي پيدا كرده وكشورهايي كه داراي آب و هواي متنوع وپوشش گياهي وجنگلي متفاوتي مي باشند داراي اهميت وجايگاه والاتري در ميان كشور هاي جهان هستند و نگاههاي بيشتري به سوي آنها معطوف است.
در اين ميان شرايط ويژه خاور ميانه و خصوصا كشور ايران با داشتن آب وهوايي منحصر به فرد بسيار خاص تر مي باشد و جدا از ارزشهاي ديگري كه جهان امروز به واسطه آن توجه خود را معطوف كشور عزيزمان نموده ،اين مسئله نيز ارزش والاي ديگري را براي ايران ايجاد نموده است.
با كنكاشي در كشور ايران نيز درميابيم كه استان كرمان با توجه به وسعتش داراي شرايط آب وهوايي متنوع و متفاوتي نسبت به ساير استانهاي كشور مي باشد وبه قولي كافي است تا با محوريت شهر كرمان شعاعي به اندازه 50 كيلومتر ترسيم كنيم و آنگا ميبينيم تمامي شهرهايي كه در اطراف اين دايره قرار ميگيرند هركدام دارا ي آب وهواي خاص ، پوشش گياهي و جنگلي متفاوت و محصولات متنوعي هستند به طوري كه در هرزمان از سال شما ميتوانيد چهار فصل را در اطراف اين دايره مشاهده نماييد واز طبيعت زيبا ،بكر والبته در معرض خطر استان كرمان لذت ببريد.
اما آنچه كه در اين ميان بسيار مهم بوده و باعث تاسف دوستداران طبيعت شده است عدم توجه مسئولين به اين موقعيت استثنايي استان و بهره گيري صحيح از آن به منظور ايجاد موقعيت و ظرفيت براي جذب توريست و گردشگر داخلي و خارجي است ، كه البته نه تنها در اين مورد تدبيري انديشيده نشده است ،بلكه به خاطر بي توجهي مسئولين و نا آگاهي مردم روز به روز شاهد تخريب بيش از پيش جنگلها و پوشش گياهي كرمان هستيم والبته در اين بين خشكسالي هاي اخير نيز مزيد بر علت بوده و شرايط نامساعدي را ايجاد نموده اند جالب اينكه در اين ميان سازمانهاي مسئول در كنار بي توجهي و نجابت مردم كرمان! هيچ
عكس العملي را نشان نميدهند و بايد گفت كه متاسفانه طي چند سال آينده خطر زيست محيطي بسيار بزرگي استان كرمان را در معرض تهديد قرار خواهد داد.
نكته قابل توجه اينكه طي بازه هاي زماني مختلف در خود شهرها واز جمله كرمان نيز شاهد تخريب پوشش گياهي و درختهاي خيابانهاي شهر به بهانه تعريض و زيبا سازي و همگون سازي محيط و ... بوده ايم
به گونه اي كه هم اكنون خيابانهاي بسياري در شهر كرمان فاقد پوشش گياهي مي باشند . اين مسئله حتي به جنگل منحصر به فرد قائم نيز سرايت كرده و در اين مكان نيز به بهانه آماده سازي محيط و.... بسياري از درختان كهنسال و سربلند آن بر زمين افتاد تا به قولي هم ساخت ساز هاي مدرن ايجاد شده باشد وهم محيط هايي كه احتمالا جايگاه خلوتي براي مردم ايجاد مينمايد از بين رفته و همه چيز تحت كنترل دوستان باشد. غافل از اينكه با اين كار تنها منحصر به فرد ترين جنگل مصنوعي كشور در معرض نابودي قرار ميگيرد.
به هر صورت اميدواريم كه مسئولين عزيز كشوروبالاخص استان عزيزمان كرمان با توجه به شرايط ويژه استان تمامي تلاش خود را براي حفظ درخت و پوشش گياهي منطقه برداشته و با نگاهي آبادگرانه در افزودن پوشش گياهي و كاشتن درخت كوشش نمايند.
در پايان نيز توجه شما را به چند حديث ازاحاديث پيامبر مكرم اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) درمورد درخت ودرخت كاري جلب ميكنيم:
حضرت رسول (ص) فرمود:کشاورزي و درختکاري کنيد. بهخدا قسم آدميزاد هيچ عملي حلالتر و پاکيزهتر از آن انجام نميدهد.
حضرت رسول (ص) فرمود:خداوند درخت را براي انسان آفريد، از اينرو او بايد درخت را بکارد، آن را آبياري کند و در حفظ آن بکوشد.
حضرت رسول (ص) فرمود:هر کس درختي بکارد و از آن حفاظت نمايد تا ثمر دهد، خداوند به اندازه ثمره آن به وي پاداش خواهد داد.
حضرت رسول (ص) فرمود:هر که درختي غرس کند تا به ثمر برسد، خدا عوض آن در بهشت درختي براي اوغرص ميفرمايد.
رسول اکرم (ص): نزد من شکستن شاخهاي از درخت همچون شکستن بال فرشتگان است
امام صادق (ع):درخت بکاريد و کشاورزي کنيد که هيچ عملي از آن حلالتر و پاکيزهتر نيست. سوگند به خدا که هنگام ظهور حضرت وليعصر ارواحنا فداه بعد از خروج دجّال، کشاورزي و نخلکاري رونق بسزايي خواهد يافت.
امام صادق(ع) : شش چيز پس از مرگ مؤمن به وي رسد: فرزندي که براي او آمرزشخواهي کند و قرآني که از او بماند (قرائت شود) و نهالي که بکارد، چاهي که حفر کند و صدقه جاريه و سنت و روش پسنديدهاي که پس از وي بدان عمل شود.
امام موسي کاظم (ع):چهار (کار) از وسوسه (شيطان) باشد: خوردن گِل، ريز ريز کردن گِل، چيدن ناخنها با دندان و ريش جويدن و سه (چيز) به ديده روشني بخشد: نگريستن به سبزه و نگريستن به آب روان و نگريستن به روي زيبا.
آينده توسعه درگرو حفاظت از مواريث فرهنگي

طي شماره هاي گذشته درمطالب و يادداشت هاي متعدد حفظ ،نگهداري واحياي مواريث فرهنگي وآثار باستاني استان عزيزمان كرمان وضرورت توجه به آنها را يادآور شديم واز مسئولين ذيربط خواستيم تا نسبت به نهادينه كردن اين مهم تمامي تلاش وكوشش خود را مبذول دارند.

ليكن جالب توجه اينكه طي همين مدت در گوشه گوشه شهرمان وهمچنين استان عزيزمان شاهد تخريب بناهاي متعددي كه از نظر قدمت وزيبايي ميتوانستند جزو مفاخر استان محسوب شوند، بوديم واينهمه در حالي است كه بسياري از بناها ويادگارهاي باقيمانده از گذشته كه حتي بسياري از آنها جزو ميراث ثبت شده كرمان ميباشند ، بدون توجه ونگهداري ودر شرايط بسيار بددر دل كرمان خفته اند وهر لحظه نوبت تخريب ،ويراني ونابودي خود را انتظار ميكشند.

ازانبار وكاروانسراي منحصر به فرد حاج آقا علي كرمان گرفته تا آثار ماندگار خفته در دل كوههاي كوهبنان وآسياب هاي هفت گانه اش ، ازشاه فيروزسيرجان گرفته تا خانه اي تاريخي در بردسير، ازارگ ويران شهداد گرفته تا قلعه و آب انبار خفته در لنگر ماهان و... همه همه بدون هيچ توجهي اينروزها به حال خود رها شده اند.تاسف بار اينكه در همين شهر خودمان بسيارزيادند خانه ها، عمارات، ساختمانها ومكانهايي كه هركدام به تنهايي قابليت جذب مليونها توريست را دارا ميباشند امابجاي نگهداري ،رسيدگي،احيا وحفظشان ،اين تيغه هاي بولدزر برج سازان است كه مثلا توسعه را به ديار كهن سال كريمان تقديم ميكند.

چه فراوانند ساباط ها ،كوچه بازارها ،حمام ها ، قبرستانها ،خانه باغها و... كه هرروزه شاهد تخريبشان به وسيله حتي گاهي مسئولين مدعي مواريث فرهنگي هستيم وهمه اينها يعني اينكه خودمان به دست خويشتن هويت وشغل وپيشه و نان وزندگي آيندگانمان را نابود ميكنيم وبا بي فكري محض روزگاري ناميمون را براي آنها به يادگار ميگذاريم.

وبار ديگر روي سخنمان با مسئولين عزيز است كه ای کاش مسئولین درگیر با این موارد از جمله سازمان میراث فرهنگی ، شهرداری ،فرمانداری، استانداری و... با انجام اقدامات کارشناسانه ضمن شناسایی اینگونه مکانها که بعضا به جبر زمان فراموش هم شده اند ونیز تدوین قوانین وآیین نامه های جدید ومرتبط با مسائل مطروحه ، نسبت به اعمال این قوانین وحفاظت از تاریخ وفرهنگ دیر پای دیار کریمان مدق بوده و ضمن شدت عمل برخورد با خاطیان ، خادمان وشهروندان دلسوز وخدوم را مورد حمایت وتشویق قرار دهند. و به اين نكته توجه داشته باشند كه آينده توسعه استان عزيزمان كرمان درگرو حفاظت از مواريث فرهنگي وآثار باستانيمان مي باشد.

تصاوير روبرو نماهاي مختلفي از آب انيار وقلعه فراموش شده دهستان لنگر واقع در 30 كيلومتري كرمان را نشان ميدهد. كه روز به روز در حال نابودي بوده و به زباله دان ومكاني امن براي معتادان تبديل گشته است

جالب توجه اينكه اين دهستان زيبا در مسيرجاده توريستي هفت باغ و مكانهاي تاريخي باغ شاهزاده و شاه نعمت الله ولي قرار دارد اما بواسطه عدم توجه مسئولين بيشتر به روستايي ويران وفراموش شده تبديل گشته وتاسف بار تر اينكه بدليل خشكسالي سالهاي اخير ونبود صنايع مادر وحتي پايين دستي در اين روستا، بسياري از ساكنان آن هجرت را بر ماندن ترجيح داده وهمانند مردمان راين وگلباف و... جلاي وطن كرده اند. وآنان نيز كه مانده اند نااميد از همه جا با اهريمن اعتياد وفقر و نداري دست وپنجه نرم كرده وروز به روز بر تعداد افراد تحت پوشش نهادهاي حمايتي از جمله بهزيستي ،كميته امداد و... افزوده ميشود.

در حالي كه براحتي ميتوان با احياي همين آثار وميراث گذشتگان ونيز ساخت تفريح گاها و تفرجگاههاي گوناگون ونيز ايجادصنايع مختلف وحتي ايجاد دانشگاه ، ضمن رونق بخشيدن به صنعت توريسم ،مشاغل فرعي بسياري را در كنار آن ايجاد نموده ونه تنها ازهجرت جوانان اين سرزمين جلوگيري نموده وفقر واعتياد وبيكاري را در آنجا ريشه كن كرد ، بلكه ميتوان باعث هجرت مردمان بسياري از ديگر نقاط استان وخصوصا شهر كرمان به اين منطقه خوش آب وهوا وباستاني كه زادگاه وموطن مردان بزرگي نيز بوده است ، گرديد.

اميد كه مسئولين دولتي و سرمايه گذاران بخش خصوصي با كمي تعمق ،درايت ودورانديشينسبت به اين مهم تمامي تلاش وكوشش خود را به كار گيرند انشاالله


سيد محمد خاتمي پس از اعلام كانديداتوري گفت: اين حضور، جا را براي هيچ كس و هيچ جرياني تنگ نمي كند.
سيد محمد خاتمي در مراسم افتتاح پايگاه اطلاع رساني مجمع روحانيون مبارز اظهار داشت: در آستانه سالگرد پيروزي باشكوه انقلاب ، جامعه نوين ايران كه حيات خود را با پيروزي انقلاب آغاز كرد به دهه چهارم عمر خود وارد ميشود و يكي از افتخارات مجمع روحانيون مبارزه پايبندي به انقلاب و آرمان هاي بلند آن و راه انديشه امام و توجه به خواست تاريخي ملت ايران براي اعتلاي دين، پيشرفت، استقلال و عدالت است.
خاتمي ادامه داد: ملت ايران به اين اصل پايبند است و عمدتا كساني كه به اسلام و ايران دل بسته اند حتي انتقاد و اعتراض آنها نيز از پايگاه پايبندي به اين آرمان ها است و نقد خود را از اين دريچه بيان مي كنند كه آيا آنچه صورت مي گيرد منطبق با آرمان ها است؟
رئيس بنياد باران ادامه داد: به همين دليل نيز شاهديم هر ساله سالروز انقلاب چه باشكوه برگزار مي شود و اعضاي مجمع روحانيون مبارزه نيز همگام با ملت در راهپيمايي باشكوه 22 بهمن شركت مي كنند.
خاتمي گفت: من در اينجا با جديت حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام مي كنم، اما چند نكته در اين ميان مهم به نظر مي رسد يكي اينكه احيانا بيان شده كه من دچار ترديد بودهام، من هيچگاه ترديد نداشتهام گرچه تدبير خاصي براي حضور در صحنه و اينكه چه كسي و به چه صورتي شركت كند، داشتم.
خاتمي افزود: مگر مي شود كسي به انتخابات بي تفاوت باشد؟ ما دلبسته به اين كشور و عظمت آن را مي خواهيم و آرمانهاي انقلاب ما نيز همين است. مگر مي توان نسبت به حضور در اين عرصه ترديد داشت؟ خدا را شكر كه ما بي تفاوت نيستيم و حق و وظيفه خود مي دانيم كه در عرصه حضور داشته باشيم، انقلاب متعلق به مردم و كشور است .
خاتمي گفت: همه ما نسبت به كشور احساس تعهد مي كنيم و اينكه چگونه حضور بيابيم تدبير در كار بود و آن تدبير به نتيجه نرسيد.
وي ادامه داد: نكته دوم اينكه اين حضور، جا را براي هيچ كس و هيچ جرياني تنگ نمي كند، راه باز است و حضور و شور مردم بسيار مهم. معتقدم حضور افراد با صلاحيت مختلف مي تواند زمينه را پرشور كند و جا براي هيچكس تنگ نيست و اميدوارم اين حضور و حضورهاي ديگر زمينه حضور حداكثري مردم در عرصه باشد و هرچه باشد خير است.
رئيس جمهور سابق كشورمان گفت: سوم اينكه در اينجا از همه كساني كه حمايت كرده اند و مي كنند، تقدير مي كنم و خودم را سرباز كوچك براي ملت ميدانم و طبعا در هر كجا كه باشم بعد از خدا خودم را در برابر ملت ايران مسئول مي دانم و معتقدم كسي كه راس قوه اجرايي كشور قرار مي گيرد به نسبت مساوي با آحاد ملت ايران قرار دارد و همواره كوشيده ام با قوت و قدرت و اميدواري به آينده تشكل ها حضور داشته باشند و بستر نقد رونق بيشتري داشته باشد.
مرعشی در همایش انقلاب اسلامی،اصلاحات،گامی به سوی فردا
تنها كسي كه ميتواند كشور را نجات دهد ،خاتمي است
درآستانه 22بهمن سالروز پيروزي انقلاب اسلامي همایش انقلاب اسلامی،اصلاحات،گامی به سوی فردا در خانه شهر كرمان برگزار شد
در اين همايش كه جمع كثيري از مردم ،اصلاح طلبان وحاميان خاتمي حضور داشتند ، سید حسین مرعشی گفت: اگر پشتوانه مردمی نباشد هیچ قدرت نظامی نمی تواند نظام را حفظ کند و قرار گرفتن در مناصب نظامی در جهت تحمیل اراده به مردم صحیح نیست. اراده مردم را نباید دست کم گرفت و جمهوری اسلامی همواره باید متکی به آرای مردم باشد..
به گزارش کرمان ما سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در جشن سی سالگی انقلاب اسلامی گفت: به لطف خداوند انقلاب 30 ساله شد و در شرایطی که به طور نسبی توانسته ایم اهداف این انقلاب را تثبیت کنیم اما راهی طولانی برای رسیدن به وضعیت مطلوب و ایده آل در پیش رو داریم.
مرعشی که در تالار خانه شهر کرمان سخن می گفت افزود: مسیر انقلاب با تکیه بر مردم و پذیرش رای و محوریت آنها در نظام مسیر مناسبی است و حرکت در ان از لحاظ عقلی و شرعی موجه است
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی اظهار داشت: رای مردم پایه مشروعیت حکومت در ایران است و "جمهوری اسلامی" راهی است که می تواند ما را به اهدافمان برساند.
مرعشی افزود: هرچه از جمهوری اسلامی فاصله گرفته شود و هرچه رای مردم تضعیف شود از راه اصلی فاصله گرفته ایم و اگر روزی اراده مردم در کشور حاکم نباشد خود مردم راهشان را پیدا خواهند کردو تاکنون نیز مردم حرف خود را به شکل های مختلف زده اند.
وی با اشاره به برخی دخالت های نظامیان در امور سیاسی تاکید کرد: اگر پشتوانه مردمی نباشد هیچ قدرت نظامی نمی تواند نظام را حفظ کند و قرار گرفتن در مناصب نظامی در جهت تحمیل اراده به مردم صحیح نیست. اراده مردم را نباید دست کم گرفت و جمهوری اسلامی همواره باید متکی به آرای مردم باشد..
او با ذکر این مطلب که مردم باید آزادانه مسوولان کشور و نمایندگان خود را انتخاب کنند تصریح کرد: اراده مردم ایران به مراتب از قدرت نظامی بیشتر است و عده ای نباید کارکرد نهادهای نظامی را به گونه ای جلوه دهند که از آن دیکته کردن مسایل به مردم از ان برداشت شود.
معاون رییس جمهور در دولت اصلاحات ادامه داد: در دوران انقلاب شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی سر داده شد و هنوز هم این شعار اصیل و تازه است.
مرعشی با اشاره به اینکه نباید به آزادی مردم در فکر، گفتار و نوشتار، بیان عقاید، نقد مسئولان و انتخابات خدشه وارد کرد و با هیچ توجیهی نمی توان آزادی را سلب کرد اظهار داشت: گرفتن آزادی از مردم باعث گسترش فساد خصوصا در ارکان اقتصادی و اداری کشور خواهد شد و اگر به دنبال صلاح هستیم و می خواهیم فضیلت حاکم باشد فقط با آزادی مردم میسر است.
وی در مورد بحث استقلال کشور نیز خاطرنشان کرد: استقلال واقعی کشور منوط به رشد اقتصادی و توسعه همه جانبه است و به یک اقتصاد نیرومند نیاز داریم که متکی به نفت و تحت تاثیر تصمیم بیگانگان نباشد.
او در ادامه سخنان خود اصلاح طلبی را در دفاع از اصول نظام جمهوری اسلامی دانست و گفت: حرف ما این نیست که فقط اصلاح طلبان حاکم باشند بلکه می گوییم مردم ازادانه انتخاب کنند و آزادی مردم در رای دادن برای ما شرط اساسی است. انتخابات یک داوری و قضاوت است و مردم باید آزادانه این داوری و قضاوت را انجام دهند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب از رسانه ملی خواست تا امکان بحث آزاد گروه های مختلف سیاسی را در مورد مسائل جاری کشور فراهم کند تا فضای نقد و بررسی به وجود آید و مردم بهتر بتوانند در مورد سرنوشت کشور تصمیم بگیرند.
وی با تاکید بر لزوم درس گرفتن از این تجارب خوب و بد گذشته گفت: رییس جمهوری که سابقه انقلاب را زیر سوال برده و مخالفان و منتقدان خود را فاسد تلقی کرده و دستاوردهای دولت های پیش از خود را نادیده گرفته است باید بگوید با منافع کشور چه کرده است و چرا از تجارب نهاد های تخصصی کشور استفاده نکرده تا به اندازه 16 سال منابع کشور را سه ساله هزینه کند؟
او تاکید کرد: نمی گوییم منابع به جیب کسی رفته است اما مدیریت بد منابع از تلف کردن آن خسارت بار تر است.
وی در ادامه عنوان کرد: در وضعیت فعلی ما مسوول رفع ظلم در جهان نیستیم و ابتدا باید مسایل خود را حل کنیم و جایگاه خودمان را در جهان بشناسیم.
مرعشی در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: ما در کشور نیاز به دولتی داریم که مخالف خود را تحمل کند و دولتی که سیاست های داخلی خود مخالف را تحمل نمی کند و سازو کار گردش قدرت با رای مردم را پی ریزی نمی کند برای کشور مفید نیست.
وی افزود: دولتی باید به گروههای مختلف در چارچوب قانون اساسی آزادی بدهد و این کافی نیست که گوش فلک را از حرف در مورد امام و انقلاب و رهبری پر کنیم اما در ورطه عمل تن کسانی را که می خواهند فعالیت شوند بلرزانیم.
سخنگوی کارگزاران سازندگی در حوزه مسایل اقتصادی نیز با اشاره به اینکه قابل قبول نیست که بعد از سی سال تجربه با آزمون و خطا حرکت کنیم اظهار داشت: زوایای اقتصادی و توسعه ایران شناخته شده است و هیچ محدودیت قانونی و فکری و سیاسی برای توسعه ایران وجود ندارد و دلیلی ندارد که اینگونه در جا بزنیم و دور خودمان بچرخیم.
مرعشی تاکید کرد که امروز دولتی می خواهیم که به ذخایر کارشناسی کشور اعتقاد داشته باشد.
وی تصریح کرد: کشور دارای کارشناس در حوزه های مختلف است و لازم نیست که رییس جمهوری که علم خاصی خوانده و یا تحصیلاتش ترافیک بوده است همه چیز بلد باشد و فقط باید بداند که تخصص ها متفاوت است و امروز مثل 130 سال پیش کسانی را داریم که فکر می کنند همه چیز را بلدند و باور ندارند که اطلاعات مربوط به توسعه کارشناسی شده و مدون است. سیاست را نباید به امور فنی کشور تعمیم داد و سیاست متعلق به سیاستمداران و کار فنی برای اهل فن است.
او ادامه داد: دستاوردهای مهم سیاست خارجی باعث تثبیت موقعیت کشور شده است که باید با تعامل با جهان ترکیب شود و با حفظ مواضع نیازمند توسعه روابط بین المللی هستیم و نمی توان با درگیری با دنیا کار را به سرانجام درستی رساند.وی در همین مورد افزود: مگر می توان در شرایط امروز دنیا بدون دسترسی به علم و تکنولوژی و بازار جهانی برای کشور توسعه به ارمغان آورد؟
او اضافه کرد: ایران به عنوان حامل فرهنگ غنی شیعه تنها کشوری است که می تواند یک اسلام واقعی و روبه رشد را به جهان معرفی کند و این فرصت کمی نیست.
مرعشی در پایان سید محمد خاتمی را شخصیت مناسبی برای حضور در عرصه مدیریت اجرایی کشور دانست و گفت:در وضعيت كنوني تنها كسي كه ميتواند كشور را نجات دهد آقاي خاتمي است.وي افزود: اصلاح طلبان برای حفظ دستاوردها و اصالت های انقلاب اسلامی در صحنه باقی می مانند.
گفتنی است وی در ابتدای سخنان خود از برخی فعالان کرمانی دوران انقلاب که کمتر یادی از آنها می شود نام برد و گفت: برخی مواقع رسانه ملی به گونه ای عمل می کند که مردم تصور می کنند فعالان انقلاب اسلامی به چند نفر محدود بوده اند.
نماینده کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: اگر مشارکت حداکثری در انتخابات آتی ریاست جمهوری شکل بگیرد سلامت انتخابات تضمین می شود و اگر فضا برای این حضور فراهم شود فاصله آرا آنقدر خواهد بود که تلاش برای تغییر ارای مردم بی ثمر خواهد بود.
در ادامه اين همايش محمد علی کریمی نماينده مردم كرمان وراور در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اینکه آمدن خاتمی به انتخابات قطعی است، افزود: باور بنده این است که با آمدن آقای خاتمی، اصلاح طلبان با یک کاندیدا به حرکت انتخاباتی خود ادامه می دهند.
وی همچنین با اشاره به اینکه اصل بحث هدفمند کردن یارانه ها مورد وفاق همه است اظهار داشت:نگرانی عمده نحوه اجرای آن است که کمیته ویژه این لایحه در مجلس در حال بررسی این موضوع است.
او نگرانی دیگر را بار تورمی سنگین اجرای این لایحه دانست.
در ابتدای این مراسم رییس شورای هماهنگی اصلاح طلبان استان کرمان با ذکر این مطلب که باید قدردان لطف خدا در پیروزی انقلاب باشیم گفت: بعد از استقلال سیاسی بایستی کارآمدی نظام اسلامی را برای ملت ایران در حوزه های مختلف شاهد باشیم.
دکتر محمد میرزایی با اشاره به موفقیت علمی ایران در زمینه قرار دادن ماهواره امید در مدار زمین اظهار داشت: باید از همه علوم بشری استفاده کنیم و از علوم و پیشرفتهای بشر در حوزه علوم انسانی و خصوصا علوم سیاسی استفاده کنیم.
وی این سوال را مطرح کرد که چرا در کشورمان بعد از سی سال از پیروزی انقلاب چند حزب قوی و بزرگ که امور سیاسی کشور را تدبیر کند وجود نداردتا اینگونه فرصت های طلایی کشور در زمینه های مختلف از دست نرود.
سي سال دموكراسي
در حالي بيش از 3 دهه از انقلاب اسلامي ايران را پشت سر ميگذاريم كه ايران عزيز طي اين مدت با ناملايمات ،حوادث وبحرانهاي فراواني روبرو بوده است وهمه جهانخواران ودشمنان ميهن عزيزمان با ترفندها ونقشه هاي گوناگون تلاش كرده اند تا ايران آني باشد كه آنها ميخواهند ، ليكن با پشتوانه ديني ورهبري ودرايت درست واصولي و نيز حمايت همه جانبه مردم توانسته بخوبي اين دوران را پشت سر بگذارد وهمواره سرفرازي وبزرگي ايران ومردم آزاد منشش را به رخ جهانيان بكشد.
آنچه كه در اين مدت بيش از پيش قابل توجه بوده ونمود خاصي را در ميان افكار عمومي جهان درپي داشته است ، برقراري دموكراسي اسلامي ومردم سالاري ديني بوده كه نشان داده اگر بدرستي دستورات ورهنمود هاي دين مبين اسلام در كشوري پياده شود آن مملكت داراي بهترين نوع حكومت وزمامداري خواهد بود.
اگرچه طي اين مدت بخاطر تندرويهاي برخي عناصر دگم انديش ومتحجر از يكسو وعناصر غربزده وغرب گرا ازسوي ديگراين روش حكومت وكشورداري با مشكلات وبحرانهايي روبرو شد اما با تثبيت انقلاب وجمهوري اسلامي در سي سال گذشته ميرود تا كم كم چهره واقعي دموكراسي اسلامي با تمام خصوصيات ومزايايش به نمايش گذاشته شود ومردم فهيم وآزاد انديش ايران با كنار گذاشتن وحذف عناصر متحجر ونيز غربزدگان ، اداره امور كشور را به افرادي ميانه رو ،معتدل ، مسلمان ،مترقي ومتجدد بسپارند.
اينك در آستانه سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي وبا يادآوري آن روزهاي خوب كه همه مردم ايران بدور از هرگونه جناح بندي وخط ومرز يك پارچه ويكصدا آزادي خود را خواستار بودند ،واتفاقا به همين دليل هم تواستند يك ديكتاتوري مستحكم و كهن سال را به زير آورند ، اميدواريم كه هم اكنون نيز مردم ومسئولين كشور عزيزمان ايران بدور از هرگونه خط بندي وسياسي كاري ، تنها وتنها به اقتدار وامتداد نظام جمهوري اسلامي بيانديشند تا به تمام جهان وجهانيان ثابت كنند كه پياده كردن نظام دموكراسي ومردم سالاري ديني مسئله اي دور از دسترس نبوده و ميتوان با درايت ، دورانديشي ، استفاده از نسل جوان ونوپاي كشوروبا استفاده از رهنمودهاي دين مبين اسلام واجراي صحيح آنها جامعه را به سوي مدينه فاضله اي كه آرمان وآرزوي همه جهانيان مي باشد ،رهنمون ساخت. انشاالله
میراث ماندگارمان را دریابیم...

کوچه بازار ناصریه(محله شهر)

(پرورشگاه صنعتی)
اینروز ها هرازگاهی شاهد تخریب مواریث فرهنگی وآثار ماندگار شهرمان به بهانه های مختلف هستیم. به طوریکه اگر کمی کنجکاو بوده و در کوچه پس کوچه ها وحتی برخی خیابانهای بافت قدیم کرمان قدم بزنیم این موارد براحتی قابل رویت می باشند.
در همین چند شماره پیش نشریه بود که نوشتیم: با تخریب غیر کارشناسانه فروشگاهی در مجاور مجموعه حاج آقا علی ، فروشگاه همسایه نیز فرو ریخت ،درحالی که خسارات جبران ناپذیری را به مسجد زیبا ومنحصر به فرد چهل ستون وارد آورده بود.اما افسوس ودریغ از یک اقدام کارشناسانه در این مورد و یا حتی دادن یک جوابیه به نشریه از سوی مسئولین ذیربط.
واین بدین معنی است که متاسفانه مسئولین ما علی رغم شعارهایی که در این مورد داده و واویلایی که در پیرامون خود براه می اندازند لیکن در عمل ترجیح میدهند تا با تسامح وتساهل این گونه موارد را به نوعی رفع ورجوع کنند و...
از این دست موارد بسیار است ، همین چند روز پیش بود که سقف راسته بازاری کوچک اما زیبا در یکی از کوچه بازارهای منتهی به خیابان شهید ایرانمنش وشهید باهنر (ناصریه ) در حال تخریب بود که از بد حادثه مسئولین خبرنگار ما سر رسید واز این ماجرا عکسهایی را تهیه نمود. ویا اینکه دطی همین روزها بود که ساختمان پرورشگاه صنعتی کرمان که در پشت موزه صنعتی کرمان واقع است و دارای معماری زیبا و قابل توجه ای می باشد و قرار بود به مجموعه موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان اضافه به دستور مسئولین مورد تخریب قرار گرفت اگرچه با حضور نیروهای سازمان میراث فرهنگی در حالی که خسارات زیادی به این ساختمان وارد شده و قسمت اصلی آن با بولدوزر خراب شده بود از ادامه تخریب جلوگیری شد و... از این دست بسیار است.
ای کاش مسئولین عزیز درگیر با این موارد از جمله سازمان میراث فرهنگی ، شهرداری ،فرمانداری، استانداری و... با انجام اقدامات کارشناسانه ضمن شناسایی اینگونه مکانها که بعضا به جبر زمان فراموش هم شده اند ونیز تدوین قوانین وایین نامه های جدید ومرتبط با مسائل مطروحه ، نسبت به اعمال این قوانین وحفاظت از تاریخ وفرهنگ دیر پای دیار کریمان مدق بوده و ضمن شدت عمل برخورد با خاطیان ، خادمان وشهروندان دلسوز وخدوم را مورد حمایت وتشویق قرار دهند.
بهرصورت امیدواریم که مسئولین عزیز ضمن توضیح در مورد تخریب مواریث ماندگار کرمان در جای جای شهر خاطیان احتمالی را به مردم معرفی نموده وبرخوردی شایسته با آنها داشته باشند. انشا الله
ساختمان پرورشگاه صنعتی کرمان تخریب شد
ساختمان پرورشگاه صنعتی کرمان که در پشت موزه صنعتی کرمان واقع است و دارای معماری زیبا و قابل توجه ای می باشد
و قرار بود به مجموعه موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان اضافه گردد دوشنبه شب به دستور مسئولین اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان بدون اطلاع به میراث فرهنگی مورد تخریب قرار گرفت اما با حضور نیروهای سازمان میراث فرهنگی در حالی که خسارات زیادی به این ساختمان وارد شده و قسمت اصلی آن با بولدوزر خراب گردیده از ادامه تخریب جلوگیری شد . این درحالی است که مسئولین ارشاد کرمان اعلام داشته اند که این ساختمان جزو مواریث فرهنگی نبوده وبه دلیل قرارگرفتن روی قنات فاقد ارزش میباشد وهمچنین احداث فاز دوم موزه وتخریب این ساختمان جزو مصوبات دور اول سفر ریاست جمهوری بوده وباید اجرایی میشد
درهمین حال یکی دیگر از مسئولین اظهار داشت اگر میراث دلسوز این گونه مکانها بود چرا تاکنون هیچ اقدامی در مورد آنها به انجام نرسانده بود بطوریکه این مکان بخاطر عدم رسیدگی خود در حال تخریب بود.
باز اين چه شورش است...

-باز هم سال قمری نو شده است ومحرم ماه خون وغم،دوباره چتر خود را بر سر شیعیان
جهانگسترده است ،ماهی که تا آغاز میشود حزن وبغضی غریب وجودت را فرا میگیرد
،بیقراری ،تلواسه داری،شاید دائم در انتظار حادثه ای هستی که اصلا دوست نداری تا اتفاق
بیافتد و...
- کاروان مدینه مثل هر سال عزم سفر زیارت خانه خدا را کرده بود ، بار عام بود و جمع کثیری
پا دررکاب امام ، از فرزند و عشیره گرفته تا عده ای که خود را شیعیانش می نامیدند اما امام
خوب میدانست که بسیاری از آنها تنها همسفرش هستند ونه هم دلش ، وامام ميخواست تا
در همين سفرآخر،تکلیف همه را روشن نماید ،مرد را از نامرد تمیز دهد و...
سفر آغاز شده بود ، مکه و مکیان سرشار شور و غرور بودند، فرزند رسول ا... آمده، لیکن
هنوز موسم حج نرسیده و هنوز حاجیان لباس احرام بر تن ننموده کاروان دوباره بار سفر
بست ، به کجا ؟ کسی نمی دانست ولی نینوا خوب می دانست، او می دانست که زمینی
برگزیده است ، که جایگاهی بس رفیع خواهد داشت، نينوا سرزميني بود كه ازآدم ابوالبشر تا
خاتم (ص) تمامی برگزیدگان را به سوی خود فرا خوانده بود وشرح این افسانه بی نهایت را
برای تمامیشان سروده بود وحالا دیگر زمان به حقیقت پیوستن آن افسانه شوم سررسیده بود
وحالا نینوا هم خوب میدانست که چند روز دیگر پهنه اش آبستن حادثه ای خواهد بود که تا
قیام قیامت او را بر سر زبانها خواهد افکند.پس باید خود را آماده میکرد!
ـ حر که به کاروان امام رسید تشنه بود هم خود و هم سپاهیانش ، هم خدم و حشم و هم
اسبانش را ودست کرامت امام آنها را سیراب ساخت اما پاسخ حر چه بود – شما نمی توانید
به کوفه بروید ، راه خود را به سویی دیگر کج کنید . کاروان به دشت قادسیه رسید ،
سرزمینی میان دو رود جاری ، قلب امام جوری دیگر می تپید ، شوقی عجیب در چشمان مولا
پدیدار بود ، دیدار یار ، وصال ، کاروان به کربلا رسیده بود دشتی که سرزمین بلا می خواندندش
و امام می دانست که چه خواهد شد و چه بر او وخاندانش خواهد گذشت ، لیکن او امام بود ،
می توانست و اجازه داشت تا تقدیر را به نوعی دیگر رقم بزند ، اما ...
اما ماموریت مولا چیز دیگری بود ، نهادینه کردن آزادی و آزادگی ، له کردن طاغوت ، مصاف با
ذلت و خودکامگی ، ستیز با جهل و نادانی ، نبرد با تحجر و دین فروشی و ... و همه این مهم
مسیر نمی گشت مگر باوقوع آن حادثه
ولی نه یک چیز دیگر هم بود یک هدف و اندیشه والاتر نیز ذهن امام را به خود مشغول کرده
بود – گنهکاران امت جدش – امام آگاه بود که این امت هر چه که باشند و در هر دوره ای که
زندگی خویش را سر کنند باز هم غرق گناه خواهند بود و روسیاه و ...
و او می خواست تا معنای ایثار را به مفهوم واقعی به شیعیانش نشان دهد ، شفیع یعنی
همین ، پس خود را « قتیل العبره » خواند و ...
- اکنون دهم محرم فرا رسیده است ،همین دیشب خیل همسفرانی که به طمع ریاست
وسیاست با کاروان آل الله همراه شده بودند ،فرار را بر قرار ترجیح دادند وتنها کسانی مانده
اند که خاص تر وخالص تر از آنها کسی دیگر وجود ندارد ، تمامی کفر در برابر تمامی ایمان صف
آرایی کرده است وزمان لحظه امتحان عظیم الهی را انتظار میکشد...
از اینجایش دیگر نوشتن ندارد ، آنقدر شنیده ایم و شنیده ایم که بند بندوجودمان هرحادثه اش
را فریاد میزنند ، تنها تو تجسم کن ، تصور کن ودمی خودت را به آن صحرای سوزان برسان
وآنوقت : تک تک آن حادثه ها ومصیبتها را تماشا کن ،سعی کن تا فقط یکی ازآنها را درخیالت
بازسازی کنی وبعد... حالا میتوانی اشکهایت را از گوشه چشمت برچینی ، نه احتیاجی نیست
که آنها را پنهان کنیع فقط سعی کن ، سعی کن که حسینی باشی...
- محرم که می رسد دل شیعیانی که همیشه با شنیدن نام حسین (ع) و عباس (ع) بغض
گلویشان را می فشارد ، را حزن واندوهی غریب فرا میگیرد، محرم که می رسد اصلا زمانه
زمانه دیگری است ،پهنه آسمان سرخ میشود ، تمام مخلوقات خداوند پریشانند ، حتی سنگها
به زبان خودشان ، نوحه می سرایند و تو این را حس می کنی ،؛ با تمام وجودت ، حس میکنی
که باید کاری بکنی ،میدانی که میخواهد اتفقاق ناگواری رخ بدهد اما نميتواني جلويش را
بگیري ، ،بند بند بدنت می خواهد از هم بگسلد ، قلبت جور دیگر می تپد ، اندوهی عظیم
همراه با غروری وصف ناپذیر بر حست چیره می شود ، تمام غمهای خود را به باد می سپاری
و دلت برای فرزند فاطمه (س) می شکند ، محرم که می رسد دوست داری فکر کنی ، تامل
کنی ، کمی عمیق تر از گذشته به پیرامونت می نگری ، به یاد هزار و سیصد و اندی سال
پیش می افتی ، آنچه را که خوانده ای و نسل به نسل و سینه به سینه شنیده ای مرور می
کنی تبی سرد بر بدنت مستولی می شود و دلت می خواهد تا خلوتی دنج را بیابی تا کمی
خود را سبک کنی ، بغضت می شکفد و بی اختیار هوای خلوتت ابری می شود و بعد می
باری ... نه برای اینکه از بار گناهت بکاهی ، که اشکت را تقدیم مولایی می کنی که همه
چیزش را برای تو ایثار کرد – یا حسین (ع) –
ما نیز مسلمانیم
محرم امسال بازهم برای مسلمانان جهان با درد وخون وآتش آغاز شد ومسلمانانی دیگر درگوشه دیگری از این کره خاکی دست به گریبان آتش وخون هستند
انگار که خداوند چنین مقدر کرده است که بندگانش را همواره در معرض آزمایش وامتحان قرار دهد و...
غزه اینروزها باردیگر اندوهي نو را تجربه ميكند ودر اين بين جهانيان هركدام به نوعي ازمون خود را در پیشگاه خالقشان پس میدهند.
عده ای از مردم بدون درنظر گرفتن دین ومرام ومسلک وتنها به خاطر انسان بودن مردمی دیگر ، فریاد وامصیبت سرداده وهرکدام به فراخور توان وهمت ومعرفتشان با غزه نشینان همدردی میکنند وجمعی دیگر که متاسفانه مسلمان نما نیز مینمایند جام به جام دشمنان بشریت زده وقهقهه یب بدبختیشان را سر میدهند
براستی برما چه شده است؟
امروز قومی که نام پیامبر بزرگ خود موسی را نیز لکه دار کرده اند بی پروا وبدون ترس از آینده شومی که خداوند بر آنها مقدر خواهد نمود هم نوعان خود را به جرم اینکه پیروان آیینی دیگر که ازقضا برترین وبهترین ایین بشریت هست به خاک وخون میکشند وجمعی نیز با سکوت خود ،خویشتن را در عقوبت وگناه آنان شریک میکنند.
وباز هم دست مریزاد به شیعیان علوی که فارغ ازتوجه به رنگ ونژاد وایین مردمان سرزمین اقصی ،تنها حامیان آنها در این عرصه خون الود هستند
آری دین وایین علوی اینگونه به ما آموخته که باید هماره به دفاع از مظلوم بپردازیم ودر مقابل ظلم بیاستیم .
شیعه حسین را دارد،همو که فریاد بر اورد که اگر دین ندارید لا اقل ازاده باشید ، وشیعه آموخته است که باید به یاری انسانها بشتابد مهم نیست که شیعه اند یا سنی ، مسیحی اند یا یهودی ، دوست ما هستند یا .... تنها کافی است که مظلوم باشند وانوقت است که وظیفه شان حکم میکند تا به فریاد هل من ناصر انها لبیک گویند با تمام توان وقدرت به یاریشان بپردازند.
محرم امسال بازهم با درد وخون واتش واندوه آغاز شده است ومردمانی دیگر در گوشه ای از جهان فریاد مظلومیت خویش را سرداده اند واین امتحانی دیگر برای افریدگان خداوند است، که یاریشان کنند ویا ...
به امید روزی که موعود ما منتظران واقعی اش را به آرزویشان برساند و با ظهور وحضور خود در پهنه گیتی داد تمامی مظلومان وبالاخص بزرگترین مظلوم جهان ـجد بزرگوارش ـ را از ظالمان باز ستاند که :
این طالب بدم المقتول بکربلا...
انشا الله
اساس نامه جدید تصویب نشد

مجمع عمومی سوم خانه مطبوعات کرمان عصریکشنبه در حالی برگزار شد که طی هفته های گذشته شایعات وبحث های زیادی در محافل مطبوعاتی وفرهنگی در مورد اساسنامه جدید پیشنهادی وزارت ارشاد مطرح بود اساسنامه ای که به خاطر وجود چند بند جدید علی الظاهر این تشکل صنفی غیردولتی را وابسته وتحت تسلط دولت مینمود
خانه هاي مطبوعات اولين بار درحدود 10 سال پیش وتوسط وزارت ارشاد دراستانها تشکیل شدند ورفته رفته وبراساس اصل 44 قانون اساسی به سمت غیردولتی شدن پیش رفتند تا اینکه در سالهای اخیر وبااراده دولتهای پیشین واصحاب رسانه وبا تغییراتی که دراساسنامه های آنها به وجود امد به نهادهایی کاملا غیردولتی مبدل گشتند که توسط خود اصحاب مطبوعات وبا قدرت به حیات خویش ادامه میدادند
به طوری که در دوره های اخیر کاملا این موضوع مشهود بوده و اکثریت فعالیت وحمایت خانه های مطبوعات برعکس گذشته معطوف به روزنامه نگاران وخبرنگاران ونه مصرفا مدیران مسئول معطوف بود
در این میان البته تعدادی از خانه های مطبوعات استانها از جمله خانه مطبوعات کرمان با حرارت وگرمی وتلاش بیشتری به اداره امور مشغول بوده وجایگاه بسیار رفیع وبزرگی را در جامعه پیدا کرده بودندودر برخی استانها نیز بالعکس از چندان رونقی برخوردار نبوده اند
اما طی ماههای اخیر وبنا به سیاستهای جدید وزارت خانه تصمیم براین شدتا این نهادهای غیردولتی باردیگرتحت سلطه ادارات ارشاد قرارگیرند واین مهم به این صورت به استانها ابلاغ شد که اگر خانه های مطبوعات میخواهند تا از امکانات اداره ارشاد استفاده نمایند اساسنامه جدید را تایید نموده واگر خواهان ادامه حیات با همان اساسنامه قبلی وبه صورت غیردولتی میباشند ارشاد هیچ حمایتی از انها نخواهد نمود
در اینجا قصد واشکافی این موضوع را ندارم چه اینکه دوگانگی سیاست ارشاد از حمایت این اداره از انجمنهای فرهنگی وهنری که انها هم به دستور ارشاد غیردولتی شده ومجددا به ثبت رسیده اند اما بودجه های کلانی از دولت دریافت میدارند کاملا مشهود است، واما بعد...
اساسنامه جدید چندماه پیش برای تصویب یا عدم تصویب به شورای مرکزی خانه مطبوعات سپرده شد وشورای مرکزی نیزبرای اینکه کاملا دموکراتیک عمل کند تصمیم گرفت تا تصویب یا عدم تصویب این اساسنامه را به مجمع عمومی بسپارد و...
جالب اینکه دراین میان دوستان اصولگرایی که سعی در تصاحب کرسی های خانه مطبوعات را داشته اما معمولا به دلیل کثرت روزنامه نگاران اصلاح طلب وعدم مقبولیت خودشان این مهم را دور از دسترس میدیدند با دو به هم زنی وایجاد شایعه ونیز تاکید بر تشکیل خانه مطبوعاتی دیگر عملا جو را متشنج کرده وحتی فرصت مطالعه وتعمق دوستان مطبوعاتی رادرمورد اساسنامه جدید گرفتند
وجالب اینکه این دوستان سعی داشتند تا با ترفندهای مختلف مدیر کل ارشاد را در مقابل خانه مطبوعات قرارداده وازاین آب گل آلود ماهی خویش را صید کنند اما
به هرصورت عصریکشنبه مجمع عمومی سوم خانه مطبوعات تشکیل شد واعضای حاضر در این مجمع پس از استماع سخنان مخالفان وموافقان اساسنامه پیشنهادی ، رای به عدم تصویب این اساسنامه دادند وبدین ترتیب با رای اکثریت قریب به اتفاق روزنامه نگاران استان خانه مطبوعات کرمان کمافی السابق به کارخود ادامه خواهد دادو...
حال این سوال مطرح میشود که عکس العمل وواکنش مدیریت ارشاد استان در قبال جامعه مطبوعاتی چه خواهد بود؟
آیا وی خود را در برابرمطبوعات وجامعه مطبوعاتی قرارخواهدداد؟ویا اینکه سعی خواهدکرد تابا دوراندیشی ودرایت راهکاری را برای به دست آوردن به اصطلاح دل هردوطرف (مطبوعات استان و وزارت خانه ) پیدا نماید؟
به نظر میرسد عاقلانه ترین راه ارائه پیشنهادی به عزیزان مستقر دروزارت خانه است تا با اصلاح موارد وبندهایی از اساسنامه مذکور ،راه را بر سو استفاده های احتمالی در آینده از مفاد این اساسنامه ببندند
البته با توجه به اینکه مدیر کل محترم ارشاد خود از اهالی مطبوعات بوده ودر گذشته خود ایشان از تاثیرگذاران افراد جامعه مطبوعات وعضو شورای مرکزی این خانه بوده اند وهمچنین با توجه به اینکه خانه مطبوعات کرمان تاثیر گذارترین خانه دربین خانه های مطبوعات کشور میباشد ،انتظار میرود که مدیرکل محترم تمامی تلاش خود را برای حفظ وادامه حیات این مجموعه به کار بندند ونگذارند برخی افراد کوته فکر ودون مایه با دست آویز قراردادن مسائل جناحی وتفکر سیاسی به جای دیدگاههای صنفی ،باعث ایجاد اختلاف شده وآب در آسیاب دشمن بریزند
گنجعلی خانی آمد
و سرانجام خبر برکناری کمال جوانمرد از ریاست تربیت بدنی کرمان به حقیقت پیوست تا سه سال گمانه زنی در رابطه با برکناری او بالاخره به حقیقت تبدیل شود!
مطابق آخرین خبرها ظاهرا دستور برکناری جوانمرد از مدت ها پیش توسط دفتر علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی اعلام شده بود اما اختلافات در استانداری کرمان برای تعیین جانشین او سبب وقفه ای بلند مدت در اعلام این خبر شده بود که ظاهرا روز گذشته و با رایزنی مستقیم علی آبادی و دهمرده استاندار کرمان بر روی جانشین او توافق حاصل می شود تا بالاخره جوانمرد ساختمان شیشه ای تربیت بدنی کرمان را ترک کند. اما جانشین جوانمرد نامی است که سبب می شود مدیر کل سابق هرگز با رضایت این پست را ترک نکند چراکه صندلی او به یکی از مخالفان و در واقع مقاومان در برابر تصمیمات نادرست او می رسد! نصرالله گنجعلی خانی رییس هیات فوتبال کرمان و یکی از چهره هایی که جوانمرد با حضور او در عرصه ورزش کرمان به شدت مخالف بود و بارها درصدد تغییر او برآمد به عنوان مدیر کل جدید تربیت بدنی کرمان فعالیت خود را آغاز خواهد کرد! چندی پیش بود که جوانمرد بدون هماهنگی با فدراسیون فوتبال گنجعلی خانی را از سمت ریاست هیات فوتبال کرمان برکنار و حتی جانشین او را هم معرفی کرده بود که با قدرت رییس سابق کمیته امداد کرمان هرگز به این هدف خود نرسید تا امروز جای خود را در تربیت بدنی به او دهد!
مراسم تودیع و معارفه جوانمرد و گنجعلی خانی دوشنبه ساعت ۲.۳۰ عصردر تالار اجتماعات بانک ملی برگزار خواهد شد. در ابتدا باید دید که جوانمرد اصلا قصد شرکت در این مراسم را دارد و در ادامه باید شاهد روبوسی سرد او با گنجعلی خانی بود!
يك مصاحبه
با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنیم
اشاره:روزنامه نگاری وخبرنگاری از مشاغلی است که پیش از آنکه بتوان اسمش را شغل گذاشت بیشتر به یک هنرمقدس شبیه است که اکثرآنهایی که وارد این حیطه میشوند باید عاشقی تمام وکمال باشند تا بتوانند در این وادی جای خودرا پیدا کرده ودراین عرصه باقی بمانند چرا که علاوه برمشکلات ودغدغه های معمول مانند بسیاری از هنرهای دیگر در ایران تننها وتنها سودی معنوی عاید روزنامه نگاران وخبرنگاران خواهدشد واین خود معضلی بسیار بزرگ در شرایط کنونی کشور است
میلاد مقیمی زاده یکی از نوجوانانی است که چندسالی با شوق وعشق فراوان وارد عرصه روزنامه نگاری شده اولین بار حدود دوسال پیش بود که به همراه چند نوجوان 15-16 ساله دیگر جذب روزنامه همراه شد وبه واسطه علاقه ای که داشت خیلی زود توانست پله های پیشرفت را طی کند بطوری که هم اکنون باتوجه به سن کمش(حدود 17سال) جزو یکی از خبرنگاران وروزنامه نگاران خوب کرمان است که حالا بجز روزنامه همراه با دیگر نشریات استان هم همکاری دارد
میلاد در جشنواره مطبوعات امسال استان به عنوان جوان ترین روزنامه نگار شایسته تقدیر شد اما باتواضع وفروتنی خاص خودش هنوز خود را گم نکرده وهمین مسئله باعث میشود که همواره بیش از پیش پیشرفت داشته باشد
به همین بهانه گفتگوی کوتاهی را با وی انجام داده ایم که از نظر شما میگذرد به این امید که همه جوانانی که علاقمند این حرفه هستند با خواندن این گفتگو ،باعشق وارد این عرصه شده وامید به آینده را سرلوحه فعالیتشان قرار دهند
در اولین سوال می خواهم بدانم که چی شد روزنامه نگار شدی؟ روزنامه نگار شدنم داستان مفصلی دارد اما تنها این را بگویم که خیلی اتفاقی بود
چرا روزنامه نگاری رو انتخاب کردید؟ از 10- 11 سالگی با توجه به محیط خانوادگی ام زیاد روزنامه می خوندم و یه جورایی به روزنامه خوندن عادت کرده بودم به هر حال چه از روزنامه های سیاسی و ورزشی و اجتماعی و اقتصادی و ... رو می بایست مطالعه کنم و به نحوی که به روزنامه علاقمند شده بودم و زمانی هم که با پیشنهاد خبرگزاری پانا مواجه شدم تصمیم گرفتم که در این عرصه به صورت حرفه ای کاررو دنبال کنم.از طرفی دیگر هم روزنامه نگاری رو انتخاب کردم تا حرف قشرهای پائین جامعه رو به مسئولینی که در زمان مدیریت نمی شنوند برسانم.
جایگاه خودت را در مطبوعات کجا می بینی؟ روزنامه نگاری حرفه ای نیست که با چندتا گزارش و. یادداشت و مصاحبه حرفه ای بشوی و بر این امر ادعا کنی.فکر هم می کنم اگر بخواهم بگویم در جایگاه بالایی قرار دارم خودخواهی محض است به هر حال من دو سال ونیم است که حرفه ای کار می کنم اما در کل با برنامه های بلند مدت پا در این عرصه گذاشته ام و بر همین اساس می گویم که راه طولانی را پیش رو دارم وهنوزمبتدی هستم
روزنامه نگاری رو از کدام نشریه شروع کردی ؟ اول این را بگویم که از دیدگاه من روزنامه نگاری با خبرنگاری متفاوت است.من کار خبرنگاریم را در خبرگزاری پانا به مدت یک سال و نیم انجام دادم اما اولین نشریه ای که در آن فعالیت کردم همین نشریه همراه کرمان است. پایان هفته، مجله خط فاصله، استقامت، فردوس کویر هم از نشریاتی هستند که در آنها فعالیت کرده ام در حال حاضر هم دبیر سرویس ورزشی مجله ً خط فاصله هستم و به عنوان خبرنگار ورزشی در نشریه استقامت و همراه نیز فعالیت می کنم.
جو روزنامه نگاری کرمان را چطور می بینی؟ با تمام احترامی که برای روزنامه نگاران کرمان قائلم باید بگویم که متاسفانه جو بدی بر فضای لطیف مطبوعات حاکم است.نشریات محلی به جای اینکه دست به دست همدیگر بدهند و در راه آبادانی استانشان بکوشند برضد یکدیگر مطلب می نویسند و یکدیگر را میان مردم تخریب می کنند.از طرفی هم تعدادی که اسمشان را نمی شود خبرنگار یا روزنامه نگار گذاشت با سنگ اندازی هایی می خواهند جلوی پیشرفت همکارانشان را بگیرند اما در کل فکر می کنم جو روزنامه نگاری کرمان همانند جو سیاسی اش خراب است.
سطح روزنامه نگاری و روزنامه های کرمان را چطور می بینی؟ همانطور که گفتم کرمان جو سیاسی خیلی بدی را داراست و همین باعث شده روی روزنامه نگارها هم تاثیر بگذارد.یعنی روزنامه و یا روزنامه نگاران بیشتر از آنکه به فکر مردم و آبادانی شهر و استانشان باشند در خدمت جناح های سیاسی هستند که همین مسئله ضربه بزرگی را به روزنامه نگاری کرمان وارد کرده و از پیشرفتش جلوگیری می کند که جای تاسف است اما از نظر کیفی باید بگویم که کرمان از نویسندگان و خبرنگارانی برخوردار است که مایه افتخار مطبوعات کشور هستند و با مطالعاتی که داشتم سطح روزنامه نگاری های کرمان نسبت به خیلی از استانها در سطح بالایی قرار دارد که جای خوشحالی است
به عنوان یک روزنامه نگار حرفه ای در کرمان با چه مشکلاتی روبرو هستی؟ روزنامه نگاران کرمانی در اوج سربلندی در کشور با مشکلات زیادی روبرو هستند. علاوه بر بد بودن جو روزنامه نگاری فکر میکنم بزرگترین مشکل روزنامه نگاران کرمانی مشکل مالی است. متاسفانه خیلی از خبرنگاران و حتی روزنامه نگاران در کرمان حقوق دریافت نمیکنند و تعدادی هم که حقوق میگیرند در حد چرخاندن زندگی شان نیست و به اجبار میبایستی علاوه بر روزنامه نگاری به شغل دیگری هم روی بیاورند که همین باعث میشود کیفیت کار روزنامه نگاری در کرمان پایین بیاید از طرفی مشکل مالی نشریات است که میبینیم نشریه ای مجوز هفته نامه دارد اما چند ماه یک بار به خاطر انکه مجوزش باطل نشود چاپ میکند که امیدوارم با حمایت های ارشاد و نحوه ی درست تقسیم بندی آگهی ها این مشکلات برطرف شود.از طرفی هم امیدوارم مردم بیشتر مطالعه کنند و با این کار مطبوعات استانشان را حمایت کنند.
بهترین و بدترین خاطرات در روزنامه نگاری؟ در روزنامه نگاری خاطره خوب زیاد دارم اما بهترین خاطره ام برمی گردد به 4 تیر ماه 86 که اولین یادداشتم در نشریه نسل آفتاب به چاپ رسید(یادداشتی انتقاد آمیز از شهرداری و شرکت ایران خودرو) و بدترین خاطره ای که به ذهنم می رسد بر می گرده به زمانی که رضا عوض پور توسط ضاربان چاقو خورد وقتی خبر را شنیدم واقعا" ناراحت شدم.
آینده ات را در روزنامه نگاری چطور می بینی؟ زیاد اهل پیش بینی نیستم اما امیدوارم که به کمک خداوند بتونم پله های ترقی رو در این عرصه طی کنم و برای کرمان افتخار آفرینی کنم.
اگر صحبت خاصی داری بگو؟ دست پدر و مادرم که از مشوقهای اصلی من بودند رو می بوسم.از خانم فهیمه اماندادی،عبدالرحیم عبدالکریمی،حسین شهابی،محمود وهابی،روح ا... باقری،حسین سبزه صادقی، محمد لطیف کار, محمد علی مولازاده و همهً کسانی که اسمشان در حال حاضز در ذهنم نیست تشکر می کنم و در پایان هم از شما که به من ودوستان جوان فرصت ،شهامت واجازه فعالیت در این عرصه وهمچنین از روزنامه همراه به عنوان اولین نشریه ای که من در آن فعالیت کرده ام تشکر می کنم و از اینکه همیشه در این راه یار و یاورم بودید واقعا قدردانی میکنم .
کرمان؛ نیازمند سرمایه گذاری و توسعه

استان کرمان علی رغم برخورداری از سرمایه های عظیم بالقوه در بخش کشاورزی ودارا بودن پیشینه طولانی در این وادی، بواسطه خشکسالی های 8 ساله اخیر با بحرانی جدی در این بخش مواجه شده بطوریکه بسیاری از کشاورزان و باغداران استان بالاخص در نواحی مرکزی و جنوبی این استان با مشکلات جدی روبرو شده اند اکثر این افراد که بخش زیادی از سرمایه گذاری خود را از طریق وامهای بانکی مختلف تامین نموده اند بواسطه تواتر خشکسالی و در برهه ای از زمان سرمازدگی محصولاتشان با ضرر و زیان هنگفتی روبرو شده اند و روز به روز وضعیت آنها اسف بار تر از پیش گشته در کنار اینهمه بهره برداری غیر اصولی از منابع موجود از جمله زمین مناسب، آبهای اندک موجود در منطقه، استفاده نادرست از سموم و کودهای شیمیایی و... مشکلات آنها را دو چندان کرده است و این مسئله خود زنگ خطری دهشتناک را در منطقه به صدا در اورده است که کمترین تاثیر آن مهاجرت بسیاری از افراد و خصوصا" جوانان از شهرهای خود به سمت مرکز استان و یا استانهای مجاور بوده است.
با بررسی اجمالی در خصوص این موضوع حتی در شهرستانهایی که فاصله زیادی با مرکز استان ندارند از جمله راین، گلباف، شهداد و.... براحتی می توان دریافت که بخاطر خشکسالی های اخیر و مشکلات پیرامون آن از یکسو و نبود صنایع تاثیر گذار و ما در و نیز سرمایه گذاران منطقه ای در این شهرها، بسیاری از ساکنین این مناطق مهاجرت را بر ماندن ترجیح داده اند بطوریکه کاهش جمعیت این مناطق باعث شده تا زنگ خطری دیگر به گوش برسد که همانا نزول این مناطق از شهرستان به روستاو....است
آنها نیز که مانده اند یا به کوله کشی قاچاقچیان و ورود به باندهای قاچاق مواد مخدر و کالا وادار شده اند و یا اینکه با سختی و مرارت به گذران ایام مشغولند و اکثر آنها نیز تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفته اند که همین مسائل نیز باعث بالارفتن میزان افسردگی در مردم و افزایش آمار خودکشی و جرم و جنایت و نا امنی در این مناطق گردیده و متاسفانه تاکنون هیچ اقدام موثر و ریشه ای برای این مهم به انجام نرسیده است.
این ماجرا برای شهرستانهای دیگر استان نیز مصداق دارد راور، زرند، کهنوج، قلعه گنج، منوجان، رودبار وحتی جیرفت نیز با همین مشکلات و مسائل دست و پنجه نرم می کنند و اگر چه سعی دولتمردان بر این بوده تا رفاه نسبی را به این مناطق منتقل نمایند،اما همین مسائل ذکر شده در کنار گرانی و تورم بالای موجود در کشور باعث شده تا اخبار نگران کننده ای از این مناطق به گوش برسد و تاسف بارتر اینکه عدم بهره برداری اصولی و بهینه از اندک منابع موجود بالاخص در مناطق جنوبی این مشکلات را تشدید نموده است.
لذا به نظر می رسد کارشناسان دولتمردان و برنامه ریزان استان خصوصا عزیزان فعال در بخش اتاق جلب سرمایه گذاری و معرفی فرصتهای شغلی استان باید با توجه بیشتر به این مناطق با برنامه ریزی دقیق در کوتاه مدت و بلند مدت راه حلهای مناسب و کاربردی را برای فرار از بحران در ابتدای امر و سپس تثبیت موقعیت و امتداد رشد و توسعه در این بخشها پیدا نمایند بطور مثال می توان در مناطقی مانند گلباف و راین که به مراکز استان نیز نزدیک هستند و از لحاظ کشاورزی و صنعتی با مشکلات فراوانی روبرو هستند، با بردن صنایع مادر و بزرگ در این مناطق و سرمایه گذاری اصولی دراین بخش نه تنها مردم این شهر ها را از فقر و کوله کشی قاچاقچیان و مهاجرت نجات داد بلکه باعث شد تا بسیاری از مردم و مهاجران برای کار و زندگی به این شهرها بازگردند چرا که وجود صنایع مهم و مادر در این مناطق قطعا باعث ایجاد صنایع پایین دستی بسیاری خواهد شد و خیل عظیمی از جمعیت که شاید بالغ بر 10 هزار نفر باشند را دارای شغل و پیشه خواهد نمود.
همچنین در بسیاری از این مناطق سرمایه گذاری و جذب سرمایه در بخش میراث فرهنگی و گردشگری و ایجاد زیر ساختهای مناسب این بخش می تواند راه حل مناسب دیگری برای خروج از بحران باشد.
در مناطق جنوبی نیز با توجه به منایع عظیم کشاورزی و معدنی و همچنین جاذبه بالایی که از لحاظ گردشگری و میراث فرهنگی در این مناطق وجود دارد می توان با معرفی درست این بخشها و جذب سرمایه گذاران بزرگ و راهنمایی سرمایه گزاران و سرمایه داران محلی برای سرمایه گذاری اصولی در بخشهای مختلف از جمله صنایع تبدیلی بخش کشاورزی و معدنی و نیز سرمایه گذاری در بخشهای میراث فرهنگی و گردشگری، ضمن از بین بردن نا امنی و پایین آوردن آمار جرم و جنایت در این مناطق شادابی، نشاط فرهنگ اقتصاد و ثروت را به مردم این شهرها ارزانی داشت و به قولی بجای بردن ماهی به این مناطق ماهیگیری را به ساکنان آنها آموخت.
امید که مسئولین عزیز ما بدور از باند بازیها و جناح بندی های موجود و با تفکری فرا جناحی هرچه سریعتر به فکر از بین بردن فقر در استان باشند چرا که انسان فقیر، فقیر است چه درکپر زندگی کند و چه در ساختمانهای بتن آرمه مدرن!
برگزاری همایش معرفی فرصتهای شغلی و سرمایه گذاری استان طی روزهای گذشته اگرچه نقطه ی شروعی برای این مهم بود اما قطعا پیگیری و تلاش مسئولین ذیربط در این رابطه تاثیر گذار تر و موثرتر خواهد بود و نباید تنها به برگزاری همایش یکروزه و دو روزه اکتفا کرد بلکه تمامی کسانی که در این رایطه صاحب نظر و اندیشه هستند باید در تمامی ایام سال تلاش و همت خود را در این راستا به کار گیرند که مطمئنا" نتایج شیرین و مثبت آن در آینده ای نزدیک با قیات صالحات آنان خواهد بود.
مسئولین شهرداری، شورای شهر و فرمانداری بخوانند
کرمان – شهر بی قانون
1- سال 1386، نرخ کرایه تاکسی های شهری در کوتاه ترین مسیر (3 کیلومتر) 75 تومان اعلام شده اما هیچ کدام از مسافر کش های شخصی و خطی این نرخنامه را رعایت نمی کنند و اکثر آنها کرایه 100 تومان را از مردم اخذ می نمایند، برخی از مردم البته برخی از مردم مدتی به این امر اعتراض می نمایند و بعد چون معمولا" هیچ کس خصوصا" در کرمان حال و حوصله اعتراض و دعوا و اعصاب خردی و ....را ندارند این مسئله عادی می شود و قانون نانوشته مسافر کش ها بر جامعه حاکم شده و جالب اینکه هیچکدام از مسئولین از جمله فرمانداری و شورای شهر و شهرداری وظیفه خود نمی دانند تا از حق مردم دفاع کنند.
2- ابتدای سال 1387 شورای شهر کرمان پس از چند جلسه جنجالی و شور و مشورت نرخ کرایه تاکسی ها را برای کوتاه ترین مسیر 100 تومان اعلام میکنند به شرط اینکه سال آینده (یعنی سال 88) هیچگونه افزایش قیمتی در این بخش به وجود نیاید. اما این نرخ با اعتراض فرمانداری کرمان روبرو می شود و فرماندار از اعضای شورا می خواهد تا این نرخ افزایش نیافته و همان 75 تومان ثابت بماند غافل از اینکه... بالاخره با جلسات متعدد فرمانداری نیز این مسئله را می پذیرد و کرایه قانونی 100 تومان اعلام می شود اگر چه از مدتها قبل تاکسی ها و مسافرکش های شخصی مبلغ 125 تومان را از مردم اخذ می کردند.
شورای شهر البته در اقدامی جالب نرخ برخی از مسیرها را آنگونه تعیین می کند که عملا" رانندگان عزیز
آنچه را که دوست دارند و باب میلشان است از مشتریان دریافت نمایند بطور مثال کرایه برخی مسیرها 140 تومان- 135 تومان-180 تومان و غیره اعلام می شود که درعمل 150 تومان و 200 تومان از مردم اخذ می شود چرا که پول خردی برای دریافت و پرداخت این نرخها وجود ندارد.
در این میان اگرچه رانندگان تاکسی در دو روز مختلف دست به اعتراض و تحصن می زنند اما بالاخره اوضاع آرام شده و برای مدتی (مثلا" 1 ماه) کرایه قانونی البته فقط توسط برخی از تاکسی ها و رانندگان از مسافران اخذ می شود و بقیه همان 125 تومان رادریافت می کنند و علی رغم اعتراض مردم اما بازهم شواری شهر، شهرداری و فرمانداری هیچ اقدامی را در راستای احقاق حق مردم به انجام نمی رسانند.
3- آذر ماه سال 87- حالا دیگر تقریبا تمامی تاکسی ها و مسافرکش های شخصی مبلغ 125 تومان را از مردم اخذ می کنند و حتی وقتی که مسافری مبلغ 100 تومان را به راننده می دهد با اعتراض شدید وی مواجه شده و با این جمله مواجه می شود که « آقا کرایه 125 تومان است و همه مردم هم می دانند و پرداخت می کنند» و البته مردم کرمان هم که نه اهل اعتراض هستند و نه حال و حوصله دعوا و اعصاب خردی را دارند براحتی و البته با ناراحتی! این مبلغ را به رانندگان پرداخت مینمایند و بازهم جالب اینکه هیچ کدام از مسئولین ذیربط هیچ اقدامی را در جهت احقاق حق مردم به انجام نمی رسانند.
4- براستی در این میان حق با کیست ؟ با رانندگان تاکسی که برای این عمل غیرقانونی خود ( که قطعا" اگر از لحاظ شرعی هم به ان نگاه شود مبلغ دریافتی اضافی پول حرام خواهد بود) دلایل مختلفی را دارند؟
امید که خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید. انشاءالله
کرمان وطلوع فرصتهای سرمایه گذاری
کرمان در هماره تاریخ جزو یکی از استانهای متمدن،پیشرو وغنی درمجموعه کشورایران بوده است وبه واسطه استعدادهای خدادادی که استان کرمان در زمینه های مختلف اقتصادی ، کشاورزی ،صنعتی ،معدنی و...دارا می باشدهمیشه مورد توجه بسیاری از سرمایه گذاران وتجار بومی ،کشوری وبین المللی بوده است
لیکن با توجه به اینهمه استعداد وسرمایه بالقوه مشاهده می شود که استان کرمان آنطور که باید وشاید به پیشرفتهایی که در خور وشایسته مردم وتاریخ دیارکریمان است نایل نشده وعلی رغم تمام این مواردکرمان را حتی در برخی از شاخصه ها جزو استانهای محروم کشور به حساب می آورند.
اگرچه میتوان دلایل بسیاری را برای این توسعه نیافتگی وعقب ماندگی تاریخی ترین سرزمین کشور عزیزمان برشمرد امامهمترین دلیلی که امروزه تمامی کارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند همان سیاستگذاری اشتباه وغلط مدیران ، مسئولین وکارگزاران دولتی در این استان است که بازهم به دلایل مختلف اعم از سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی و... عمدا ویا سهوا روی داده است که البته نجابت بیش از حد مردم کرمان وروحیه آرام ومنفعلانه مردم این دیار نیز تاثیر زیادی در آن داشته است که نتیجه وبازخورد آن نه تنها باعث شده تا سرمایه گذاران وتجار غیر بومی رغبتی به سرمایه گذاری در این شهر نداشته باشند بلکه حتی موجب گردیده تا بسیاری از سرمایه داران بزرگ کرمانی که ازبد حادثه جزو بزرگان این وادی در کشور وحتی در منطقه بوده اند سرمایه های خود را در جایی غیر از موطن خودشان به کار گیرند و...
اما نکته مثبتی که در این میان میتوان از آن به عنوان مهمترین مسئله حادث شده طی سالهای اخیر در استان نام برد اتفاق نظر تمامی مسئولین وافراد ذینفوظ استان از همه طیف ها وگروهها برتدوین سیاستی درست وبهینه وبرنامه ریزی مدون برای جذب سرمایه های بومی ،کشوری وبین المللی با توجه به استعدادهای فراوان و بالقوه استان در زمینه های مختلف صنعتی ،معدنی ،کشاورزی ، فرهنگی ، مدیریت شهری، ،میراث فرهنگی،ورزش و... می باشد که طی ماههای اخیر گوشه هایی از آن محسوس وملموس بوده است.
هم اکنون دیگر اکثریت افراد تاثیرگزار در سیاست واقتصاداستان به این مهم پی برده اند که دروهله اول باید با کنارگذاشتن اختلافات وبدوراز بهره جویی از سلایق شخصی واحترام به خرد جمعی تنها وتنها به توسعه استان عزیزمان بیاندیشند وقطعا از همین بستراست که میتوانند در درازمدت به اهداف دیگر خود نایل شوند
دروهله دوم نیزاین دیدگاه که سرمایه داران جزو فئودالها وطاغوت وامثالهم بوده وباید اموال آنهارا مصادره وقلع وقمع نمود ازبین رفته وهم اکنون این دوستان میدانند که اتفاقا باید سرمایه داران وتجار موفق وتاثیرگذار را جذب نموده وبا تشویق وترغیب آنها به حضور در استان ،از اندک فرصتها بهترین بهره را جست واین خود موضوعی است که در آینده برنامه های برنامه ریزان استان نقشی اساسی ومهم را ایفا خواهد نمود.
استان کرمان هم اینک با توجه به شرایط خاص اقلیمی و آب وهوایی از نقطه نظر کشاورزی ، دارابودن انواع واقسام معادن بطوری که لقب بهشت معادن را به آن داده اند ، موقعیت استراتژیک و مهم صنعتی ، غنای عظیم تاریخی وفرهنگی ومهمتر از همه امنیت بالای این استان از جهات مختلف ، بهترین وعالی ترین شرایط را برای سرمایه گذاری در ابعاد مختلف در کشور وحتی خاورمیانه دارا می باشد بطوریکه با اندکی تبلیغ ومعرفی درست این استان به هموطنان وجهانیان سیل عظیم سرمایه گذران را به سوی این استان غنی وپهناور سرازیر خواهد نمود ودر آینده ای نزدیک کرمان را به قطب کارآفرینی وبهشت سرمایه گذاران تبدیل خواهد کرد.
اما در این میان مسئولین عزیز ما باید اولویتهای بسیاری را برای نیل به این مقصود در نظر بگیرند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
- تدوین وبرنامه ریزی بلند مدت ، اساسی ودرست همراه با آینده نگری وبا درنظر گرفتن شرایط اقلیمی جغرافیایی،تاریخی،فرهنگی،اجتماعی و... دراین راستا
- تسهیل شرایط سرمایه گذاری وحذف بروکراسی اداری در راستای سرمایه گذاری بهینه
- جذب سرمایه گذران بومی با ایجاد شرایط مساعد وحتی بازگرداندن اموال بسیاری از سرمایه گذاران نیک اندیش ودرست کردارکه شاید به اشتباه ویا غرض ورزی مصادره وقلع وقمع شده وباعث تعطیلی بسیاری از صنایع وکارخانه جات گشته واقتصاد کرمان را در برهه ای از زمان با بحران مواجه ساختند
- حمایت همه جانبه از سرمایه گذاران وکارآفرینان وتشکیل اتاق فکر ومشاوره برای راهنمایی ومشاوره در فرصتهای موجود ونیز بهره گیری بهینه از سرمایه ، موقعیت و مدیریت زمان و...
- برنامه ریزی دراز مدت وشناسایی مناطق تاثیرگذاروسودآور واقتصادی ومعرفی آنها به سرمایه گذاران
- عدم دخالت دادن مسائل سیاسی وقومیتی ونژادی در سرمایه گذاری
- تامین حداکثری امنیت اجتماعی ،اقتصادی وشغلی برای این عزیزان
- ایجاد فرهنگ عمومی در میان مردم وبالاخص مذدم شهرستانهای کوچک برای همکاری آنها با سرمایه گذاران و... با توجه به مشکلاتی که در گذشته به همین واسطه به وجود آمده
- استفاده بهینه از رسانه ها و مطبوعات برای تبلیغ ، ترویج وتوسعه فرهنگ سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذاران
- ترغیب وتشویق سرمایه گذاران برلی سرمایه گذاری در صنایع مادر وحیاطی که باعث ایجاد صنایع پایین دستی بسیاری در کنار آنها خواهد شد
- برگزاری همایشها ، سمینارها ، نمایشگاهها و برنامه های مختلف برای معرفی کرمان و استعدادهای بالقوه سرمایه گزاری در بخشهای مختلف
و....
فروریختن آوار ؛ سوداگری بر سر تاریخ شهر


در حالی که این روزها همگان فریاد حفاظت از مواریث فرهنگی وافزایش وگسترش صنعت توریسم سر میدهند بر اثر خاک برداری و تراشیدن دیوارهای یک فروشگاه در خیابان شریعتی و در مرکزمحور تاریخی فرهنگی کرمان ،سقف فروشگاه مجاور که یک مانتو فروشی بود فرو ریخت. بنا به گزارش های رسیده در ساعت 30/8 دقیقه صبح دوشنبه در حالی که کارگران مشغول کار در یک فروشگاه بودند سقف فروشگاه مانتو فروشی مجاور مجاور با صدای مهیبی فرو ریخت و دو نفر از کارگران از ناحیه دست ، کمر و پا دچار صدمات شدیدی شدند اما با توجه به اینکه مانتو فروشی هنوز شروع به کار نکرده بود کسی در این فروشگاه صدمه ندید. گفتنی است صاحب مانتو فروشی خسارت وارده را بیش از 200 میلیون تومان عنوان نمود.
از طرفی یک کارشناس میراث فرهنگی که نخواست نامش فاش شود با اشاره به تراشیده شدن دیوارهای فروشگاه مذکور گفت این کار باعث وارد شدن آسیب های شدیدی به ساختمان موزه مطبوعات (مقبره سید علوی) و مسجد زیبای حاج آقا علی شده و احتمال ریزش آنها نیز وجود دارد.
جالب توجه اینکه طی ماههای اخیر وبه بهانه نوسازی وبه سازی فروشگاههای منطقه مذکور ، بسیاری از مالکین به تخریب بناهای قدیمی که هرکدام میتواند میراثی شایسته برای کشور باشد پرداخته و اقدام به ساخت بنایی جدید با نمایی نه چندان سنتی همشکل مینمایند
ازسوی دیگر مشاهده میشود که اب انبارهای منطقه از جمله آب انبار حاج آقاعلی و.. لبریز از آب شده واحتمال نشست ، خرابی وفاجعهای ملی ،مردمی وجود دارد بطوریکه به گفته کارشناسان هرلحظه بیش از پیش احتمال ریزش کاروانسرای حاج آقا علی که یکی از منحصر به فردترین کاروانسراهای ایران میباشد ونیز مجموعه های حاج آقا علی ، گنج علی خان و...وجود دارد
بهرصورت امیدواریم که مسئولین میراث فرهنگی ، شهرداری و... نسبت به این مسائل وموارد حساس بوده وبا آینده نگری در حفظ مواریث ما کوشا ومدق باشند. انشاالله
نخستين نمايشگاه تخصصي دام، طيور و شيلات در كرمان به کار خود پایان داد

نخستين نمايشگاه تخصصي دام، طيور، شيلات و آبياري مدرن به همراه سومين نمايشگاه ماشينآلات كشاورزي در محل نمايشگاههاي جنوب شرق كرمان به کار خود پایان داد
در اين نمايشگاه ۳۵شركت از كرمان به همراه ساير استانهاي فعال در زمينه كشاورزي حضور داشتند جالب توجه اینکه اگرچه
با وجود پنج هزار و ۶۰۰واحد كشاورزي فعال در استان كرمانونیز مرکزیت کرمان از لحاظ کشاورزی ودامپروری ، اين نمايشگاه ميتواند در افزايش اطلاعات فعالان اين بخش موثر بوده. وهمچنین نمايشگاه تخصصي دام استان كرمان در افزايش بهرهوري مراكز توليد و پرورش آبزيان، دام، طيور و توليدكنندگان فرآوردههاي دامي نقش به سزايي به همراه داشته باشد. لیکن عدم تبلیغات موثر, ساعات محدود کار نمایشگاه بعد مسافت نمایشگاه وفاصله زیاد آن از شهر , عدم امکانات رفاهی ووسایل نقلیه دسترسی به این مکان , کیفیت نمایشگاه کرمان را به شدت پایین آورده واکثریت غرفه داران با ابراز نا رضایتی از نمایشگاه , خواستار توجه بیشتر مسئولین شدند
خداحافظ طاهره ....

1-تمام قصه ها با یکی بود یکی و نیود دیگری آغاز می شود که یکی بود و یکی نبود، یکی رفته بود یکی مانده بود ، مانده بود و گریه کرده بود، طاهره هم رفت. مثل خیلی های دیگر مثل اطهری، مثل هاشمی مثل قهاری، مثل ارفع مثل فاخره، طاهره صفارزاده هم رفت تا تولدی دوباره را تجربه کند.
2- ابتدا فکر می کنی به همین سادگیست خودکارت را بر میداری،کلمات دهن کجی می کنند می خواهی چند سطری را بنویسی، باید بنویسی و بعد احساس می کنی که نوشته هایت مانند قلعه های فرو ریخته ایست که حتی جهانگردها هم می توانند به راحتی فتحش کنند. ذهنت می گوید بنویس،اما خودکارت تلاش می کند تا از لای انگشتانت فرار کند، مگر قبلا" ننوشته ای ،چه برای آنها که هستند و چه برای آنها که رفته اند مگر اثری کرد؟ مگر اتفاقی افتاده ، بزرگان و مفاخر شهرت دانه دانه بزرگ می شوند قد می کشند می رسند، بر زمین می افتند و بعد به راحتی زیر پاهای زمانه له می شوند، اما... اما باید بنویسی ، بنویس که طاهره هم رفت بدون آنکه ..... مثل خیلی های دیگر خیلی هایی که اگر چه شهره عالم و آدمند اما در دیار خودشان غریب ترند و بعد بازهم کلیشه زیبای شاعر همشهریت به خاطرمی آید که : گرت هواست که هرگز به عافیت نرسی / غریب پرور و خودکش چو اهل کرمان باش .
3- طاهره صفارزاده، شاعر، نویسنده، محقق و مترجم قرآن در سال 1315 در سیرجان و در خانوادهای متوسط با پیشینهای عرفانی متولد شد.
او نخستین شعرش را در 13 سالگی سرود و اولین جایزه شعر را نیز در سال چهارم دبیرستان به پیشنهاد استاد باستانی پاریزی كه دبیر دبیرستان بهمنیار بود، از رییس آموزش و پرورش استان دریافت كرد.
کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی را در ایران دریافت کرد و برای ادامه تحصیل به انگلستان و سپس به آمریكا مهاجرت نمود، در دانشگاه آیوا نیز در گروه نویسندگان بینالمللی پذیرفته شد.
تألیف كتاب «اصول و مبانی ترجمه» اثر این استاد به عنوان كتاب درسی، سرآغاز روال و نظم تدریس نقد ترجمه در رشته زبان و ادبیات خارجی در دانشگاههای كشور بود.
وی مركزی به نام «كانون فرهنگی نهضت اسلامی» را با همکاری نویسندگان دیگر تاسیس کرد و در سال 1355 به اتهام نوشتن شعر «مقاومت دینی» از دانشگاه اخراج شد.
صفارزاده پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی همكاران خود به عنوان رییس دانشگاه شهید بهشتی و نیز رییس دانشكده ادبیات این دانشگاه انتخاب شد.
صفارزاده در سال 1367 در فستیوال بینالمللی شعر «داكا» یكی از پنج عضو بنیانگذار كمیته ترجمه آسیا بود و در زمان همكاریاش با فرهنگستان زبان و ادب فارسی، طرح او در مورد تهیه فرهنگهای تخصصی كه با ضوابط علمی و پیشنهادات جدید تدوین شده بود به تصویب شورای فرهنگستان رسید.
وی در سال 2005 میلادی بهعنوان برترین زن مسلمان از سوی انجمن نویسندگان آفریقایی و آسیایی در مصر برگزیده شد.
فعالیتها و آثار صفارزاده
از این مترجم 12 مجموعه شعر منتشر شده است كه آخرین مجموعه شعر منتشر شده او «جلوههای جهانی» بود.
صفارزاده شعرهای دیگری نیز بعد از مجموعه جلوههای جهانی آماده كرده و به ناشر سپرده است. وی موفق نشد ترجمه نهجالبلاغه که تا این اواخر مشغول کار بر روی آن بود را در زمان حیاتش به پایان برد.
از او كتابهایی درباره نقد ترجمه در زمینههای ادبیات، علوم وعلوم قرآنی و ویراستاری 36 كتاب زبان تخصصی منتشر شده است.
از این شاعر مجموعههای شعر رهگذر مهتاب، طنین در دلتا، سد و بازوان، سفر پنجم، حرکت و دیروز، بیعت با بیداری، مردان منحنی، دیدار صبح، در پیشواز صلح، هفت سفر، روشنگران راه و جلوههای جهانی منتشر شده است.
فاطمه راکعی که خود خود از شاعران خوب معاصر ماست در مورد وی می گوید: از ویژگیهای مهم ایشان این بود كه در سالهای پیش از پیروزی انقلاب شعرهایی را عرضه كرد كه حاكی از گرایش شدید معنویش و دلبستگیهایش به قرآن بود. بعد از پیروزی انقلاب هم مجموعههای معنوی از ایشان منتشر شد كه آنها را به انقلاب اسلامی هدیه كرد.
دكتر طاهره صفّارزاده در ماه مارس 2006 همزمان با برپائي جشن روز جهاني زن، از سوي سازمان نويسندگان آفريقا و آسيا (Afro – Asian Writers' Organization) به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه و دانشمند مسلمان برگزيده شد.
در بخشی از نامه این سازمان آمده است: "از آنجا که دکتر طاهره صفارزاده ـ شاعر و نویسنده برجسته ایرانی ـ مبارزی بزرگ و نمونه والای یک زن دانشمند و افتخارآفرین مسلمان است، این سازمان ایشان را به پاس سابقه طولانی مبارزه و کوششهای علمی گسترده به عنوان شخصیت برگزیده سال جاری انتخاب کرده است."
4- طاهره صفارزاده هم رفت مثل خیلی های دیگر خیلی هایی که ما همشهریان بی معرفتش قدرشان را نداستیم و...
اما کاش، کاش از همین امروز همین لحظه به این فکر باشیم که نخبگانمان را شناسایی کنیم ، واز همه آنها تا وقتی که هستند تجلیل کنیم بدون اینکه حب وبغض های سیاسی را آلوده این کار کنیم ، بدون اینکه تفکر آنهارا زیر سوال ببریم ، بدون اینکه ...
صفارزاده اگرچه دردیار خود غریب بود اما جزو شهیرترین های زمان خود بود وچه بسیار عزیزانی هستند که ما نمیشناسیمشان وتنها پس از رفتنشان افسوس خواهیم خورد که...
کودک این / هرشب در حصار خانه ای تنهاست / پر نیاز از خواب اما / وحشتش از بستر آینده و فرداست / بانگ مادر خواهی اش / آویزه ای در گوش این دنیاست / گفته اند افسانه ما از مهربانی های مادر / غمگساری های مادر دربر گهواره ما / شب زنده داری های مادر / لیک ان کودک ندارد هیچ باور / شب چو خواب آید درونی دیده او / باز امشب مادرم کو / بانگ آرامی بر آید / چشم برهم نه کدامشب مادرت اینجاست / پشت یک میز / زیر پای دود های تلخ سربی رنگ / در میان شعله های خدعهو نیرنگ / در تلاش و جستجوی بخت / چهره اش لبریز از فکر برد / فکر باخت / فکر پوچ / فکر هیچ مانده در بن بست راهی تنگ.....
و طاهره خیلی خوب کودکان قرن خود را شناخته بود آنها که هویت خود را گم کرده اند و بدون آینده ، گذشتگان را فراموش کرده اند و....
5- باهم یکی از شعرهای کوتاه او را مرور میکنیم به این امید که .... بگذریم :
اين رد پای سياووش است
بر برگهای سپيدار باغ
در باغ كاغذی تاريخ اسفند دود كن
كه اين نكبت هزار ساله
ما را گرفته است
بعد از فساد اسكندر
توريست آمده
كه نقش ستونها را از بر كند
سالمندان؛ولی نعمتان جامعه
سالمندان ولی نعمتان جامعه ما هستند و حق بسیار بزرگی را بر گردن ما دارند،شاید این یکی از
زیباترین جملات کلیشه ای جامعه ما باشد که هیچگاه نه کهنه می شود، نه فراموش می گردد و نه
تبذیل به کلیشه ای تکراری و عذاب آور می گردد.
- جامعه امروز ایران علی رغم تمامی تبلیغات و صحبتهایی که پیرامون جوان بودن آن می شود اما
جامعه ایست که به سرعت به سمت سالخوردگی پیش می رود و این موضوع هنگامی دردناک است که
از سوی دیگر با توجه به مشکلات موجود در جامعه از جمله مشکلات اقتصادی و تبلیغاتی که د ر جامعه
مطرح می باشد،رشد جمعیت در کشور سیری نزولی را طی می نماید و طی سالهای نه چندان دور
جامعه ایران همانند جوامع غربی به جامعه ای پیر تبدیل خواهد شد.اما نکته ای که در این میان حائز
اهمیت است وجود سالمندان در جامعه ما و نحوه برخورد و رفتار جامعه با این عزیزان می باشد.مسئله
ای که متاسفانه و بر اثر عوامل مختلف روز به روز بغرنج تر می شود و از آنچه باید فاصله می گیرد. جامعه
اسلامی ایران جامعه ایست که براساس اخلاقیات و آموزه ها و آمیزه های باستانی و مذهبی پایه گذاری
شده و ایرانیان همواره در طول تاریخ انسانهایی بوده اند که دارای دین و مذهب بوده و بر همین اساس
عرف جامعه شان را تعریف و تشکیل داده اند و یکی از همین عرفهاي زیبا و پسندیده احترام به بزرگترها و
پیشکسوتان و سالخوردگان جامعه می باشد و بر همین اساس است که پدران و مادران وپدربزرگها و
مادر بزرگها و کلا" بزرگترهای خانواده در جامعه ما از جایگاهی والا و تاثیر گذار برخوردار هستند و البته این
مسئله در جامعه ای همانند جامعه سنتی کرمان بواسطه فضای خاص حاکم بر این شهر و استان و
ساختار سنتی و مذهبی که بر این شهر حاکم می باشد بسیار محسوس تر و قابل لمس تر می باشد و
شاید بر همین اساس است که سرای سالمندان کرمان خوشبختانه بسیار خلوت تر و کم رونق تر از
استانهای دیگر مي باشد.
- مسئله قابل تعمق لیکن در این میان این است که طی سالهای اخیر به دلایل مختلف شرایط جدیدی بر
جامعه حکم فرما شده شرایطی که زنگهای خطر را بیخ گوشهای تک تک ما به صدا در آورده است.
- مشکلات اقتصادی و فشارهای موجود در این رابطه،تهاجم فرهنگی غرب و استفاده و تقلید کورکورانه
نسل معاصر از فرهنگ آنها،کوتاهی مسئولین مربوطه،دور شدن از آموزه های اخلاقی و دینی و در نهایت
تغییر ساختار اجتماعی جامعه (که در شهرهای بزرگ تر بسیار محسوس تر می باشد) باعث شده تا
دیدگاه جوانان جامعه امروز نسبت به سالمندان تغییر کند و جمعی از آنها بدون توجه به اینکه این عزیزان
چه حق و حقوقی را بر گردن آنها و جامعه دارند به انحا و انواع مختلف نسبت به آنها بی احترامی کرده و
در شرایطی اسفناک تر شاهد آن هستیم که بعضی خانواده ها عزیزترین عزیزانشان را به سرای
سالمندان می سپارند و...
داد سخن دادن در این وادی چنان سخت،دردناک و اندوه آور است که نه قلم را یارای نوشتن می باشد و
نه زبان را یاری بیان،فقط و فقط این تقاضا را از تمامی مخاطبین عزیز داریم که تنها و تنها لحظه ای تعمق
کنند و به این بیاندیشند که این روزگار زمانی نیز برای آنها پیش خواهد آمد و آنوقت ایا فرزندان ما چه
رفتاری با ولی نعمتان خود خواهند داشت!
و سخن آخر اینکه بیاییم در این روزها که به هفته سالمندان و اسکان سالمندان مزین گردیده،احساس
مسئولیت بیشتری نسبت به بزرگترهایمان و ولی نعمت هایمان داشته باشیم،بیاییم با سرزدن به
سالخوردگان پیرامونمان برای لحظه ای که شده آنها را شاد و خوشحال نماییم،بیاییم با رفتن به سرای
سالمندان به عزیزانی که هیچ کس و کاری را ندارند دلگرمی ببخشیم و در نهایت اگر کمکی هرچند
کوچک از دستمان برمی آید برایشان انجام بدهیم. والسلام
دروغ هایی از نوع ایران سل

اینروزها در هر گوشه و کنار ودر هر رسانه ای که نظر بیافکنی با تبلیغات یکی از اپراتورهای بخش
خصوصی تلفن های سیار روبرو می شوي، ایرانسل، تلفن سیاری که با تبلیغات وسیع و هزینه های
بسیار در این وادی، به فروشی بی نظیر در بازار ایران دست یافت اما.... در این کوتاه سخن اصلا" قصد
واشکافی نحوه ارائه خدمات و یا نوع آنتن دهی و... این اپراتور را نداریم اما مسئله ای که در این میان
بسیار حائز اهمیت است برخی از تبلیغات دروغین آن از جمله تخفیف در نرخ مکالمه و یا واگذاری سیم
کارتهای هدیه می باشد. به طور مثال بسیاری از دوستان و همشهریان که با تبلیغات این شرکت در روز
مادر امسال (4/4/87) اقدام به خرید سیم کارت ایرانسل نموده و بنا به تبلیغات ایرانسل منتظر دریافت
سیم کارت هدیه خود بودند، و با تماسهای مکرر و ارسال پیام کوتاه به شماره اعلام شده (138) جوابی
مبنی براینکه بزودی سیم کارت هدیه را دریافت خواهید کرد مشاهده می نمودند لیکن پس از گذشت 3
ماه طی روزهای گذشته با پیغامی مبنی بر اینکه سیم کارت هدیه به شما تعلق نخواهد گرفت روبرو
شدند. حال این سوال مطرح است که آیا ایرانسل بخاطر فروش بیشتر چنین وعده های دروغی را به
مشتریان خود داده است و یا اینکه اتفاق دیگری در این میان افتاده که مردم از آن بی خبرند؟
عکسهایی از مسجد حاج آقا علی(مسجد چهل ستون) ،یادگار معماری اصیل کرمان زمین







(مطلبی از عبدالرضا قراری در مورد تخریب قبرستان سید حسین کرمان )
و از آن پس زمین مردگانش را به خود نپذیرفت !

- مسئله چیست ؟ ! مسئله این است که همیشه در مسیر توسعه نادرست ترین راه انتخاب می شود .
- مسئله این است که هزار راه منطقی وجود داشت تا مدفن تاریخی کرمانی ها گذرگاه ماشین ها نشود
،اما راهی انتخاب می شود که بیشترین خسارت را برای مردم در بردارد.
- اما این اعتراض به مردمی است که در حافظه ی تاریخیشان جايی برای اعتراض به تخریب هویتشان
وجود ندارد.
- چقدر تاریخ ثابت کند که آنکه گفت"" آهای آقایان شما را به خدا اینکار رانکنید "" درست گفته است و
البته مردم سرگرم امور ات جاری خود بودند ، صدایی شنیده نشد .
- یک آدم مطلع حرفی را میزند صداهايی میگویند "" ضد توسعه ، مُرده پرست ، دل بسته ی مشتی
استخوان ، ............"" و بعدها آگاه میشویم آنچه که از دست داده ایم کمتر از مجسمه ی بودا در
افغانستان نبود ؛ اما هیچ صدای داخلی در نقد یا بررسی این موضوع شنیده نشد .
- بدیهی است که عبور یک راه از قبرستان قدیمی کرمان موافقان و مخالفانی داشته باشد ، همانگونه
که دادن آب به شهرک پدر این چنین است ؛ اما امروز قاعده این است که کارنادرست ممکن تراست تا کار
درست .
مردم هویت دارند، شهر تاریخ دارد ، مردگان اسناد معتبری هستند در اصالت افراد و ایجاد ساختارهای
اجتماعی ؛ اشتباه درکجاست ؟! اشتباه دراین است
که هرچند دانش ما ناقص است نسبت به دانشی که خداوند در ظرفیت هستی به عنوان قوه تحقق
اندیشه به ودیعه گذاشته است ،اما ناقص ترین اندیشه ها برنامه توسعه را هدایت می کنند .
واما این همه تعصب وعصبیّت از کجاست ؟
- از انجا که ما مردم را رعایت نکردید ، احساسات ما مردم را درک نکردید ، ومنطق را رعایت نکردید . کی
و کجا ؟!
- وقتی که کرمان را ویرانه اي ساختیم نا متقارن وبد قواره از ساختمان ها به ظاهر زیبا که درنهایت، بی
سلیقگی و آشفتگی را به معماری شهر منتقل مي کنند و توسعه بیشتر شبیه شوخی است که در
فقدان مادر با کودکی صورت گیرد.
- امروز هویت اجتماعی ما در حال دگرگونی است واین اصلاً خوب نیست چراکه اولاً درمسیر توسعه
وپیشرفت نیست و ثانیاً برجای گذارندۀ ساختاری بیمار وافلیج خواهد بود برای آینده که در ذات خود
بزرگترین مانع توسعه فردای شهر خواهد شد.
- گورستان مستند ترین بخش تاریخ مابود و هست که تاریخ مکتوبمان به سفارش شاهان رقم می خورد
؛ وبخش عظیمی از آن به دست غارتگران تاریخ از بین رفته ونابودمی شد .
من به نیاکانم وصلم وآنها در گورستان شهر خفته اند .
- این همان قدر نادرست است که ویرانی بخش هایی از بافت قدیم شهر در گذشته .
اکنون برنامه ریزان شهری خود می دانند که خسارتی جبران ناپذیر بر پیکر شهر وارد شده است که برای
آبادانی وباز گرداندنش به وضعیت نیمه سامان یافته باید از ترکیه و ناکجا آباد کارشناس وسرمایه گذار
بیاوریم . - باور کنید خیلی کار نادرستی صورت گرفته که امروز هم به دلیل فقر آگاهي وفقر اطلاعاتي
تصویر درستی از فاجعه اي که رخ داد دراذهان مردم کرمان نقش نبسته ، اما همگی احساس می کنند
در شهری کم تحرک وبی روح زندگی می کنند که تنها جای آباد این شهر یعنی قبرستان ،به ویژه
قبرستان کهنی که مرز ساخت کنونی جامعه وگذشته ی زیبا ومتفاوتش؛ دارد از ذهن ها پاک می شود .
این امر خطر دارد، برای همه دارد ،برای خانواده ها، برای روابط اجتماعی وبرای اشغال سرزمینمان توسط
آدم فضایی هايی که درچشمانشان برق قرمز نیست و مثل ما بر روی دو پا راه می روند و با ما گفت
وگومی کنند .
- شما که دنیا دیده هستید یه تئوری تأ سیس شهر مدرن برزیلیا ومشکلات بعد از تأ سیس آن مراجعه
نمایید ، شما در قبال توسعه ی مالزی مرعوب شده اید چرا به آنچه در برنامه ریزی و طراحی فاقد آن
هستید پی نمبرید . فقدان احترام به مردم .
ما در نبود این گورستان پدرانمان ومادرانمان را فراموش می کنیم و روایت های شفاهی باقی مانده از
آنها را فراموش می کنیم ، ما آموزه های اخلاقی که عمدتاَ بعد از مرگ برای ما بازماندگان کارکرد دارند را
فراموش می کنیم و آنوقت می شویم شهروند پادر هوا که کمترین خسارتش آشغال ریختن در معابر
ونپرداختن عوارض خواهد بود . ما مردم چون وجود نداریم در شهر مشارکت نداریم و عوارض نمی
پردازیم .




عکسهایی از گنبد جبلیه و قبرستان سید حسین که اینروزها توسط شهرداری تخریب شد
هراس در جبهه اصولگرایان
اینروزها هرچه که به پایان روزهای زمامداری دولت نهم و انتخابات دهم ریاست جمهوری نزدیک می شویم
هراسی محسوس در جبهه اصولگرایان خود را نمایان می کند. هراس از اینکه آیا با این نوع روش حکومت
داری و اداره کشور، که نتیجه و بازخوردی جزء یاس و ناامیدی در میان توده های مردم و به بن بست رسیدن
اکثریت برنامه های فرهنگی، هنری، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور نداشته است، آیا در انتخابات آتی
بازهم با اقبال مردم و حتی نزدیکان ومنسوبین خود روبرو خواهند شد یا... از سوی دیگر با مطرح شدن بحث
حضور دوباره سید محمد خاتمی و گمانه زنی هایی که در این مورد در مطبوعات و رسانه های مختلف کشور
مطرح می شود این هراس را صدچندان نموده هراسی که جبهه اصولگرایان را با چالشی جدی تامل برانگیز
روبرو کرده است به طوری که این بزرگواران بجای اینکه به اصلاح عملکرد خویش و جلوگیری از تکرار
اشتباهات بپردازند بیشتر در این اندیشه بسر می برند که چگونه از ورود چهره های شاخص اصلاح طلب به
انتخابات جلوگیری به عمل آورند. با نگاهی اجمالی به عملکرد دولتمردان نهم طی سه سال گذشته و بررسی
حوزه های مختلف کاری دولت و نتایجی که در پی داشته براحتی می توان استنباط کرد که هم اکنون کشور در
وضعیتی بسیار نابسامان و متلاطم بسر می برد و در این میان بیشترین ضربه و فشار به قشر متوسط و
ضعیف جامعه وارد شده و اساسا" زندگی مردم را از جنبه های اقتصادی اجتماعی وحتی فرهنگی با چالشهای
بسیار جدی روبرو کرده است بطوریکه اکثریت جامعه با فرار از سیاست زدگی و سیاست ورزی در
تنگناهای به وجود آمده چاره ای جز بی تفاوتی نسبت به وضعیت موجود و سپردن سکان زندگی خویش به این
دریای آشفته به امید رسیدن دستی از غیب برای نجاتشان متصور نیستند.
گسترش فقر در میان توده های مردم و افزایش فاصله طبقاتی میان اغنیا و فقرای جامعه به واسطه سیاستهای
غلط اقتصادی دولت، وضعیت نابسامان تولید داخلی و تعطیلی بسیاری از کارخانجات و موسسات تولیدی
خصوصی و نیمه خصوصی کشور و ورشکستگی بسیاری از تجار و سرمایه گذاران، خالی شدن صندوق
ذخیره ارزی کشور علی رغم افزایش روز افزون قیمت نفت،بالا رفتن نرخ تورم واقعی کشور و افزایش
30 درصدی آن نسبت به گذشته، بحران در بازار مسکن و افزایش 150 درصدی فروش و اجاره بهای مسکن
در کشور،شکست طرحهای زودبازده و انحراف منابع مالی این طرحها و تورم ناشی از آن ، کاهش منابع
بانکها و خطر ورشکستگی بانکهای دولتی و خصوصی کشور، افزایش نرخ بهره و تبعات ناشی از آن،
واردات بی رویه کالاهای اساسی و غیر اساسی و در مقابل کاهش بیش از پیش صادرات که نتیجه ای جز
افزایش بیکاری و ورشکستگی صنعتگران و نابودی کشاورزان کشور در پی نداشته است.
طرح سهمیه بندی بنزین و اجرای غلط آن، اجرای طرح تحول اقتصادی که در شرایط موجود به جز رئیس
جمهور و اطرافیان ایشان ،کلیه کارشناسان و اقتصاددانان اجرای آن را اشتباه بزرگ دولت و خرابتر شدن
وضعیت اقتصادی کشور عنوان می کنند، رواج خرافات و سوء استفاده از دین توسط برخی از مسئولین که
نتیجه ای جز دین گریزی جوانان در پی نداشته است، سیاست های غلط دولت در روابط خارجی و مشکلاتی
که در این میان گریبان گیر کشور گردیده، مدیریت اشتباه بحث انرژی هسته ای که این مسئله را با پیچیدگی
های متفاوتی روبرو کرد، برخورد با سیاسیون و برخی فعالان دانشجویی، سیاستهای غلط دولت در قبال
ورزش کشور که نتایج آن بازخوردی جز افت و سرشکستگی برای ایران عزیز در پی نداشته است، تفکر غلط
مدیران فرهنگی و سیاستهای اشتباه آنها در عرصه فرهنگ و هنر که نه تنها باعث اعتلای آن نگردیده بلکه
باعث افزایش نفوذ و تهاجم فرهنگی غرب در میان نسل جوان جامعه شده، گرانی بی رویه کالاهای اساسی و
مایحتاج عمومی مردم و فشار مضاعفی که بر جامعه تحمیل گردیده، افزایش نرخ بیکاری به واسطه عدم
کارآفرینی از یکسو و تعطیل و ورشکستگی صنایع موجود از سوی دیگر، و دهها و دهها مورد دیگر که
براحتی می توان برای اثبات هر کدام از آنها مقاله و مطلبی جداگانه را به تحریر درآورد کافی است تا بی
کفایتی مدیران دولت نهم را برای مردم آشکار سازد بطوریکه این وضعیت بسیاری از اصولگرایان را در
صف منتقدین دولت قرار داده و بسیاری از آنها نگران این موضوعند که مبادا به خاطر عملکرد اشتباه عده ای
قلیل، کل جریان و تفکر اصولگرایی زیر سوال برود در کنار اینهمه اتفاقاتی چون ماجراهایی که در مورد
اظهارات عجیب و غریب برخی از مسئولین و ادعاهای واهی آنها مطرح می شود، اظهارات رحیم مشایی
، ماجرای مسئولین وزارت علوم در دانشگاههای مختلف، ماجرای رسوایی وزیر کشور و عدم واکنش مسئولین
و بالاخص مجلس هشتم در این رابطه، اظهارات وزرای برکنار شده رئیس جمهور در مورد بی کفایتی دولت
از جمله دانش جعفری و یا نامه مظاهری رئیس بانک مرکزی و.... ماجراهایی که در مورد اختلاس و یا فساد
مالی و اخلاقی برخی مدیران که در محافل خصوصی و عمومی مطرح می گردد، فشارهای حساب شده ای که
از طریق کنترل آگهی هاو.... بررسانه ها وارد شده و در نهایت مرگ تدریجی آنها را در پی خواهد داشت،
رواج پدیده دروغگویی در میان برخی از مسئولین برای توجیه عملکردهای خویش در حوزه های
مختلف،استفاده ابزاری از تریبون های مذهبی برای تبلیغ خود و یا تخریب رقبا و... هر کدام به تنهایی
بحرانهای مختلفی را در ابعاد واندازه های مختلف در کشور ایجاد نموده که همه و همه در نهایت به ضرر
دولت تمام شده و اقبال عمومی مردم را نسبت به دولتمردان و تفکرات آنها با کاهش بسیار شدیدی روبرو نموده
است. و جالب اینکه همانگونه که قبل از این نیز ذکر شد بسیاری از این عزیزان بجای اینکه در صدد راه چاره
برآمده و برای جبران اشتباهات گذشته و نجات کشور تدبیری بیاندیشند، به فکر پاک کردن صورت مسئله
افتاده و حتی شنیده می شود که با تشکیل جلسات خصوصی نسبت به حتی حذف برخی از رسانه های مردمی
به طریق مختلف چاره اندیشی می نمایند! بهرصورت با توجه به موارد ذکر شده و فضایی که هم اکنون در
جامعه متصور است به نظر می آید که اقبال عمومی مردم به سمت شخصیت های اصلاح طلبی که متعهد به
نظام مقدس جمهوری اسلامی و دین مبین اسلام باشند بسیار بیشتر از گذشته می باشد و اگر چه اصلاح طلبان
در مقاطعی بخاطر انتخاب غلط برخی از مدیران و چهره های تندرو دچار اشتباه گردیدند و کشور را با
مشکلات دیگری روبرو نمودند اما در نهایت با مقایسه ای اجمالی می توان دریافت که سیاستها و تفکرات
اصلاح طلبان برای اداره کشور بسیار کارسازتر و موثرتر بوده و در نهایت حضور آنها در صحنه مدیریت
کشور میتواند کشور را از این وضعیت رهایی بخشد. و جان کلام اینکه اگر چه عملکرد دولت مردان نهم
فضائی از یاس و ناامیدی را در جامعه ایجاد نموده اما درک سیاسی و شعور بالای مردم این موضوع را
همواره در ذهن آنها متبادر میکند که این عملکرد را به کل نظام مقدس جمهوری اسلامی نسبت نداده و تنها
انتخاب غلط خود را نتیجه این حوادث بدانند و این مهم زمانی قابل درک است که حضور میلیونی مردم در
صحنه های مختلف از جمله راهپیمائی روز قدس و یا نماز عید سعید فطر مشاهده می شود، بدین معنا که مردم
فهیم ایران هرگز از نظام مقدس جمهوری اسلامی و دین مبین اسلام سرخورده نشده و فقط از نوع مدیریت
برخی از دولتمردان به ستوه آمده اند. اینروزها هرچه که به پایان روزهای زمامداری دولت نهم و انتخابات دهم
ریاست جمهوری نزدیک می شویم هراسی محسوس در جبهه اصولگرایان خودنمایی می کند هراسی که ناشی
از عملکرد بد و اشتباه آنها در قبال اداره کشور می باشد و دراین میان اصلاح طلبان می توانند تا با مطرح
کردن چهره ای شاخص که بتواند با طرحها و برنامه های خود و باتکیه بر خرد جمعی کشتی شکسته کشور را
از این اقیانوس پرتلاطم نجات بخشد، پیروز انتخابات آینده باشند. در پایان امیدواریم هر آنچه که به خیر و
صلاح مردم کشور عزیزمان از سوی خداوند متعال مقدر شده است به وقوع بپیوندد . انشاءالله